نهج البلاغه کلمات قصار حکمت شماره ۱۷۹ متن عربی با ترجمه فارسی (شرح ابن میثم)حالات قلب

شرح ابن‏ میثم

۱۷۹- و قال علیه السّلام: إِنَّ لِلْقُلُوبِ شَهْوَهً وَ إِقْبَالًا وَ إِدْبَاراً- فَأْتُوهَا مِنْ قِبَلِ شَهْوَتِهَا وَ إِقْبَالِهَا- فَإِنَّ الْقَلْبَ إِذَا أُکْرِهَ عَمِیَ

المعنى

أراد بالإقبال المیل، و بالإدبار النفره عن ملال و نحوه. و أمر بإعمال النفوس فیما ینبغی إعمالها فیه من فکر و نظر، و حملها على ذلک حین میلها إلیه و إقبالها علیه لأنّ ذلک بنشاط فی القوى النفسانیّه و معاونه و مواتاه للنفس. و نفّر عن حملها علیه مع النفره عنه و الکراهیّه له بضمیر صغراه قوله: فإنّ القلب إذا اکره عمى: أی إنّ إکراه النفس على الفکر فی الشی‏ء حین نفرتها عنه عن ملال أو ضعف قوّه و نحوه یزیدها کراهیّه له و نفره و یقوم لها بذلک مانع من الوهم و الخیال عن إدراک ما تفکّر فیه فلا یدرکه و إن کان واضحا حتّى یکون کالأعمى و لذلک استعار له وصف الأعمى، و تقدیر کبراه: و کلّما کان عماه فی إکراهه على الشی‏ء فلا یجوز کراهته.

مطابق با حکمت ۱۹۳ نسخه صبحی صالح

ترجمه فارسی شرح ابن‏ میثم

۱۷۹- امام (ع) فرمود: إِنَّ لِلْقُلُوبِ شَهْوَهً وَ إِقْبَالًا وَ إِدْبَاراً- فَأْتُوهَا مِنْ قِبَلِ شَهْوَتِهَا وَ إِقْبَالِهَا- فَإِنَّ الْقَلْبَ إِذَا أُکْرِهَ عَمِیَ

ترجمه

«دلهاى انسانى، خواسته‏ ها و اقبال و ادبارى دارد، پس آنها را از راه خواسته‏ ها و اقبالشان وادار به کارى بکنید، زیرا اگر دل را به زور وادار کنند، پذیرا نخواهد بود».

شرح

مقصود امام (ع) از اقبال مایل بودن و از ادبار بى ‏میلى به دلیل افسردگى و امثال آن است. امام (ع) دستور داده است تا نفوس را در راه شایسته از نظر فکر و اندیشه به کار ببرند، و موقع تمایل و علاقه به کارى از آنها استفاده کنند، زیرا این استفاده به موقع باعث نشاط قواى نفسانى و کمک و همکارى با نفس مى ‏گردد.

و از واداشتن نفوس بر کارى با نفرت و بى‏ میلى از آن به وسیله قیاس مضمرى نهى کرده است که صغراى آن جمله فانّ القلب إذا اکره عمى، است. یعنى وادار ساختن نفس به اندیشه در باره چیزى، موقعى که به دلیل خستگى یا ناتوانى و امثال آن، نفرت از آن دارد، باعث فزونى ناراحتى و نفرت مى‏ گردد، و در برابرش مانعى از وهم و خیال به وجود مى‏آید نمى‏ گذارد آنچه را که اندیشیده است و باید درک کند، دریابد، هر چند که واضح و روشن باشد گویى کور است. و از این رو صفت اعمى را براى نفس استعاره آورده است. امّا کبراى مقدّر آن نیزچنین است: و هر که نابینائى‏اش به دلیل اجبار بر کارى باشد مجبور ساختنش روا نیست.

ترجمه‏ شرح‏ نهج‏ البلاغه(ابن‏ میثم)، ج۵ // قربانعلی  محمدی مقدم-علی اصغرنوایی یحیی زاده

 

بازدیدها: ۳۹

نهج البلاغه کلمات قصار حکمت شماره ۱۷۸ متن عربی با ترجمه فارسی (شرح ابن میثم)

شرح ابن‏ میثم

۱۷۸- و قال علیه السّلام: یَا ابْنَ آدَمَ مَا کَسَبْتَ فَوْقَ قُوتِکَ- فَأَنْتَ فِیهِ خَازِنٌ لِغَیْرِکَ

المعنى

إذا اکتساب الزیاده على القوت و المئونه بقدر الحاجه و ادّخاره غیر نافع بل مضرّ للمدّخر. إذ من ضرورته مفارقه ما ادّخره و وصوله إلى الوارث و غیره. فهو إذن یشبه الخازن فاستعار لفظه له. و هو تنفیر عن البخل بالفضل من المال عن قدر الحاجه. 

