خطبه ۱۸۱ شرح ابن ابی الحدید (با ترجمه فارسی کتاب جلوه های تاریخ دکتر دامغانی)( نکوهش یاران خود)

۱۸۱ و من کلام له ع فی ذم أصحابه

أَحْمَدُ اللَّهَ عَلَى مَا قَضَى مِنْ أَمْرٍ وَ قَدَّرَ مِنْ فِعْلٍ- وَ عَلَى ابْتِلَائِی بِکُمْ أَیَّتُهَا الْفِرْقَهُ الَّتِی إِذَا أَمَرْتُ لَمْ تُطِعْ- وَ إِذَا دَعَوْتُ لَمْ تُجِبْ- إِنْ أُهْمِلْتُمْ خُضْتُمْ وَ إِنْ حُورِبْتُمْ خُرْتُمْ- وَ إِنِ اجْتَمَعَ النَّاسُ عَلَى إِمَامٍ طَعَنْتُمْ- وَ إِنْ أُجِئْتُمْ إِلَى مُشَاقَّهٍ نَکَصْتُمْ- . لَا أَبَا لِغَیْرِکُمْ مَا تَنْتَظِرُونَ بِنَصْرِکُمْ- وَ الْجِهَادِ عَلَى حَقِّکُمْ- الْمَوْتَ أَوِ الذُّلَّ لَکُمْ- فَوَاللَّهِ لَئِنْ جَاءَ یَومِی وَ لَیَأْتِیَنِّی لَیُفَرِّقَنَّ بَیْنِی وَ بَیْنِکُمْ- وَ أَنَا لِصُحْبَتِکُمْ قَالٍ وَ بِکُمْ غَیْرُ کَثِیرٍ- لِلَّهِ أَنْتُمْ أَ مَا دِینٌ یَجْمَعُکُمْ وَ لَا حَمِیَّهٌ تَشْحَذُکُمْ- أَ وَ لَیْسَ عَجَباً أَنَّ مُعَاوِیَهَ یَدْعُو الْجُفَاهَ الطَّغَامَ- فَیَتَّبِعُونَهُ عَلَى غَیْرِ مَعُونَهٍ وَ لَا عَطَاءٍ- وَ أَنَا أَدْعُوکُمْ وَ أَنْتُمْ تَرِیکَهُ الْإِسْلَامِ- وَ بَقِیَّهُ النَّاسِ إِلَى الْمَعُونَهِ أَوْ طَائِفَهٍ مِنَ الْعَطَاءِ- فَتَتَفَرَّقُونَ عَنِّی وَ تَخْتَلِفُونَ عَلَیَّ- إِنَّهُ لَا یَخْرُجُ إِلَیْکُمْ مِنْ أَمْرِی رِضًا فَتَرْضَوْنَهُ- وَ لَا سُخْطٌ فَتَجْتَمِعُونَ عَلَیْهِ- وَ إِنَّ أَحَبَّ مَا أَنَا لَاقٍ إِلَیَّ الْمَوْتُ- قَدْ دَارَسْتُکُمُ الْکِتَابَ وَ فَاتَحْتُکُمُ الْحِجَاجَ- وَ عَرَّفْتُکُمْ مَا أَنْکَرْتُمْ وَ سَوَّغْتُکُمْ مَا مَجَجْتُمْ- لَوْ کَانَ الْأَعْمَى یَلْحَظُ أَوِ النَّائِمُ یَسْتَیْقِظُ-وَ أَقْرِبْ بِقَوْمٍ مِنَ الْجَهْلِ بِاللَّهِ قَائِدُهُمْ مُعَاوِیَهُ- وَ مُؤَدِّبُهُمُ ابْنُ النَّابِغَه

مطابق خطبه ۱۸۰ نسخه صبحی صالح

شرح وترجمه فارسی

(۱۸۱)  : از سخنان آن حضرت (ع ) در نکوهش یاران خود

این خطبه با این عبارت احمدالله على ما قضى من امر، و قدر من فعل (خداى را بر هر کار که مقرر و هر فعلى که مقدر فرمود ستایش مى کنم )  شروع مى شود و ضمن آن على علیه السلام خطاب به آنان مى گوید:
شگفتا که معاویه سفلگان و فرومایگان را بدون به آنان مستمرى و کمک هزینه اى بدهد فرا مى خواند و از او پیروى مى کنند و من شما را که بازمانده ام مردم و اسلام هستید با پاره یى از مستمرى کمک هزینه فرا مى خوانم و از گرد من پراکنده مى شوید!.

