نهج البلاغه کلمات قصار حکمت شماره ۳۹۰ صبحی صالح(ترجمه دکتر آیتی)تقسیم وقت

۳۹۰-وَ قَالَ ( علیه‏السلام )لِلْمُؤْمِنِ ثَلَاثُ سَاعَاتٍ فَسَاعَهٌ یُنَاجِی فِیهَا رَبَّهُ وَ سَاعَهٌ یَرُمُّ مَعَاشَهُ وَ سَاعَهٌ یُخَلِّی بَیْنَ نَفْسِهِ وَ بَیْنَ لَذَّتِهَا فِیمَا یَحِلُّ وَ یَجْمُلُ وَ لَیْسَ لِلْعَاقِلِ أَنْ یَکُونَ شَاخِصاً إِلَّا فِی ثَلَاثٍ مَرَمَّهٍ لِمَعَاشٍ أَوْ خُطْوَهٍ فِی مَعَادٍ أَوْ لَذَّهٍ فِی غَیْرِ مُحَرَّم‏

شماره حکمت براساس نسخه صبحی صالح

حکمت ۳۸۲ دکتر آیتی

 و فرمود (ع): مؤمن را سه ساعت است: ساعتى که در آن با پروردگار خود راز مى‏ گوید و ساعتى که در پى تحصیل معاش خویش است و ساعتى که به خوشیها و لذات حلال و نیکوى خود مى ‏پردازد.

ترجمه عبدالمحمد آیتی

بازدیدها: ۴۵۱

نامه ۳۶ (متن عربی نسخه صبحی صالح ترجمه عبدالحمید آیتی)

نامه : ۳۶

و من کتاب له ع إ لى اءَخِیهِ عَقِیلِ بْنِ اءَبِی طالِبٍ فِی ذِکْرِ جَینشٍ اءَنفَذَهُ إِلى بَعْضِ اءلا عْداءِ وَهُوَ جَوابُ کِتابٍ کَتَبَهُ إ لَیْهِ عَقِیلْ:

فَسَرَّحْتُ إِلَیْهِ جَیْشا کَثِیفا مِنَ الْمُسْلِمِینَ فَلَمَّا بَلَغَهُ ذَلِکَ شَمَّرَ هَارِبا وَ نَکَصَ نَادِما، فَلَحِقُوهُ بِبَعْضِ الطَّرِیقِ وَ قَدْ طَفَّلَتِ الشَّمْسُ لِلْإِیَابِ، فَاقْتَتَلُوا شَیْئا کَلاَ وَ لا، فَمَا کَانَ إِلا کَمَوْقِفِ سَاعَهٍ حَتَّى نَجَا جَرِیضا بَعْدَ مَا اءُخِذَ مِنْهُ بِالْمُخَنَّقِ وَ لَمْ یَبْقَ مِنْهُ غَیْرُ الرَّمَقِ، فَلاَْیا بِلاَْیٍ مَا نَجَا.

فَدَعْ عَنْکَ قُرَیْشا وَ تَرْکَاضَهُمْ فِی الضَّلاَلِ وَ تَجْوَالَهُمْ فِی الشِّقَاقِ وَ جِمَاحَهُمْ فِی التِّیهِ فَإِنَّهُمْ قَدْ اءَجْمَعُوا عَلَى حَرْبِی کَإِجْمَاعِهِمْ عَلَى حَرْبِ رَسُولِ اللَّهِ ص قَبْلِی فَجَزَتْ قُرَیْشا عَنِّی الْجَوَازِی ، فَقَدْ قَطَعُوا رَحِمِی وَ سَلَبُونِی سُلْطَانَ ابْنِ اءُمِّی .

وَ اءَمَّا مَا سَاءَلْتَ عَنْهُ مِنْ رَاءْیِی فِی الْقِتَالِ، فَإِنَّ رَاءْیِی قِتَالُ الْمُحِلِّینَ حَتَّى اءَلْقَى اللَّهَ، لاَ یَزِیدُنِی کَثْرَهُ النَّاسِ حَوْلِی عِزَّهً وَ لاَ تَفَرُّقُهُمْ عَنِّی وَحْشَهً وَ لاَ تَحْسَبَنَّ ابْنَ اءَبِیکَ وَ لَوْ اءَسْلَمَهُ النَّاسُ مُتَضَرِّعا مُتَخَشِّعا وَ لاَ مُقِرّا لِلضَّیْمِ وَاهِنا وَ لاَ سَلِسَ الزِّمَامِ لِلْقَائِدِ وَ لاَ وَطِی ءَ الظَّهْرِ لِلرَّاکِبِ الْمُتَقَعِّدِ وَ لَکِنَّهُ کَمَا قَالَ اءَخُو بَنِی سَلِیمٍ:

فَإِنْ تَسْاءَلِینِی کَیْفَ اءَنْتَ؟
فَإِنَّنِی صَبُورٌ عَلَى رَیْبِ الزَّمَانِ صَلِیبُ

یَعِزُّ عَلَیَّ اءَنْ تُرَى بِی کَآبَهٌ
فَیَشْمَتَ عَادٍ اءَوْ یُسَاءَ حَبِیبُ

شماره نامه براساس نسخه صبحی صالح

ترجمه :

از نامه آن حضرت (ع ) به برادرش ، عقیل بن ابى طالب ، در ذکر سپاهى که به جنگ یکى ازدشمنانش (۳۵) فرستاده بود.

این نامه در پاسخ نامه عقیل :

است سپاهى گران از مسلمانان به سوى او روانه کردم . چون خبر آن بشنید، دامن بر کمر زد و بگریخت و پشیمان از کرده خویش بازگردید. سپاه من در راه به او رسید.آفتاب نزدیک به غروب بود، با شتاب تمام جنگى کردند که بیش از ساعتى به دراز نکشید. و او که سخت به تنگنا افتاده بود و رمقى بیش ، از او باقى نمانده بود، با تاءسف ، رهایى یافت و شتابان روى بتافت . قریش را به حال خود گذار تا در گمراهى بتازد و در تفرقه و نفاق جولان دهد و در وادى سرگردانى به سرکشى خویش ادامه دهد. آنان براى نبرد با من همدست شدند، همانگونه که پیش از این در نبرد با رسول الله (صلى الله علیه و آله ) همدست شده بودند. آن خداوندى که کیفر گناهان را مى دهد، قریش را کیفر دهد، که پیوند خویشاوندى مرا بریدند و حکومتى را که از آن فرزند مادرم (۳۶) بود، از من بستدند.

پرسیده بودى که در پیکار با این قوم چه راهى دارم ؟ به خدا سوگند با این مردم پیمان شکن مى جنگم تا خدا را دیدار کنم . افزونى پیرامونیان بر عزّتم نیفزاید و پراکنده شدنشان به وحشتم نیفکند و مپندار که فرزند پدرت ، هر چند مردم رهایش کنند، در برابر دشمن تضرع و خشوع کند یا از ناتوانى زیر بار ستم رود یا زمام خود به دست دیگرى دهد و یا به کس سوارى دهد. بلکه او چنان است که آن شاعر بنى سلیم گفته است :

فان تساءلینى کیف انت فاننى
صبور على ریب الزمان صلیب

یهز علىّ ان ترى بى کآبه
فیشمت عاد اویساء حبیب

(اگر از من بپرسى که چگونه اى ؟ گویم در برابر سختى روزگار شکیبا و پایدارم ، بر من دشوار است که اندوهناکم ببینند تا دشمن سرزنش کند و دوست غمگین گردد.)


.۳۵- این دشمن بسرین ابى ارطاه است که بر یمن تاخته بود.
۳۶- مراد از فرزند مادرم ، حضرت رسول (ص ) است .

ترجمه عبدالحمید آیتی۳۶

بازدیدها: ۴۰

موضوعات نهج البلاغه(برچسب های)

برچسب ها

بازدیدها: ۳۷۲

خطبه شماره ۱۹۰(نسخه صبحی صالح ) ترجمه عبدالمحمد آیتی

خطبه :۱۹۰

و من خطبه له ( علیه‏السلام  ) یحمد اللّه و یثنی على نبیه و یعظ بالتقوى‏

حمد اللّه‏

اءَحْمَدُهُ شُکْرا لِإِنْعَامِهِ، وَاءَسْتَعِینُهُ عَلَى وَظَائِفِ حُقُوقِهِ، عَزِیزَ الْجُنْدِ، عَظِیمَ الْمَجْدِ،

الثناء على النبی‏

الثناء على النبی وَ اءَشْهَدُ اءَنَّ مُحَمَّدا عَبْدُهُ وَ رَسُولُهُ، دَعَا إِلَى طَاعَتِهِ وَ قَاهَرَ اءَعْدَاءَهُ جِهَادا عَنْ دِینِهِ، لاَ یَثْنِیهِ عَنْ ذَلِکَ اجْتِمَاعٌ عَلَى تَکْذِیبِهِ وَالْتِمَاسٌ لِإِطْفَاءِ نُورِهِ.

العظه بالتقوى‏

فَاعْتَصِمُوا بِتَقْوَى اللَّهِ، فَإِنَّ لَهَا حَبْلاً وَثِیقا عُرْوَتُهُ وَ مَعْقِلاً مَنِیعا ذِرْوَتُهُ.
وَ بَادِرُوا الْمَوْتَ وَ غَمَرَاتِهِ وَامْهَدُوا لَهُ قَبْلَ حُلُولِهِ وَ اءَعِدُّوا لَهُ قَبْلَ نُزُولِهِ فَإِنَّ الْغَایَهَ الْقِیَامَهُ، وَ کَفَى بِذَلِکَ وَاعِظا لِمَنْ عَقَلَ، وَ مُعْتَبَرا لِمَنْ جَهِلَ، وَ قَبْلَ بُلُوغِ الْغَایَهِ مَا تَعْلَمُونَ مِنْ ضِیقِ الْاءَرْمَاسِ، وَ شِدَّهِ الْإِبْلاَسِ وَ هَوْلِ الْمُطَّلَعِ، وَرَوْعَاتِ الْفَزَعِ وَاخْتِلاَفِ الْاءَضْلاَعِ وَ اسْتِکَاکِ الْاءَسْمَاعِ وَ ظُلْمَهِ اللَّحْدِ، وَ خِیفَهِ الْوَعْدِ وَ غَمِّ الضَّرِیحِ، وَ رَدْمِ الصَّفِیحِ.

فَاللّهَ اللّهَ عِبادَ اللَّهِ، فَإِنَّ الدُّنْیا ماضِیَهٌ بِکُمْ عَلى سَنَنٍ، وَ اءَنْتُمْ وَالسّاعَهُ فِی قَرَنٍ، وَ کَاءَنَّها قَدْ جاءَتْ بِاءَشْراطِها، وَ اءَزِفَتْ بِاءَفْراطِها، وَ وَقَفَتْ بِکُمْ عَلَى صِراطِها، وَ کَاءَنَّها قَدْ اءَشْرَفَتْ بِزَلازِلِها، وَ اءَناخَتْ بِکَلاکِلِها، وَانْصَرَفَتِ الدُّنْیا بِاءَهْلِها، وَ اءَخْرَجَتْهُمْ مِنْ حِضْنِها، فَکانَتْ کَیَوْمٍ مَضَى ، وَ شَهْرٍ انْقَضى ، وَ صارَ جَدِیدُها رَثّا، وَ سَمِینُها غَثّا، فِی مَوْقِفٍ ضَنْکِ الْمَقامِ، وَ اءُمُورٍ مُشْتَبِهَهٍ عِظامٍ، وَ نارٍ شَدِیدٍ کَلَبُها، عالٍ لَجَبُها، ساطِعٍ لَهَبُها، مُتَغَیِّظٍ زَفِیرُها، مُتَاءَجِّجٍ سَعِیرُها، بَعِیدٍ خُمُودُها، ذاکٍ وُقُودُها، مَخُوفٍ وَعِیدُها، عَمٍ قَرارُها، مُظْلِمَهٍ اءَقْطارُها، حامِیَهٍ قُدُورُها، فَظِیعَهٍ اءُمُورُها وَ سِیقَ الَّذِینَ اتَّقَوْا رَبَّهُمْ إ لى الْجَنَّهِ زُمَرا، قَدْ اءُمِنَ الْعَذابُ، وَ انْقَطَعَ الْعِتابُ، وَ زُحْزِحُوا عَنِ النَّارِ، وَ اطْمَاءَنَّتْ بِهِمُ الدَّارُ، وَ رَضُوا الْمَثْوى وَ الْقَرارَ، الَّذِینَ کانَتْ اءَعْمالُهُمْ فِی الدُّنْیا زَاکِیَهً، وَ اءَعْیُنُهُمْ باکِیَهً، وَ کانَ لَیْلُهُمْ فِی دُنْیاهُمْ نَهارا تَخَشُّعا وَ اسْتِغْفارا، وَ کانَ نَهارُهُمْ لَیْلاً تَوَحُّشا وَ انْقِطاعا، فَجَعَلَ اللَّهُ لَهُمُ الْجَنَّهَ مآبا، وَ الْجَزاءَ ثَوابا، وَ کانُوا اءَحَقَّ بِها وَ اءَهْلَها، فِی مُلْکٍ دَائِمٍ، وَ نَعِیمٍ قائِمٍ.

فَارْعَوْا عِبادَ اللَّهِ ما بِرِعایَتِهِ یَفُوزُ فائِزُکُمْ، وَ بِإِضاعَتِهِ یَخْسَرُ مُبْطِلُکُمْ، وَ بادِرُوا آجالَکُمْ بِاءَعْمالِکُمْ، فَإِنَّکُمْ مُرْتَهَنُونَ بِما اءَسْلَفْتُمْ، وَ مَدِینُونَ بِما قَدَّمْتُمْ وَ کَاءَنْ قَدْ نَزَلَ بِکُمُ الْمَخُوفُ فَلا رَجْعَهً تَنالُونَ، وَ لا عَثْرَهً تُقَالُونَ.

اسْتَعْمَلَنَا اللَّهُ وَ إِیَّاکُمْ بِطاعَتِهِ وَ طاعَهِ رَسُولِهِ، وَ عَفا عَنّا وَ عَنْکُمْ بِفَضْلِ رَحْمَتِهِ.
الْزَمُوا الْاءَرْضَ، وَ اصْبِرُوا عَلَى الْبَلاءِ، وَ لا تُحَرِّکُوا بِاءَیْدِیکُمْ وَ سُیُوفِکُمْ فِی هَوى اءَلْسِنَتِکُمْ، وَ لا تَسْتَعْجِلُوا بِما لَمْ یُعَجِّلْهُ اللَّهُ لَکُمْ، فَإِنَّهُ مَنْ مَاتَ مِنْکُمْ عَلى فِراشِهِ وَ هُوَ عَلَى مَعْرِفَهِ حَقِّ رَبِّهِ عَزَّ وَ جَلَّ، وَ حَقِّ رَسُولِهِ وَ اءَهْلِ بَیْتِهِ ماتَ شَهِیدا، وَ وَقَعَ اءَجْرُهُ عَلَى اللّهِ، وَ اسْتَوْجَبَ ثَوابَ مانَوى مِنْ صالِحِ عَمَلِهِ، وَ قامَتِ النِّیَّهُ مَقامَ إِصْلاتِهِ لِسَیْفِهِ، فَإ نَّ لِکُلِّ شَیْءٍ مُدَّهً وَ اءَجَلاً.

ترجمه : 

خطبه اى از آن حضرت (ع ) 

ستایش مى کنم او را به شکرانه نعمتش و از او یارى مى خواهم بر اداى حقوقش .پیروزمند است لشکرش ، بلند مرتبه است و بزرگ .

و شهادت مى دهم که محمد (صلى الله علیه و آله ) بنده و پیامبر اوست . مردم را به فرمانبردارى او فراخواند و در جهاد براى پیروزى دینش ، دشمنانش را مقهور ساخت . همدست شدن کافران بر تکذیب رسالت او و سعیشان در خاموش کردن نور او از انجام دادن رسالتش باز نداشت .

پس به ریسمان تقوا چنگ در زنید، که پرهیزگارى را ریسمانى است با دستگیره هاى محکم و پناهگاهى است با بلندایى استوار و نفوذناپذیر. به پیشباز مرگ و سختیهاى آن روید و پیش از آنکه بر شما فرود آید، پذیراى آن گردید و پیش از آنکه ، در رسد خود را مهیاى آن سازید. که قیامت پایان کار است و آن را که از خرد برخوردار است ، مرگ اندرزدهنده است و براى آنکه از خرد بهره اى ندارد مایه عبرت است .

پیش از رسیدن به قیامت خود مى دانید که تنگى گور است و شدت اندوه نومیدى و بلا و وحشت از منظره آن جهان دیگر و پى در پى رسیدن صحنه هاى هول انگیز و در هم شدن استخوانها به سبب شدت فشار و کر شدن گوشها و تاریکى قبر و ترس از وعده عذاب و انباشته شدن گور و سنگ نهادن بر آن .

الله ، الله ، اى بندگان خدا. دنیا شما را بر یک راه (راه قیامت ) مى گذراند و شما و قیامت به یک ریسمان بسته شده اید. گویى که قیامت نشانه هاى خود را آشکار ساخته و طلایه هایش نزدیک شده و شما را بر راه خود نگه داشته . گویى هم اکنون زلزله هایش در رسیده و چون اشترى سینه بر زمین هشته . دنیا از اهل خود بریده است و آنان را از آغوش پرستارى خویش دور ساخته . و گویى سراسر آن روزى بود و گذشت یا ماهى بود و به پایان رسید. تازه اش کهنه شد و فربه آن لاغر گردید.

در جایهایى تنگ و کارهایى درهم و بزرگ . آتشى که سخت است عذابش و فروزان است ، شعله اش و بلند است ، لهیبش و خشمناک است ، خروشش و درخشان است ، زبانه اش و انتظار خاموشیش نمى رود. آتش گیره اش ‍ شعله ور است . تهدیدهایش خوف انگیز است . قرارگاهش راه به جایى ندارد و اقطارش غرقه در ظلمت است .

دیگهایش در جوشش است و هر چه هست دشوارى است و مشقت . (و آنان را که از پروردگارشان ترسیده اند گروه گروه به بهشت مى برند.(۷۷))

از عذاب ایمن اند و از عتاب و سرزنش آزاد و از آتش دور. سرایشان مطمئن و از جایگاه و قرارگاه خود خشنود. اینان ، کسانى بوده اند که اعمالشان در این دنیا پسندیده بود و چشمانشان اشکبار. در دنیا شبشان ، چون روز بود و همه خشوع و استغفار و روزشان چون شب بود، در تنهایى و بریدن از مردم . خداوند بهشت را جاى بازگشت آنان گردانید و ثوابشان ارزانى داشت . آنان سزاوار بهشت و اهل آن بودند و آنها شایسته ثواب خدا بودند، در ملکى همیشگى و نعمتى برقرار.

پس اى بندگان خدا، پاس دارید چیزى را که رستگاران شما، بدان رستگار شدند و تبهکارانتان با ضایع گذاشتن آن ، زیانمند گشتند. با کردارهاى خود بر اجلهاى خود پیشى گیرید. شما در گرو اعمالى هستید که به سلف خریده اید و پاداش اعمالى را مى گیرید که از پیش فرستاده اید. گویى آن حادثه خوفناک بر شما وارد شده و راه بازگشتتان بسته گردیده و از لغزشهایتان رهایى ندارید. خداوند ما و شما را به طاعت خود و فرمانبردارى رسول خود وادارد. و به فضل و رحمتش گناهان ما و شما را عفو کند.

پاى بر زمین محکم کنید و بر بلاها شکیبا باشید. مباد که دستها و شمشیرهاتان را در راه خواهشهاى زبانهاى خود به کار برید. بر کارى که بدان مکلفتان نساخته مشتابید که هر کس از شما در بستر خود بمیرد، در حالى که ، حق خداى خود و پیامبرش و خاندان پیامبرش را شناخته باشد، شهید مرده است و پاداش آن با خداست و ثواب کارهاى نیکى را که در نیت داشته به او خواهد داد. نیت وى چون کشیدن شمشیرى است برّان . هر چیز را مدت و پایانى است

_____________________________

۷۷-سوره ۳۹، آیه ۷۳٫

(خطبه ۲۳۲آیتی)

بازدیدها: ۲۶۰

خطبه شماره ۱۶۰ (نسخه صبحی صالح ) ترجمه عبدالمحمد آیتی

خطبه : ۱۶۰

و من خطبه له ع 

اءَمْرُهُ قَضَاءٌ وَ حِکْمَهٌ وَ رِضَاهُ اءَمَانٌ وَ رَحْمَهُ، یَقْضِی بِعِلْمٍ وَ یَعْفُو بِحِلْمٍ.
اللَّهُمَّ لَکَ الْحَمْدُ عَلَى مَا تَأْخُذُ وَ تُعْطِی وَ عَلَى مَا تُعَافِی وَ تَبْتَلِی حَمْدا یَکُونُ اءَرْضَى الْحَمْدِ لَکَ وَ اءَحَبَّ الْحَمْدِ إِلَیْکَ وَ اءَفْضَلَ الْحَمْدِ عِنْدَکَ حَمْدا یَمْلاُ مَا خَلَقْتَ وَ یَبْلُغُ مَا اءَرَدْتَ، حَمْدا لاَ یُحْجَبُ عَنْکَ وَ لاَ یُقْصَرُ دُونَکَ حَمْدا لاَ یَنْقَطِعُ عَدَدُهُ وَ لاَ یَفْنَى مَدَدُهُ فَلَسْنَا نَعْلَمُ کُنْهَ عَظَمَتِکَ إِلا اءَنَّا نَعْلَمُ اءَنَّکَ حَیُّ قَیُّومُ لاَ تَأْخُذُکَ سِنَهٌ وَ لاَ نَوْمٌ لَمْ یَنْتَهِ إِلَیْکَ نَظَرٌ وَ لَمْ یُدْرِکْکَ بَصَرٌ.

اءَدْرَکْتَ الْاءَبْصَارَ وَ اءَحْصَیْتَ الْاءَعْمَالَ وَ اءَخَذْتَ بِالنَّوَاصِی وَ الْاءَقْدَامِ وَ مَا الَّذِی نَرَى مِنْ خَلْقِکَ وَ نَعْجَبُ لَهُ مِنْ قُدْرَتِکَ وَ نَصِفُهُ مِنْ عَظِیمِ سُلْطَانِکَ وَ مَا تَغَیَّبَ عَنَّا مِنْهُ وَ قَصُرَتْ اءَبْصَارُنَا عَنْهُ وَ انْتَهَتْ عُقُولُنَا دُونَهُ وَ حَالَتْ سُتُورُ الْغُیُوبِ بَیْنَنَا وَ بَیْنَهُ اءَعْظَمُ.

فَمَنْ فَرَّغَ قَلْبَهُ وَ اءَعْمَلَ فِکْرَهُ لِیَعْلَمَ کَیْفَ اءَقَمْتَ عَرْشَکَ وَ کَیْفَ ذَرَاءْتَ خَلْقَکَ وَ کَیْفَ عَلَّقْتَ فِی الْهَوَاءِ سَمَاوَاتِکَ وَ کَیْفَ مَدَدْتَ عَلَى مَوْرِ الْمَاءِ اءَرْضَکَ رَجَعَ طَرْفُهُ حَسِیرا وَ عَقْلُهُ مَبْهُورا وَ سَمْعُهُ وَ الِها وَ فِکْرُهُ حَائِرا

مِنْهَا

یَدَّعِی بِزَعْمِهِ اءَنَّهُ یَرْجُو اللَّهَ! کَذَبَ وَ الْعَظِیمِ! مَا بَالُهُ لاَ یَتَبَیَّنُ رَجَاؤُهُ فِی عَمَلِهِ، فَکُلُّ مَنْ رَجَا عُرِفَ رَجَاؤُهُ فِی عَمَلِهِ وَ کُلُّ رَجَاءٍ إِلا رَجَاءَ اللَّهِ تَعَالَى فَإِنَّهُ مَدْخُولٌ وَ کُلُّ خَوْفٍ مُحَقَّقٌ إِلا خَوْفَ اللَّهِ فَإِنَّهُ مَعْلُولٌ، یَرْجُو اللَّهَ فِی الْکَبِیرِ وَ یَرْجُو الْعِبَادَ فِی الصَّغِیرِ، فَیُعْطِی الْعَبْدَ مَا لاَ یُعْطِی الرَّبَّ، فَمَا بَالُ اللَّهِ جَلَّ ثَنَاؤُهُ یُقَصَّرُ بِهِ عَمَّا یُصْنَعُ بِهِ لِعِبَادِهِ؟ اءَ تَخَافُ اءَنْ تَکُونَ فِی رَجَائِکَ لَهُ کَاذِبا، اءَوْ تَکُونَ لاَ تَرَاهُ لِلرَّجَاءِ مَوْضِعا؟ وَ کَذَلِکَ إِنْ هُوَ خَافَ عَبْدا مِنْ عَبِیدِهِ اءَعْطَاهُ مِنْ خَوْفِهِ مَا لاَ یُعْطِی رَبَّهُ، فَجَعَلَ خَوْفَهُ مِنَ الْعِبَادِ نَقْدا وَ خَوْفَهُ مِنْ خَالِقِهِ ضِمَارا وَ وَعْدا وَ کَذَلِکَ مَنْ عَظُمَتِ الدُّنْیَا فِی عَیْنِهِ وَ کَبُرَ مَوْقِعُهَا مِنْ قَلْبِهِ، آثَرَهَا عَلَى اللَّهِ تَعَالَى فَانْقَطَعَ إِلَیْهَا وَ صَارَ عَبْدا لَهَا.

وَ لَقَدْ کَانَ فِی رَسُولِ اللَّهِ صَلّى اللّهُ عَلَیهِ وَ آلِه کَافٍ لَکَ فِی الْاءُسْوَهِ وَ دَلِیلٌ لَکَ عَلَى ذَمِّ الدُّنْیَا وَ عَیْبِهَا وَ کَثْرَهِ مَخَازِیهَا وَ مَسَاوِیهَا، إِذْ قُبِضَتْ عَنْهُ اءَطْرَافُهَا وَ وُطِّئَتْ لِغَیْرِهِ اءَکْنَافُهَا وَ فُطِمَ عَنْ رَضَاعِهَا وَ زُوِیَ عَنْ زَخَارِفِهَا.

وَ إِنْ شِئْتَ ثَنَّیْتُ بِمُوسَى کَلِیمِ اللَّهِ صَلّى اللّهُ عَلَیهِ وَ آلِه حَیْثُ اِذْ یَقُولُ: رَبِّ إِنِّی لِم ا اءَنْزَلْتَ إِلَیَّ مِنْ خَیْرٍ فَقِیرٌ، وَ اللَّهِ مَا سَاءَلَهُ إِلا خُبْزا یَأْکُلُهُ، لِاءَنَّهُ کَانَ یَأْکُلُ بَقْلَهَ الْاءَرْضِ وَ لَقَدْ کَانَتْ خُضْرَهُ الْبَقْلِ تُرَى مِنْ شَفِیفِ صِفَاقِ بَطْنِهِ لِهُزَالِهِ وَ تَشَذُّبِ لَحْمِهِ.

