نامه ۳۷ (متن عربی نسخه صبحی صالح ترجمه عبدالحمید آیتی)

نامه : ۳۷

و من کتاب له ع إ لى مُعاوِیَهَ:

فَسُبْحَانَ اللَّهِ مَا اءَشَدَّ لُزُومَکَ لِلْاءَهْوَاءَ الْمُبْتَدَعَهِ وَ الْحَیْرَهِ الْمُتَّبَعَهِ مَعَ تَضْیِیعِ الْحَقَائِقِ وَ اطِّرَاحِ الْوَثَائِقِ، الَّتِی هِیَ لِلَّهِ طِلْبَهٌ وَ عَلَى عِبَادِهِ حُجَّهٌ!

فَاءَمَّا إِکْثَارُکَ الْحِجَاجَ فِى عُثْمَانَ وَ قَتَلَتِهِ، فَإِنَّکَ إِنَّمَا نَصَرْتَ عُثْمَانَ حَیْثُ کَانَ النَّصْرُ لَکَ وَ خَذَلْتَهُ حَیْثُ کَانَ النَّصْرُ لَهُ، وَالسَّلاَمُ.

شماره نامه براساس نسخه صبحی صالح

ترجمه :

از نامه آن حضرت (ع ) به معاویه

سبحان الله ! چه بسیار است پیروى تو از هواهاى بدعت آمیز و چه سخت است گرفتار آمدنت به چنگ حیرت و سرگردانى . حقایق را ضایع مى گذارى و پیمانها را به دور مى افکنى . حقایق و پیمانهایى که خواسته خداوند است و حجت است بر بندگان او،

اما درباره عثمان و قاتلانش ، سخت به جدال برخاسته اى و فراوان سخن مى گویى . تو خود روزگارى به یارى عثمان برخاستى که یارى کردنت به سود خودت بود و هنگامى از یارى کردن باز ایستادى و او را واگذاشتى که اگر یاریش مى کردى به سود او بود. والسلام .

ترجمه عبدالحمید آیتی۳۷

بازدیدها: ۱۵

نامه ۱۰ (متن عربی نسخه صبحی صالح ترجمه عبدالحمید آیتی)

نامه : ۱۰

و من کتاب له ع إ لیْهِ اءَیْضَا:

وَ کَیْفَ اءَنْتَ صانِعٌ إِذا تَکَشَّفَتْ عَنْکَ جَلابِیبُ ما اءَنْتَ فِیهِ مِنْ دُنْیا قَدْ تَبَهَّجَتْ بِزِینَتِها، وَ خَدَعَتْ بِلَذَّتِها، دَعَتْکَ فَاءَجَبْتَها، وَ قادَتْکَ فَاتَّبَعْتَها، وَ اءَمَرَتْکَ فَاءَطَعْتَها، وَ إِنَّهُ یُوشِکُ اءَنْ یَقِفَکَ واقِفٌ عَلى ما لا یُنْجِیکَ مِنْهُ مُنْجٍ.

فَاقْعَسْ عَنْ هَذا الْاءَمْرِ، وَخُذْ اءُهْبَهَ الْحِسابِ، وَ شَمِّرْ لِما قَدْ نَزَلَ بِکَ، وَ لا تُمَکِّنِ الْغُواهَ مِنْ سَمْعِکَ، وَ إِلاّ تَفْعَلْ اءُعْلِمْکَ ما اءَغْفَلْتَ مِنْ نَفْسِکَ فَإِنَّکَ مُتْرَفٌ قَدْ اءَخَذَ الشَّیْطانُ مِنْکَ مَاءْخَذَهُ، وَ بَلَغَ فِیکَ اءَمَلَهُ، وَ جَرى مِنْکَ مَجْرَى الرُّوحِ وَالدَّمِ.

وَ مَتى کُنْتُمْ یا مُعاوِیَهُ ساسَهَ الرَّعِیَّهِ، وَ وُلاهَ اءَمْرِ الْاءُمَّهِ، بِغَیْرِ قَدَمٍ سابِقٍ، وَ لا شَرَفٍ باسِقٍ؟ وَ نَعُوذُ بِاللَّهِ مِنْ لُزُومِ سَوابِقِ الشَّقاءِ! وَ اءُحَذِّرُکَ اءَنْ تَکونَ مُتَمادِیا فِی غِرَّهِ الْاءُمْنِیِّهِ، مُخْتَلِفَ الْعَلانِیَهِ وَالسَّرِیرَهِ.

وَ قَدْ دَعَوْتَ إِلَى الْحَرْبِ فَدَعِ النّاسَ جانِبا وَاخْرُجْ إِلَیَّ، وَ اءَعْفِ الْفَرِیقَیْنِ مِنَ الْقِتالِ لِیُعْلَمَ اءَیُّنَا الْمَرِینُ عَلى قَلْبِهِ وَالْمُغَطّى عَلَى بَصَرِهِ؛ فَاءَنَا اءَبُو حَسَنٍ قاتِلُ جَدِّکَ وَ خالِکَ وَ اءَخِیکَ شَدْخا یَوْمَ بَدْرٍ، وَ ذلِکَ السَّیْفُ مَعِی ، وَ بِذلِکَ الْقَلْبِ اءَلْقى عَدُوِّی ! مَا اسْتَبْدَلْتُ دِینا، وَ لا اسْتَحْدَثْتُ نَبِیّا، وَ إِنِّی لَعَلَى الْمِنْهاجِ الَّذِی تَرَکْتُمُوهُ طائِعِینَ، وَ دَخَلْتُمْ فِیهِ مُکْرَهِینَ.

وَ زَعَمْتَ اءَنَّکَ جِئتَ ثائِرا بعُثْمانَ، وَ لَقَدْ عَلِمْتَ حَیْثُ وَقَعَ دَمُ عُثْمانَ فَاطْلُبْهُ مِنْ هُناکَ إِنْ کُنْتَ طالِبا، فَکَاءَنِّی قَدْ رَاءَیْتُکَ تَضِجُّ مِنَ الْحَرْبِ إِذا عَضَّتْکَ ضَجِیجَ الْجِمالِ بِالْاءَثْقالِ، وَ کَاءَنِّی بِجَماعَتِکَ تَدْعُونِی جَزَعا مِنَ الضَّرْبِ الْمُتَتابِعِ، وَالْقَضاءِ الْواقِعِ، وَ مَصارِعَ بَعْدَ مَصارِعَ إِلى کِتابِ اللَّهِ وَ هِیَ کافِرَهٌ جاحِدَهٌ، اءَوْ مُبایِعَهٌ حائِدَهٌ.