ابن ابى الحدید مى گوید: اگر بگویى چگونه على علیه السلام فرموده است معاویه به سپاه خود چیزى نمى داده و آن حضرت به سپاهیان خود مستمرى مى داده است و حال آنکه مشهور آن است که معاویه به یاران خود اموال فراوان مى بخشیده ، در پاسخ مى گویم : معاویه به لشکریان خود چیزى به عنوان مستمرى و کمک هزینه نمى داده است بلکه به سالارهاى قبیله هاى یمنى و ساکنان شام اموال گران و فراوان سالارها پیروان خود را از میان اعراب فرا مى خوانده اند و آنان از سالارهاى خود اطاعت مى کرده اند. برخى از ایشان به سبب حمیت و تعصب قبیله و برخى به پاس نعمتها و آشناییها از سالارها فرمان مى برده اند. گروهى هم به پندار یاوه خود به پاس دین و براى طلب خون عثمان از آنان اطاعت مى کردند، و به این پیروان هیچ چیز کم و بیشى از عطاهاى معاویه نمى رسید.

اما امیرالمومنین علیه السلام میان همه سالارها و پیروان اموالى به عنوان مستمرى تقسیم مى کرد و به همه مساوى مى پرداخت و براى هیچ شریفى افزون بر آن نمى پرداخت و به این کار عقیده نداشت و بدین گونه کسانى که از یارى دادن او خوددارى مى کردند بیشتر از کسانى بودند که او را یارى مى دادند و فرمانش را به کار بستند! زیرا گروهى از یاران على (ع ) که در زمره سالارها و اشراف بودند از اینکه آن حضرت مستمرى را میان آنان و پیروان ایشان و مردم عادى یکسان تقسیم مى کند در باطن دلگیر بودند و نهانى از یارى دادن على (ع ) جلوگیرى مى کردند هر چند تظاهر به یارى دادن او مى کردند. پیروان این سالارها همین که احساس مى کردند آنان تمایلى به یارى دادن ندارند از نصرت خوددارى مى کردند و بدین گونه على (ع ) از مستمرى و حقوقى که به افراد مى پرداخت بهره یى نمى برد زیرا امکان نداشت که پیروان و افراد عادى در حالى که سالارهاى ایشان از نصرت خوددارى مى کردند على (ع ) را یارى دهند و بدین گونه آنچه به ایشان مى داد تباه مى شد.

اگر بگویى چه فرقى میان معونه و عطاء است ؟ مى گویم : پرداخت معونه کمک هزینه به سپاهیان مبلغى اندک بوده که براى اصلاح و مرمت اسلحه و پرورش اسبها و مرکوبها گاهى در اختیار آنان نهاده مى شده است و این غیر از عطاء است . عطاء چیزى معین بوده که ماه به ماه پرداخت مى شده و مصرف آن براى تهیه خوراک و هزینه اهل و عیال و پرداخت و امها بوده است .
در پى همین سخنان است که على علیه السلام گوید شما هیچ سخن مرا نمى پذیرد، چه آن را بپسندید و چه نپسندید، گویى چاره یى جز مخالفت با آن ندارید.
سپس مى گوید بهترین چیزها در این حال براى او رسیدن و دیدار مرگ است .

جلوه‏ تاریخ‏ درشرح‏ نهج‏ البلاغه ‏ابن‏ ابى‏ الحدید، ج ۵ //ترجمه دکتر محمود مهدوى دامغانى

بازدیدها: ۳۹

دیدگاه‌ها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.