خطبه شماره ۱۳۲(نسخه صبحی صالح ) ترجمه عبدالمحمد آیتی

خطبه : ۱۳۲

و من خطبه له ع 

نَحْمَدُهُ عَلَى ما اءَخَذَ وَ اءَعْطَى ، وَ عَلَى ما اءَبْلَى وَ ابْتَلَى ، الْباطِنُ لِکُلِّ خَفِیَّهٍ، وَ الْحاضِرُ لِکُلِّ سَرِیرَهٍ، الْعالِمُ بِما تُکِنُّ الصُّدُورُ، وَ ما تَخُونُ الْعُیُونُ، وَ نَشْهَدُ اءَنْ لا إِلَهَ غَیْرُهُ، وَ اءَنَّ مُحَمَّدا ص ، نَجِیبُهُ وَ بَعِیثُهُ، شَهادَهً یُوافِقُ فِیهَا السِّرُّ الْإِعْلانَ، وَ الْقَلْبُ اللِّسانَ.

مِنْهَا:

فَإِنَّهُ وَاللَّهِ الْجِدُّ لا اللَّعِبُ، وَ الْحَقُّ لا الْکَذِبُ، وَ ما هُوَ إِلا الْمَوْتُ، اءَسْمَعَ دَاعِیهِ، وَ اءَعْجَلَ حادِیهِ، فَلا یَغُرَّنَّکَ سَوادُ النّاسِ مِنْ نَفْسِکَ، وَ قَدْ رَاءَیْتَ مَنْ کانَ قَبْلَکَ مِمَّنْ جَمَعَ الْمالَ وَ حَذِرَ الْإِقْلالَ، وَ اءَمِنَ الْعَواقِبَ طُولَ اءَمَلٍ وَ اسْتِبْعادَ اءَجَلٍ، کَیْفَ نَزَلَ بِهِ الْمَوْتُ، فَاءَزْعَجَهُ عَنْ وَطَنِهِ، وَ اءَخَذَهُ مِنْ مَأْمَنِهِ، مَحْمُولاً عَلَى اءَعْوَادِ الْمَنایا، یَتَعاطى بِهِ الرِّجالُ الرِّجالَ حَمْلاً عَلَى الْمَناکِبِ وَ إِمْساکا بِالْاءَنامِلِ.

اءَما رَاءَیْتُمُ الَّذِینَ یَأْمُلُونَ بَعِیدا، وَ یَبْنُونَ مَشِیدا، وَ یَجْمَعُونَ کَثِیرا؟ کَیْفَ اءَصْبَحَتْ بُیُوتُهُمْ قُبُورا، وَ ما جَمَعُوا بُورا، وَ صارَتْ اءَمْوالُهُمْ لِلْوارِثِینَ، وَ اءَزْواجُهُمْ لِقَوْمٍ آخَرِینَ، لا فِی حَسَنَهٍ یَزِیدُونَ وَ لا مِنْ سَیِّئَهٍ یَسْتَعْتِبُونَ؟ فَمَنْ اءَشْعَرَ التَّقْوى قَلْبَهُ بَرَّزَ مَهَلُهُ، وَ فازَ عَمَلُهُ، فاهْتَبِلُوا هَبَلَها، وَ اعْمَلُوا لِلْجَنَّهِ عَمَلَها، فَإِنَّ الدُّنْیا لَمْ تُخْلَقْ لَکُمْ دارَ مُقامٍ، بَلْ خُلِقَتْ لَکُمْ مَجازا لِتَزَوَّدُوا مِنْهَا الْاءَعْمالَ إِلَى دارِ الْقَرارِ، فَکُونُوا مِنْها عَلَى اءَوْفازٍ، وَ قَرِّبُوا الظُّهُورَ لِلزِّیَالِ.

ترجمه : 

خطبه اى از آن حضرت (ع ) 

سپاس مى گویم او را، بر آنچه بستد و بر آنچه عطا کرد و بر هر احسان که نمود و بر هر امتحان که فرمود. از درون هر پنهان آگاه است و هر رازى در نزد او آشکار است به هر چه در دلهاست داناست و هر چه که چشمان ، دزدیده ، در آن نگرند مى داند.

شهادت مى دهم که خداوندى جز او نیست و محمد (صلى اللّه علیه و آله ) برگزیده و مبعوث از سوى اوست . شهادتى که در آن نهان و آشکار و دل و زبان موافق باشند.

و از این خطبه :

به خدا سوگند، سخنى است به جد، نه بازیچه ، سخنى است راست ، نه دروغ و، آن سخن مرگ است ، که چاووش آن بانگ دعوت خود به گوش ‍ همه رسانید و ساربان خدا خوانش (۳۵) مسافران را با شتاب فراخواند. پس ‍ به بسیارى مردمان فریفته نشوى ، که خود به چشم خود دیدى آن را که پیش از تو بود، مالها اندوخت و از درویشى برحذر بود و با آرزوى دراز و دور انگاشتن مرگ ، از عاقبت امر ایمن زیست ، چگونه مرگ او را فرو گرفت و از وطنش برکند و بر تخته هاى تابوت نشاند و مردم تابوت او را از یکدیگر مى گرفتند و بر دوشها مى نهادند و با سر انگشتان نگه مى داشتند.

آیا آن کسانى را که آرزوهاى دور و دراز در دل داشتند و بناهاى بلند و استوار برمى آوردند و مال فراوان گرد مى آوردند، دیدى ، که خانه هایشان گورهایشان شد و هر چه گرد آورده بودند تباه گردید و اموالشان به میراث خواران رسید و زنانشان نصیب دیگران شد؟ نه یاراى آنکه بر حسنات خویش بیفزایند و نه توان آنکه از گناهان پوزش ‍ خواهند.

هرکس تقوا را شعار قلب خود سازد، در اعمال خیر بر دیگران پیشى گیرد و کارش موجب رستگاریش گردد. خیرى را که از پرهیزگارى حاصل مى کنید غنیمت شمارید و براى رسیدن به بهشت کارى در خور آن کنید. زیرا دنیا را نیافریده اند که سراى جاویدان شما باشد، بلکه گذرگاهى است و باید از آن توشه برگیرید، براى سرایى که در آن قرار خواهید گرفت .
پس براى سفر بشتابید و مرکبان را حاضر آورید که زمان جدایى در رسیده است .

_____________________________________________

۳۵-حدا، آوازى است که ساربانان براى شتران خوانند تا بر سرعت خود در رفتن بیفزایند.

نهج البلاغه خطبه ها//ترجمه عبدالمحمد آیتی

بازدیدها: ۶۲

دیدگاه‌ها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *