نامه ۵ (متن عربی نسخه صبحی صالح ترجمه عبدالحمید آیتی)

نامه : ۵

و من کتاب له ع إ لى اءشعث بن قیس و هو عامل اءذربیجان :

وَ إِنَّ عَمَلَکَ لَیْسَ لَکَ بِطُعْمَهٍ، وَ لَکِنَّهُ فِی عُنُقِکَ اءَمَانَهٌ وَ اءَنْتَ مُسْتَرْعىً لِمَنْ فَوْقَکَ لَیْسَ لَکَ اءَنْ تَفْتَاتَ فِی رَعِیَّهٍ، وَ لاَ تُخَاطِرَ إِلا بِوَثِیقَهٍ وَ فِی یَدَیْکَ مَالٌ مِنْ مَالِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ، وَ اءَنْتَ مِنْ خُزَّانِهِ حَتَّى تُسَلِّمَهُ إِلَیَّ وَ لَعَلِّی اءنْ لا اءَکُونَ شَرَّ وُلاَتِکَ لَکَ، وَ السَّلاَمُ.

شماره نامه براساس نسخه صبحی صالح

ترجمه :

نامه اى از آن حضرت (ع ) که به اشعث بن قیس ،عامل خود در آذربایجان نوشته است .

حوزه فرمانرواییت طعمه تو نیست ، بلکه امانتى است بر گردن تو، و از تو خواسته اند که فرمانبردار کسى باشى که فراتر از توست .تو را نرسد که خود هر چه خواهى رعیت را فرمان دهى . یا خود را درگیر کارى بزرگ کنى ، مگر آنکه ، دستورى به تو رسیده باشد. در دستان تو مالى است از اموال خداوند، عزّ و جلّ، و تو خزانه دار هستى تا آن را به من تسلیم کنى . امید است که من براى تو بدترین والیان نباشم . و السلام .

ترجمه عبدالحمید آیتی ۵

بازدیدها: ۹

موضوعات نهج البلاغه(برچسب های)

برچسب ها

بازدیدها: ۳۷۲

خطبه شماره ۱۹ (نسخه صبحی صالح ) ترجمه عبدالمحمد آیتی

خطبه : ۱۹

من کلام له ع قالَهُ لِلا شْعَثِ بْنِ قَیْسٍ وَ هُوَ عَلى مِنْبَرِ الْکُوفَهِ یَخْطُبُ، فَمَضى فِی بَعْضِ کَلامِهِ شَی ء اعْتَرَضَهُ الا شْعَثُ فَقالَ: یا اءَمیرَالمؤ منینَ، هذِهِ عَلَیْکَ لا لَکَ، فَخَفَضَ عَلَیْهِالسّلامُ إ لَیْهِ بَصَرَهُ ثُمّز قالَ:

مَا یُدْریکَ مَا عَلَیَّ مِمَّا لِی ؟ عَلَیْکَ لَعْنَهُ اللَّهِ وَ لَعْنَهُ اللَّاعِنِینَ، حَائِکٌ ابْنُ حَائِکٍ، مُنَافِقٌ ابْنُ کَافِرٍ وَ اللَّهِ لَقَدْ اءَسَرَکَ الْکُفْرُ مَرَّهً وَ الْإِسْلاَمُ اءُخْرى فَما فَدَاکَ مِنْ وَاحِدَهٍ مِنْهُما مَالُکَ وَ لاَ حَسَبُکَ! وَ إ نَّ امْرَأً دَلَّ عَلى قَوْمِهِ السَّیْفَ، وَ ساقَ إ لَیْهِمُ الْحَتْفَ، لَحَرِیُّ اءَنْ یَمْقُتَهُ الْاءَقْرَبُ، وَ لا یَأْمَنَهُ الْاءَبْعَدُ.

اءقُولُ: یُرِیدُ ع اءَنَّهُ اءُسِرَ فِی الْکُفْرِ مَرَهً، وَ فِی الا سْلامِ مَرَّهً. وَ اءَمَا قَوْلُهُ ع (دَلَّ عَلى قَوْمِهِ السَّیْفَ) فَاءَرادَ بِهِ حَدیثا کانَ لِلا شْعَثِ مَعَ خالِدِ بْنِ الْوَلیدِ بِالیَمامَهِ، غَرَّ فِیهِ قَوْمَهُ، وَ مَکَرَ بِهِمْ حَتَى اءَوْقَعَ بِهِمْ خالِدْ، وَ کانَ قَوْمُهُ بَعْدَ ذلِکَ یُسَمُّونَهُ عُرْفَ النارِ، وَ هُوَ اسْمٌ لِلغادِرِ عِنْدَهُمْ.

ترجمه :

سخنى از آن حضرت (ع ) این سخن خطاب به اشعث بن قیس است . امام در کوفه بر منبر سخن مى گفت . در سخن او عبارتى بود که اشعث بر آن اعتراض کرد و گفت یا امیرالمؤ منین اینکه گفتى به زیان توست نه به سود تو. امام تیز در او نگریست و گفت :

تو چه دانى ، که چه چیز به سود من است و چه چیز به زیان من . لعنت خدا بر تو باد و لعنت لعنت کنندگان . اى که خود و پدرت همواره دروغى چند به هم مى بافته اید. اى منافق فرزند کافر. به خدا سوگند، که یک بار در زمان کافریت به اسارت افتاده اى و یک بار در زمان مسلمانیت ، و در هر بار نه توانگریت تو را از بند اسارت رهانید و نه جاه و منزلتت . مردى که شمشیرهاى کین را بر قوم خود رهنمون شود و مرگ را بر سر آنان راند، سزاوار است ، که خویشاوندانش دشمن دارند و بیگانگان از شر او ایمن ننشینند.
من مى گویم : (عبارت مردى که شمشیر کین را بر قوم خود رهنمون شود) اشارت است به ماجراى اشعث با خالد بن ولید در یمامه . اشعث قوم خود را بفریفت و بر آنها مکر کرد و خالد از آنان کشتار بسیار کرد. از آن پس ، قوم اشعث او را (عرف النّار) مى نامیدند و این نام را به کسى دهند که بر آنها غدر کرده باشد.

نهج البلاغه خطبه ها//ترجمه عبدالمحمد آیتی

 

بازدیدها: ۲۸