شماره نامه براساس نسخه صبحی صالح

ترجمه :

از نامه آن حضرت (ع ) به معاویه :

چه مى کنى اگر این حجابهاى دنیوى ، که خود را در آنها پوشیده اى ، به کنارى روند؟ دنیایى که آرایه هایش به زیبایى جلوه گرند و خوشیها و لذتهایش فریبنده است . دنیا تو را به خود فراخواند و تو پاسخش دادى ، و تو را در پى خود کشید و از پى او رفتى و فرمانت داد و اطاعتش کردى . چه بسا، بناگاه ، کسى تو را از رفتن باز دارد، به گونه اى که هیچ سپرى تو را از آسیب او نرهاند. پس عنان بکش و از تاختن باز ایست ، و براى روز حساب توشه اى برگیر، و براى رویارویى با حادثه اى که در راه است ، دامن بر کمر زن ، و به سخن گمراهان گوش فرامده . و اگر نکنى تو را از چیزى که از آن غافل مانده اى ، مى آگاهانم . تو مردى هستى غرقه در ناز و نعمت . شیطانت به بند کشیده و آرزوى خویش در تو یافته است و اینک در سراسر وجود تو چون روح و خون در جریان است .

اى معاویه ، از چه زمان شما زمامداران رعیّت و والیان امر امّت بوده اید و حال آنکه ، نه در دین سابقه اى دیرین دارید و نه در شرف مقامى رفیع . پناه مى بریم به خدا از شقاوتى دامنگیر. و تو را بر حذر مى دارم از اینکه ، همچنان ، مفتون آرزوهاى خویش باشى و نهانت چون آشکارت نباشد.

مرا به جنگ فراخواندى . مردم را به یکسو نه ، خود به تن خویش به پیکار من آى . دو سپاه را از آن معاف دار تا همگان بدانند که کدامیک از ما قلبش ‍ را زنگ گناه تیره کرده است و پرده غفلت بر دیدگانش افتاده .

من ابو الحسنم . کشنده نیاى تو(۶) و دایى تو(۷) و برادر تو(۸) در روز بدر سرشان شکافتم . اکنون همان شمشیر با من است و با همان دل با دشمن روبرو مى شوم . نه دین دیگرى برگزیده ام و نه پیامبرى نو. بر همان راه و روشى هستم که شما به اختیار ترکش کردید و به اکراه در آن داخل شدید.

پنداشته اى که براى خونخواهى عثمان آمده اى ، مى دانى که خون عثمان در کجا ریخته شده ، پس آن را از همانجا بطلب ، اگر به خونخواهى او آمده اى . گویى چنان است که مى بینمت که چون جنگ بر تو دندان فرو برد، مى نالى آنسان ، که شتران گرانبار از سنگینى بار خود مى نالند. و مى بینم که سپاهیانت درگیر و دار ضربتهاى پیاپى و حوادث دردناک و سرنگون شدنها مى نالند و مرا به کتاب خدا مى خوانند، حال آنکه ، مشتى کافرند و منکر یا بیعت کرده و بیعت شکسته .

___________________________________________

۶- جد مادرى معاویه ، عتبه بن ابى ربیعه .
۷- ولید بن عتبه
۸- حنطله بن ابى سفیان

ترجمه عبدالحمید آیتی ۱۰

بازدیدها: ۱۹

نامه ۶ (متن عربی نسخه صبحی صالح ترجمه عبدالحمید آیتی)

نامه : ۶

و من کتاب له ع إ لى معاویه :

إِنَّهُ بایَعَنِی الْقَوْمُ الَّذِینَ بایَعُوا اءَبابَکْرٍ وَ عُمَرَ وَ عُثْمانَ عَلى ما بایَعُوهُمْ عَلَیْهِ، فَلَمْ یَکُنْ لِلشَّاهِدِ اءَنْ یَخْتارَ، وَ لا لِلْغائِبِ اءَنْ یَرُدَّ، وَ إِنَّمَا الشُّورى لِلْمُهاجِرِینَ وَ الْاءَنْصارِ، فَإِنِ اجْتَمَعُوا عَلى رَجُلٍ وَ سَمَّوهُ إِماما کانَ ذلِکَ لِلَّهِ رِضىً، فَإِنْ خَرَجَ عَنْ اءَمْرِهِمْ خارِجٌ بِطَعْنٍ اءَوْ بِدْعَهٍ رَدُّوهُ إ لى ما خَرَجَ مِنْهُ، فَإِنْ اءَبى قاتَلُوهُ عَلَى اتَّباعِهِ غَیْرَ سَبِیلِ الْمُؤْمِنِینَ، وَ وَلاّهُ اللَّهُ ما تَوَلّى .

وَ لَعَمْرِی یا مُعاوِیَهُ لَئِنْ نَظَرْتَ بِعَقْلِکَ دُونَ هَواکَ لَتَجِدَنِّی اءَبْرَاءَ النَّاسِ مِنْ دَمِ عُثْمانَ، وَ لَتَعْلَمَنَّ اءَنِّی کُنْتُ فِی عُزْلَهٍ عَنْهُ إِلاّ اءَنْ تَتَجَنَّى ، فَتَجَنَّ ما بَدا لَکَ، وَ السَّلاَمُ.

شماره نامه براساس نسخه صبحی صالح

ترجمه :

نامه اى از آن حضرت (ع ) به معاویه

این مردمى که با ابو بکر و عمر و عثمان بیعت کرده بودند، به همان شیوه با من بیعت کردند. پس آن را که حاضر است ، نرسد که دیگرى را اختیار کند و آن را که غایب بوده است نرسد که آنچه حاضران پذیرفته اند نپذیرد. شورا از آن مهاجران و انصار است . اگر آنان بر مردى همراءى شدند و او را امام خواندند، کارشان براى خشنودى خدا بوده است ، و اگر کسى از فرمان شورا بیرون آمد و بر آن عیب گرفت یا بدعتى نهاد باید او را به جمعى که از آن بیرون شده است باز آورند. اگر سر بر تافت با او پیکار کنند، زیرا راهى را برگزیده که خلاف راه مؤ منان است و خدا نیز در گردن او کند، گناه آنچه را خود متولى آن شده است .

اى معاویه ، به جان خودم سوگند، که اگر به دیده خرد بنگرى ، نه از روى هوا و هوس ، در خواهى یافت که من از هر کس دیگر از کشتن عثمان بیزارتر بودم و من از آن کنارى جسته بودم ، مگر آنکه بخواهى جنایت را به گردن من نهى و چیزى را که بر تو آشکار است پنهان دارى . والسلام .

