خطبه شماره ۱۸۳ (ترجمه و شرح فلسفی علامه محمد تقی جعفری)

۱۸۳

ومن خطبه له علیه السلام

من خطبه له (علیه السلام) فی قدره اللّه و فی فضل القرآن و فی الوصیه بالتقوى:
الله تعالى:
الْحَمْدُ لِلَّهِ الْمَعْرُوفِ مِنْ غَیْرِ رُؤْیَهٍ وَ الْخَالِقِ مِنْ غَیْرِ مَنْصَبَهٍ؛ خَلَقَ الْخَلَائِقَ بِقُدْرَتِهِ وَ اسْتَعْبَدَ الْأَرْبَابَ بِعِزَّتِهِ وَ سَادَ الْعُظَمَاءَ بِجُودِهِ؛ وَ هُوَ الَّذِی أَسْکَنَ الدُّنْیَا خَلْقَهُ وَ بَعَثَ إِلَى الْجِنِّ وَ الْإِنْسِ رُسُلَهُ، لِیَکْشِفُوا لَهُمْ عَنْ غِطَائِهَا وَ لِیُحَذِّرُوهُمْ مِنْ ضَرَّائِهَا وَ لِیَضْرِبُوا لَهُمْ أَمْثَالَهَا وَ لِیُبَصِّرُوهُمْ عُیُوبَهَا، وَ لِیَهْجُمُوا عَلَیْهِمْ بِمُعْتَبَرٍ مِنْ تَصَرُّفِ مَصَاحِّهَا وَ أَسْقَامِهَا وَ حَلَالِهَا وَ حَرَامِهَا، وَ مَا أَعَدَّ اللَّهُ لِلْمُطِیعِینَ مِنْهُمْ وَ الْعُصَاهِ مِنْ جَنَّهٍ وَ نَارٍ وَ کَرَامَهٍ وَ هَوَانٍ. أَحْمَدُهُ إِلَى نَفْسِهِ کَمَا اسْتَحْمَدَ إِلَى خَلْقِهِ، وَ جَعَلَ لِکُلِّ شَیْءٍ قَدْراً وَ لِکُلِّ قَدْرٍ أَجَلًا وَ لِکُلِّ أَجَلٍ کِتَاباً.

 

آفریدگار توانا:

«الحمدلله المعروف من غیر رویه و الخالق من غیر منصبه …» (ستایش خدای راست که شناخته شده است بودن دیده شدن و آفریننده است بدون تلاش و کوشش …).

 

هیچ حقیقتی در عمومیت شناخته شدن خداوندی بدون دیدن، در جهان وجود ندارد:

هیچ حقیقتی مانند وجود خداوند ذوالجلال در هستی نیست که بدون مشاهده و دیده شدن، به نحوی شناخته شده باشد که هر کسی در موقع توجه فطری به ارتباط آن خدا با او بگوید که این خدا فقط خدای من است. با این جمله همه ما آشنایی داریم که در موقع هیجانات روحی می‌گوییم: (ای خدای من)

و به قول سعدی:

چنان لطف او شامل هر تن است
که هر بنده گوید خدای من است

یا این که به قول مولوی:

تن ز جان و جان ز تن مستور نیست
لیک کس را دید جان دستور نیست

مگر افراد بسیار آگاه و وارسته از اتصال به علایق دنیوی، و تحصیل قدرت دیدن مجرد از ماده و مادیان او خداوندی است که مخلوقات را بدون حرکت و تلاش و کوشش آفریده است همانگونه که ما انسانها در حالات طبیعی و حصول توانایی مغزی، عدد ۱ یا ۲ را در ذهن خود به وجود می‌آوریم. او مخلوقات را با قدرت خود آفرید و هیچ نیازی به استمداد از عوامل و قدرت‌های دیگر که خود، مخلوقات او هستند ندارد.

او تمامی گردنکشان دنیا را به بندگی خود کشیده و با جود و عطای خود بر همه بزرگان، مالکیت دارد. برای اثبات این حقیقت نیازی به چون و چراهای بی سر و ته ندارد، تنها کافی است که آدمی بتواند درباره مفهوم کمال مطلق الهی دریافتی داشته باشد.

و برای همین منطق اصیل است که عده‌ای از عظمای فکر بشری چه در شرق و چه در غرب معتقد شده‌اند که برای درک صفات باعظمت خداوند متعال کافی است که با یک نورانیت و صفای ذهنی و قلبی آن مفهوم بزرگ دریافت شود که اشتیاق به آن در نهاد همگان به ودیعت نهاده شده است و اگر خداوند این اشتیاق را که به همگان عنایت فرموده است، قابل وصول به نتیجه قرار نمی‌داد در درون مانمی‌آفرید: (گر نخواهم داد خود ننمایمش).

«و هو الذی اسکن الدنیا خلقه و بعث الی الجن و الانس رسله لیکشفوا لهم عن غطائها …» (او همان خداوندیست که مخلوقاتش را در دنیا ساکن نمود و رسولان خود را به دو گروه جن و انس فرستاد تا پرده‌های ظلمانی دنیا را از جلو چشمان آنان بردارند …).

 

اهمیت شناخت دنیا در اهداف برانگیخته شدن پیامبران عظام صلوات الله علیهم:

ساده لوحانی وجود دارند که گمان می‌کنند خداوند ذوالجلال پیامبران را مبعوث فرموده است تنها برای آن که مردم در یک دنیای ناشناخته و با عوامل ذهنی و قلبی مجهول و بدون آشنایی با اهداف شناخت و عبادت خداوندی، زندگی خود را به سر آورند و چهره در نقاب خاک بکشند. این تصور قطعا از مهمترین عوامل رکود و جمود انسانها در این زندگانی است که هم از شناخت عظمت حیات محرومشان می‌سازد و هم از خداشناسی و هم از آشنایی با جهانی که واقعا می‌تواند

برای مردم آگاه رصدگاهی برای نظاره و انجذاب به بارگاه خداوندی گردد. باید با کمال جدیت گفت: شناخت هر بعدی از دنیا با آشنایی با ذات درک کننده اگر چه به طور اجمال هم باشد، آدمی را با نزدیک ساختن به هدف حیات و هدف بعثت انبیاء علیهم‌السلام به خدا نزدیکتر می‌کند (مراجعه فرمایید به تفسیر خطبه یکم).
ما او را ستایش می‌کنیم همانگونه که استعداد و اشتیاق به ستایشش را در ما به وجود آورده است:

این دعا هم بخشش و انعام توست
ورنه در گلخن گلستان از چه رست!

(مولوی)

او خداوندیست که برای همه چیز اندازه‌ای قرار داده و هر اندازه‌ای را مدتی و برای هر مدتی ضابطه‌ای، تا گمان نرود همه چیز در همه حال که انسان بخواهد ممکن است و انسان دارای آن قدرت است که هیچ چیز را شرط هیچ چیز نداند. قانون نظم که در جهان هستی بزرگترین نشان وجود خداوند حافظ موجودات است چگونه می‌تواند با تخیلات و هوی و هوس‌های بی‌اساس ما به نفع ما دگرگون شود.

بعضی از مردم گمان می‌کنند دعا و نیایش با قانون نظم سازش ندارد، در صورتی که خود دعا که یک فعالیت بسیار نیرومند درونی و از وسایل تقرب به خدا و تاثیر در حوادث است از عالی‌ترین ارکان نظم است. این شما و این کاربرد دعاهای حقیقی در طول تاریخی که درست بازگو شده باشد حتی در این عمرهای کوتاهی که می‌بینیم و می‌شنویم اگر بشر بپذیرد که اصل سببیت اسباب دنیا به چه مقامی وابسته است، مسئله‌ای در این باره برای او نمی‌ماند.

بازدیدها: ۵

دیدگاه‌ها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.