نهج البلاغه کلمات قصار حکمت شماره ۳۳۹ متن عربی با ترجمه فارسی (شرح ابن ابی الحدید)صفت مومن

حکمت ۳۳۳ صبحی صالح

۳۳۳-وَ قَالَ ( علیه‏السلام  )فِی صِفَهِ الْمُؤْمِنِ الْمُؤْمِنُ بِشْرُهُ فِی وَجْهِهِ وَ حُزْنُهُ فِی قَلْبِهِ أَوْسَعُ شَیْ‏ءٍ صَدْراً وَ أَذَلُّ شَیْ‏ءٍ نَفْساً یَکْرَهُ الرِّفْعَهَ وَ یَشْنَأُ السُّمْعَهَ طَوِیلٌ غَمُّهُ بَعِیدٌ هَمُّهُ کَثِیرٌ صَمْتُهُ مَشْغُولٌ وَقْتُهُ شَکُورٌ صَبُورٌ مَغْمُورٌ بِفِکْرَتِهِ ضَنِینٌ بِخَلَّتِهِ سَهْلُ الْخَلِیقَهِ لَیِّنُ الْعَرِیکَهِ نَفْسُهُ أَصْلَبُ مِنَ الصَّلْدِ وَ هُوَ أَذَلُّ مِنَ الْعَبْدِ

 حکمت ۳۳۹ شرح ابن ‏أبی ‏الحدید ج ۱۹           

۳۳۹: وَ قَالَ ع فِی صِفَهِ الْمُؤْمِنِ-  بِشْرُهُ فِی وَجْهِهِ وَ حُزْنُهُ فِی قَلْبِهِ-  أَوْسَعُ شَیْ‏ءٍ صَدْراً وَ أَذَلُّ شَیْ‏ءٍ نَفْساً-  یَکْرَهُ الرِّفْعَهَ وَ یَشْنَأُ السُّمْعَهَ-  طَوِیلٌ غَمُّهُ بَعِیدٌ هَمُّهُ-  کَثِیرٌ صَمْتُهُ مَشْغُولٌ وَقْتُهُ-  شَکُورٌ صَبُورٌ-  مَغْمُورٌ بِفِکْرَتِهِ ضَنِینٌ بِخَلَّتِهِ-  سَهْلُ الْخَلِیقَهِ لَیِّنُ الْعَرِیکَهِ-  نَفْسُهُ أَصْلَبُ مِنَ الصَّلْدِ-  وَ هُوَ أَذَلُّ مِنَ الْعَبْدِ

هذه صفات العارفین-  و قد تقدم کثیر من القول فی ذلک-  و کان یقال البشر عنوان النجاح-  و الأمر الذی یختص به العارف-  أن یکون بشره فی وجهه-  و هو حزین و حزنه فی قلبه-  و إلا فالبشر قد یوجد فی کثیر من الناس- . ثم ذکر أنه أوسع الناس صدرا و أذلهم نفسا-  و أنه یکره الرفعه و الصیت-  و جاء فی الخبر فی وصفهم-  کل خامل نومه- . و طول الغم و بعد الهم من صفاتهم-  و کذلک کثره الصمت-  و شغل الوقت بالذکر و العباده-  و کذلک الشکر و الصبر-  و الاستغراق فی الفکر و تدبر آیات الله تعالى فی خلقه-  و الضن بالخله و قله المخالطه و التوفر على العزله-  و حسن الخلق و لین الجانب-  و أن یکون قوی النفس جدا-  مع ذل للناس و تواضع بینهم-  و هذه الأمور کلها قد أتی علیها الشرح فیما تقدم

ترجمه فارسی شرح ابن‏ ابی الحدید

حکمت (۳۳۹)

و قال علیه السّلام فى صفه المؤمن: بشره فى وجهه و حزنه فى قلبه، اوسع شى‏ء صدرا، و اذلّ شى‏ء نفسا. یکره الرفعه، و یشنأ السمعه. طویل غمّه، بعید همّه، کثیر صمته، مشغول وقته، شکور صبور. مغمور بفکرته، ضنین بخلته. سهل الخلیقه، لین العریکه، نفسه اصلب من الصلد، و هو اذل من العبد.

و آن حضرت در صفت مؤمن فرموده است: «شادمانى او در چهره ‏اش و اندوهش در دل اوست، فراخ‏ترین چیز سینه اوست و زبون‏ترین چیز نفس اوست. برترى جستن را خوش نمى‏ دارد و نامورى را دشمن و ناپسند مى‏ شمرد. اندوهش دراز و همتش بلند و خاموشى او بسیار است، اوقاتش گرفتار و سپاسگزار شکیباست. فرو رفته در اندیشه خویش است، از اظهار نیاز خود سخت خویشتن‏دار است. خوش خوى و نرم است در حالى که نفس او از سنگ خاره سخت‏ تر است خود زبونتر از برده است.»

جلوه تاریخ در شرح نهج البلاغه ابن ابى الحدیدجلد ۸ //دکتر محمود مهدوى دامغانى

 

بازدیدها: ۵۴

نهج البلاغه کلمات قصار حکمت شماره ۳۳۸ متن عربی با ترجمه فارسی (شرح ابن ابی الحدید)

حکمت ۳۳۲ صبحی صالح

۳۳۲-وَ قَالَ ( علیه‏السلام  )السُّلْطَانُ وَزَعَهُ اللَّهِ فِی أَرْضِهِ

حکمت ۳۳۸ شرح ابن ‏أبی ‏الحدید ج ۱۹

۳۳۸: السُّلْطَانُ وَزَعَهُ اللَّهِ فِی أَرْضِهِ الوازع عن الشی‏ء الکاف عنه و المانع منه-  و الجمع وزعه مثل قاتل و قتله-  و قد قیل هذا المعنى کثیرا-  قالوا لا بد للناس من وزعه- . و قیل ما یزع الله عن الدین بالسلطان-  أکثر مما یزع عنه بالقرآن-  و تنسب هذه اللفظه إلى عثمان بن عفان- .

قال الشاعر

لا یصلح الناس فوضى لا سراه لهم
و لا سراه إذا جهالهم سادوا

و کان یقال السلطان القاهر و إن کان ظالما-  خیر للرعیه و للملک-  من السلطان الضعیف و إن کان عادلا- . و قال الله سبحانه وَ لَوْ لا دَفْعُ اللَّهِ النَّاسَ-  بَعْضَهُمْ بِبَعْضٍ لَفَسَدَتِ الْأَرْضُ-  قالوا فی تفسیره أراد السلطان

ترجمه فارسی شرح ابن‏ ابی الحدید

حکمت (۳۳۸)

السلطان وزعه الله فى ارضه.

«قدرت حاکمان پاسبانان خداوند در زمین اوست.»

ابن ابى الحدید مى‏گوید: وزعه جمع وازع به معنى بازدارنده است و در این معنى‏ سخن بسیار گفته شده است، از جمله منسوب به عثمان بن عفان است که گفته است: آنچه خداوند با قدرت حاکمان از دین باز مى‏ دارد بیش از آنچه است که با قرآن از آن باز مى‏ دارد. و گفته شده است: حاکم چیره هر چند ستمگر باشد، براى کشور و مردم بهتر از حاکم دادگرى است که ناتوان باشد.

جلوه تاریخ در شرح نهج البلاغه ابن ابى الحدیدجلد ۸ //دکتر محمود مهدوى دامغانى

 

بازدیدها: ۳۲

نهج البلاغه کلمات قصار حکمت شماره ۳۳۷ متن عربی با ترجمه فارسی (شرح ابن ابی الحدید)

حکمت ۳۳۱ صبحی صالح

۳۳۱-وَ قَالَ ( علیه‏السلام  )إِنَّ اللَّهَ سُبْحَانَهُ جَعَلَ الطَّاعَهَ غَنِیمَهَ الْأَکْیَاسِ عِنْدَ تَفْرِیطِ الْعَجَزَهِ

حکمت ۳۳۷ شرح ابن ‏أبی ‏الحدید ج ۱۹

۳۳۷: إِنَّ اللَّهَ سُبْحَانَهُ جَعَلَ الطَّاعَهَ غَنِیمَهَ الْأَکْیَاسِ-  عِنْدَ تَفْرِیطِ الْعَجَزَهِ الأکیاس العقلاء أولو الألباب-  قال ع جعل الله طاعته غنیمه هؤلاء-  إذا فرط فیها العجزه المخذلون من الناس-  کصید استذف لرجلین-  أحدهما جلد و الآخر عاجز-  فقعد عنه العاجز لعجزه و حرمانه-  و اقتنصه الجلد لشهامته و قوه جده

ترجمه فارسی شرح ابن‏ ابی الحدید

حکمت (۳۳۷)

انّ الله سبحانه جعل الطاعه غنیمه الاکیاس عند تفریط العجزه.

«خداوند سبحان فرمانبردارى را غنیمت زیرکان قرار داده است، آن گاه که ناتوانان در آن کوتاهى کنند.»

جلوه تاریخ در شرح نهج البلاغه ابن ابى الحدیدجلد ۸ //دکتر محمود مهدوى دامغانى

 

بازدیدها: ۲۰

نهج البلاغه کلمات قصار حکمت شماره ۳۳۶ متن عربی با ترجمه فارسی (شرح ابن ابی الحدید)

حکمت ۳۳۰ صبحی صالح

۳۳۰-وَ قَالَ ( علیه‏السلام  )أَقَلُّ مَا یَلْزَمُکُمْ لِلَّهِ أَلَّا تَسْتَعِینُوا بِنِعَمِهِ عَلَى مَعَاصِیه‏

حکمت ۳۳۶ شرح ابن ‏أبی ‏الحدید ج ۱۹

۳۳۶: أَقَلُّ مَا یَلْزَمُکُمْ لِلَّهِ سُبْحَانَهُ-  أَلَّا تَسْتَعِینُوا بِنِعَمِهِ عَلَى مَعَاصِیهِ لا شبهه أن من القبیح الفاحش-  أن ینعم الملک على بعض رعیته بمال و عبید و سلاح-  فیجعل ذلک المال ماده لعصیانه و الخروج علیه-  ثم یحاربه بأولئک العبید و بذلک السلاح بعینه- . و ما أحسن ما قال الصابی فی رسالته إلى سبکتکین من عز الدوله بختیار و لیت شعری بأی قدم تواقفنا-  و رایاتنا خافقه على رأسک-  و ممالیکنا عن یمینک و شمالک-  و خیلنا موسومه بأسمائنا تحتک-  و ثیابنا محوکه فی طرازنا على جسدک-  و سلاحنا المشحوذ لأعدائنا فی یدک‏

ترجمه فارسی شرح ابن‏ ابی الحدید

حکمت (۳۳۶)

اقلّ ما یلزمکم للّه سبحانه الّا تستعینوا بنعمه على معاصیه.

«کمترین حقى که براى خداوند سبحان بر عهده شماست، این است که از نعمتهاى او در نافرمانیهایش یارى مجویید.» در این تردید نیست که از کارهاى بسیار زشت یکى این است که اگر پادشاهى به یکى از رعیت خود مال و سلاح و بردگان ارزانى دارد، آن شخص این نعمتها را ماده عصیان و ابزار خروج بر او قرار دهد و همراه با آن بردگان و سلاح به جنگ با پادشاه برخیزد.

صابى در نامه‏ اى که از سوى عزّ الدوله بختیار براى سبکتکین نوشت، چنین آورده است و چه نیکوست: اى کاش مى‏ دانستم چگونه یاراى مقاومت در برابر ما مى ‏کنى و حال آنکه این پرچمهاى ماست که هنوز بر سرت سایه افکنده و بردگان ما بر جانب چپ و راست تو هستند و هنوز اسبهایى که داغ ما را دارند زیر ران تو و جامه ‏هاى بافته شده به نام ما بر تن توست و سلاحهاى تیز شده ما براى دشمنانمان در دست توست.

جلوه تاریخ در شرح نهج البلاغه ابن ابى الحدیدجلد ۸ //دکتر محمود مهدوى دامغانى

 

بازدیدها: ۹۲

نهج البلاغه کلمات قصار حکمت شماره ۳۳۵ متن عربی با ترجمه فارسی (شرح ابن ابی الحدید)

حکمت ۳۲۹ صبحی صالح

۳۲۹-وَ قَالَ ( علیه‏السلام  )الِاسْتِغْنَاءُ عَنِ الْعُذْرِ أَعَزُّ مِنَ الصِّدْقِ بِهِ

حکمت ۳۳۵ شرح ابن ‏أبی ‏الحدید ج ۱۹

۳۳۵: الِاسْتِغْنَاءُ عَنِ الْعُذْرِ أَعَزُّ مِنَ الصِّدْقِ بِهِ روی خیر من الصدق-  و المعنى لا تفعل شیئا تعتذر عنه-  و إن کنت صادقا فی العذر-  فألا تفعل خیر لک و أعز لک-  من أن تفعل ثم تعتذر و إن کنت صادقا- . و من حکم ابن المعتز-  لا یقوم عز الغضب بذل الاعتذار- . و کان یقال إیاک أن تقوم فی مقام معذره-  فرب عذر أسجل بذنب صاحبه- . اعتذر رجل إلى یحیى بن خالد-  فقال له ذنبک یستغیث من عذرک- . و من کلامهم ما رأیت عذرا أشبه بذنب من هذا- . و من کلامهم أضربه على ذنبه مائه-  و أضربه على عذره مائتین- .

قال شاعرهم

إذا کان وجه العذر لیس بواضح
فإن اطراح العذر خیر من العذر

کان النخعی یکره أن یعتذر إلیه و یقول-  اسکت معذورا فإن المعاذیر یحضرها الکذب

ترجمه فارسی شرح ابن‏ ابی الحدید

حکمت (۳۳۵)

الاستغناء عن العذر، اعزّ من الصدق به. 

«بى‏ نیازى از عذر، پرارزش‏تر است از عذر آوردن به راستى.»

ابن ابى الحدید مى‏ گوید: به صورت «خیر من الصدق به» هم روایت شده است و معنى آن چنین است که کارى مکن که نیازمند به پوزش خواستن شوى، هر چند در عذر خود صادق باشى که اگر چنان کنى براى تو بهتر و گرانقدرتر است از اینکه کارى انجام دهى و پوزش بخواهى هر چند که راستگو باشى.

جلوه تاریخ در شرح نهج البلاغه ابن ابى الحدیدجلد ۸ //دکتر محمود مهدوى دامغانى

 

بازدیدها: ۲۲

نهج البلاغه کلمات قصار حکمت شماره ۳۳۴ متن عربی با ترجمه فارسی (شرح ابن ابی الحدید)

حکمت ۳۲۸ صبحی صالح

۳۲۸-وَ قَالَ ( علیه‏السلام  )إِنَّ اللَّهَ سُبْحَانَهُ فَرَضَ فِی أَمْوَالِ الْأَغْنِیَاءِ أَقْوَاتَ الْفُقَرَاءِ فَمَا جَاعَ فَقِیرٌ إِلَّا بِمَا مُتِّعَ بِهِ غَنِیٌّ وَ اللَّهُ تَعَالَى سَائِلُهُمْ عَنْ ذَلِکَ

حکمت ۳۳۴ شرح ابن ‏أبی ‏الحدید ج ۱۹

۳۳۴: إِنَّ اللَّهَ سُبْحَانَهُ-  فَرَضَ فِی أَمْوَالِ الْأَغْنِیَاءِ أَقْوَاتَ الْفُقَرَاءِ-  فَمَا جَاعَ فَقِیرٌ إِلَّا بِمَا مُتِّعَ بِهِ غَنِیٌّ-  وَ اللَّهُ تَعَالَى جَدُّهُ سَائِلُهُمْ عَنْ ذَلِکَ قد تقدم القول فی الصدقه و فضلها و ما جاء فیها-  و قد ورد  فی الأخبار الصحیحه أن أبا ذر قال انتهیت إلى رسول الله ص-  و هو جالس فی ظل الکعبه-  فلما رآنی قال هم الأخسرون و رب الکعبه-  فقلت من هم قال هم الأکثرون أموالا-  إلا من قال هکذا و هکذا من بین یدیه و من خلفه-  و عن یمینه و عن شماله و قلیل ما هم-  ما من صاحب إبل و لا بقر و لا غنم لا یؤدی زکاتها-  إلا جاءت یوم القیامه أعظم ما کانت و أسمنه-  تنطحه بقرونها و تطأه بأظلافها-  کلما نفدت أخراها عادت علیه أولاها-  حتى یقضی الله بین الناس…

ترجمه فارسی شرح ابن‏ ابی الحدید

حکمت (۳۳۴)

انّ الله سبحانه فرض فى اموال الاغنیاء اقوات الفقراء، فما جاع فقیر الا بما متّع به غنىّ، و الله تعالى سائلهم عن ذلک.

«خداوند سبحان روزى درویشان را در اموال توانگران مقرر و واجب فرموده است، هیچ درویشى گرسنه نماند مگر به آنچه توانگرى حق او را باز داشت و خداوند متعال از این کار توانگران را باز خواست مى‏ کند.»

در اخبار صحیح نقل شده است که ابوذر مى‏ گفته است: به حضور پیامبر صلّى اللّه علیه و آله و سلّم که در سایه کعبه نشسته بود رفتم، همین که مرا دید، فرمود: به خداى کعبه که ایشان زیان کارانند. گفتم: چه کسانى فرمود: آنان که مال بسیار دارند، مگر کسى که از هر جانب مواظب باشد و چنین و چنان کند و بسیار اندک‏اند، هیچ دارنده گاو و شتر و گوسپندى نیست که زکات مال خود را نداده باشد مگر اینکه روز قیامت گاو و شتر و گوسپندش به صورت بسیار بزرگ و فربه او را احاطه مى‏ کند و مکرر با شاخهاى خود او را فرو مى کوبد و لگدکوب مى‏ سازد و این کار پیوسته تکرار مى ‏شود تا خداوند حساب مردم را برسد.

جلوه تاریخ در شرح نهج البلاغه ابن ابى الحدیدجلد ۸ //دکتر محمود مهدوى دامغانى

 

بازدیدها: ۲۲

نهج البلاغه کلمات قصار حکمت شماره ۳۳۳ متن عربی با ترجمه فارسی (شرح ابن ابی الحدید)

حکمت ۳۲۷ صبحی صالح

۳۲۷-وَ قَالَ ( علیه‏السلام  )مَا ظَفِرَ مَنْ ظَفِرَ الْإِثْمُ بِهِ وَ الْغَالِبُ بِالشَّرِّ مَغْلُوبٌ

حکمت ۳۳۳ شرح ابن ‏أبی ‏الحدید ج ۱۹

۳۳۳: مَا ظَفِرَ مَنْ ظَفِرَ الْإِثْمُ بِهِ-  وَ الْغَالِبُ بِالشَّرِّ مَغْلُوبٌ قد قال ع نحو هذا-  و ذکرناه فی هذا الکتاب

من قصر فی الخصومه ظلم و من بالغ فیها أثم

ترجمه فارسی شرح ابن‏ ابی الحدید

حکمت (۳۳۳)

ما ظفر من ظفر الاثم به، و الغالب بالشر مغلوب.

«آن کس که گناه بر او پیروز شد، پیروزى نیافته است و آن کس که با بدى چیره مى‏شود، در واقع مغلوب است.»

جلوه تاریخ در شرح نهج البلاغه ابن ابى الحدیدجلد ۸ //دکتر محمود مهدوى دامغانى

 

بازدیدها: ۱۵

نهج البلاغه کلمات قصار حکمت شماره ۳۳۲ متن عربی با ترجمه فارسی (شرح ابن ابی الحدید)

حکمت ۳۲۶ صبحی صالح

۳۲۶-وَ قَالَ ( علیه‏السلام  )الْعُمُرُ الَّذِی أَعْذَرَ اللَّهُ فِیهِ إِلَى ابْنِ آدَمَ سِتُّونَ سَنَهً

حکمت ۳۳۲ شرح ابن ‏أبی ‏الحدید ج ۱۹

۳۳۲ وَ قَالَ ع: الْعُمُرُ الَّذِی أَعْذَرَ اللَّهُ فِیهِ إِلَى ابْنِ آدَمَ سِتُّونَ سَنَهً أعذر الله فیه أی سوغ لابن آدم أن یعتذر-  یعنی أن ما قبل الستین-  هی أیام الصبا و الشبیبه و الکهوله-  و قد یمکن أن یعذر الإنسان فیه-  على اتباع هوى النفس لغلبه الشهوه و شره الحداثه-  فإذا تجاوز الستین دخل فی سن الشیخوخه-  و ذهبت عنه غلواء شرته فلا عذر له فی الجهل- . و قد قالت الشعراء نحو هذا المعنى-  فی دون هذه السن التی عینها ع- . و قال بعضهم

 إذا ما المرء قصر ثم مرت
علیه الأربعون عن الرجال‏

و لم یلحق بصالحهم فدعه‏
فلیس بلاحق أخرى اللیالی‏

ترجمه فارسی شرح ابن‏ ابی الحدید

حکمت (۳۳۲)

و قال علیه السّلام: العمر الذى اعذر الله فیه الى ابن آدم ستون سنه.

«میزان عمرى که خداوند در آن عذر آدمى را مى‏ پذیرد، شصت سال است.»

یعنى خداوند متعال براى آدمى مدت عمرى را که عذر او را مى ‏پذیرد تا شصت سالگى است که دوران کودکى و جوانى و کهولت است و به مناسبت غلبه شهوت و پیروى از خواهش نفس و شور و شر جوانى ممکن است عذر آدمى پذیرفته شود و چون از شصت سالگى بگذرد به سن پیرى رسیده است و شور و شر او کاستى مى‏ پذیرد و دیگر عذرى براى نادانى او پذیرفته نیست. شاعران هم در این باره و در مورد کمتر از شصت سالگى اشعارى سروده ‏اند و یکى از ایشان چنین سروده است: چون مرد چهل ساله شود و از دیگر مردان فروتر ماند و خود را به صالحان پیوسته نسازد، او را رها کن که در باقى مانده روزگار خود به آنان نخواهد پیوست.

جلوه تاریخ در شرح نهج البلاغه ابن ابى الحدیدجلد ۸ //دکتر محمود مهدوى دامغانى

بازدیدها: ۵۳

نهج البلاغه کلمات قصار حکمت شماره ۳۳۱ متن عربی با ترجمه فارسی (شرح ابن ابی الحدید)محمد ابن ابی بکر

حکمت ۳۲۵ صبحی صالح

۳۲۵- وَ قَالَ ( علیه‏السلام  ) لَمَّا بَلَغَهُ قَتْلُ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِی بَکْرٍإِنَّ حُزْنَنَا عَلَیْهِ عَلَى قَدْرِ سُرُورِهِمْ بِهِ إِلَّا أَنَّهُمْ نَقَصُوا بَغِیضاً وَ نَقَصْنَا حَبِیباً

حکمت ۳۳۱ شرح ابن ‏أبی ‏الحدید ج ۱۹

۳۳۱: وَ قَالَ ع لَمَّا بَلَغَهُ قَتْلُ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِی بَکْرٍ رَضِیَ اللَّهُ عَنْهُ-  إِنَّ حُزْنَنَا عَلَیْهِ عَلَى قَدْرِ سُرُورِهِمْ بِهِ-  إِلَّا أَنَّهُمْ نُقِصُوا بَغِیضاً وَ نُقِصْنَا حَبِیباً قد تقدم ذکر مقتل محمد بن أبی بکر رضی الله عنه-  و قال ع إن حزننا به فی العظم على قدر فرحهم به-  و لکن وقع التفاوت بیننا و بینهم من وجه آخر-  و هو أنا نقصنا حبیبا إلینا-  و أما هم فنقصوا بغیضا إلیهم- . فإن قلت کیف نقصوا-  و معلوم أن أهل الشام ما نقصوا بقتل محمد شیئا-  لأنه لیس فی عددهم- . قلت لما کان أهل الشام-  یعدون فی کل وقت-  أعداءهم و بغضاءهم من أهل العراق-  و صار ذلک العدد معلوما عندهم محصور الکمیه-  نقصوا بقتل محمد من ذلک العدد واحدا-  فإن النقص لیس من عدد أصحابهم-  بل من عدد أعدائهم-  الذین کانوا یتربصون بهم الدوائر-  و یتمنون لهم الخطوب و الأحداث-  کأنه یقول استراحوا من واحد-  من جمله جماعه کانوا ینتظرون موتهم

ترجمه فارسی شرح ابن‏ ابی الحدید

حکمت (۳۳۱)

و قال علیه السّلام لما بلغه قتل محمد بن ابى بکر رضى الله عنه: انّ حزننا علیه على قدر سرورهم به، الا انّهم نقصوا بغیضا، و نقصنا حبیبا. چون خبر کشته شدن محمد بن ابى بکر که خدایش از او خشنود باد، به آن حضرت رسید فرمود: «همانا اندوه ما بر او به اندازه شادى ایشان است، جز آنکه ایشان را دشمنى کاسته‏ شد و ما را دوستى.»

جلوه تاریخ در شرح نهج البلاغه ابن ابى الحدیدجلد ۸ //دکتر محمود مهدوى دامغانى

 

بازدیدها: ۱۲۱

نهج البلاغه کلمات قصار حکمت شماره ۳۳۰ متن عربی با ترجمه فارسی (شرح ابن ابی الحدید)

حکمت ۳۲۴ صبحی صالح

۳۲۴-وَ قَالَ ( علیه‏السلام  )اتَّقُوا مَعَاصِیَ اللَّهِ فِی الْخَلَوَاتِ فَإِنَّ الشَّاهِدَ هُوَ الْحَاکِم‏

حکمت ۳۳۰ شرح ابن ‏أبی ‏الحدید ج ۱۹

۳۳۰: اتَّقُوا مَعَاصِیَ اللَّهِ فِی الْخَلَوَاتِ-  فَإِنَّ الشَّاهِدَ هُوَ الْحَاکِمُ إذا کان الشاهد هو الحاکم استغنى عمن یشهد عنده-  فالإنسان إذن جدیر أن یتقى الله حق تقاته-  لأنه تعالى الحاکم فیه و هو الشاهد علیه‏

ترجمه فارسی شرح ابن‏ ابی الحدید

حکمت (۳۳۰)

اتقوا معاصى الله فى الخلوات، فان الشاهد هو الحاکم.

«از نافرمانیهاى خدا در خلوتها بپرهیزید که شاهد خود حاکم است.»

هنگامى که شاهد خودش حاکم باشد از اینکه گواهى در حضورش گواهى دهد بى‏ نیاز است، بنابراین شایسته است آدمى از خداوند چنان که شایسته است، پرهیز کند که خداوند متعال خود شاهد و حاکم است.

جلوه تاریخ در شرح نهج البلاغه ابن ابى الحدیدجلد ۸ //دکتر محمود مهدوى دامغانى

 

 

 

بازدیدها: ۲۵

نهج البلاغه کلمات قصار حکمت شماره ۳۲۹ متن عربی با ترجمه فارسی (شرح ابن ابی الحدید)

حکمت ۳۲۳ صبحی صالح

۳۲۳-وَ قَالَ ( علیه‏السلام  )وَ قَدْ مَرَّ بِقَتْلَى الْخَوَارِجِ یَوْمَ النَّهْرَوَانِ بُؤْساً لَکُمْ لَقَدْ ضَرَّکُمْ مَنْ غَرَّکُمْ فَقِیلَ لَهُ مَنْ غَرَّهُمْ یَا أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ فَقَالَ الشَّیْطَانُ الْمُضِلُّ وَ الْأَنْفُسُ الْأَمَّارَهُ بِالسُّوءِ غَرَّتْهُمْ بِالْأَمَانِیِّ وَ فَسَحَتْ لَهُمْ بِالْمَعَاصِی وَ وَعَدَتْهُمُ الْإِظْهَارَ فَاقْتَحَمَتْ بِهِمُ النَّارَ

حکمت ۳۲۹ شرح ابن ‏أبی ‏الحدید ج ۱۹

۳۲۹: وَ قَالَ ع وَ قَدْ مَرَّ بِقَتْلَى الْخَوَارِجِ یَوْمَ النَّهْرَوَانِ-  بُؤْساً لَکُمْ لَقَدْ ضَرَّکُمْ مَنْ غَرَّکُمْ-  فَقِیلَ لَهُ مَنْ غَرَّهُمْ یَا أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ-  فَقَالَ الشَّیْطَانُ الْمُضِلُّ وَ النَّفْسُ الْأَمَّارَهُ بِالسُّوءِ-  غَرَّتْهُمْ بِالْأَمَانِیِّ وَ فَسَحَتْ لَهُمْ فِی الْمَعَاصِی-  وَ وَعَدَتْهُمُ الْإِظْهَارَ فَاقْتَحَمَتْ بِهِمُ النَّارَ یقال بؤسى لزید و بؤسا بالتنوین لزید-  فبؤسى نظیره نعمى و بؤسا نظیره نعمه-  ینتصب على المصدر- . و هذا الکلام رد على المجبره-  و تصریح بأن النفس الأماره بالسوء هی الفاعله- . و الإظهار مصدر أظهرته على زید-  أی جعلته ظاهرا علیه غالبا له-  أی وعدتهم الانتصار و الظفر

ترجمه فارسی شرح ابن‏ ابی الحدید

حکمت (۳۲۹)

و قال علیه السّلام و قد مرّ بقتلى الخوارج یوم النهروان: بؤسا لکم لقد ضرّکم من غرّکم.فقیل له: من غرّهم یا امیر المؤمنین فقال: الشیطان المضلّ، و النّفس الامّاره بالسوء، غرّتهم بالامانىّ، و فسحت لهم فى المعاصى،و وعدتهم الاظهار، فاقتحمت بهم النار.

و چون آن حضرت به جنگ نهروان از کنار کشتگان خوارج گذشت، فرمود: «بدا به حال شما، آن کس که شما را فریب داد، زیانتان زد.» گفته شد: اى امیر المؤمنین چه کسى ایشان را فریب داد فرمود: «شیطان گمراه کننده و نفس به بدى فرمان دهنده که آنان را با آرزوها فریفت و راه را براى گناهان و نافرمانیهاشان گشود، وعده پیروزى به ایشان داد و آنان را به دوزخ درآورد.»

جلوه تاریخ در شرح نهج البلاغه ابن ابى الحدیدجلد ۸ //دکتر محمود مهدوى دامغانى

 

بازدیدها: ۱۶

نهج البلاغه کلمات قصار حکمت شماره ۳۲۸ متن عربی با ترجمه فارسی (شرح ابن ابی الحدید)

حکمت ۳۲۲ صبحی صالح

۳۲۲-وَ رُوِیَ أَنَّهُ ( علیه‏السلام  )لَمَّا وَرَدَ الْکُوفَهَ قَادِماً مِنْ صِفِّینَ مَرَّ بِالشِّبَامِیِّینَ فَسَمِعَ بُکَاءَ النِّسَاءِ عَلَى قَتْلَى صِفِّینَ وَ خَرَجَ إِلَیْهِ حَرْبُ بْنُ شُرَحْبِیلَ الشِّبَامِیِّ وَ کَانَ مِنْ وُجُوهِ قَوْمِهِ فَقَالَ ( علیه‏السلام  )لَهُ أَ تَغْلِبُکُمْ نِسَاؤُکُمْ عَلَى مَا أَسْمَعُ أَ لَا تَنْهَوْنَهُنَّ عَنْ هَذَا الرَّنِینِ وَ أَقْبَلَ حَرْبٌ یَمْشِی مَعَهُ وَ هُوَ ( علیه‏السلام  )رَاکِبٌ فَقَالَ ( علیه ‏السلام  )

ارْجِعْ فَإِنَّ مَشْیَ مِثْلِکَ مَعَ مِثْلِی فِتْنَهٌ لِلْوَالِی وَ مَذَلَّهٌ لِلْمُؤْمِن‏

حکمت ۳۲۸ شرح ابن ‏أبی ‏الحدید ج ۱۹

۳۲۸ وَ رُوِیَ: أَنَّهُ ع لَمَّا وَرَدَ الْکُوفَهَ-  قَادِماً مِنْ صِفِّینَ مَرَّ بِالشِّبَامِیِّینَ-  فَسَمِعَ بُکَاءَ النِّسَاءِ عَلَى قَتْلَى صِفِّینَ-  وَ خَرَجَ إِلَیْهِ حَرْبُ بْنُ شُرَحْبِیلَ الشِّبَامِیِّ-  وَ کَانَ مِنْ وُجُوهِ قَوْمِهِ فَقَالَ لَهُ-  أَ یَغْلِبُکُمْ نِسَاؤُکُمْ عَلَى مَا أَسْمَعُ-  أَ لَا تَنْهَوْنَهُنَّ عَنْ هَذَا الرَّنِینِ-  وَ أَقْبَلَ حَرْبٌ یَمْشِی مَعَهُ وَ هُوَ ع رَاکِبٌ-  فَقَالَ لَهُ ارْجِعْ فَإِنَّ مَشْیَ مِثْلِکَ مَعَ مِثْلِی-  فِتْنَهٌ لِلْوَالِی وَ مَذَلَّهٌ لِلْمُؤْمِنِ قد ذکرنا نسب الشبامیین-  فیما اقتصصناه من أخبار صفین فی أول الکتاب- . و الرنین الصوت-  و إنما جعله فتنه للوالی-  لما یتداخله من العجب بنفسه و الزهو-  و لا ریب أیضا فی أنه مذله للمؤمن-  فإن الرجل الماشی إلى رکاب الفارس أذل الناس

ترجمه فارسی شرح ابن‏ ابی الحدید

حکمت (۳۲۸)

و روى انه علیه السّلام لمّا ورد الکوفه قادمأ من صفین مرّ بالشّبامیین، فسمع بکاء النساء على قتلى صفین، و خرج الیه حرب بن شرحبیل الشّبامى، و کان من وجوه قومه، فقال له: ایغلبکم نساؤکم على ما اسمع، الا تنهونهنّ عن هذا الرنین و اقبل حرب یمشى معه و هو علیه السّلام راکب فقال له: ارجع فان مشى مثلک مع مثلى فتنه للوالى و مذلّه للمومن. و روایت شده است که چون آن حضرت از جنگ صفین به کوفه باز آمد از کنار شبامیان گذشت و مویه زنان را بر کشتگان صفین شنید. حرب بن شرحبیل شبامى که از سران قوم خود بود، به حضورش شتافت، على علیه السّلام به او فرمود: «آیا زنان شما بر آنچه مى‏ شنوم-  مویه و زارى-  بر شما چیره شده‏ اند، آیا ایشان را از این هیاهو باز نمى‏ دارید» در آن حال حرب پیاده کنار مرکب آن حضرت راه مى‏ رفت، فرمود: «باز گرد که پیاده راه رفتن کسى همچون تو همراه کسى مانند من مایه شیفتگى حاکم و زبونى مؤمن است.»

جلوه تاریخ در شرح نهج البلاغه ابن ابى الحدیدجلد ۸ //دکتر محمود مهدوى دامغانى

 

بازدیدها: ۱۳

نهج البلاغه کلمات قصار حکمت شماره ۳۲۷ متن عربی با ترجمه فارسی (شرح ابن ابی الحدید)

حکمت ۳۲۱ صبحی صالح

۳۲۱-وَ قَالَ ( علیه‏السلام  )لِعَبْدِ اللَّهِ بْنِ الْعَبَّاسِ وَ قَدْ أَشَارَ إِلَیْهِ فِی شَیْ‏ءٍ لَمْ یُوَافِقْ رَأْیَهُ لَکَ أَنْ تُشِیرَ عَلَیَّ وَ أَرَى فَإِنْ عَصَیْتُکَ فَأَطِعْنِی

حکمت ۳۲۷ شرح ابن ‏أبی ‏الحدید ج ۱۹

۳۲۷: وَ قَالَ ع لِعَبْدِ اللَّهِ بْنِ الْعَبَّاسِ رَضِیَ اللَّهُ عَنْهُ-  وَ قَدْ أَشَارَ إِلَیْهِ فِی شَیْ‏ءٍ لَمْ یُوَافِقْ رَأْیَهُ-  لَکَ أَنْ تُشِیرَ عَلَیَّ وَ أَرَى فَإِذَا عَصَیْتُکَ فَأَطِعْنِی الإمام أفضل من الرعیه رأیا و تدبیرا-  فالواجب على من یشیر علیه بأمر فلا یقبل-  أن یطیع و یسلم-  و یعلم أن الإمام قد عرف من المصلحه ما لم یعرف- . و لقد أحسن الصابی فی قوله فی بعض رسائله-  و لو لا فضل الرعاه على الرعایا-  فی بعد مطرح النظره و استشفاف عیب العاقبه-  لتساوت الأقدام و تقاربت الأفهام-  و استغنى المأموم عن الإمام

ترجمه فارسی شرح ابن‏ ابی الحدید

حکمت (۳۲۷)

و قال علیه السّلام لعبد الله بن عباس رضى الله عنه و قد اشار الیه فى شى‏ء لم یوافق رایه: لک ان تشیر علىّ و رى، فاذا عصیتک فاطعنى.

«و آن حضرت به عبد الله بن عباس (ره) که نظرى داده بود و با آن موافقت نفرموده بود، گفت: بر عهده توست که به من نظر دهى و من بنگرم و چون با تو مخالفت کردم، باید از من فرمان برى.»

امام از رعیت از لحاظ رأى و تدبیر برتر است و بر کسى که نظرى را بر او عرضه مى‏ دارد و او نمى‏ پذیرد، واجب است از او اطاعت کند و نظر امام را بپذیرد و بداند که‏امام مصلحتى را مى‏ شناسد و مى‏ داند که او نمى‏ داند.

جلوه تاریخ در شرح نهج البلاغه ابن ابى الحدیدجلد ۸ //دکتر محمود مهدوى دامغانى

 

بازدیدها: ۸

نهج البلاغه کلمات قصار حکمت شماره ۳۲۶ متن عربی با ترجمه فارسی (شرح ابن ابی الحدید)

حکمت ۳۲۰ صبحی صالح

۳۲۰-وَ قَالَ ( علیه‏السلام  )لِسَائِلٍ سَأَلَهُ عَنْ مُعْضِلَهٍ سَلْ تَفَقُّهاً وَ لَا تَسْأَلْ تَعَنُّتاً فَإِنَّ الْجَاهِلَ الْمُتَعَلِّمَ شَبِیهٌ بِالْعَالِمِ وَ إِنَّ الْعَالِمَ الْمُتَعَسِّفَ شَبِیهٌ بِالْجَاهِلِ الْمُتَعَنِّتِ

حکمت ۳۲۶ شرح ابن ‏أبی ‏الحدید ج ۱۹

۳۲۶: وَ قَالَ لِسَائِلٍ سَأَلَهُ عَنْ مَسْأَلَهٍ-  سَلْ تَفَقُّهاً وَ لَا تَسْأَلْ تَعَنُّتاً-  فَإِنَّ الْجَاهِلَ الْمُتَعَلِّمَ شَبِیهٌ بِالْعَالِمِ-  وَ إِنَّ الْعَالِمَ الْمُتَعَنِّتَ شَبِیهٌ بِالْجَاهِلِ قد ورد نهی کثیر عن السؤال على طریق الإعنات- . و قال أمیر المؤمنین ع فی کلام له من حق العالم ألا تکثر علیه بالسؤال-  و لا تعنته فی الجواب-  و لا تضع له غامضات المسائل-  و لا تلح علیه إذا کسل-  و لا تأخذ بثوبه إذا نهض-  و لا تفش له سرا و لا تغتابن عنده أحدا-  و لا تنقلن إلیه حدیثا-  و لا تطلبن عثرته و إن زل قبلت معذرته-  و علیک أن توقره و تعظمه لله ما دام حافظا أمر الله-  و لا تجلس أمامه-  و إذا کانت له حاجه فاسبق أصحابک إلى خدمته – .

و قال ابن سیرین لسائل سأله-  سل أخاک إبلیس-  إنک لن تسأل و أنت طالب رشد- . و قالوا اللهم إنا نعوذ بک أن تعنت-  کما نعوذ بک أن نعنت-  و نستکفیک أن تفضح کما نستکفیک أن نفضح- . و قالوا إذا آنس المعلم من التلمیذ سؤال التعنت-  حرم علیه تعلیمه

ترجمه فارسی شرح ابن‏ ابی الحدید

حکمت (۳۲۶)

و قال لسائل ساله عن مسأله: سل تفقها و لا تسأل تعنتا، فانّ الجاهل المتعلم شبیه بالعالم، و ان العالم المتعنّت شبیه بالجاهل. به پرسنده‏اى که مسأله دشوارى را از او پرسید، فرمود: «براى دانستن بپرس نه براى آزار دادن، که نادان آموزنده شبیه به داناست و داناى بیرون از راه چون نادان است.»

جلوه تاریخ در شرح نهج البلاغه ابن ابى الحدیدجلد ۸ //دکتر محمود مهدوى دامغانى

 

بازدیدها: ۵۷

نهج البلاغه کلمات قصار حکمت شماره ۳۲۵ متن عربی با ترجمه فارسی (شرح ابن ابی الحدید)

حکمت ۳۱۹ صبحی صالح

۳۱۹-وَ قَالَ ( علیه‏السلام  )لِابْنِهِ مُحَمَّدِ ابْنِ الْحَنَفِیَّهِ یَا بُنَیَّ إِنِّی أَخَافُ عَلَیْکَ الْفَقْرَ فَاسْتَعِذْ بِاللَّهِ مِنْهُ فَإِنَّ الْفَقْرَ مَنْقَصَهٌ لِلدِّینِ مَدْهَشَهٌ لِلْعَقْلِ دَاعِیَهٌ لِلْمَقْت‏

حکمت ۳۲۵ شرح ابن ‏أبی ‏الحدید ج ۱۹

۳۲۵: وَ قَالَ ع لِابنْهِ یَا بُنَیَّ إِنِّی أَخَافُ عَلَیْکَ الْفَقْرَ-  فَاسْتَعِذْ بِاللَّهِ مِنْهُ-  فَإِنَّ الْفَقْرَ مَنْقَصَهٌ لِلدِّینِ-  مَدْهَشَهٌ لِلْعَقْلِ دَاعِیَهٌ لِلْمَقْتِ

نبذ من الأقوال الحکیمه فی الفقر و الغنى

هذا موضع قد اختلف الناس فیه کثیرا-  ففضل قوم الغنى و فضل قوم الفقر-  فقال أصحاب الغنى-  قد وصف الله تعالى المال فسماه خیرا-  فقال إِنِّی أَحْبَبْتُ حُبَّ الْخَیْرِ عَنْ ذِکْرِ رَبِّی-  و قال ممتنا على عباده-  واعدا لهم بالإنعام و الإحسان-  وَ یُمْدِدْکُمْ بِأَمْوالٍ وَ بَنِینَ-  و قال وَ جَعَلْتُ لَهُ مالًا مَمْدُوداً- . و قال النبی ص المال الحسب إن أحساب أهل الدنیا هذا المال و  قال ع نعم العون على تقوى الله المال – .

قالوا و لا ریب أن الأعمال الجلیله العظیمه الثواب-  لا یتهیأ حصولها إلا بالمال-  کالحج و الوقوف و الصدقات و الزکوات و الجهاد- . و قد جاء فی الخبر خیر المال سکه مأبوره أو مهره مأموره- . و قالت الحکماء المال یرفع صاحبه-  و إن کان وضیع النسب قلیل الأدب-  و ینصره و إن کان جبانا-  و یبسط لسانه و إن کان عیا-  به توصل الأرحام و تصان الأعراض-  و تظهر المروءه و تتم الرئاسه-  و یعمر العالم و تبلغ الأغراض-  و تدرک المطالب و تنال المآرب-  یصلک إذا قطعک الناس-  و ینصرک إذا خذلوک-  و یستعبد لک الأحرار-  و لو لا المال لما بان کرم الکریم-  و لا ظهر لؤم اللئیم-  و لا شکر جواد و لا ذم بخیل-  و لا صین حریم و لا أدرک نعیم- . و قال الشاعر

المال أنفع للفتى من علمه
و الفقر أقتل للفتى من جهله‏

ما ضر من رفع الدراهم قدره‏
جهل یناط إلى دناءه أصله‏

و قال آخر

دعوت أخی فولى مشمئزا
و لبى درهمی لما دعوت‏

و قال آخر

و لم أر أوفى ذمه من دراهمی
و أصدق عهدا فی الأمور العظائم‏

فکم خاننی خل وثقت بعهده‏
و کان صدیقا لی زمان الدراهم‏

و قال آخر

أبو الأصفر المنقوش أنفع للفتى
من الأصل و العلم الخطیر المقدم‏

و ما مدح العلم امرؤ ظفرت به
یداه و لکن کل مقو و معدم‏

 و قال الشاعر

و لم أر بعد الدین خیرا من الغنى
و لم أر بعد الکفر شرا من الفقر

و قال العتابی-  الناس لصاحب المال ألزم من الشعاع للشمس-  و هو عندهم أرفع من السماء و أعذب من الماء-  و أحلى من الشهد و أزکى من الورد-  خطؤه صواب و سیئته حسنه و قوله مقبول-  یغشى مجلسه و لا یمل حدیثه-  و المفلس عندهم أکذب من لمعان السراب-  و من رؤیا الکظه-  و من مرآه اللقوه و من سحاب تموز-  لا یسأل عنه إن غاب و لا یسلم علیه إذا قدم-  إن غاب شتموه و إن حضر طردوه-  مصافحته تنقض الوضوء و قراءته تقطع الصلاه-  أثقل من الأمانه و أبغض من السائل المبرم- . و قال بعض الشعراء الظرفاء-  و أحسن کل الإحسان مع خلاعته- 

أصون دراهمی و أذب عنها
لعلمی أنها سیفی و ترسی‏

و أذخرها و أجمعها بجهدی‏
و یأخذ وارثی منها و عرسی‏

فیأکلها و یشربها هنیئا
على النغمات من نقر و جس‏

و یقعد فوق قبری بعد موتی‏
و لا یتصدقن عنی بفلس‏

أحب إلی من قصدی عظیما
کبیرا أصله من عبد شمس‏

أمد إلیه کفی مستمیحا
و أصبح عبد خدمته و أمسی‏

و یترکنی أجر الرجل منی
و قد صارت کنفس الکلب نفسی‏

ترجمه فارسی شرح ابن‏ ابی الحدید

حکمت (۳۲۵)

و قال علیه السّلام لابنه محمد بن الحنفیه: یا بنىّ انى اخاف علیک الفقر: فاستعذ بالله منه، فان الفقر منقصه للدین، مدهشه للعقل، داعیه للمقت.

و آن حضرت به پسر خود محمد بن حنفیه فرمود: «پسرکم من از درویشى بر تو بیمناکم، از آن به خدا پناه ببر که فقر مایه کاستى در دین و سرگردان کننده خرد و برانگیزنده دشمنى است.»

ابن ابى الحدید نمونه‏ هایى از سخنان حکمت آمیز را درباره درویشى و توانگرى آورده است که به ترجمه پاره‏اى از آن بسنده مى ‏شود.

او مى‏ گوید: این مسأله از موارد اختلاف مردم است که در آن بسیار اختلاف کرده ‏اند، قومى توانگرى را برترى داده ‏اند و قومى درویشى را. طرفداران توانگرى گفته ‏اند: خداوند متعال مال را وصف فرموده و آن را خیر نام نهاده است، در آنجا که‏ مى ‏فرماید: «من دوستى خیر را از یاد پروردگار خود دوست ‏تر داشتم.» همچنین در بیان نعمتهاى خود به بندگان خویش و در حالى که انعام و احسان به آنان وعده مى‏ دهد، فرموده است: «و شما را با اموال و پسران مدد مى ‏رساند.» و فرموده است: «براى او مالى گسترده و فراوان قرار دادم.» و پیامبر صلّى اللّه علیه و آله و سلّم فرموده است: «مال مایه بسندگى است و بسندگیهاى مردم این جهانى همین مال است.» و هم فرموده است: «مال براى پرهیزگارى از خداوند کمک پسندیده ‏اى است.» خردمندان گفته‏ اند: تردید نیست که کارهاى بزرگ و داراى ثواب بسیار جز با مال صورت نمى‏ گیرد، نظیر حج و وقوف به عرفات و وقف کردن اموال و صدقات و زکات و جهاد.

شاعرى گفته است: «پس از دین چیزى را بهتر از توانگرى نمى بینم و پس از کفر چیزى را بدتر از درویشى نمى ‏بینم.» طرفداران درویشى گفته ‏اند: توانگرى سبب سرکشى است که خداوند متعال فرموده است: «همانا که چون آدمى خویشتن را توانگر بیند، سرکشى مى‏ ورزد.»، و نیز فرموده است: «و چون بر آدمى نعمت ارزانى مى‏ داریم، روى مى‏ گرداند و کناره مى ‏گیرد.» و گفته شده است: توانگرى مایه سرمستى است و توانگرى نفس بهتر از توانگرى به مال است. و خداوند متعال مال را نکوهش کرده و فرموده است: «همانا اموال و اولاد شما فتنه‏ اند.» ابو العتاهیه چه نیکو سروده است: مگر نمى‏ بینى که براى درویشى امید توانگرى مى ‏رود و حال آنکه بر توانگرى بیم درویشى است.

و شاعرى از پیشینیان چه نیکو سروده و گفته است: گاه توانگرى آدمى را نابود مى‏ سازد، همان گونه که طاووس به سبب پر و بالش سربریده مى ‏شود.

و در خبر آمده است که سبک باران-  درویشان-  نجات یافته ‏اند.

و گفته ‏اند درویشى مایه سبک بارى و توانگرى مایه سنگین بارى است.

جلوه تاریخ در شرح نهج البلاغه ابن ابى الحدیدجلد ۸ //دکتر محمود مهدوى دامغانى

بازدیدها: ۳۱۷

نهج البلاغه کلمات قصار حکمت شماره ۳۲۴ متن عربی با ترجمه فارسی (شرح ابن ابی الحدید)

حکمت ۳۱۸ صبحی صالح

۳۱۸-وَ قِیلَ لَهُ بِأَیِّ شَیْ‏ءٍ غَلَبْتَ الْأَقْرَانَ فَقَالَ ( علیه‏السلام  )مَا لَقِیتُ رَجُلًا إِلَّا أَعَانَنِی عَلَى نَفْسِهِ‏

قال الرضی یومئ بذلک إلى تمکن هیبته فی القلوب

حکمت ۳۲۴ شرح ابن ‏أبی ‏الحدید ج ۱۹

۳۲۴: وَ قِیلَ لَهُ ع بِأَیِّ شَیْ‏ءٍ غَلَبْتَ الْأَقْرَانَ-  قَالَ مَا لَقِیتُ أَحَداً إِلَّا أَعَانَنِی عَلَى نَفْسِهِ قال الرضی رحمه الله تعالى-  یومئ بذلک إلى تمکن هیبته فی القلوب قالت الحکماء الوهم مؤثر و هذا حق-  لأن المریض إذا تقرر فی وهمه أن مرضه قاتل له-  ربما هلک بالوهم و کذلک من تلسبه الحیه-  و یقع فی خیاله أنها قاتلته-  فإنه لا یکاد یسلم منها-  و قد ضربوا لذلک مثالا-  الماشی على جذع معترض على مهواه-  فإن وهمه و تخیله السقوط یقتضی سقوطه-  و إلا فمشیه علیه و هو منصوب على المهواه-  کمشیه علیه و هو ملقى على الأرض-  لا فرق بینهما إلا الوهم و الخوف و الإشفاق و الحذر-  فکذلک الذین بارزوا علیا ع من الأقران-  لما کان قد طار صیته-  و اجتمعت الکلمه أنه ما بارزه أحد إلا کان المقتول-  غلب الوهم علیهم فقصرت أنفسهم عن مقاومته-  و انخذلت أیدیهم و جوارحهم عن مناهضته-  و کان هو فی الغایه القصوى من الشجاعه و الإقدام-  فیقتحم علیهم و یقتلهم

ترجمه فارسی شرح ابن‏ ابی الحدید

حکمت (۳۲۴)

و قیل له علیه السّلام: باىّ شى‏ء غلبت الاقران قال: ما لقیت احدا الّا اعاننى على نفسه. قال الرضى رحمه الله تعالى: یؤمى‏ء بذلک الى تمکن هیبته فى القلوب.

به آن حضرت گفته شد: به چیزى بر هماوردان چیره شدى فرمود: «با هیچ کس رویاروى نشدم مگر اینکه مرا بر کشتن خود یارى داد.» سید رضى که خداوند متعال او را رحمت فرماید گفته است: یعنى بیم و هیبت او در دلها استوار بوده است.

ابن ابى الحدید مى‏ گوید: حکیمان گفته ‏اند، گمان مؤثر است زیرا اگر بیمارى گمان کند و در پندار او چنین باشد که بیمارى او کشنده است، چه بسا که با همان گمان و پندار بمیرد. همچنین کسى که مار او را بگزد و چنین خیال کند که زهر مار او را مى‏ کشد، از آن به سلامت نمى‏ ماند… همین گونه به سبب شهرت على علیه السّلام در این موضوع که هر کس با او جنگ کند کشته مى‏ شود، بر هماوردان این گمان غالب مى‏ شد و ناچار از مقاومت در قبال او عاجز مى‏ ماندند.

جلوه تاریخ در شرح نهج البلاغه ابن ابى الحدیدجلد ۸ //دکتر محمود مهدوى دامغانى

 

بازدیدها: ۸

نهج البلاغه کلمات قصار حکمت شماره ۳۲۳ متن عربی با ترجمه فارسی (شرح ابن ابی الحدید)

حکمت ۳۱۷ صبحی صالح

۳۱۷-وَ قَالَ لَهُ بَعْضُ الْیَهُودِ مَا دَفَنْتُمْ نَبِیَّکُمْ حَتَّى اخْتَلَفْتُمْ فِیهِ فَقَالَ ( علیه‏السلام  )لَهُ إِنَّمَا اخْتَلَفْنَا عَنْهُ لَا فِیهِ وَ لَکِنَّکُمْ مَا جَفَّتْ أَرْجُلُکُمْ مِنَ الْبَحْرِ حَتَّى قُلْتُمْ لِنَبِیِّکُمْ اجْعَلْ لَنا إِلهاً کَما لَهُمْ آلِهَهٌ قالَ إِنَّکُمْ قَوْمٌ تَجْهَلُونَ

حکمت ۳۲۳ شرح ابن ‏أبی ‏الحدید ج ۱۹

۳۲۳: وَ قَالَ لِبَعْضِ الْیَهُودِ حِینَ قَالَ لَهُ-  مَا دَفَنْتُمْ نَبِیَّکُمْ حَتَّى اخْتَلَفْتُمْ فِیهِ-  فَقَالَ لَهُ إِنَّمَا اخْتَلَفْنَا عَنْهُ لَا فِیهِ-  وَ لَکِنَّکُمْ مَا جَفَّتْ أَرْجُلُکُمْ مِنَ الْبَحْرِ-  حَتَّى قُلْتُمْ لِنَبِیِّکُمْ-  اجْعَلْ لَنا إِلهاً کَما لَهُمْ آلِهَهٌ-  قالَ إِنَّکُمْ قَوْمٌ تَجْهَلُونَ ما أحسن قوله اختلفنا عنه لا فیه-  و ذلک لأن الاختلاف لم یکن فی التوحید و النبوه-  بل فی فروع خارجه عن ذلک-  نحو الإمامه و المیراث-  و الخلاف فی الزکاه هل هی واجبه أم لا-  و الیهود لم یختلفوا کذلک-  بل فی التوحید الذی هو الأصل- . قال المفسرون-  مروا على قوم یعبدون أصناما لهم على هیئه البقر-  فسألوا موسى أن یجعل لهم إلها کواحد منها-  بعد مشاهدتهم الآیات و الأعلام-  و خلاصهم من رق العبودیه و عبورهم البحر-  و مشاهده غرق فرعون و هذه غایه الجهل-  و قد روی حدیث الیهودی على وجه آخر- 

 قیل قال یهودی لعلی ع-  اختلفتم بعد نبیکم و لم یجف ماؤه یعنی غسله ص-  فقال ع و أنتم قلتم اجْعَلْ لَنا إِلهاً کَما لَهُمْ آلِهَهٌ-  و لما یجف ماؤکم

ترجمه فارسی شرح ابن‏ ابی الحدید

حکمت (۳۲۳)

و قال لبعض الیهود حین قال له: ما دفنتم نبیکم حتى اختلفتم فیه فقال له: انما اختلفنا عنه لا فیه، و لکنکم ما جفّت ارجلکم من البحر حتى قلتم لنبیکم: « وَ جاوَزْنا بِبَنِی‏ وَ جاوَزْنا بِبَنِی إِسْرائِیلَ الْبَحْرَ فَأَتَوْا عَلى‏».

به یکى از یهودیان که به آن حضرت گفت: هنوز پیامبر خود را به خاک نسپرده بودید که درباره ‏اش خلاف کردید، فرمود: «ما درباره آنچه از او رسیده است خلاف ورزیدیم نه درباره خودش، ولى شما هنوز پایتان از ترى دریا خشک نشده بود که پیامبر خود را گفتید، براى ما خدایى بساز همان گونه که آنان را خدایانى است، و او گفت: همانا شما مردمى نادانید.»

این گفتار على علیه السّلام چه زیباست که فرموده است: «درباره آنچه از او رسیده است اختلاف ورزیدیم نه درباره خود او.»، و این بدان سبب است که اختلاف در توحید و نبوت نبوده است بلکه اختلاف در فروع دیگرى که خارج از این است نظیر امامت و میراث و اینکه پرداخت زکات واجب است یا نه بوده است و حال آنکه یهودیان چنین اختلافى نکردند و اختلاف ایشان در توحید که پایه اصلى است، بوده است.

مفسران گفته ‏اند: یهودیان از کنار قومى گذشتند که بتهایى به شکل گاو را مى‏ پرستیدند، از موسى خواستند که براى ایشان خدایى چون یکى از آنها بسازد، این هم پس از مشاهده نشانه‏ ها و معجزات بسیار و خلاص شدن ایشان از قید بردگى و عبورشان از دریا و دیدن غرق شدن فرعون بوده است و این غایت نادانى است.

این حدیث به گونه دیگرى هم نقل شده است که مردى یهودى به على علیه السّلام گفت: هنوز آب غسل پیامبرتان خشک نشده بود، اختلاف کردید، فرمود: شما هنوز آب پایتان خشک نشده بود که گفتید «براى ما خدایى بساز.»

جلوه تاریخ در شرح نهج البلاغه ابن ابى الحدیدجلد ۸ //دکتر محمود مهدوى دامغانى

 

بازدیدها: ۴۲

نهج البلاغه کلمات قصار حکمت شماره ۳۲۲ متن عربی با ترجمه فارسی (شرح ابن ابی الحدید)

حکمت ۳۱۶ صبحی صالح

۳۱۶-وَ قَالَ ( علیه‏السلام  )أَنَا یَعْسُوبُ الْمُؤْمِنِینَ وَ الْمَالُ یَعْسُوبُ الْفُجَّارِ

قال الرضی و معنى ذلک أن المؤمنین یتبعوننی و الفجار یتبعون المال کما تتبع النحل یعسوبها و هو رئیسها

حکمت ۳۲۲ شرح ابن ‏أبی ‏الحدید ج ۱۹

۳۲۲: أَنَا یَعْسُوبُ الْمُؤْمِنِینَ وَ الْمَالُ یَعْسُوبُ الْفُجَّارِ قال معنى ذلک أن المؤمنین یتبعوننی-  و الفجار یتبعون المال-  کما تتبع النحل یعسوبها و هو رئیسها هذه کلمه قالها رسول الله ص بلفظین مختلفین-  تاره أنت یعسوب الدین-  و تاره أنت یعسوب المؤمنین-  و الکل راجع إلى معنى واحد-  کأنه جعله رئیس المؤمنین و سیدهم-  أو جعل الدین یتبعه و یقفو أثره-  حیث سلک کما یتبع النحل الیعسوب-  و هذا نحو قوله و أدر الحق معه کیف دار

ترجمه فارسی شرح ابن‏ ابی الحدید

حکمت (۳۲۲)

انا یعسوب المؤمنین و المال یعسوب الفجّار. و قال: معنى ذلک انّ المؤمنین یتبعوننى، و الفجّار یتبعون المال، کما تتبع النحل یعسوبها و هو رئیسها.

«من پیشواى مؤمنانم و مال پیشواى تبهکاران.»

سید رضى گوید: معنى این سخن آن است که مؤمنان از من پیروى مى‏کنند و تبهکاران از مال، همان گونه که زنبوران از یعسوب خود که مهتر ایشان است، پیروى مى‏کنند.

این سخنى است که پیامبر صلّى اللّه علیه و آله و سلّم به دو صورت مختلف فرموده است، یک بار خطاب به على علیه السّلام فرموده است «تو پیشواى دینى» و بار دیگر به صورت «تو پیشواى مؤمنانى» و هر دو به یک معنى برمى ‏گردد. گویى رسول خدا على علیه السّلام را سالار و مهتر مؤمنان قرار داده است یا آنکه دین همراه و از پى اوست، همان گونه که زنبور عسل از مهتر خود پیروى مى‏ کند، نظیر این گفتار حضرت ختمى مرتبت که فرموده است: «حق را با او قرار بده و بگردان هر گونه که باشد.»

جلوه تاریخ در شرح نهج البلاغه ابن ابى الحدیدجلد ۸ //دکتر محمود مهدوى دامغانى

 

بازدیدها: ۱۰

نهج البلاغه کلمات قصار حکمت شماره ۳۲۱ متن عربی با ترجمه فارسی (شرح ابن ابی الحدید)

حکمت ۳۱۵ صبحی صالح

۳۱۵-وَ قَالَ ( علیه‏السلام  )لِکَاتِبِهِ عُبَیْدِ اللَّهِ بْنِ أَبِی رَافِعٍ أَلِقْ دَوَاتَکَ وَ أَطِلْ جِلْفَهَ قَلَمِکَ وَ فَرِّجْ بَیْنَ السُّطُورِ وَ قَرْمِطْ بَیْنَ الْحُرُوفِ فَإِنَّ ذَلِکَ أَجْدَرُ بِصَبَاحَهِ الْخَطِّ

حکمت ۳۲۱ شرح ابن ‏أبی ‏الحدید ج ۱۹

۳۲۱: وَ قَالَ ع لِکَاتِبِهِ عُبَیْدِ اللَّهِ بْنِ أَبِی رَافِعٍ-  أَلِقْ دَوَاتَکَ وَ أَطِلْ جِلْفَهَ قَلَمِکَ-  وَ فَرِّجْ بَیْنَ السُّطُورِ وَ قَرْمِطْ بَیْنَ الْحُرُوفِ-  فَإِنَّ ذَلِکَ أَجْدَرُ بِصَبَاحَهِ الْخَطِّ لاق الحبر بالکاغد یلیق أی التصق-  و لقته أنا یتعدى و لا یتعدى-  و هذه دواه ملیقه أی قد أصلح مدادها-  و جاء ألق الدواه إلاقه فهی ملیقه-  و هی لغه قلیله و علیها وردت کلمه أمیر المؤمنین ع- . و یقال للمرأه إذا لم تحظ عند زوجها-  ما عاقت عند زوجها و لا لاقت-  أی ما التصقت بقلبه- . و تقول هی جلفه القلم بالکسر-  و أصل الجلف القشر-  جلفت الطین من رأس الدن-  و الجلفه هیئه فتحه القلم التی یستمد بها المداد-  کما تقول هو حسن الرکبه و الجلسه-  و نحو ذلک من الهیئات- . و تقول قد قرمط فلان خطوه-  إذا مشى مشیا فیه ضیق و تقارب-  و کذلک القول فی تضییق الحروف- . فأما التفریج بین السطور-  فیکسب الخط بهاء و وضوحا

ترجمه فارسی شرح ابن‏ ابی الحدید

حکمت (۳۲۱)

و قال علیه السّلام لکاتبه عبید الله بن ابى رافع: الق دواتک، و اطل جلفه قلمک، و فرّج بین السطور، و قرمط بین الحروف فان ذلک اجدر بصباحه الخطّ.

«و آن حضرت به دبیر خود عبید الله بن ابى رافع فرمود: «دوات را لیقه کن و نوک قلم خود را دراز ساز، میان سطرها را گشاده ‏دار و حروف را نزدیک یکدیگر بنویس که این کار براى زیبایى خط مناسب و شایسته است.»

جلوه تاریخ در شرح نهج البلاغه ابن ابى الحدیدجلد ۸ //دکتر محمود مهدوى دامغانى

 

بازدیدها: ۳۳

نهج البلاغه کلمات قصار حکمت شماره ۳۲۰ متن عربی با ترجمه فارسی (شرح ابن ابی الحدید)

حکمت ۳۱۴ صبحی صالح

۳۱۴-وَ قَالَ ( علیه‏السلام  )رُدُّوا الْحَجَرَ مِنْ حَیْثُ جَاءَ فَإِنَّ الشَّرَّ لَا یَدْفَعُهُ إِلَّا الشَّرُّ

حکمت ۳۲۰ شرح ابن ‏أبی ‏الحدید ج ۱۹

۳۲۰: رُدُّوا الْحَجَرَ مِنْ حَیْثُ جَاءَ-  فَإِنَّ الشَّرَّ لَا یَدْفَعُهُ إِلَّا الشَّرُّ هذا مثل قولهم فی المثل-  إن الحدید بالحدید یفلح- 

و قال عمرو بن کلثوم- 

ألا لا یجهلن أحد علینا
فنجهل فوق جهل الجاهلینا

و قال الفند الزمانی-

فلما صرح الشر
فأمسى و هو عریان‏

و لم یبق سوى العدوان‏
دناهم کما دانوا

و بعض الحلم عند الجهل
للذله إذعان‏

و فی الشر نجاه حین‏
لا ینجیک إحسان‏

 و قال الأحنف-

و ذی ضعن أمت القول عنه
بحلمی فاستمر على المقال‏

و من یحلم و لیس له سفیه‏
یلاق المعضلات من الرجال‏

و قال الراجز

لا بد للسؤدد من أرماح
و من عدید یتقی بالراح‏
و من سفیه دائم النباح‏

و قال آخر

و لا یلبث الجهال أن یتهضموا
أخا الحلم ما لم یستعن بجهول‏

و قال آخر

و لا أتمنى الشر و الشر تارکی
و لکن متى أحمل على الشر أرکب‏

 

ترجمه فارسی شرح ابن‏ ابی الحدید

حکمت (۳۲۰)

ردّوا الحجر من حیث جاء، فان الشر لا یدفعه الا الشر.

«سنگ را بدان جا که آمده است برگردانید که شر را جز شر دفع نتواند داد.»

نظیر مثلى است که مى‏ گویند: آهن با آهن کوبیده مى‏ شود. عمرو بن کلثوم در این باره چنین سروده است: هان که هیچ کس نسبت به ما بى ‏ادبى نکند که در آن صورت بیش از بى‏ ادبى نادانان، بى ‏ادبى خواهیم کرد.

جلوه تاریخ در شرح نهج البلاغه ابن ابى الحدیدجلد ۸ //دکتر محمود مهدوى دامغانى

 

بازدیدها: ۳۵