وَ إِنْ شِئْتَ ثَلَّثْتُ بِدَاوُدَ صَلّى اللّهُ عَلَیهِ وَ آلِه صَاحِبِ الْمَزَامِیرِ وَ قَارِئِ اءَهْلِ الْجَنَّهِ، فَلَقَدْ کَانَ یَعْمَلُ سَفَائِفَ الْخُوصِ بِیَدِهِ وَ یَقُولُ لِجُلَسَائِهِ: اءَیُّکُمْ یَکْفِینِی بَیْعَهَا؟ وَ یَأْکُلُ قُرْصَ الشَّعِیرِ مِنْ ثَمَنِهَا.

وَ إِنْ شِئْتَ قُلْتُ فِی عِیسَى ابْنِ مَرْیَمَ ع فَلَقَدْ کَانَ یَتَوَسَّدُ الْحَجَرَ وَ یَلْبَسُ الْخَشِنَ وَ یَأْکُلُ الْجَشِبَ وَ کَانَ إِدَامُهُ الْجُوعَ وَ سِرَاجُهُ بِاللَّیْلِ الْقَمَرَ وَ ظِلاَلُهُ فِی الشِّتَاءِ مَشَارِقَ الْاءَرْضِ وَ مَغَارِبَهَا وَ فَاکِهَتُهُ وَ رَیْحَانُهُ مَا تُنْبِتُ الْاءَرْضُ لِلْبَهَائِمِ وَ لَمْ تَکُنْ لَهُ زَوْجَهٌ تَفْتِنُهُ وَ لاَ وَلَدٌ یَحْزُنُهُ وَ لاَ مَالٌ یَلْفِتُهُ وَ لاَ طَمَعٌ یُذِلُّهُ، دَابَّتُهُ رِجْلاَهُ وَ خَادِمُهُ یَدَاهُ.

فَتَاءَسَّ بِنَبِیِّکَ الْاءَطْیَبِ الْاءَطْهَرِ، صَلّى اللّهُ عَلَیهِ وَ آلِه ، فَإِنَّ فِیهِ اءُسْوَهً لِمَنْ تَاءَسَّى وَ عَزَاءً لِمَنْ تَعَزَّى وَ اءَحَبُّ الْعِبَادِ إِلَى اللَّهِ الْمُتَاءَسِّی بِنَبِیِّهِ وَ الْمُقْتَصُّ لِاءَثَرِهِ، قَضَمَ الدُّنْیَا قَضْما وَ لَمْ یُعِرْهَا طَرْفا اءَهْضَمُ اءَهْلِ الدُّنْیَا کَشْحا وَ اءَخْمَصُهُمْ مِنَ الدُّنْیَا بَطْنا عُرِضَتْ عَلَیْهِ الدُّنْیَا فَاءَبَى اءَنْ یَقْبَلَهَا وَ عَلِمَ اءَنَّ اللَّهَ سُبْحَانَهُ اءَبْغَضَ شَیْئا فَاءَبْغَضَهُ وَ حَقَّرَ شَیْئا فَحَقَّرَهُ وَ صَغَّرَ شَیْئا فَصَغَّرَهُ وَ لَوْ لَمْ یَکُنْ فِینَا إِلا حُبُّنَا مَا اءَبْغَضَ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ تَعْظِیمُنَا مَا صَغَّرَ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ لَکَفَى بِهِ شِقَاقا لِلَّهِ وَ مُحَادَّهً عَنْ اءَمْرِ اللَّهِ وَ لَقَدْ کَانَ صَلّى اللّهُ عَلَیهِ وَ آلِه یَأْکُلُ عَلَى الْاءَرْضِ وَ یَجْلِسُ جِلْسَهَ الْعَبْدِ وَ یَخْصِفُ بِیَدِهِ نَعْلَهُ وَ یَرْقَعُ بِیَدِهِ ثَوْبَهُ وَ یَرْکَبُ الْحِمَارَ الْعَارِیَ وَ یُرْدِفُ خَلْفَهُ وَ یَکُونُ السِّتْرُ عَلَى بَابِ بَیْتِهِ فَتَکُونُ فِیهِ التَّصَاوِیرُ، فَیَقُولُ: یَا فُلاَنَهُ لِإِحْدَى اءَزْوَاجِهِ غَیِّبِیهِ عَنِّی ، فَإِنِّی إِذَا نَظَرْتُ إِلَیْهِ ذَکَرْتُ الدُّنْیَا وَ زَخَارِفَهَا، فَاءَعْرَضَ عَنِ الدُّنْیَا بِقَلْبِهِ وَ اءَمَاتَ ذِکْرَهَا مِنْ نَفْسِهِ وَ اءَحَبَّ اءَنْ تَغِیبَ

زِینَتُهَا عَنْ عَیْنِهِ لِکَیْلاَ یَتَّخِذَ مِنْهَا رِیَاشا وَ لاَ یَعْتَقِدَهَا قَرَارا وَ لاَ یَرْجُوَ فِیهَا مُقَاما فَاءَخْرَجَهَا مِنَ النَّفْسِ وَ اءَشْخَصَهَا عَنِ الْقَلْبِ وَ غَیَّبَهَا عَنِ الْبَصَرِ وَ کَذَلِکَ مَنْ اءَبْغَضَ شَیْئا اءَبْغَضَ اءَنْ یَنْظُرَ إِلَیْهِ وَ اءَنْ یُذْکَرَ عِنْدَهُ.

وَ لَقَدْ کَانَ فِی رَسُولِ اللَّهِ صَلّى اللّهُ عَلَیهِ وَ آلِه مَا یَدُلُّکُ عَلَى مَسَاوِئِ الدُّنْیَا وَ عُیُوبِهَا، إِذْ جَاعَ فِیهَا مَعَ خَاصَّتِهِ وَ زُوِیَتْ عَنْهُ زَخَارِفُهَا مَعَ عَظِیمِ زُلْفَتِهِ، فَلْیَنْظُرْ نَاظِرٌ بِعَقْلِهِ اءَ اءَکْرَمَ اللَّهُ مُحَمَّدا بِذَلِکَ اءَمْ اءَهَانَهُ؟ فَإِنْ قَالَ: اءَهَانَهُ، فَقَدْ کَذَبَ وَ اللَّهِ الْعَظِیمِ، وَ اءَتِى بِالْإِفْکِ الْعَظِیمِ وَ إِنْ قَالَ: اءَکْرَمَهُ فَلْیَعْلَمْ اءَنَّ اللَّهَ قَدْ اءَهَانَ غَیْرَهُ حَیْثُ بَسَطَ الدُّنْیَا لَهُ وَ زَوَاهَا عَنْ اءَقْرَبِ النَّاسِ مِنْهُ، فَتَاءَسَّى مُتَاءَسِّ بِنَبِیِّهِ وَ اقْتَصَّ اءَثَرَهُ وَ وَلَجَ مَوْلِجَهُ وَ إِلا فَلاَ یَأْمَنِ الْهَلَکَهَ، فَإِنَّ اللَّهَ جَعَلَ مُحَمَّدا صَلّى اللّهُ عَلَیهِ وَ آلِه عَلَما لِلسَّاعَهِ وَ مُبَشِّرا بِالْجَنَّهِ وَ مُنْذِرا بِالْعُقُوبَهِ، خَرَجَ مِنَ الدُّنْیَا خَمِیصا وَ وَرَدَ الْآخِرَهَ سَلِیما، لَمْ یَضَعْ حَجَرا عَلَى حَجَرٍ حَتَّى مَضَى لِسَبِیلِهِ وَ اءَجَابَ دَاعِیَ رَبِّهِ، فَمَا اءَعْظَمَ مِنَّهَ اللَّهِ عِنْدَنَا حِینَ اءَنْعَمَ عَلَیْنَا بِهِ سَلَفا نَتَّبِعُهُ وَ قَائِدا نَطَأُ عَقِبَهُ.

وَ اللَّهِ لَقَدْ رَقَّعْتُ مِدْرَعَتِی هَذِهِ حَتَّى اسْتَحْیَیْتُ مِنْ رَاقِعِهَا وَ لَقَدْ قَالَ لِی قَائِلٌ: اءَ لاَ تَنْبِذُهَا عَنْکَ؟ فَقُلْتُ: اغْرُبْ عَنِّی (فَعِنْدَ الصَّبَاحِ یَحْمَدُ الْقَوْمُ السُّرَى ).

ترجمه : 

خطبه اى از آن حضرت (ع ) 

فرمان او فرمانى است حتم و حکمت آمیز و خشنودى او، امان است و رحمت .
بر مقتضاى علم حکم کند و از سر علم ببخشاید. اى خداوند، سپاس باد تو را، چه آنگاه که مى ستانى و چه آنگاه که عطا مى فرمایى . یا آنگاه که عافیت مى بخشى یا به بلا مبتلا مى سازى . ستایشى که پسندیده ترین ستایشهاست و محبوبترین آنها و برترین آنهاست در نزد تو. ستایشى که سراسر عالم وجود را پر کند و به آن پایه که خواسته اى برسد. ستایشى که از تو پوشیده نماند و در رسیدن به آستان جلال تو کوتاه نیاید. ستایشى که شمار آن منقطع نگردد و افزون شدنش پایان نپذیرد. پس ، ما حقیقت عظمتت را ندانیم ، آنچه مى دانیم این است ، که تو زنده اى و برپایى ، نه خواب گران بر تو چیره شود نه خواب سبک . اندیشه و دانشى را توان دست یافتن به تو نیست و هیچ چشمى تو را درنیابد. دیده ها را مى بینى و اعمال بندگانت را حساب مى کنى . سرها و پاهاى همگان در قبضه قدرت توست . چه اندک است آنچه از آفرینشت مى بینم و از تواناییت در شگفت مى شویم و عظمت سلطنتت را بدان وصف مى کنیم ، در حالى که ، آنچه از تو بر ما پوشیده مانده است و دیدگانمان را یاراى درکشان نیست و عقلهایمان را توان رسیدن به آنها نباشد و پرده هاى غیب میان ما و آنها حایل شده ، بسى بزرگتر است . هر که دل خالى دارد و اندیشه اش را به کار گیرد تا بداند که عرش خود را چگونه برپاى داشته اى و آفریدگانت را چسان آفریده اى و آسمانهایت را چگونه در هوا معلق داشته اى و زمینت را چگونه بر امواج آب گسترده اى ، در کار خویش بماند و نگاهش خیره بازگردد و عقلش مغلوب شود و شنواییش از کار بیفتد و اندیشه اش مبهوت و حیرت زده ماند.

از این خطبه :

به گمان خود ادعا مى کند، که به خدا امید بسته است . سوگند به خداى بزرگ ، که دروغ مى گوید. چه مى شود او را که امیدوارى در عملش ‍ پدیدار نیست . زیرا هرکس به چیزى امید بسته باشد، امیدواریش در اعمالش نمودار است ، مگر امید به خدا که آمیزه اى و غشّى در آن هست . و هر کسى از چیزى بترسد، ترس او را باور توان داشت ، جز ترس از خدا که تا در اعمال آشکار نشود باورش نتوان داشت .

در کارهاى بزرگ به خدا امید مى بندد و در کارهاى خرد به بندگان خداى . ولى آن خضوع و فروتنى که در برابر بنده دارد، در برابر خداى ندارد. چرا باید در اداى حق ایزد جلّ شاءنه قصور ورزد و حق بنده او را بتمامى ادا نماید؟ آیا مى ترسى که اگر به خداى تعالى امید بربندى امیدواریت رنگ دروغ گیرد؟ یا خداوند تعالى را درخور امید بستن نمى بینى ؟ همچنین ، اگر از بنده اى از بندگان خدا بیمناک باشد، ترس خود بر او عرضه دارد، در حالى که ، با خدا چنین نکند. یعنى ترس از بنده خدا به نقد است و ترس از خدا در عهده وعده و تعویق . چنین است کسى که دنیا در نظرش بزرگ آید و در دلش مقام و موقعیتى رفیع یابد، سپس ، دنیا را بر خداى تعالى برگزیند، و همواره به دنیا پردازد و بنده آن گردد.

سخن رسول الله (صلى اللّه علیه و آله ) در نکوهش و عیب کردن دنیا و بى اعتبارى و بدیهاى بسیارش ، مقتداى تو کافى است . زیرا دنیا را از هر سو از رسول الله (ص ) گرفتند و به دیگران سپردند، و او از شیر این مادر ننوشید. زیورها و زینتهایش را از او دور کردند.

اگر خواهى ، جز رسول الله (ص ) موساى کلیم (ع ) را نیز مقتداى دیگر خود قرار ده ، که گفت : (پروردگارا من به آنچه برایم مى فرستى نیازمندم )(۴۵) به خدا سوگند، موسى از خدا جز لقمه نانى درخواست نکرد، زیرا او از گیاه زمین مى خورد و آنچنان لاغر و کم گوشت شده بود که سبزى آن علف که خورده بود، از درون شکمش پیدا بود.
اگر خواهى سومین نمونه را هم بیاورم ، و آن داود (ع ) است ، صاحب مزامیر و خواننده اهل بهشت . با دست خود زنبیل مى بافت و به کسانى که در مجلس او نشسته بودند، مى گفت کدامیک از شما فروختن آن را بر عهده مى گیرد؟ سپس از بهاى آن قرص جوینى مى خرید.

و اگر خواهى مثلى از عیسى بن مریم (ع ) بیاورم . عیسى سنگ زیر سر مى نهاد و جامه خشن مى پوشید (و غذاى ناگوار مى خورد.) به هنگام گرسنگى نان خورشش گرسنگى بود و در شبها چراغش ماه بود و در زمستان سرپناهش خاور و باختر زمین بود و میوه و ریحانش همان بود که براى ستوران از زمین مى روید. نه همسرى داشت که فریفته او شود و نه فرزندى که برایش اندوهگین گردد و نه مالى که به خود مشغولش دارد و نه آزمندیى که سبب خواریش گردد. مرکبش پاهایش بود و خادمش ‍ دستهایش .

به پیامبر خود (صلى اللّه علیه و آله )، آن نیکوترین و پاکیزه ترین مردم اقتدا کن که او بهترین مقتداست براى هر کس که به او تاءسّى جوید و شایسته ترین انتساب ، انتساب به اوست . نیکوترین بندگان در نزد خدا، بنده اى است که به پیامبرش اقتدا کند و از پى او رود. رسول الله (صلى اللّه علیه و آله ) خوردنش اندک و به قدر ضرورت بود. به این دنیا حتى به گوشه چشمى ننگریست . پهلوهایش از همه مردم لاغرتر بود و شکمش ‍ از همه خالیتر. دنیا بر او عرضه شد و او از پذیرفتنش ابا کرد و مى دانست که خداى سبحان چه چیز را دشمن مى دارد تا او نیز آن را دشمن دارد یا چه چیز را حقیر شمرده تا او نیز حقیرش شمارد و چه چیز را خرد و بیمقدار دانسته تا او نیز بیمقدارش داند. اگر چیزى را که خدا و پیامبرش ‍ دشمن داشته اند، دوست انگاریم یا چیزى را که آن دو حقیر شمرده اند، بزرگ پنداریم ، براى سرکشى از فرمان خدا و مخالفت با اوامر او، همین ما را بس . رسول الله (صلى اللّه علیه و آله ) بر روى زمین غذا مى خورد و چون بندگان مى نشست و پارگى کفشش را، خود، به دست خود مى دوخت و جامه اش را، خود، به دست خود وصله مى زد. بر خر بى پالان سوار مى شد و بسا کسى را هم بر ترک خود مى نشاند. پرده اى بر در خانه اش آویخته بودند و بر آن نقش و نگارى چند، به یکى از زنانش ‍ گفت اى زن ، این پرده را از جلو چشمم دور کن . زیرا، هرگاه ، بدان مى نگرم به یاد دنیا و زیورها و زینتهایش مى افتم .

رسول الله (صلى اللّه علیه و آله ) به دل از دنیا اعراض کرده بود و یاد دنیا را در وجود خود میرانده بود و دوست داشت که زینت دنیا را از برابر چشم خود دور کند تا مبادا چیزى از آن برگیرد. و دنیا را پایدار نمى دانست و در آن امید درنگ نداشت .

پس علاقه به دنیا را از خاطر دور ساخت و از دل براند و از نظر انداخت . زیرا کسى که چیزى را ناخوش دارد نگریستن به آن را نیز ناخوش ‍ شمارد و نخواهد که در نزدش از آن سخن گویند. در سیرت رسول الله (صلى اللّه علیه و آله ) نکته هایى است که تو را به زشتیها و بدیهاى دنیا رهنمون مى آیند، زیرا او با خواص و نزدیکان خود همواره گرسنه مى زیست ، و با مقام و منزلتى که او را بود، آرایشهاى دنیا از چشمش به دور مانده بود.

باید آن را که دیده بصیرت است از روى خرد ببیند که آیا خداى تعالى محمد (صلى اللّه علیه و آله ) را، با چنین روش و سیرتى که داشت ، گرامى داشته یا خوار و حقیرش کرده . اگر بگوید که خوار و حقیرش کرده ، سوگند به خداى بزرگ که دروغ مى گوید و بهتانى بزرگ مى زند و اگر بگوید، گرامیش داشته ، پس بداند که خداوند دیگران را تحقیر کرده که دنیا را به آنان ارزانى داشته ، در حالى که آن را از مقربترین مقربان خود دور ساخته است . پس هر که ، باید به پیامبرش تاءسّى جوید و پاى بر جاى پاى او نهد و از هر جا که او داخل شده داخل شود، اگر نه از هلاکت ایمن نباشد.

