خطبه شماره ۱۱۵(نسخه صبحی صالح ) ترجمه عبدالمحمد آیتی

خطبه : ۱۱۵

و من خطبه له ع فِی الاْستِسقاءِ:  

اللَّهُمَّ قَدِ انْصَاحَتْ جِبَالُنَا، وَ اغْبَرَّتْ اءَرْضُنَا، وَ هامَتْ دَوابُّنا، وَ تَحَیَّرَتْ فِی مَرَابِضِها، وَ عَجَّتْ عَجِیجَ الثَّکالَى عَلَى اءَوْلادِها، وَ مَلَّتِ التَّرَدُّدَ فِی مَراتِعِهَا، وَ الْحَنِینَ إ لى مَوارِدِها.
اللَّهُمَّ فَارْحَمْ اءَنِینَ الْآنَّهِ، وَ حَنِینَ الْحَانَّهِ.
اللَّهُمَّ فَارْحَمْ حَیْرَتَها فِی مَذاهِبِها، وَ اءَنِینَها فِی مَوَالِجِها.
اللَّهُمَّ خَرَجْنا إِلَیْکَ حِینَ اعْتَکَرَتْ عَلَیْنا حَدابِیرُ السِّنِینَ، وَ اءَخْلَفَتْنا مَخایِلُ الْجُودِ، فَکُنْتَ الرَّجَاءَ لِلْمُبْتَئِسِ، وَ الْبَلاغَ لِلْمُلْتَمِسِ، نَدْعُوکَ حِینَ قَنِطَ الْاءَنامُ، وَ مُنِعَ الْغَمامُ، وَ هَلَکَ السَّوامُ، اءَلا تُؤ اخِذَنا بِاءَعْمالِنا، وَ لا تَأْخُذَنا بِذُنُوبِنا، وَ انْشُرْ عَلَیْنا رَحْمَتَکَ بِالسَّحابِ الْمُنْبَعِقِ، وَ الرَّبِیعِ الْمُغْدِقِ، وَ النَّباتِ الْمُونِقِ، سَحّا وَابِلاً، تُحْیِی بِهِ ما قَدْ ماتَ، وَ تَرُدُّ بِهِ ما قَدْ فاتَ.
اللَّهُمَّ سُقْیا مِنْکَ، مُحْیِیَهً، مُرْوِیَهً، تَامَّهً، عَامَّهً، طَیِّبَهً، مُبَارَکَهً، هَنِیئَهً، مَرِیئَهً مَرِیعَهً، زاکِیا نَبْتُها، ثامِرا فَرْعُها، نَاضِرا وَرَقُها، تُنْعِشُ بِهَا الضَّعِیفَ مِنْ عِبَادِکَ، وَ تُحْیِی بِهَا الْمَیِّتَ مِنْ بِلاَدِکَ.
اللَّهُمَّ سُقْیا مِنْکَ تُعْشِبُ بِهَا نِجَادُنَا، وَ تَجْرِی بِها وِهَادُنَا، وَ یُخْصِبُ بِها جَنَابُنا، وَ تُقْبِلُ بِها ثِمارُنا، وَ تَعِیشُ بِها مَواشِینا، وَ تَنْدَى بِها اءَقَاصِینا، وَ تَسْتَعِینُ بِها ضَواحِینا، مِنْ بَرَکاتِکَ الْواسِعَهِ، وَ عَطایاکَ الْجَزِیلَهِ عَلَى بَرِیَّتِکَ الْمُرْمِلَهِ، وَ وَحْشِکَ الْمُهْمَلَهِ.
وَ اءَنْزِلْ عَلَیْنا سَماءً مُخْضِلَهً، مِدْرارا هاطِلَهً، یُدافِعُ الْوَدْقُ مِنْهَا الْوَدْقَ، وَ یَحْفِزُ الْقَطْرُ مِنْهَا الْقَطْرَ، غَیْرَ خُلَّبٍ بَرْقُهَا، وَ لا جَهامٍ عَارِضُها، وَ لا قَزَعٍ رَبابُها، وَ لا شَفّانٍ ذِهابُها، حَتّى یُخْصِبَ لِإِمْرَاعِهَا الْمُجْدِبُونَ، وَ یَحْیا بِبَرَکَتِها الْمُسْنِتُونَ، فَإِنَّکَ تُنْزِلُ الْغَیْثَ مِنْ بَعْدِ ما قَنَطُوا، وَ تَنْشُرُ رَحْمَتَکَ، وَ اءَنْتَ الْوَلِیُّ الْحَمِیدُ.

تَفْسیِرُ ما فِی هذِهِ الْخُطْبَهِ مِنَ الغَریبِ:

قال السید الشریف رضی الله عنه

قَوْلُهُ ع : (انصاحَتْ جِبالُنا) اءَی تَشَقَّقَّتْ مَنِ الْمُحُولِ، یُقالُ: انصاحَ الثَّوْبَ إ ذَا اءنشَقَّ، وَ یُقالُ اءَیضْا: انصاحَ النَّبْتُ وَصاحَ وَصَوَّحَ، إ ذا جَفَّ وَ یَبِسَ، وَ قَوْلُهُ: (وَ هامَتْ دَوابُّنا) اءىٍّْ: عَطِشَتْ، وَ الْهُیامُ الْعَطَشُ، وَ قَوْلُهُ: (حَدایِیرُ السَّنِینَ) جَمْعُ حِدْبار، وَ هِىٍَّ النَاقَهُ الَّتِی اءنضاهَا السَّیْرُ، فَشَبَّهَ بِهَا السَّنَهَ التِی فَشا فِیهَا الْجَدْبُ قالَ ذُو الرُمَّهِ:

حِدابِیرُ ما تَنْفَکُ إ لا مُناخَهً

عَلى الْخَسفِ اءَو نَرْمی بِها بَلَدا قَفْرا

وَ قَوْلُهُ: (وَ لا قَزَعٍ رَبابُها) الْقَزَعُ الْقِطَعُ الصَّغارُ الْمُتَفَرقَهُ مِنَ السَّحابِ، وَ قَولُهُ: (وَ لا شَفَّانٍ ذِهابُها) فَإ نَّ تَقْدِیرَهُ: وَ لا ذاتَ شَفَّانٍ ذِهابُها، وَ الشَفَّان الرَّیحُ الْبارِدَهُ، وَ الذَّهابُ الا مْطارُ اللَّینَهُ، فَحَذَفَ (ذاتَ) لِعِلْمِ السَامِع بِهِ.

  ترجمه : 

خطبه اى از آن حضرت (ع ) در طلب باران

ار خدایا، کوههاى ما از خشکى شکافته و زمین ما تیره شده . ستورانمان تشنه اند و در آغلهاى خود سرگشته اند. همانند مادران فرزند مرده مى نالند. از آمد و شدهاى بیهوده به چراگاهها ملول شده اند و از اشتیاق به آبشخورها به ستوه آمده اند. (بار خدایا، ترحم فرماى به ناله گوسفندان و شوق ماده شتران به آبشخورها.)

بار خدایا، ترحم فرماى به سرگشتگى آنها، آنگاه که در راه مى روند و به ناله هایشان ، آنگاه که به آغلهایشان در مى آیند. بارخدایا، بیرون آمده ایم به سوى تو، هنگامى که خشکسالى چونان اشترى لاغر بر سر ما آمده . و ابرهاى بارانزاى نه بدان گونه اند که مى نمایند.

اى خداوند، تویى امید دردمندان و چاره ساز خواهندگان . در هنگامى که مردمان نومید شده اند و ابر، باران خود را باز داشته و چرندگان هلاک شده اند تو را مى خوانیم .

بار خدایا که ما را به اعمالمان مؤ اخذت نفرمایى و به گناهانمان مگیرى . رحمت خود را با ابرهاى بارنده ات و بهار پربارانت و روییدنیهاى شادى افزایت بر ما ارزانى دار. از تو بارانى درشت و تندبار مى خواهیم تا آنها را که مرده اند زنده سازى و آنچه را که از دست رفته است تدارک فرمایى .

اى خداوند، بارانى از تو مى خواهیم جانبخش و سیراب کننده که همه را دربر گیرد و به همه جاى برسد. بارانى پاکیزه ، برکت دهنده ، گوارا و پر نعمت ، که گیاهش بسیار بود و شاخه هایش پربار و برگهایش تر و تازه که بدان بندگان ناتوانت را تن و توش دهى و بلاد مرده ات را زنده گردانى .

بار خدایا، بارانى عطا کن تا زمینهاى بلند پر علف شوند و در زمینهاى پست آب روان گردد و پیرامون ما سبز و خرم شود و میوه هایمان فراوان گردد و ستورانمان به راحت رسند و مردمان دور از ما نیز از آن تمتع برند و صحراها و مزارع آفتاب زده ، از آن بهره مند گردند.

از برکات واسعه خود و از عطایاى سرشارت بر بندگان بیچاره ات و وحشیانى ، که در صحراها رها شده اند، بخشش فرماى .بر ما ببار بارانى که زمین را سیراب کند، پى در پى ببارد و فراوان ببارد، به گونه اى که قطره هایش بر هم آید و دنباله اش بریده نشود. ابرى که برقش ‍ باران در پى داشته باشد نه ابر بى باران که افق را پوشد و نه ابر سفید کم باران و همراه با بادهاى سرد، تا قحطى زدگان با گیاه فراوانش فراخ نعمت شوند. و به برکت آن رنجدیدگان به راحت رسند. تو باران را وقتى مى فرستى که مردمان نومیدند و رحمت خود بر همگان مى پراکنى . تویى یاور ما و درخور ستایش .

تفسیر الفاظ غریب در این خطبه :

شریف رضى گوید:

سخن آن حضرت (ع ) که مى فرماید: (انصاحت جبالنا)، یعنى ، کوهها از خشکى شکافته شدند.

(انصاح الثوب )، یعنى ، جامه پاره شد.(انصاح النّبت )

و (صاح و صوّح ) یعنى گیاه خشک گردید.

(هامت دوابّنا)، یعنى ، چارپایان تشنه شدند.

(هیام ) به معنى عطش است .

(حدابیر السنین ) حدابیر جمع حدبار است و آن ناقه اى است که به سبب راه رفتن بسیار لاغر شده باشد. قحط سال را به آن تشبیه کرده .

ذو الرّمه گوید:

حدابیر ما تنفکّ الّا مناخه

على الخسف او نرمى بها بلدا قفرا

(لا قزع ربابها) قزع ، قطعه هاى کوچک و پراکنده ابر است (و لا شفان ذهابها) در اصل (ذات شفان …) بوده (شفان )، باد سرد است و

(ذهاب ) بارانهاى نرم است

(ذات ) را به سبب آنکه شنونده بدان آگاه است حذف کرده اند.

معنى بیت :

ماده شترانى لاغر و ناتوان ، همواره در خوابگاه خفته یا آنها را به بلادى خشک مى رانیم .

نهج البلاغه خطبه ها//ترجمه عبدالمحمد آیتی

بازدیدها: ۲۸

دیدگاه‌ها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *