موضوعات نهج البلاغه(برچسب های)

برچسب ها

بازدیدها: ۳۷۲

نهج البلاغه موضوعی رذایل اخلاقى

 رذایل اخلاقى

۱۹۶۶٫ یاران سرکشى
من شغل نفسه بغیر نفسه ، تحیر فى الظلمات ، و ارتبک فى الهلکات ، و مدت به شیاطینه فى طغیانه .
هر کس که خود را براى غیر خویشتن مشغول بدارد، در تاریکى ها متحیر ماند و در مهلکه ها آشفته و مشوش گردد و شیاطین مسلط بر او، او را در طغیانگرى ها بکشند (یارى نمایند). (۱۹۵۹)

۱۹۶۷٫ دورى از مواضع تهمت
من وضع نفسه مواضع التهمه ، فلا یلومن من اساء به الظن .
هر کس خود را جایى قرار دهد که باعث تهمت وارد آمدن به او مى شود، پس البته نباید آن کس را که به او بدگمان شود سرزنش و ملامت کند. (۱۹۶۰)

۱۹۶۸٫ همنشینى با هوسرانان
مجالسه اهل الهوى منساه للایمان و محضره للشیطان .
همنشینى با هوسرانان باعث از یاد رفتن ایمان و حاضر شدن شیطان است . (۱۹۶۱)

۱۹۶۹٫ تکامل انسان ها
العجز افه ، و الصبر شجاعه .
به ستوه آمدن ، آفت است و نستوهى ، شجاعت . (۱۹۶۲)

۱۹۷۱٫ از کینه ورزى بپرهیز!
قد اصطلحتم على الغل فیما بینکم ، و نبت المرعى على دمنکم . و تصافیتم على حب الامال ، و تعادیتم فى کسب الاموال .
شما بر کینه ورزى به یکدیگر، هم داستان شده اید و گیاهان و سبزه ها بر روى سر کین گاه ها (یا کینه هاى دیرینه ) شما روییده است و در دوستى و دلبستگى به آرزوها با یکدیگر متفق شده اید و در به دست آوردن مال و ثروت ، با یکدیگر دشمنى مى کنید. (۱۹۶۳)

۱۹۷۲٫ رفع بدى با بدى
ردوا الحجر من حیث جاء؛ فان الشر لا یدفعه الا الشر .
سنگ را از همان جا که آمده بازگردانید، زیرا بدى را جز با بدى نتوان دفع کرد. (۱۹۶۴)

۱۹۷۳٫ پرهیز از بدگمانى
لیس من العدل القضاء على الثقه بالظن .
با تکیه به گمان به زیان کسى که مورد اعتماد مى باشد، داورى کردن ، از عدل و داد به دور است . (۱۹۶۵)

۱۹۷۴٫ آمیختن با شاهان
من ملک استاثر.
هر که به فرمانروایى برسد مستبد و خودکامه مى گردد. (۱۹۶۶)

۱۹۷۵٫ پرهیز از منت گذاشتن
من کتابه للاشتر لما ولاه مصر : ایاک و المن على رعیتک باحسانک او التزید فیما کان من فعلک ، او ان تعدهم فتتبع موعدک بخلفک ، فان المن یبطل الاحسان ، و التزید یذهب بنور الحق ، و الخلف یوجب المقت عند الله و الناس . قال الله تعالى : کبر مقتا عند الله ان تقولوا ما لا تفعلون .
فرمان مبارک امیر المومنین علیه السلام به مالک اشتر وقتى او را والى مصر و اطراف آن ساخت :
بپرهیز از منت گزاردن بر مردم جامعه خود به خاطر احسانى که به آنان کرده اى ، و از زیاد شمردن کارى که در حق آنان انجام داده اى و بپرهیز از تخلف از وعده اى که داده اى ؛ زیرا منت گزاردن احسان را باطل مى کند و زیاد شمردن کارى که به سود جامعه انجام گرفته است نور حق را از بین مى برد و تخلف از وعده موجب عداوت در نزد خدا و مردم مى گردد. خداوند متعال فرموده است : عداوتى است بزرگ در نزد خداوند این که بگویید چیزى را که به آن عمل نمى کنید. (۱۹۶۷)

۱۹۷۶٫ تحذیر از سبکسرى
من کتاب له الى اهل البصره : فان خطت بکم الامور المردیه ، و سفه الاراء الجائره ، الى منابذتى و خلافى ، فها انذا قد قربت جیادى ، و رحلت رکابى .
در نامه اى به اهل بصره مى نویسد: بعد از این هرگاه امورى هلاک کننده و اندیشه هاى منحرف از حق باز هم شما را به مخالفت و ستیزه جویى با من براند و برانگیزد، پس بدانید که من ، همانا و به تحقیق اسبان عربى خود را نزدیک ساخته و جهاز شتران خویش را بر روى کمر آن ها بسته ام . (۱۹۶۸)

۱۹۷۷٫ زایل شدن نظر
الخلاف یهدم الراى .
ناسازگارى ، راى و نظر را از بین مى برد. (۱۹۶۹)

۱۹۷۸٫ پرهیز از عجله در امور
ایاک و العجله بالامور قبل اوانها، او التسقط فیها عند امکانها، او اللجاجه فیها اذ تنکرت ، او الوهن عنها اذا استوضحت . فضع کل امر موضعه .
بپرهیز از شتابزدگى در امور، پیش از رسیدن موقع آن ها و از سستى و درماندگى در موقعیت مقتضى آن امور، و بپرهیز از لجاجت ، در موقعى که مشکل و ابهام انگیز باشند و از مسامحه درباره آن امور، وقتى که آشکار شده اند، پس هر امرى را در موضع خود قرار بده . (۱۹۷۰)

۱۹۷۹٫ فرو رفتن در منجلاب ربا
من اتجر بغیر فقه ، فقد ارتطم فى الربا .
کسى که بدون آگاهى از احکام اسلام تجارت کند، در منجلاب ربا فرو رود. (۱۹۷۱)

۱۹۸۰٫ یاران روزگار
الجزع من اعوان الزمان .
بى تابى ، از یاران روزگار است . (و به ضرر او تمام خواهد شد). (۱۹۷۲)

۱۹۸۱٫ فراهم کننده زشتى ها
الشر جامع مساوى العیوب .
سیرى ناپذیرى ، فراهم آورنده عیب هاى زشت است . (۱۹۷۳)

۱۹۸۲٫ توصیه به همنشینى پاکان
من کتابه للاشتر : و الصق باهل الورع و الصدق ، ثم رضهم على الا یطروک و لا یبجحوک بباطل لم تفعله ؛ فان کثره الاطراء تحدث الزهو و تدنى من الغره .
در نامه به مالک اشتر فرمودند: به پاکدامنان و راستگویان بسیار نزدیک شو! آن گاه ایشان را عادت ده که در صدد چاپلوسى تو بر نیایند و تو را با بیان کارهایى که نکرده اى به دروغ خشنود نسازند که به راستى چاپلوسى زیاد و پى در پى ، تکبر و خودخواهى در انسان پدیدار مى کند و حمیت و غرور را به او نزدیک مى سازد. (۱۹۷۴)

۱۹۸۳٫ دور کردن بدى
احصد الشر من صدر غیرک ، بقلعه من صدرک .
بدى را از سینه دیگران با ریشه کنى آن از سینه خودت ، دور کن . (۱۹۷۵)

۱۹۸۴٫ توصیه على (ع ) به مالک اشتر
من کتابه للاشتر : لا تعجلن الى تصدیق ساع ، فان الساعى غاش ، و ان تشبه بالناصحین .
نامه اى است از آن حضرت علیه السلام به مالک اشتر: هرگز براى تصدیق سخن چین شتاب مکن ؛ زیرا سخن چین خیانت پیشه است ، اگر چه خود را به خیرخواهان تشبیه کند. (۱۹۷۶)

۱۹۸۵٫ فضایل بى حد على (ع )
من کتاب له لى معاویه : و لولا ما نهى الله عنه من تزکیه المرء نفسه ، لذکر ذاکر فضائل جمه ، تعرفها قلوب المومنین ، و لا تمجها اذان السامعین .
نامه اى است از امیر المومنین علیه السلام به معاویه : اگر این امر نبود که خداوند از خودستایى انسان ، نهى فرموده ، هر آینه (مقصود خود امیر المومنین است ) فضایل فراوانى را ذکر مى کرد که دل هاى مومنان آن فضایل را مى شناسد و گوش هاى شنوندگان آن ها را به دور نمى افکند. (۱۹۷۷)

۱۹۸۶٫ حذر از طاعت فاسقین
الا فالحذر الحذر من طاعه ساداتکم و کبرائکم … فانهم قواعد اساس ‍ العصبیه . و دعائم ارکان الفتنه … و هم اساس الفسوق ، و احلاس العقوق .
آگاه شوید! برحذر و بیمناک باشید از اطاعت آقایان و بزرگان خود، کسانى که از ارزش هاى واقعى حیثیت خود را بالاتر تلقى کردند و بالاتر از نسب خود سربلند نمودند، این خودخواهان خودکامه ، برپا دارنده پایه عصبیت اند و به ستون هاى فتنه و همداستان هاى منکرین حقوق رسول خدا صلى الله علیه و آله و امام بر حق . (۱۹۷۸)

۱۹۸۷٫ معادن همه خطایا
اهل الضلال معادن کل خطیئه ، و ابواب کل ضارب فى غمره .
اهل ضلال ، معدن همه خطایایند و درهاى ورودى همه گمراهان و عقیده مندان باطلند. (۱۹۷۹)



۱۹۵۹- خطبه ۱۵۷٫
۱۹۶۰- حکمت ۱۵۹٫
۱۹۶۱- خطبه ۸۶٫
۱۹۶۲- حکمت ۴٫
۱۹۶۳- خطبه ۱۳۳٫
۱۹۶۴- حکمت ۳۱۴٫
۱۹۶۵- حکمت ۲۲۰٫
۱۹۶۶- حکمت ۱۶۰٫
۱۹۶۷- نامه ۵۳٫
۱۹۶۸- نامه ۲۹٫
۱۹۶۹- حکمت ۲۱۵٫
۱۹۷۰- نامه ۵۳٫
۱۹۷۱- حکمت ۴۴۷٫
۱۹۷۲- حکمت ۲۱۱٫
۱۹۷۳- حکمت ۳۷۱٫
۱۹۷۴- نامه ۵۳٫
۱۹۷۵- حکمت ۱۷۸٫
۱۹۷۶- نامه ۵۳٫
۱۹۷۷- نامه ۲۸٫
۱۹۷۸- خطبه ۱۹۲٫
۱۹۷۹- خطبه ۱۵۰٫

نهج البلاغه موضوعی//عباس عزیزی

بازدیدها: ۷۴