ترجمه عبدالحمید آیتی ۶

بازدیدها: ۱۷

نامه ۱ (متن عربی نسخه صبحی صالح ترجمه عبدالحمید آیتی)

نامه : ۱

و من کتاب له ع إ لى اءَهْلِ اَلْکُوفَهِ عِنْدَ مَسِیرِهِ مِنَ اءلْمَدِینَهٍ إ لَى اءلْبصْرهِ:

مِنْ عَبْدِ اللَّهِ عَلِیِّ اءَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ إِلَى اءَهْلِ الْکُوفَهِ جَبْهَهِ الْاءَنْصَارِ وَ سَنَامِ الْعَرَبِ:

اءَمَّا بَعْدُ، فَإِنِّی اءُخْبِرُکُمْ عَنْ اءَمْرِ عُثْمَانَ حَتَّى یَکُونَ سَمْعُهُ کَعِیَانِهِ، إِنَّ النَّاسَ طَعَنُوا عَلَیْهِ فَکُنْتُ رَجُلاً مِنَ الْمُهَاجِرِینَ اءُکْثِرُ اسْتِعْتَابَهُ وَ اءُقِلُّ عِتَابَهُ وَ کَانَ طَلْحَهُ وَ الزُّبَیْرُ اءَهْوَنُ سَیْرِهِمَا فِیهِ الْوَجِیفُ، وَ اءَرْفَقُ حِدَائِهِمَا الْعَنِیفُ وَ کَانَ مِنْ عَائِشَهَ فِیهِ فَلْتَهُ غَضَبٍ، فَأُتِیحَ لَهُ قَوْمٌ قَتَلُوهُ وَ بَایَعَنِی النَّاسُ غَیْرَ مُسْتَکْرَهِینَ وَ لاَ مُجْبَرِینَ،بَلْ طَائِعِینَ مُخَیَّرِینَ.

وَ اعْلَمُوا اءَنَّ دَارَ الْهِجْرَهِ قَدْ قَلَعَتْ بِاءَهْلِهَا وَ قَلَعُوا بِهَا، وَ جَاشَتْ جَیْشَ الْمِرْجَلِ، وَ قَامَتِ الْفِتْنَهُ عَلَى الْقُطْبِ، فَاءَسْرِعُوا إِلَى اءَمِیرِکُمْ وَ بَادِرُوا جِهَادَ عَدُوِّکُمْ، إِنْ شَاءَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ.

شماره نامه براساس نسخه صبحی صالح

ترجمه :

نامه اى از آن حضرت (ع ) به مردم کوفه هنگام حرکتش از مدینه به بصره .

از بنده خدا، على ، امیرالمؤ منین به مردم کوفه که بزرگواران یاران و ارجمندان عرب اند.

اما بعد. شما را از کار عثمان خبر مى دهم ، به گونه اى که شنیدنش چون دیدن باشد مردم بر او خرده گرفتند و من که مردى از مهاجران بودم ، همواره خشنودى او را مى خواستم و کمتر سرزنش مى کردم . ولى طلحه و زبیر در باره او شیوه دیگر داشتند و آسانترین کارشان ، تاختن بر او بود و نرمترین رفتارشان ، رفتارى ناهموار بود. بناگاه ، عایشه بى تاءمل بر او خشم گرفت و مردمى بر او شوریدند و کشتندش . آنگاه مردم با من بیعت کردند نه از روى اکراه یا اجبار، بل به رضا و اختیار.

بدانید که سراى هجرت (مدینه ) مردمش را از خود راند و مردم نیز از آنجا رفتند.ناگاه ، چون دیگى که بر آتش باشد، جوشیدن گرفت و فتنه سر برداشت . پس به سوى امیرتان بشتابید و اگر خدا خواهد، براى جهاد با دشمن ، به پیش تازید.

ترجمه عبدالحمید آیتی ۱

بازدیدها: ۷۳

خطبه شماره ۲۴۰ (نسخه صبحی صالح ) ترجمه عبدالمحمد آیتی

خطبه ۲۴۰

و من کلام له ( علیه‏السلام ) قاله لعبد الله بن العباس و قد جاءه برساله من عثمان و هو محصور یسأله فیها الخروج إلى ماله بینبع، لیقل هتف الناس باسمه للخلافه، بعد أن کان سأله مثل ذلک من قبل، فقال ( علیه‏السلام )

یَا ابْنَ عَبَّاسٍ ما یُرِیدُ عُثْمانُ إِلا اءَنْ یَجْعَلَنِی جَمَلاً ناضِحا بِالْغَرْبِ اءَقْبِلْ وَ اءَدْبِرْ، بَعَثَ إِلَیَّ اءَنْ اءَخْرُجَ، ثُمَّ بَعَثَ إِلَیَّ اءَنْ اءَقْدُمَ، ثُمَّ هُوَ الْآنَ یَبْعَثُ إِلَیَّ اءَنْ اءَخْرُجَ، وَ اللَّهِ لَقَدْ دَفَعْتُ عَنْهُ حَتَّى خَشِیتُ اءَنْ اءَکُونَ آثِما.

  ترجمه : 

سخنى از آن حضرت (ع ) 

به عبد الله بن عباس فرمود هنگامى که نامه اى از عثمان آورده بود و عثمان در محاصره بود. از او مى خواست که بر سر ملک خود به (ینبع ) رود تا مگر نام او را براى خلافت کمتر برند و عثمان پیش از این هم ، چنین درخواستى از او کرده بود اى ابن عباس . عثمان چیزى نمى خواهد مگر آنکه مرا چون اشترى آبکش سازد، با دلوى بزرگ که پى در پى بیایم و بروم . نخست نزد من فرستاد که از شهر بیرون شوم . آنگاه نزد من فرستاد که بازگردم . اکنون هم ، کس فرستاده که از شهر بیرون روم . به خدا سوگند از او دفاع نمودم ، به گونه اى که ترسیدم که گناهکار شده باشم .

عبدالمحمد آیتی۲۳۵

بازدیدها: ۱۵۸

موضوعات نهج البلاغه(برچسب های)

برچسب ها

بازدیدها: ۳۷۲

خطبه شماره ۱۷۴ (نسخه صبحی صالح ) ترجمه عبدالمحمد آیتی

خطبه : ۱۷۴

و من کلام له ع فِی مَعْنى طَلْحَهَ بْنِ عُبَیْدِ اللّهِ: 

قَدْ کُنْتُ وَ ما اءُهَدَّدُ بِالْحَرْبِ، وَ لا اءُرَهَّبُ بِالضَّرْبِ، وَ اءَنَا عَلَى ما قَدْ وَعَدَنِی رَبِّی مِنَ النَّصْرِ، وَاللَّهِ مَا اسْتَعْجَلَ مُتَجَرِّدا لِلطَّلَبِ بِدَمِ عُثْمَانَ إِلا خَوْفا مِنْ اءَنْ یُطالَبَ بِدَمِهِ لِاءَنَّهُ مَظِنَّتُهُ، وَ لَمْ یَکُنْ فِی الْقَوْمِ اءَحْرَصُ عَلَیْهِ مِنْهُ، فَاءَرادَ اءَنْ یُغالِطَ بِمَا اءَجْلَبَ فِیهِ لِیَلْتَبِسَ الْاءَمْرُ وَ یَقَعَ الشَّکُّ، وَ وَاللَّهِ ما صَنَعَ فِی اءَمْرِ عُثْمَانَ واحِدَهً مِنْ ثَلاَثٍ: لَئِنْ کانَ ابْنُ عَفَّانَ ظالِما کَما کانَ یَزْعُمُ لَقَدْ کَانَ یَنْبَغِی لَهُ اءَنْ یُوازِرَ قاتِلِیهِ، اءو یُنابِذَ ناصِرِیهِ، وَ لَئِنْ کانَ مَظْلُوما لَقَدْ کانَ یَنْبَغِی لَهُاءَنْ یَکُونَ مِنَ الْمُنَهْنِهِینَ عَنْهُ، وَالْمُعَذِّرِینَ فِیهِ، وَ لَئِنْ کانَ فِی شَکِّ مِنَ الْخَصْلَتَیْنِ لَقَدْ کانَ یَنْبَغِی لَهُ اءَنْ یَعْتَزِلَهُ وَ یَرْکُدَ جَانِبا، وَ یَدَعَ النَّاسَ مَعَهُ، فَما فَعَلَ واحِدَهً مِنَ الثَّلاَثِ، وَ جاءَ بِاءَمْرٍ لَمْ یُعْرَفْ بابُهُ، وَ لَمْ تَسْلَمْ مَعاذِیرُهُ.

ترجمه : 

سخنى از آن حضرت (ع ) درباره طلحه بن عبید الله :  

تاکنون کسى را یاراى آن نبوده که مرا از جنگ بترساند، یا از ضربت شمشیر بیم دهد. پروردگارم مرا وعده یارى داده و من به وعده پروردگارم اطمینان دارم . به خدا سوگند، طلحه چونان شمشیرى از نیام برکشیده در طلب خون عثمان شتاب نکرده ، جز آنکه ، مى ترسد دیگران خون عثمان را از او بطلبند. زیرا او خود به کشتن عثمان مظنون است و در میان خیل کشندگان عثمان هیچ کس آزمندتر از او بدین کار نبود.

حال مى خواهد مردم را به غلط اندازد تا امر مشتبه شود و شک در دلها لانه سازد.
به خدا سوگند، درباره عثمان هیچیک از این سه کار را انجام نداد. اگر فرزند عفّان ظالم مى بود چنانکه او مى پنداشت شایسته بود که قاتلانش ‍ را یارى دهد و با یارى کنندگانش ستیزه کند. و اگر مظلوم مى بود، سزاوار چنان بود، که در زمره کسانى باشد که شورشگران را از او باز دارد و بیگناهیش را عذرى آورد. و اگر در تردید بود که او ظالم است یا مظلوم ، بهتر آن بود که کنارى مى گرفت و به گوشه اى مى خزید و مردم را با او به حال خود مى گذارد. طلحه هیچیک از این سه کار را نکرد، بلکه نغمه اى نو ساز کرده که کس راه آن نمى شناسد و عذرهایى مى آورد که همه نادرست است .

نهج البلاغه خطبه ها//ترجمه عبدالمحمد آیتی

بازدیدها: ۱۹۰

خطبه شماره ۱۶۸ (نسخه صبحی صالح ) ترجمه عبدالمحمد آیتی

کلام : ۱۶۸

و من کلام له ع بَعْدَ ما بُویِعَ بِالْخِلافَهِ، وَ قَدْ قالَ لَهُ قَومْ مِنَ الصَّحابَهِ لَوْ عاقَبْتَ قَوْمامِمَّناءَجْلَبَ عَلى عُثْمانِ؟ فَقَالِ عَلَیْهِالسَّلامُ: 

یَا إِخْوَتَاهُ، إِنِّی لَسْتُ اءَجْهَلُ مَا تَعْلَمُونَ وَ لَکِنْ کَیْفَ لِی بِقُوَّهٍ وَ الْقَوْمُ الْمُجْلِبُونَ عَلَى حَدِّ شَوْکَتِهِمْ یَمْلِکُونَنَا وَ لاَ نَمْلِکُهُمْ؟ وَ هَا هُمْ هَؤُلاَءِ قَدْ ثَارَتْ مَعَهُمْ عِبْدَانُکُمْ وَ الْتَفَّتْ إِلَیْهِمْ اءَعْرَابُکُمْ وَ هُمْ خِلاَلَکُمْ یَسُومُونَکُمْ مَا شَاءؤ وا، وَ هَلْ تَرَوْنَ مَوْضِعا لِقُدْرَهٍ عَلَى شَیْءٍ تُرِیدُونَهُ؟ وَ إِنَّ هَذَا الْاءَمْرَ اءَمْرُ جَاهِلِیَّهٍ وَ إِنَّ لِهَؤُلاَءِ الْقَوْمِ مَادَّهً.

إِنَّ النَّاسَ مِنْ هَذَا الْاءَمْرِ إِذَا حُرِّکَ عَلَى اءُمُورٍ: فِرْقَهٌ تَرَى مَا تَرَوْنَ وَ فِرْقَهٌ تَرَى مَا لاَ تَرَوْنَ، وَ فِرْقَهٌ لاَ تَرَى هَذَا وَ لاَ هَذَا، فَاصْبِرُوا حَتَّى یَهْدَاءَ النَّاسُ وَ تَقَعَ الْقُلُوبُ مَوَاقِعَهَا وَ تُؤْخَذَ الْحُقُوقُ مُسْمَحَهً، فَاهْدَؤُوا عَنِّی ، وَ انْظُرُوا مَاذَا یَأْتِیکُمْ بِهِ اءَمْرِی وَ لاَ تَفْعَلُوا فَعْلَهً تُضَعْضِعُ قُوَّهً وَ تُسْقِطُ مُنَّهً وَ تُورِثُ وَهْنا وَ ذِلَّهً وَ سَأُمْسِکُ الْاءَمْرَ مَا اسْتَمْسَکَ وَ إِذَا لَمْ اءَجِدْ بُدّا فَآخِرُ الدَّوَاءِ الْکَیُّ.

ترجمه : 

خطبه اى از آن حضرت (ع ) پس از آنکه به خلافت با او بیعت کردند، جمعى از صحابه او راگفتند، چه شود اگر کسانى را که بر عثمان شوریدند، کیفر دهى ؟ على (ع ) فرمود: 

اى برادران ، من از آنچه شما مى دانید بى خبر نیستم . ولى مرا چه توانایى است ، در حالى که شورشگران در نهایت توانایى هستند. آنان بر من چیره شده اند و ما را در برابر آنها قدرتى نیست . اینان جماعتى هستند که بندگان شما به یاریشان برخاسته اند و اعراب بادیه نشین هم به آنها پیوسته اند. و خود در میان شما هستند و هر آزار که خواهند بر شما روا دارند. آیا بر آنچه خواستار آن هستید، تواناییتان هست ؟ این کار از گونه کارهاى عصر جاهلیت است و شورشگران نیز بى یار و مددکار نباشند.

اگر این کار که مى گویید (یعنى خونخواهى عثمان ) صورت پذیرد، مردم را بر سه گروه خواهى یافت . گروهى را نظرى است ، چون نظر شما و گروهى را نظرى است ، بر خلاف نظر شما و گروه سوم ، نه این سرى هستند و نه آن سرى . پس شکیبایى ورزید تا مردم آرام گیرند و دلها بر جاى خود قرار گیرد و حقوق از دست رفته به آسانى گرفته شود. شتاب مکنید و مرا آسوده گذارید و منتظر فرمانى باشید که شما را مى دهم و مبادا کارى کنید که تزلزل نیروى مرا در پى داشته باشد یا نیروى مرا فرو اندازد و موجب سستى و خوارى ما گردد. و من تا آنگاه که مدارا سودمند افتد، این مهم را به مدارا از میان برخواهم داشت و چون چاره اى نیابم ، داغ کردن ، آخرین علاج است .

نهج البلاغه خطبه ها//ترجمه عبدالمحمد آیتی

بازدیدها: ۲۴

خطبه شماره ۱۶۴ (نسخه صبحی صالح ) ترجمه عبدالمحمد آیتی

خطبه : ۱۶۴

و من کلام له ع لَمّا اجْتَمَعَ النّاسُ اِلَیْهِ وَ شَکَوْا ما نَقْمُوهُ عَلى عُثْمانَ، وَ سَاءَلُوهُ مُخاطَبَهُ عَنْهُمْوَاسْتَعتابَهُ لَهُمْ، فَدْخَلَ ع عَلى عُثْمانَ فَقالَ: 

إِنَّ النَّاسَ وَرَائِی ، وَ قَدِ اسْتَسْفَرُونِی بَیْنَکَ وَ بَیْنَهُمْ، وَ وَاللَّهِ مَا اءَدْرِی مَا اءَقُولُ لَکَ؟ مَا اءَعْرِفُ شَیْئا تَجْهَلُهُ، وَ لا اءَدُلُّکَ عَلى اءَمْرٍ لا تَعْرِفُهُ، إِنَّکَ لَتَعْلَمُ ما نَعْلَمُ، ما سَبَقْنَاکَ إِلَى شَیْءٍ فَنُخْبِرَکَ عَنْهُ، وَ لا خَلَوْنَا بِشَیْءٍ فَنُبَلِّغَکَهُ، وَ قَدْ رَاءَیْتَ کَما رَاءَیْنا، وَ سَمِعْتَ کَما سَمِعْنا، وَ صَحِبْتَ رَسُولَ اللَّهِ صَلّى اللّهُ عَلَیهِ وَ آلِه کَما صَحِبْنَا.

وَ مَا ابْنُ اءَبِی قُحَافَهَ وَ لا ابْنُ الْخَطَّابِ بِاءَوْلَى بِعَمَلِ الْحَقِّ مِنْکَ، وَ اءَنْتَ اءَقْرَبُ إِلَى اءَبِی رَسُولِ اللَّهِ صَلّى اللّهُ عَلَیهِ وَ آلِه وَشِیجَهَ رَحِمٍ مِنْهُمَا، وَ قَدْ نِلْتَ مِنْ صِهْرِهِ مَا لَمْ یَنَالا، فَاللَّهَ اللَّهَ فِی نَفْسِکَ فَإِنَّکَ وَاللَّهِ ما تُبَصَّرُ مِنْ عَمًى ، وَ لا تُعَلَّمُ مِنْ جَهْلٍ، وَ إِنَّ الطُّرُقَ لَوَاضِحَهٌ، وَ إِنَّ اءَعْلاَمَ الدِّینِ لَقَائِمَهٌ.

فَاعْلَمْ اءَنَّ اءَفْضَلَ عِبادِ اللَّهِ عِنْدَ اللَّهِ إِمَامٌ عادِلٌ هُدِیَ وَ هَدَى ، فَاءَقامَ سُنَّهً مَعْلُومَهً، وَ اءَماتَ بِدْعَهً مَجْهُولَهً، وَ إِنَّ السُّنَنَ لَنَیِّرَهٌ لَها اءَعْلاَمٌ، وَ إِنَّ الْبِدَعَ لَظَاهِرَهٌ لَها اءَعْلاَمٌ، وَ إِنَّ شَرَّ النَّاسِ عِنْدَ اللَّهِ إِمَامٌ جائِرٌ ضَلَّ وَ ضُلَّ بِهِ، فَاءَمَاتَ سُنَّهً مَأْخُوذَهً، وَ اءَحْیا بِدْعَهً مَتْرُوکَهً، وَ إِنِّی سَمِعْتُ رَسُولَ اللَّهِ ص یَقُولُ: (یُؤْتَى یَوْمَ الْقِیَامَهِ بِالْإِمَامِ الْجَائِرِ وَ لَیْسَ مَعَهُ نَصِیرٌ وَ لاَ عَاذِرٌ فَیُلْقَى فِی نَارِ جَهَنَّمَ فَیَدُورُ فِیهَا کَمَا تَدُورُ الرَّحَى ، ثُمَّ یَرْتَبِطُ فِی قَعْرِها) وَ إِنِّی اءَنْشُدُکَ اللَّهَ اءَلا تَکُونَ إِمَامَ هَذِهِ الْاءُمَّهِ الْمَقْتُولَ، فَإِنَّهُ کَانَ یُقَالُ: یُقْتَلُ فِی هَذِهِ الْاءُمَّهِ إِمَامٌ یَفْتَحُ عَلَیْهَا الْقَتْلَ وَالْقِتَالَ إِلَى یَوْمِ الْقِیَامَهِ، وَ یَلْبِسُ اءُمُورَهَا عَلَیْهَا، وَ یَبُثُّ الْفِتَنَ فِیهَا، فَلا یُبْصِرُونَ الْحَقَّ مِنَ الْبَاطِلِ، یَمُوجُونَ فِیهَا مَوْجا، وَ یَمْرُجُونَ فِیها مَرْجا، فَلا تَکُونَنَّ لِمَرْوانَ سَیِّقَهً یَسُوقُکَ حَیْثُ شاءَ بَعْدَ جَلالِ السِّنِّ، وَ تَقَضِّی الْعُمُرِ.

فَقَالَ لَهُ عُثْمَانُ :

کَلِّمِ النَّاسَ فِی اءَنْ یُؤَجِّلُونِی حَتَّى اءَخْرُجَ إِلَیْهِمْ مِنْمَظَالِمِهِمْ.

فَقَالَ ع :

مَا کَانَبِالْمَدِینَهِ فَلا اءَجَلَ فِیهِ، وَ مَا غَابَ فَاءَجَلُهُ وُصُولُ اءَمْرِکَ إِلَیْهِ.

ترجمه :

سخنى از آن حضرت (ع ) هنگامى که مردم نزد او گرد آمدند و، در آنچه از عثمان ناپسندشانافتاده بود، به وى شکایت کردند و خواستند که از سوى آنها با عثمان سخن گوید و بخواهدتا خشنودشان سازد، نزد عثمان شد و چنین گفت : 

مردم پشت سر من هستند و مرا چون سفیرى از سوى خود به نزد تو فرستاده اند. به خدا سوگند، ندانم که تو را چه گویم ؟ من از چیزى آگاه نیستم که تو خود آن را ندانى . و تو را به چیزى راه ننمایم که آن را نشناسى . هر چه ما مى دانیم تو نیز مى دانى . ما، در چیزى از تو پیشى نگرفته ایم که اکنون تو را از آن خبر دهیم . و در جایى با یکدیگر خلوت نکرده ایم که تو را از ماجراى آن بیاگاهانیم . تو دیده اى ، چنانکه ما دیده ایم و شنیده اى آنسان که ما شنیده ایم . با رسول الله (صلى الله علیه و آله ) صحبت داشته اى ، همانگونه ، که ما صحبت داشته ایم . فرزند ابو قحافه و فرزند خطّاب ، به کار حق و صواب سزاوارتر از تو نبودند. تو به خویشاوندى از آن دو، به رسول الله (صلى الله علیه و آله ) نزدیکترى (۵۰) تو به دامادى او مرتبتى یافته اى که آن دو نیافته اند.(۵۱) پس خداى را، بر جان خود بترس . نابینا نیستى که چشمانت بگشایند و نادان نیستى که چیزى به تو آموزند. راه ها روشن است و نشانه هاى دین برپاى .

بدان ، که بهترین مردم در نزد خداوند، پیشواى دادگرى است که خود هدایت یافته و مردم را هدایت نماید. سنت شناخته شده را برپاى دارد و بدعت ناشناخته را بمیراند. سنتها روشن است و نشانه هایش برپاست و بدعتها آشکار است و نشانه هایش برپا. بدترین مردم در نزد خداوند پیشوایى ستمگر است که خود گمراه است و سبب گمراهى دیگران شود. سنتى را، که مردم فرا گرفته اند، بمیراند و بدعتى را که متروک افتاده زنده کند. من از رسول الله (صلى الله علیه و آله ) شنیدم که مى گفت در روز قیامت پیشواى ستمگر را مى آورند، هیچ یاورى ندارد و کس ‍ عذرخواه او نیست ، در جهنمش مى افکنند و او چون سنگ آسیابى که مى چرخد در جهنم بچرخد. سپس ، در قعر جهنم به زنجیرش مى کشند. به خدا سوگندت مى دهم ، چنان مکن که پیشواى مقتول این امت گردى . زیرا گفته مى شد از رسول الله (ص ) که (در این امّت پیشوایى کشته مى شود و در کشت و کشتار تا روز قیامت به روى امّت گشوده مى شود و کارها را بر آنان مشتبه مى کند. پس بذر فتنه ها پراکنده گردد و مردم حق از باطل نشناسند و در کشاکش آن فتنه ها با یکدیگر بستیزند و آشوب کنند و کارشان به هرج و مرج کشد.) در این سالهاى پیرى و سراشیب عمر براى مروان (۵۲) چون مرکبى مباش ، که به هر سو که خواهد، تو را براند.

عثمان گفت :

با مردم سخن بگوى و بخواه که مرا مهلت دهند. تا از عهده ستمى که بر آنان رفته است برآیم .

على (ع ) گفت :

آنچه در مدینه است نیازى به مهلت ندارد و آنچه در خارج مدینه است چندان مهلت باید که فرمان تو به آنجا رسد.

_______________________________________

۵۰-نسب عثمان ، در چهار پدر به عبد مناف جد رسول خدا (ص ) مى رسد و ابوبکر ددر شش پدر و عمر در هفت پدر (فیض . ص ۵۱۹).
۵۱-عثمان ، نخست شوى رقیه دختر پیامبر (ص ) بود و پس از مرگ او دختر دیگر آن حضرت ، ام کلثوم را به زنى گرفت .
۵۲-مروان بن حکم مستشار عثمان بود.

نهج البلاغه خطبه ها//ترجمه عبدالمحمد آیتی

بازدیدها: ۲۷

خطبه شماره ۷۵ (نسخه صبحی صالح ) ترجمه عبدالمحمد آیتی

 خطبه : ۷۵

و من کلام له ع لَما بَلَغَه اتهام بَنی اءمیّه له بِالْمُشارکه فِی دَمِّ عُثْمان : 

اءَوَلَمْ یَنْهَ بَنِی اءُمَیَّهَ عِلْمُها بِی عَنْ قَرْفِی اءَوَما وَزَعَ الْجُهَّالَ سَابِقَتِی عَنْ تُهَمَتِی وَ لَما وَ عَظَهُمُ اللَّهُ بِهِ اءَبْلَغُ مِنْ لِسَانِی ! اءَنَا حَجِیجُ الْمَارِقِینَ، وَ خَصِیمُ الْمُرْتَابِینَ، وَ عَلَى کِتَابِ اللَّهِ تُعْرَضُ الْاءَمْثَالُ، وَ بِما فِی الصُّدُورِ تُجَازَى الْعِبَادُ.

ترجمه :

سخنى از آن حضرت (ع ) وقتى که شنید بنى امیه او را به شرکت درقتل عثمان متهم مى کنند:  

آیا باز نداشت بنى امیه را از عیب نهادن بر من ، شناختشان از من آیا سابقه من در دین ، نادانان را از تهمت نهادن بر من مانع نگردید خداوند اندرزشان داده و، اندرز خدا از سخن من رساتر است . من بر ضد کسانى که از دایره دین پاى بیرون مى نهند احتجاج مى کنم . من خصم کسانى هستم که در دل شک و تردید مى پرورند. هر کار که در آن شبهتى هست به کتاب خدا عرضه شود و خدا بندگان خود را به آنچه در دل نهان داشته اند کیفر مى دهد.

نهج البلاغه خطبه ها//ترجمه عبدالمحمد آیتی

بازدیدها: ۳۰

خطبه شماره ۷۴ (نسخه صبحی صالح ) ترجمه عبدالمحمد آیتی

خطبه : ۷۴

و من خطبه له ع لِما عَزَموا عَلى بَیْعَه عُثْمان :

لَقَدْ عَلِمْتُمْ اءَنِّی اءَحَقُّ النَّاسِ بِها مِنْ غَیْرِی ، وَ وَ اللَّهِ لَاءُسْلِمَنَّ مَا سَلِمَتْ اءُمُورُ الْمُسْلِمِینَ، وَ لَمْ یَکُنْ فِیها جَوْرٌ إ لا عَلَیَّ خَاصَّهً، الْتِمَاسا لِاءَجْرِ ذَلِکَ وَ فَضْلِهِ، وَ زُهْدا فِیما تَنافَسْتُمُوهُ مِنْ زُخْرُفِهِ وَ زِبْرِجِهِ.

ترجمه :

سخنى از آن حضرت (ع ) چون دیگران آهنگ بیعت با عثمان نمودند:

دانسته اید که من از دیگران به خلافت سزاوارترم . به خدا سوگند، مادامى که کار مسلمانان بسامان باشد و جز بر من بر دیگران ستمى نرود، آن را واگذاشته ، مخالفت نمى ورزم . پاداش چنین فضیلت و عملى را از خدا مى طلبم و زهد مى ورزم در آنچه شما به خاطر زیور و زینتش با یکدیگر رقابت مى کنید.

نهج البلاغه خطبه ها//ترجمه عبدالمحمد آیتی

بازدیدها: ۵۰

خطبه شماره ۷۳ (نسخه صبحی صالح ) ترجمه عبدالمحمد آیتی

خطبه : ۷۳

 قَالُوا: اءُخِذَ مَرْوَانُ بْنُ الْحَکَمِ اءَسِیرا یَوْمَ الْجَمَلِ فَاسْتَشْفَعَ الْحَسَنَ وَ الْحُسَیْنَ ع إ لَى اءَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ ع فَکَلَّمَاهُ فِیهِ، فَخَلَّى سَبِیلَهُ، فَقالا لَهُ: یُبَایِعُکَ یَا اءَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ؟ فَقالَ ع : 

اءَوَلَمْ یُبایِعْنِی بَعْدَ قَتْلِ عُثْمَانَ؟ لا حَاجَهَ لِی فِی بَیْعَتِهِ! إِنَّهَا کَفُّ یَهُودِیَّهٌ لَوْ بَایَعَنِی بِیَدِهِ لَغَدَرَ بِسَبَّتِهِ، اءَما إ نَّ لَهُ إِمْرَهً کَلَعْقَهِ الْکَلْبِ اءَنْفَهُ، وَ هُوَ اءَبُو الْاءَکْبُشِ الْاءَرْبَعَهِ، وَ سَتَلْقَى الْاءُمَّهُ مِنْهُ وَ مِنْ وَلَدِهِ یَوْما اءَحْمَرَ.

ترجمه : 

سخنى از آن حضرت (ع ) درباره مروان بن حکم در بصره ، مروان بن حکم در جنگجمل اسیر شد. امام حسن و امام حسین (ع )، نزد امیرالمؤ منین شفاعتش کردند و على (ع ) از بنداسارت آزادش نمود. پدر را گفتند یا امیرالمؤ منین ، مروان با تو بیعت نمى کند على (ع ) درپاسخ آن دو چنین فرمود:  

مگر بعد از کشته شدن عثمان با من بیعت نکرد؟ مرا به بیعت او نیازى نیست . دست او در بیوفایى دست یهودى را ماند. اگر دست بیعت به من دهد، غدر کند و در نهان بیعت خویش بشکند. بدانید که او در آینده به امارت خواهد رسید، ولى مدت امارتش به همان کوتاهى است که سگى با زبان بینى خود را بلیسد. او پدر چهار فرمانرواست . زودا، که امت اسلامى از او و فرزندانش روزى خونین را بینند.

نهج البلاغه خطبه ها//ترجمه عبدالمحمد آیتی

بازدیدها: ۴۴

خطبه شماره ۳۰ (نسخه صبحی صالح ) ترجمه عبدالمحمد آیتی

خطبه: ۳۰

و من کلام له ع فِی مَعْنى قَتْلِ عثُمْانَ:

لَوْ اءَمَرْتُ بِهِ لَکُنْتُ قَاتِلاً اءَوْ نَهَیْتُ عَنْهُ لَکُنْتُ نَاصِرا غَیْرَ اءَنَّ مَنْ نَصَرَهُ لاَ یَسْتَطِیعُ اءَنْ یَقُولَ: خَذَلَهُ مَنْ اءَنَا خَیْرٌ مِنْهُ وَ مَنْ خَذَلَهُ لاَ یَسْتَطِیعُ اءَنْ یَقُولَ: نَصَرَهُ مَنْ هُوَ خَیْرٌ مِنِّی وَ اءَنَا جَامِعٌ لَکُمْ اءَمْرَهُ اسْتَأْثَرَ فَاءَسَاءَ الْاءَثَرَهَ وَ جَزِعْتُمْ فَاءَسَأْتُمُ الْجَزَعَ وَ لِلَّهِ حُکْمٌ وَاقِعٌ فِی الْمُسْتَأْثِرِ وَ الْجَازِعِ.

ترجمه :

سخنى از آن حضرت (ع ) درباره کشته شدن عثمان :

اگر به کشتن او فرمان مى دادم ، قاتل او مى بودم . و اگر دیگران را از کشتنش ‍ منع مى کردم چنان بود که به یاریش برخاسته ام . اما کسى که یاریش کرده نمى تواند بگوید که (من بهتر از کسى هستم که از یاریش دست بداشت ). و کسى که او را خوار داشت و فروگذاشت ، نمى تواند بگوید (کسى که او را یارى کرد بهتر از من بود).
من اکنون ، به گونه اى مجمل و مختصر، سیره او را در حکومت براى شما بیان مى کنم : او به استبداد و خودکامگى فرمان مى راند و استبداد و خودکامگى اش سبب تباهى کارها شد. شما از او ناخشنود بودید و در برافکندنش بیتابى مى کردید، این بیتابى شما هم ناستوده بود. خداى تعالى را حکمى است که واقع خواهد شد، هم در حق آنکه استبداد مى ورزید و هم در حق آنکه بیتابى و ناشکیبایى مى نمود.

نهج البلاغه خطبه ها//ترجمه عبدالمحمد آیتی

بازدیدها: ۲۰

خطبه شماره ۲۲ (نسخه صبحی صالح ) ترجمه عبدالمحمد آیتی

خطبه : ۲۲

و من خطبه له ع

اءَلا وَ إ نَّ الشَّیْطَانَ قَدْ ذَمَّرَ حِزْبَهُ، وَ اسْتَجْلَبَ جَلَبَهُ، لِیَعُودَ الْجَوْرُ إلى اءَوْطَانِهِ، وَ یَرْجِعَ الْبَاطِلُ إِلَى نِصَابِهِ، وَ اللَّهِ مَا اءَنْکَرُوا عَلَیَّ مُنْکَرا، وَ لا جَعَلُوا بَیْنِی وَ بَیْنَهُمْ نَصِفا، وَ إ نَّهُمْ لَیَطْلُبُونَ حَقَّا هُمْ تَرَکُوهُ، وَ دَما هُمْ سَفَکُوهُ، فَلَئِنْ کُنْتُ شَرِیکَهُمْ فِیهِ فَإ نَّ لَهُمْ لَنَصِیبَهُمْ مِنْهُ، وَ لَئِن کَانُوا وَلُوهُ دُونِی فَمَا التَّبِعَهُ إ لا عِنْدَهُمْ، وَ إ نَّ اءَعْظَمَ حُجَّتِهِمْ لَعَلَى اءَنْفُسِهِمْ، یَرْتَضِعُونَ اءُمّا قَدْ فَطَمَتْ، وَ یُحْیُونَ بِدْعَهً قَدْ اءُمِیتَتْ.

یا خَیْبَهَ الدَّاعِی ! مَنْ دَعا! وَ إ لاَمَ اءُجِیبَ! وَ إ نِّی لَرَاضٍ بِحُجَّهِ اللَّهِ عَلَیْهِمْ وَ عِلْمِهِ فِیهِمْ، التهدید بالحرب فَإ نْ اءَبَوْا اءَعْطَیْتُهُمْ حَدَّ السَّیْفِ وَ کَفَى بِهِ شَافِیا مِنَ الْبَاطِلِ وَ نَاصِرا لِلْحَقِّ، وَ مِنَ الْعَجَبِ بَعْثُهُمْ إ لَیَّ اءَنْ اءَبْرُزَ لِلطِّعَانِ وَ اءَنْ اءَصْبِرَ لِلْجِلاَدِ! هَبِلَتْهُمُ الْهَبُولُ، لَقَدْ کُنْتُ وَ مَا اءُهَدَّدُ بِالْحَرْبِ، وَ لا اءُرْهَبُ بِالضَّرْبِ، وَ إ نِّی لَعَلى یَقِینٍ مِنْ رَبِّی ، وَ غَیْرِ شُبْهَهٍ مِنْ دِینِی .

ترجمه :

خطبه اى از آن حضرت (ع )

آگاه باشید، که شیطان حزب خود را بر انگیخته و سپاه خویش بسیج کرده ، تا بار دیگر، ستم در جاى خود مستقر گردد و باطل به جایگاه خود بازگردد. به خدا سوگند، هر چه کوشیدند منکرى از من ندیدند ولى میان من و خود به انصاف داورى نکردند.از من حقى را مى طلبند که خود آن را واگذاشته اند و خونى را مى خواهند که خود ریخته اند(۱۲) اگر مى گویند که من در ریختن آن خون شریکشان بوده ام ، مگر نه این است که آنها را در آن نصیبى بوده است و اگر آنان خود بتنهایى آن خون ریخته اند، پس جز آنها کسى گناهکار نخواهد بود و به کیفر آن دچارند. هر دلیل که بیاورند، به زیان خود آنهاست .از مادرى شیر مى خواهند که پستانش خشکیده است و مى خواهند بدعتى را زنده کنند که دیگر مرده است . چه نومید است این دعوت کننده ! کیست آنکه فرا مى خواند؟ و به چه چیز باید پاسخ داد؟

به هر چه خداوند میان من و ایشان داورى کند، بدان خشنودم ، که او به کردارهاى ایشان آگاه است . اگر سر بر تابند شمشیر تیز حوالتشان کنم ، که شمشیر درمان باطل است و یاریگر حق . شگفت در این است که مرا به آوردگاه مى خوانند و مى خواهند که در نبرد پاى بفشرم . مادرانشان در سوگشان بگریند. هیچگاه کسى نتوانسته مرا از تهدید به جنگ بترساند یا از ضرب شمشیر به وحشت افکند. زیرا من در ایمان به خدا به مرز یقین رسیده ام و هرگز در دین خود شبهه نیاورم .

_____________________________________________________
۱۲-مراد، خون عثمان است .

نهج البلاغه خطبه ها//ترجمه عبدالمحمد آیتی

بازدیدها: ۱۲

خطبه شماره ۱۵ (نسخه صبحی صالح ) ترجمه عبدالمحمد آیتی

کلام : ۱۵

و من کلام له ع فیما رَدَّه عَلَى الْمَسْلِمینَ مِنْ قَطائعِ عُثْمانَ:

وَ اللَّهِ لَوْ وَجَدْتُهُ قَدْ تُزُوِّجَ بِهِ النِّسَاءُ وَ مُلِکَ بِهِ الْإِمَاءُ لَرَدَدْتُهُ، فَإِنَّ فِی الْعَدْلِ سَعَهً، وَ مَنْ ضاقَ عَلَیْهِ الْعَدْلُ فَالْجَوْرُ عَلَیْهِ اءَضْیَقُ.

ترجمه :

سخنى از آن حضرت (ع ) درباره زمینهایى که عثمان در زمان خلافت خود به این و آن داده بود وامام (ع ) آنها را به مسلمانان بازگردانید:

به خدا سوگند، اگر چیزى را که عثمان بخشیده ، نزد کسى بیابم ، آن را به صاحبش باز مى گردانم ، هر چند، آن را کابین زنان کرده باشند یا بهاى کنیزکان . که در دادگرى گشایش است و آنکه از دادگرى به تنگ آید از ستمى که بر او مى رود، بیشتر به تنگ آید.

نهج البلاغه خطبه ها//ترجمه عبدالمحمد آیتی

بازدیدها: ۲۳