خداى تعالى محمد (صلى اللّه علیه و آله ) را نشانه قیامت قرار داده و مژده دهنده بهشت و ترساننده از عقوبت . سیر ناشده از دنیا رخت بر بست و سالم از هر خطا و گناهى به عالم آخرت درآمد. سنگى بر روى سنگى ننهاد تا به راه خود رفت و دعوت پروردگارش را اجابت کرد. چقدر خدا را بر ما منت است که نعمت وجود محمد صلى الله علیه و آله را به ما عطا نمود. پیشروى که از پى او مى رویم و پیشوایى که پاى بر جاى پاى او مى نهیم .

به خدا سوگند، که این جبّه خود را چندان وصله زده ام که دیگر از وصله زننده آن شرم مى دارم . یکى مرا گفت : آیا وقت آن نرسیده که به دورش ‍ افکنى ؟ گفتم : از من دور شو که (به هنگام صبح است که مردم روندگان شب را مى ستایند.)

_______________________________________________

۴۵-سوره ۲۸، آیه ۲۴٫

نهج البلاغه خطبه ها//ترجمه عبدالمحمد آیتی

 

بازدیدها: ۱۰۳

خطبه شماره ۱۵۷ (نسخه صبحی صالح ) ترجمه عبدالمحمد آیتی

خطبه : ۱۵۷

و من خطبه له ع یحث الناس على التقوى

الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی جَعَلَ الْحَمْدَ مِفْتَاحا لِذِکْرِهِ وَ سَبَبا لِلْمَزِیدِ مِنْ فَضْلِهِ وَ دَلِیلاً عَلَى آلاَئِهِ وَ عَظَمَتِهِ.

عِبَادَ اللَّهِ إِنَّ الدَّهْرَ یَجْرِی بِالْبَاقِینَ کَجَرْیِهِ بِالْمَاضِینَ لاَ یَعُودُ مَا قَدْ وَلَّى مِنْهُ وَ لاَ یَبْقَى سَرْمَدا مَا فِیهِ، آخِرُ فَعَالِهِ کَاءَوَّلِهِ مُتَشَابِهَهٌ اءُمُورُهُ مُتَظَاهِرَهٌ اءَعْلاَمُهُ، فَکَاءَنَّکُمْ بِالسَّاعَهِ تَحْدُوکُمْ حَدْوَالزَّاجِرِ بِشَوْلِهِ فَمَنْ شَغَلَ نَفْسَهُ بِغَیْرِ نَفْسِهِ تَحَیَّرَ فِی الظُّلُمَاتِ وَ ارْتَبَکَ فِی الْهَلَکَاتِ وَ مَدَّتْ بِهِ شَیَاطِینُهُ فِی طُغْیَانِهِ وَ زَیَّنَتْ لَهُ سَیِّئَ اءَعْمَالِهِ، فَالْجَنَّهُ غَایَهُ السَّابِقِینَ وَ النَّارُ غَایَهُ الْمُفَرِّطِینَ.

اعْلَمُوا عِبَادَ اللَّهِ، اءَنَّ التَّقْوَى دَارُ حِصْنٍ عَزِیزٍ وَ الْفُجُورَ دَارُ حِصْنٍ ذَلِیلٍ لاَ یَمْنَعُ اءَهْلَهُ وَ لاَ یُحْرِزُ مَنْ لَجَاءَ إِلَیْهِ اءَلاَ وَ بِالتَّقْوَى تُقْطَعُ حُمَهُ الْخَطَایَا وَ بِالْیَقِینِ تُدْرَکُ الْغَایَهُ الْقُصْوَى .

عِبَادَ اللَّهِ، اللَّهَ اللَّهَ فِی اءَعَزِّ الْاءَنْفُسِ عَلَیْکُمْ وَ اءَحَبِّهَا إِلَیْکُمْ فَإِنَّ اللَّهَ قَدْ اءَوْضَحَ لَکُمْ سَبِیلَ الْحَقِّ وَ اءَنَارَ طُرُقَهُ فَشِقْوَهٌ لاَزِمَهٌ اءَوْ سَعَادَهٌ دَائِمَهٌ فَتَزَوَّدُوا فِی اءَیَّامِ الْفَنَاءِ لِاءَیَّامِ الْبَقَاءِ، قَدْ دُلِلْتُمْ عَلَى الزَّادِ وَ اءُمِرْتُمْ بِالظَّعْنِ وَ حُثِثْتُمْ عَلَى الْمَسِیرِ فَإِنَّمَا اءَنْتُمْ کَرَکْبٍ وُقُوفٍ لاَ یَدْرُونَ مَتَى یُؤْمَرُونَ بِالسَّیْرِ.

اءَلاَ فَمَا یَصْنَعُ بِالدُّنْیَا مَنْ خُلِقَ لِلاْخِرَهِ؟ وَ مَا یَصْنَعُ بِالْمَالِ مَنْ عَمَّا قَلِیلٍ یُسْلَبُهُ وَ تَبْقَى عَلَیْهِ تَبِعَتُهُ وَ حِسَابُهُ؟!

عِبَادَ اللَّهِ، إِنَّهُ لَیْسَ لِمَا وَعَدَ اللَّهُ مِنَ الْخَیْرِ مَتْرَکٌ، وَ لاَ فِیمَا نَهَى عَنْهُ مِنَ الشَّرِّ مَرْغَبٌ.
عِبَادَ اللَّهِ احْذَرُوا یَوْما تُفْحَصُ فِیهِ الْاءَعْمَالُ، وَ یَکْثُرُ فِیهِ الزِّلْزَالُ وَ تَشِیبُ فِیهِ الْاءَطْفَالُ.

اعْلَمُوا عِبَادَ اللَّهِ، اءَنَّ عَلَیْکُمْ رَصَدا مِنْ اءَنْفُسِکُمْ وَ عُیُونا مِنْ جَوَارِحِکُمْ وَ حُفَّاظَ صِدْقٍ یَحْفَظُونَ اءَعْمَالَکُمْ وَ عَدَدَ اءَنْفَاسِکُمْ، لاَ تَسْتُرُکُمْ مِنْهُمْ ظُلْمَهُ لَیْلٍ دَاجٍ وَ لاَ یُکِنُّکُمْ مِنْهُمْ بَابٌ ذُو رِتَاجٍ وَ إِنَّ غَدا مِنَ الْیَوْمِ قَرِیبٌ.

یَذْهَبُ الْیَوْمُ بِمَا فِیهِ وَ یَجِی ءُ الْغَدُ لاَحِقا بِهِ فَکَاءَنَّ کُلَّ امْرِئٍ مِنْکُمْ قَدْ بَلَغَ مِنَ الْاءَرْضِ مَنْزِلَ وَحْدَتِهِ وَ مَخَطَّ حُفْرَتِهِ فَیَا لَهُ مِنْ بَیْتِ وَحْدَهٍ وَ مَنْزِلِ وَحْشَهٍ وَ مَفْرَدِ غُرْبَهٍ! وَ کَاءَنَّ الصَّیْحَهَ قَدْ اءَتَتْکُمْ وَ السَّاعَهَ قَدْ غَشِیَتْکُمْ وَ بَرَزْتُمْ لِفَصْلِ الْقَضَاءِ قَدْ زَاحَتْ عَنْکُمُ الْاءَبَاطِیلُ وَ اضْمَحَلَّتْ عَنْکُمُ الْعِلَلُ وَ اسْتَحَقَّتْ بِکُمُ الْحَقَائِقُ وَ صَدَرَتْ بِکُمُ الْاءُمُورُ مَصَادِرَهَا فَاتَّعِظُوا بِالْعِبَرِ وَ اعْتَبِرُوا بِالْغِیَرِ، وَ انْتَفِعُوا بِالنُّذُرِ.

ترجمه : 

خطبه اى از آن حضرت (ع ) که در آن مردم را به پرهیزگارى مى خواند

حمد خدایى را که حمد را کلید یاد خود و سبب افزونى فضل خود و دلیل شناخت نعمت ها و عظمت خود گردانید.

اى بندگان خدا، روزگار بر باقیماندگان چنان گذرد که بر گذشتگان گذشته است .
آنچه رفته ، باز نگردد و آنچه بر جاى مانده ، جاودانه نخواهد ماند. کردارش در پایان ، همان است که در آغاز بود. حوادثش ، بر یکدیگر پیشى گرفته ، در مى رسند و نشانه هاى آن همراه یکدیگرند.

گویى که در قیامت حاضر آمده اید و همانند ساربانى ، که کره شتر تند رفتارش را مى راند، شما را مى راند. هر کس که غافل از خود، خویشتن را به دیگرى مشغول دارد، در تاریکیهاى حیرت زده بماند و در ورطه هاى هلاکت افتد و شیطانهاى درون او به طغیانش وادارند و کارهاى ناپسندش را در چشمش بیارایند. پس ، بهشت ، پایان راه پیشى گیرندگان است و آتش ، پایان راه تقصیر کنندگان .

بدانید، این بندگان خدا، که پرهیزگارى سرایى است چون دژى استوار و بزهکارى ، سرایى است خوار مایه و نا استوار، که ساکنان خود را از بلا نگه نتواند داشت و هر که بدان پناه برد از آسیب در امان نخواهد بود.

بدانید، که تقوا نیش زهرآگین خطاها را از آدمى دور مى کند و شما به نیروى یقین به آن هدف عالى توانید رسید.

اى بندگان خدا، خدا را در نظر آورید، درباره عزیزترین و محبوبترین کسان در نزد شما. خداى تعالى راه حق را برایتان آشکار نموده و روشن ساخته یا به شقاوتى جدا ناشدنى و درمان ناپذیر افتید یا به سعادتى جاودانه خواهید رسید. در این جهان فانى ، براى آخرت ، که جهان باقى است ، توشه برگیرید. شما را به توشه آخرت راه نموده اند و هم فرمان کوچ داده اند و بر رفتن تعجیل کنند. و شما همانند کاروانى هستید، منتظر، در راه ایستاده که نمى داند که چه وقت به حرکت فرمانش ‍ دهند.
براستى ، کسى را که براى آخرت آفریده شده ، با دنیا چه کار؟ و چه سود از مال و خواسته ، وقتى که پس از اندکى مى ربایندش و او در گرو بازخواست و حساب آن بماند.

اى بندگان خدا، آنچه خداوند، از پاداشهاى نیکو، وعده داده ، شایان ترک کردن و واگذاشتن نیست و آنچه از آن نهى کرده ، از بدیها، شایسته رغبت نباشد.

اى بندگان خدا، بترسید از روزى که از اعمالتان بازجست کنند. در آن روز، چنان لرزش و تشویشى بر شما چیره گردد که کودکان از وحشت آن پیر شوند.

بدانید، اى بندگان خدا، شما را از خود نگهبانانى و از اعضایتان جاسوسانى و حافظانى راستین است ، که اعمالتان را مى نویسند و حتى شماره نفسهایتان را ضبط مى کنند. تاریکى شبهاى ظلمانى شما را از آنان فرو نپوشد، یا اگر در پشت درهاى بسته پنهان گردید از دیده آنها نهان نخواهید ماند.

فردا به امروز نزدیک است و امروز هر چه با خود دارد مى برد و فردا از پى آن مى آید و به آن مى رسد.

گویى هر یک از شما را مى بینم که به سراى تنهایى و گورگاه خود رسیده اید. و اى ، که چه خانه اى تنها و چه منزلى وحشت زا و چه غربتى و چه جدایى از همگنان . گویى صیحه قیامت به گوش مى رسد و ساعت رستاخیز فراز آمده است و شما از گورها بیرون آمده اید تا به محکمه عدل الهى حاضر آیید. دیگر آن گفتارهاى باطل به کارتان نیاید و، بهانه ها زایل شده و حقایق آشکار گردیده و اعمالتان شما را به آنجا که باید، برده است . پس ، از آنچه مایه عبرت است ، موعظت پذیرید و از اینهمه ، دگرگونى عبرت گیرید و از هشدارها سود ببرید.

 

بازدیدها: ۱۲۷۳

خطبه شماره ۱۰۴ (نسخه صبحی صالح ) ترجمه عبدالمحمد آیتی

  خطبه : ۱۰۴

  و من خطبه له ع  

اءَمَّا بَعْدُ فَإِنَّ اللَّهَ سُبْحَانَهُ بَعَثَ مُحَمَّدا صَلّى اللّهُ عَلَیهِ وَ آلِه وَ لَیْسَ اءَحَدٌ مِنَ الْعَرَبِ یَقْرَاءُ کِتَابا، وَ لاَ یَدَّعِی نُبُوَّهً وَ لاَ وَحْیا، فَقَاتَلَ بِمَنْ اءَطَاعَهُ، مَنْ عَصَاهُ یَسُوقُهُمْ إِلَى مَنْجَاتِهِمْ، وَ یُبَادِرُ بِهِمُ السَّاعَهَ اءَنْ تَنْزِلَ بِهِمْ، یَحْسِرُ الْحَسِیرُ، وَ یَقِفُ الْکَسِیر،ُ فَیُقِیمُ عَلَیْهِ حَتَّى یُلْحِقَهُ غَایَتَهُ، إِلا هَالِکا لاَ خَیْرَ فِیهِ.

حَتَّى اءَرَاهُمْ مَنْجَاتَهُمْ، وَ بَوَّاءَهُمْ مَحَلَّتَهُمْ، فَاسْتَدَارَتْ رَحَاهُمْ، وَ اسْتَقَامَتْ قَنَاتُهُمْ.
وَ ایْمُ اللَّهِ لَقَدْ کُنْتُ مِنْ سَاقَتِهَا حَتَّى تَوَلَّتْ بِحَذَافِیرِهَا، وَ اسْتَوْسَقَتْ فِی قِیَادِهَا، مَا ضَعُفْتُ، وَ لاَ جَبُنْتُ، وَ لاَ خُنْتُ، وَ لاَ وَهَنْتُ.
وَ ایْمُ اللَّهِ لَاءَبْقُرَنَّ الْبَاطِلَ حَتَّى اءُخْرِجَ الْحَقَّ مِنْ خَاصِرَتِهِ.

قال السید الشریف الرضی

وَ قد تَقَّدَم مُخْتارُ هذِهِ الْخُطْبَهِ إ لاَ اءَنَّنِی وَجَدتُها فِی هذِهِ الرَّوایَهِ عَلى خِلافِ ما سَبَقَ مِنْ زِیادَهٍ وَ نُقْصان فَاءَوجَبَتِ الْحالُ إ ثْباتَها ثانِیهَ.

ترجمه

خطبه اى از آن حضرت (ع ) ،گزیده اى از آن را که با این روایت متفاوت است پیش از این آوردیم . 

اما بعد. خداوند سبحان ، محمّد (صلى اللّه علیه و آله ) را به رسالت فرستاد. در حالى که ، هیچیک از عربها نه کتابى خوانده بود و نه دعوى پیامبرى و وحى کرده بود. محمّد (ص ) به پایمردى کسانى که از او فرمان مى بردند، با کسانى که نافرمانیش مى کردند، پیکار نمود و آنان را به جایى که رستگاریشان در آن بود براند و کوشید که پیش از آنکه مرگشان در رسد از گمراهى برهند. و آنان را، که همانند اشتران خسته از سنگینى بار در زیر بار عقاید باطل و فساد و گمراهى خویش درمانده شده بودند، یارى داد تا از جاى برخیزند و خویشتن را به سر منزل سعادت برسانند، مگر هلاک شدگانى که خیرى در آنان نبود.

محمّد (ص ) جاى رستگار شدنشان را به ایشان نمود و هر کس را در مکانى که مى بایست بنشاند. تا اندک اندک ، آسیابهاى خاموششان به گردش افتاد و نیزه هایشان استقامت گرفت . به خدا سوگند، که من پیشرو لشکر اسلام بودم و لشکر کفر را مى راندم تا همگى از کیش دیرین خود بازگشتند و فرمانبردار شدند. من ، در همه این احوال ، سستى به خرج ندادم و از مرگ نهراسیدم و به خیانت آلوده نشدم و در کارم ناتوانى پدید نیامد. به خدا سوگند، باطل را مى گشایم تا حق را از درون آن بیرون کشم .

شریف رضى گوید:

گزیده اى از این خطبه را پیش از این آورده ایم و این روایت را از حیث زیادت و نقصان با آن تفاوتهایى بود، از اینرو بر خود لازم دانستیم که بار دیگر آن را بیاوریم .

نهج البلاغه خطبه ها//ترجمه عبدالمحمد آیتی

بازدیدها: ۳۸

خطبه شماره ۷۹ (نسخه صبحی صالح ) ترجمه عبدالمحمد آیتی

خطبه: ۷۹

و من کلام له ع قالَهُ لِبَعْضِ اءَصْحابه لِما عِزْمِ عَلَى الْمَسیر إ لى الخَوارج ، وَ قَدْ قالَ له : یااءمیرالمؤ منین إ ن سَرت فِی هَذا الْوَقت ، خَشیت اءَن لا تَظْفر بِمُرادک ، مِنْ طریق عِلم النُجوم .فَقَالَ ع :

 اءَتَزْعُمُ اءَنَّکَ تَهْدِی إ لَى السَّاعَهِ الَّتِی مَنْ سَارَ فِیها صُرِفَ عَنْهُ السُّوءُ؟ وَ تُخَوِّفُ السَّاعَهِ الَّتِی مَنْ سَارَ فِیهَا حَاقَ بِهِ الضُّرُّ؟ فَمَنْ صَدَّقَکَ بِهَذَا فَقَدْ کَذَّبَ الْقُرْآنَ، وَ اسْتَغْنَى عَنِ الاِسْتِعَانَهِ بِاللَّهِ فِی نَیْلِ الْمَحْبُوبِ وَ دَفْعِ الْمَکْرُوهِ، وَ تَبْتَغِی فِی قَوْلِکَ لِلْعَامِلِ بِاءَمْرِکَ اءَنْ یُولِیَکَ الْحَمْدَ دُونَ رَبِّهِ، لِاءَنَّکَ بِزَعْمِکَ اءَنْتَ هَدَیْتَهُ إ لَى السَّاعَهِ الَّتِی نالَ فِیهَا النَّفْعَ، وَ اءَمِنَ الضُّرَّ.!

ثُمَّ اءَقْبَلَ ع عَلَى النَّاسِ فَقَالَ:

اءَیُّهَا النَّاسُ إ یَّاکُمْ وَ تَعَلُّمَ النُّجُومِ إ لّا ما یُهْتَدَى بِهِ فِی بَرِّ اءَوْ بَحْرٍ، فَإِنَّهَا تَدْعُو إ لَى الْکَهَانَهِ، وَ الْمُنَجِّمُ کَالْکَاهِنِ، وَ الْکَاهِنُ کَالسَّاحِرِ، وَ السَّاحِرُ کَالْکَافِرِ، وَ الْکَافِرُ فِی النَّارِ، سِیرُوا عَلَى اسْمِ اللَّهِ. 

ترجمه : 

سخنى از آن حضرت (ع ) آنگاه ، که آهنگ خوارج کرد، یکى از اصحابش او را گفت اى امیرالمؤ منین به شهادت علم نجوم ، اگر در این ساعت حرکت کنى مى ترسم که به مراد خویش نرسى . على(ع ) در پاسخ او فرمود:  

تو پندارى ساعتى را یافته اى ، که اگر کسى در آن ساعت براى انجام مقصود خویش در حرکت آید، از هر بد در امان است ؟ و از ساعتى بر حذر مى دارى که هر که در آن قصد کارى کند در چنبر زیانمندى افتد؟ هرکس که سخنان تو را راست پندارد، قرآن را دروغ انگاشته و براى رسیدن به هر چه پسند اوست و پرهیز از آنچه ناپسند اوست خود را از یارى خداوند بى نیاز خواسته . از کسى که به سخن تو عمل کند، خواهى که به جاى پروردگارش تو را حمد و سپاس گوید. زیرا تو، به زعم خود، او را به ساعتى که به سود خویش دست مى یابد و از زیان در امان مى ماند راه نموده اى .

سپس روى به مردم کرد و گفت :

اى مردم از علم نجوم بپرهیزید، مگر بدان مقدار که شما را در خشکى و دریا راه بنماید، که این علم به کهانت منجر شود و منجم کاهن است و کاهن همانند جادوگر است و جادوگر کافر است و کافر در آتش جهنم . به نام خداى تعالى به راه افتید.

نهج البلاغه خطبه ها//ترجمه عبدالمحمد آیتی

بازدیدها: ۴۷

خطبه شماره ۶۴ (نسخه صبحی صالح ) ترجمه عبدالمحمد آیتی

 خطبه : ۶۴

و من خطبه له ع 

وَ اتَّقُوا اللَّهَ عِبَادَ اللَّهِ وَ بَادِرُوا آجَالَکُمْ بِاءَعْمَالِکُمْ وَ ابْتَاعُوا مَا یَبْقَى لَکُمْ بِمَا یَزُولُ عَنْکُمْ وَ تَرَحَّلُوا فَقَدْ جُدَّ بِکُمْ وَ اسْتَعِدُّوا لِلْمَوْتِ فَقَدْ اءَظَلَّکُمْ وَ کُونُوا قَوْما صِیحَ بِهِمْ فَانْتَبَهُوا وَ عَلِمُوا اءَنَّ الدُّنْیَا لَیْسَتْ لَهُمْ بِدَارٍ فَاسْتَبْدَلُوا

فَإِنَّ اللَّهَ سُبْحَانَهُ لَمْ یَخْلُقْکُمْ عَبَثا وَ لَمْ یَتْرُکْکُمْ سُدًى وَ مَا بَیْنَ اءَحَدِکُمْ وَ بَیْنَ الْجَنَّهِ اءَوِ النَّارِ إِلاّ الْمَوْتُ اءَنْ یَنْزِلَ بِهِ وَ إِنَّ غَایَهً تَنْقُصُهَا اللَّحْظَهُ وَ تَهْدِمُهَا السَّاعَهُ لَجَدِیرَهٌ بِقَصْرِ الْمُدَّهِ وَ إِنَّ غَائِبا یَحْدُوهُ الْجَدِیدَانِ اللَّیْلُ وَ النَّهَارُ لَحَرِىُّ بِسُرْعَهِ الْاءَوْبَهِ، وَ إِنَّ قَادِما یَقْدُمُ بِالْفَوْزِ اءَوِ الشِّقْوَهِ لَمُسْتَحِقُّ لِاءَفْضَلِ الْعُدَّهِ فَتَزَوَّدُوا فِی الدُّنْیَا مَا تَحْرُزُونَ بِهِ اءَنْفُسَکُمْ غَدا فَاتَّقَى عَبْدٌ رَبَّهُ نَصَحَ نَفْسَهُ وَ قَدَّمَ تَوْبَتَهُ وَ غَلَبَ شَهْوَتَهُ فَإِنَّ اءَجَلَهُ مَسْتُورٌ عَنْهُ وَ اءَمَلَهُ خَادِعٌ لَهُ وَ الشَّیْطَانُ مُوَکَّلٌ بِهِ یُزَیِّنُ لَهُ الْمَعْصِیَهَ لِیَرْکَبَهَا وَ یُمَنِّیهِ التَّوْبَهَ لِیُسَوِّفَهَا إِذَا هَجَمَتْ مَنِیَّتُهُ عَلَیْهِ اءَغْفَلَ مَا یَکُونُ عَنْهَا، فَیا لَها حَسْرَهً عَلَى ذِی غَفْلَهٍ اءَنْ یَکُونَ عُمُرُهُ عَلَیْهِ حُجَّهً وَ اءَنْ تُؤَدِّیَهُ اءَیَّامُهُ إِلَى شقْوَهٍ نَسْاءَلُ اللَّهَ سُبْحَانَهُ اءَنْ یَجْعَلَنَا وَ إِیَّاکُمْ مِمَّنْ لاَ تُبْطِرُهُ نِعْمَهٌ وَ لاَ تُقَصِّرُ بِهِ عَنْ طَاعَهِ رَبِّهِ غَایَهٌ وَ لاَ تَحُلُّ بِهِ بَعْدَ الْمَوْتِ نَدَامَهٌ وَ لاَ کَآبَهٌ.(۶۴ صبحی صالح)

ترجمه : 

خطبه اى از آن حضرت (ع ) 

از خداى بترسید، اى بندگان خداى . و پیش از آنکه مرگتان فرا رسد دست به اعمال صالح زنید و با نعمت ناپایدار دنیا، ثواب ابدى آخرت را به دست آورید. بار سفر بربندید، که این سفر را به اصرار از شما خواهند. مهیاى مرگ باشید، که بر سرتان سایه افکنده است . از آن جماعت باشید، که چون بر آنان بانگ زنند بیدار مى شوند و مى دانند، که دنیا جاى درنگ نیست . از این رو، دنیا را داده اند و آخرت را به عوض گرفته اند.

خداوند سبحان شما را به عبث نیافریده و به هر حال خود رها نکرده است . میان شما و نعمت بهشت و آتش دوزخ فاصله اى جز مرگ نیست ، مرگى که بى تردید آمدنى است . و چه کوتاه است مدت عمر تو، زیرا از گذشت لحظه اى ، مى کاهد و از رفتن ساعتى ، بنیادش درهم مى ریزد. غایبى که گذشت شب و روز به اصرار فرا مى خوانندش شتابان بازخواهد گشت . قاصدى که با بشارت رستگارى یا تهدید شوربختى از راه مى رسد، سزاوار است ، که با نیکوترین توشه پذیرایش شوى . (پس ، از این جهان توشه آخرت بردارید تا خود را از عقوبت روز جزا در امان نگه دارید.) بنده اى از پروردگار خود مى ترسد، که خود به اصلاح حال خویش پردازد و پیش از مرگ توبه کند و بر خواهشهاى نفس خود پیروز گردد. زیرا اجل چهره فرو پوشیده و آرزوها فریبنده و شیطان مهیا و در کمین است تا گناهان را در چشم او بیاراید و به ارتکاب معاصى برانگیزاندش .

شیطان آدمى را به توبه امیدوار سازد و او، بدین وسوسه ، هر بار توبه را به تاءخیر اندازد، تا بناگهان مرگ بر او هجوم آورد، در حالى که ، از خیال مرگ غافل است . اى حسرتا بر کسى که دستخوش غفلت گردد و روز قیامت زندگى دنیوى او بر ضد او گواهى دهد و زیستن در این جهان او را به شقاوت کشاند. از خداوند سبحان مى خواهم ، که ما و شما را در زمره کسانى قرار دهد که نعمت دنیا سرمستشان نمى سازد و هیچ هدفى آنان را از فرمانبردارى پروردگارشان باز نمى دارد و مرگ سبب پشیمانى و اندوهشان نمى شود.

نهج البلاغه خطبه ها//ترجمه عبدالمحمد آیتی

بازدیدها: ۴۰