مطابق با حکمت ۱۹۲ نسخه صبحی صالح

ترجمه فارسی شرح ابن‏ میثم

۱۷۸- امام (ع) فرمود: یَا ابْنَ آدَمَ مَا کَسَبْتَ فَوْقَ قُوتِکَ- فَأَنْتَ فِیهِ خَازِنٌ لِغَیْرِکَ

ترجمه

«اى پسر آدم در آنچه بیش از روزى است کسب کنى، ذخیره ‏دار دیگران هستى».

شرح

زیرا زیاده بر قوت کسب کردن، اما به مقدار نیاز صرف کردن و اندوختن ما زاد بر آن، نه تنها سودى به حال شخص ندارد بلکه براى اندوخته کننده زیان‏ دارد. زیرا ناگزیر باید از اندوخته خود جدا شود، و آنها به دست وارث و دیگران مى‏ افتد، پس در این صورت او به منزله خزانه‏ دارى است، از این رو کلمه خازن را براى وى استعاره آورده است و این عبارت به منظور پرهیز دادن از بخل ورزیدن نسبت به زیادى ثروت از مقدار حاجت است».

ترجمه‏ شرح‏ نهج‏ البلاغه(ابن‏ میثم)، ج۵ // قربانعلی  محمدی مقدم-علی اصغرنوایی یحیی زاده

 

بازدیدها: ۲۱

نهج البلاغه کلمات قصار حکمت شماره ۱۷۷ متن عربی با ترجمه فارسی (شرح ابن میثم)مواعظ

شرح ابن‏ میثم

۱۷۷- و قال علیه السّلام: إِنَّمَا الْمَرْءُ فِی الدُّنْیَا غَرَضٌ تَنْتَضِلُ فِیهِ الْمَنَایَا- وَ نَهْبٌ تُبَادِرُهُ الْمَصَائِبُ- وَ مَعَ کُلِّ جُرْعَهٍ شَرَقٌ- وَ فِی کُلِّ أَکْلَهٍ غَصَصٌ- وَ لَا یَنَالُ الْعَبْدُ نِعْمَهً إِلَّا بِفِرَاقِ أُخْرَى- وَ لَا یَسْتَقْبِلُ یَوْماً مِنْ عُمُرِهِ إِلَّا بِفِرَاقِ آخَرَ مِنْ أَجَلِهِ- فَنَحْنُ أَعْوَانُ الْمَنُونِ وَ أَنْفُسُنَا نَصْبُ الْحُتُوفِ- فَمِنْ أَیْنَ نَرْجُو الْبَقَاءَ- وَ هَذَا اللَّیْلُ وَ النَّهَارُ لَمْ یَرْفَعَا مِنْ شَیْ‏ءٍ شَرَفاً- إِلَّا أَسْرَعَا الْکَرَّهَ فِی هَدْمِ مَا بَنَیَا وَ تَفْرِیقِ مَا جَمَعَا

اللغه

الانتضال: الرمى.
و هذا فصل لطیف من الموعظه و قد اشتمل على ثمان کلمات من الموعظه:

إحداها: استعار لفظ الغرض للإنسان
باعتبار رمیه بمقدّمات المنایا و أسبابها من الأمراض و الأعراض المهلکه. و وصف الانتضال لذلک الرمى کأنّ المنایا هی الرامیه.

الثانیه: استعار لفظ النهب بمعنى المنهوب
باعتبار سرعه المصائب إلى أخذه.

الثالثه: کنّى عن تنغیص لذّات الدنیا بما یشوبها و یخالطها من الأعراض و الأمراض
بقوله: مع کلّ جرعه. إلى قوله: غصص.

الرابعه: کون العبد لا ینال نعمه إلّا بفراق اخرى.
إذ النعمه الحقّه هی اللذّه و ما یکون وسیله إلیها نعمه بواسطتها. و ظاهر أنّ النفس فی الدنیا لا یمکن أن یحصل على لذّتین دفعه بل ما لم ینتقل عن لذّه أولى و یتوجّه نحو اللذّه الحادثه لا یحصل لها الالتذاذ بها.

الخامسه: و لا یستقبل یوما من عمره إلّا بفراق آخر من أجله
لأنّ طبیعه الزمان التقضّى و السیلان.

السادسه: کوننا أعوان المنون
باعتبار أنّ کلّ نفس و حرکه من الإنسان فهی مقرّبه له إلى أجله فکأنّه ساع نحو أجله و مساعد علیه.

السابعه: کون نفوسنا نصب الحتوف.
و نصب بمعنى منصوبه کالغرض.

الثامنه: الاستفهام عن جهه رجاء البقاء
استفهام إنکار لوجودها مع وجود الزمان الّذی من شأنه أنّه لم یرفع بشی‏ء شرفا و یجمع الأمر شملا إلّا أسرع العود فی هدم ما رفع و تفریق ما جمع: أی أعدّ للثانی کما أعدّ للأوّل.

مطابق با حکمت ۱۹۱ نسخه صبحی صالح

ترجمه فارسی شرح ابن‏ میثم

۱۷۷- امام (ع) فرمود: إِنَّمَا الْمَرْءُ فِی الدُّنْیَا غَرَضٌ تَنْتَضِلُ فِیهِ الْمَنَایَا- وَ نَهْبٌ تُبَادِرُهُ الْمَصَائِبُ- وَ مَعَ کُلِّ جُرْعَهٍ شَرَقٌ- وَ فِی کُلِّ أَکْلَهٍ غَصَصٌ- وَ لَا یَنَالُ الْعَبْدُ نِعْمَهً إِلَّا بِفِرَاقِ أُخْرَى- وَ لَا یَسْتَقْبِلُ یَوْماً مِنْ عُمُرِهِ إِلَّا بِفِرَاقِ آخَرَ مِنْ أَجَلِهِ- فَنَحْنُ أَعْوَانُ الْمَنُونِ وَ أَنْفُسُنَا نَصْبُ الْحُتُوفِ- فَمِنْ أَیْنَ نَرْجُو الْبَقَاءَ- وَ هَذَا اللَّیْلُ وَ النَّهَارُ لَمْ یَرْفَعَا مِنْ شَیْ‏ءٍ شَرَفاً- إِلَّا أَسْرَعَا الْکَرَّهَ فِی هَدْمِ مَا بَنَیَا وَ تَفْرِیقِ مَا جَمَعَا

لغت

انتضال: تیرانداختن

ترجمه

«انسان در دنیا هدف تیرهاى مرگ است، غارت شده ‏اى است که درد و بلاها به جانب او شتابانند با هر آشامیدنش گلوگیر کردنى و با هر لقمه ‏اى غمهایى همراه است. هیچ کس به نعمتى نمى‏رسد مگر به قیمت جدا شدن از نعمت دیگرى و روزى از عمر خود را استقبال نمى‏ کند مگر با جدا شدن از روزى دیگر از عمر خود، پس ما خود به مردنها کمک مى‏ کنیم و نفوس ما در معرض نابودیهاست، پس از کجا ما به جاودانگى امیدوار باشیم در صورتى که این شب و روز براى کسى حرمت قائل نشدند مگر این که زود از آن حالت به ویران کردن ساخته ‏ها و پر کردن جمع آورده ‏هاى خود پرداختند».

شرح

این فصل خوبى از پند و موعظه است و مشتمل بر هشت جمله مى ‏باشد.

۱- کلمه غرض را از آن رو براى انسان استعاره آورده است که خود انسان مقدمات مرگ و مردنها و وسایل آن را از قبیل بیماریها و عوارض کشنده، فراهم مى‏آورد. و صفت تیراندازى را براى این عمل انسان از آن جهت آورده است که گویى مرگ‏ها خود تیر بلاها را مى‏اندازند.

۲- کلمه نهب را به جاى منهوب (غارت شده) از آن جهت استعاره آورده که مصیبتها به سرعت آدمى را فرا مى‏گیرند.

۳- این عبارت: مع کل جرعه… غصص را کنایه آورده است از: درهم شکستن لذایذ دنیا به وسیله رویدادها و بیماریهایى که با آنها آمیخته و مخلوط مى‏شود.

۴- بنده ‏اى به نعمتى نمى ‏رسد مگر با از دست دادن نعمتى دیگر زیرا نعمت درست همان لذّت است و هر وسیله‏اى که باعث لذّت شود، خود نمى‏تواند نعمت باشد. و بدیهى است که نفس آدمى ممکن نیست که در دنیا دریک زمان از دو لذّت برخوردار شود، بلکه تا از لذّت نخست فارغ نشود و به لذّت جدید توجّه نکند، این لذّت را درک نمى‏کند.

۵- با روزى از عمر خود روبرو نمى‏ شود، مگر این که از روز دیگر عمرش جدا بشود، زیرا طبیعت زمان گذشت و سیلان است.«».

۶- ما خود، به مرگ ‏هایمان کمک مى‏ کنیم، از آن رو که هر دمى و حرکتى از آدمى باعث نزدیک شدن او به مرگ است گویى او خود به طرف مرگش مى‏شتابد و به آن کمک مى‏کند.

۷- جانهاى ما در معرض نابودیهاست، کلمه «نصب» به معنى «منصوب» مانند غرض که به معنى مغروض [مصدر به معنى مفعول‏] است.

۸- استفهام در مورد جاودانگى، استفهام انکارى است، انکار وجود بقاء با وجود زمان که روشش آن است که چیزى را بالا نمى‏ برد، و هیچ پراکنده‏اى را جمع نمى‏ کند، مگر این که بر خرابى آن ساخته و پراکندن آن جمع، دوباره اقدام فورى مى‏ کند، یعنى براى حالت دوّم نیز مثل اوّلى زمینه ‏ساز است.

ترجمه‏ شرح‏ نهج‏ البلاغه(ابن‏ میثم)، ج۵ // قربانعلی  محمدی مقدم-علی اصغرنوایی یحیی زاده

 

بازدیدها: ۵۲

نهج البلاغه کلمات قصار حکمت شماره ۱۷۶ متن عربی با ترجمه فارسی (شرح ابن میثم)خلافت

شرح ابن‏ میثم

۱۷۶- و قال علیه السّلام: وَا عَجَبَا أَنْ تَکُونَ الْخِلَافَهُ بِالصَّحَابَهِ- وَ الْقَرَابَهِ قال الرضى: و روى له شعر فى هذا المعنى

فإن کنت بالشورى ملکت أمورهم
فکیف بهذا و المشیرون غیب‏

و إن کنت بالقربى حججت خصیمهم
فغیرک أولى بالنبی و أقرب‏

المعنى

روى هذا القول عنه بعد بیعه عثمان و هو صوره جواب ما کان یسمعه من تعلیل استحقاق عثمان للخلافه تاره بالشورى و تاره بأنّه من أصحاب رسول اللّه صلّى اللّه علیه و آله.

تقریره: أنّ استحقاقه للخلافه إمّا أن یکون معلّلا بالشورى أو بصحبه رسول اللّه أو بقرابته. فإن کان الأوّل فکیف یملک عثمان امور الناس للشورى و أکثر من یستحقّ الاستشاره منهم لم یکونوا حاضرین و ذلک معنى إشارته بقوله: فإن کنت بالشورى. إلى تمام البیت، و إن کان الثانی فکیف یملک امورهم بالصحبه بوجود من له الصحبه التامّه و القرابه معا بل یکون هذا أولى، و إن کان الثالث فغیره أولى منه بالنبىّ و أقرب إلیه. و عنى نفسه فی الوجهین. و قوله: فکیف بهذا. أى فکیف یملکه بهذا.

مطابق با حکمت ۱۹۰ نسخه صبحی صالح

ترجمه فارسی شرح ابن‏ میثم

۱۷۶- امام (ع) فرمود: وَا عَجَبَا أَنْ تَکُونَ الْخِلَافَهُ بِالصَّحَابَهِ- وَ لَا تَکُونَ بِالصَّحَابَهِ وَ الْقَرَابَهِ

ترجمه

«شگفتا آیا خلافت به صحابى بودن و خویشاوندى (با پیامبر (ص)) بستگى دارد».

شرح

سید رضى مى‏گوید: «از آن حضرت شعرى در این باره نقل کرده ‏اند: اگر تو به سبب شورا زمام امر مردم را به دست گرفتى، پس این چگونه شورایى بوده است که مشورت کنندگان در آن حضور نداشتند و اگر به خویشاوندى بر مخالفان آنان پیروز شدى، دیگرى [على (ع)] به پیامبر (ص) سزاوارتر و با او خویشاوندتر است.» این سخن از امام (ع) پس از بیعت مردم با عثمان نقل شده است، و این عبارت پاسخنامه سخنى است که امام (ع)- راجع به استحقاق عثمان براى خلافت- یک بار به دلیل شورا و بار دیگر به دلیل این که او از اصحاب پیامبر (ص) است، شنیده بود.

توضیح مطلب آن است که شایستگى براى خلافت یا به دلیل شورا و یا به سبب همدمى با رسول خدا (ص) و یا با خویشاوندى با آن بزرگوار است. پس اگر به دلیل اول باشد چگونه عثمان مى‏تواند زمام امور مردم را به خاطر شورایى در دست بگیرد که بیشتر مردم سزاوار مشورت در آن حاضر نبوده ‏اند و این همان معنى است که با عبارت: فان کنت بالشورى اشاره فرموده است، و اگر به دلیل دوم باشد چگونه عثمان زمام امر مردم را به دلیل همراهى با پیامبر (ص) با وجود کسى که هم مصاحبت کامل و هم خویشاوندى با پیامبر (ص) داشته است، به دست گرفته است بلکه چنین کسى سزاوارتر است. و اگر به دلیل سوم بوده است باز هم دیگرى از او سزاوارتر و نزدیکتر به پیامبر است. و در هر دو مورد مقصود، خود آن بزرگوار است و عبارت فکیف هذا، یعنى چگونه به این دلایل زمام امور را به دست گرفته است.

ترجمه‏ شرح‏ نهج‏ البلاغه(ابن‏ میثم)، ج۵ // قربانعلی  محمدی مقدم-علی اصغرنوایی یحیی زاده

بازدیدها: ۱۵

نهج البلاغه کلمات قصار حکمت شماره ۱۷۵ متن عربی با ترجمه فارسی (شرح ابن میثم)صبر

شرح ابن‏ میثم

۱۷۵- و قال علیه السّلام: مَنْ لَمْ یُنْجِهِ الصَّبْرُ أَهْلَکَهُ الْجَزَعُ

المعنى

قد تکون المصیبه عظیمه تستلزم الجزع المهلک بسببها و حینئذ یجب أن یقابل الجزع فیها بصبر ینجى من الهلاک، و التقدیر من لم یصبر على المصیبه لینجو فجزع هلک. و یحتمل أن یرید الهلاک الاخروىّ: أى من لم ینجه فضیله الصبر هلک برذیله الجزع. و هو تنفیر عن الجزع و حثّ على الصبر.

مطابق با حکمت ۱۸۹ نسخه صبحی صالح

ترجمه فارسی شرح ابن‏ میثم

۱۷۵- امام (ع) فرمود: مَنْ لَمْ یُنْجِهِ الصَّبْرُ أَهْلَکَهُ الْجَزَعُ

ترجمه

«هر کس را پایدارى نجات نداد، بى‏تابى او را از پاى در آورد».

شرح

گاهى مصیبت بزرگ، باعث بى‏تابى کشنده است و در چنین حالتى براى انسان به جاى بى‏تابى، پایدارى و شکیبایى لازم است تا از هلاکت نجات یابد و تقدیر عبارت چنین است: هر کس بر مصیبت صبر نکند تا نجات یابد، پس بى‏تابى مى‏کند و هلاک مى‏شود. و احتمال دارد که مقصود امام (ع) هلاکت اخروى باشد: یعنى کسى را که فضیلت صبر نجات ندهد، صفت ناپسند بى‏تابى از پا در آورد. و این عبارت براى برحذر داشتن از بى‏تابى و واداشتن بر صبر و پایدارى است.

ترجمه‏ شرح‏ نهج‏ البلاغه(ابن‏ میثم)، ج۵ // قربانعلی  محمدی مقدم-علی اصغرنوایی یحیی زاده

 

بازدیدها: ۴۸

نهج البلاغه کلمات قصار حکمت شماره ۱۷۴ متن عربی با ترجمه فارسی (شرح ابن میثم)حق

شرح ابن‏ میثم

۱۷۴- و قال علیه السّلام: مَنْ أَبْدَى صَفْحَتَهُ لِلْحَقِّ هَلَکَ

المعنى

أى من تجرّد لنصره الحقّ فی مقابله کلّ أحد هلک عند جهله الناس لضعف الحقّ عندهم و غلبه حبّ الباطل على نفوسهم. و کنّى بإبداء صفحته عن إظهار نفسه و نصبها لذلک. و قد مرّ بیانه.

مطابق با حکمت ۱۸۸ نسخه صبحی صالح

ترجمه فارسی شرح ابن‏ میثم

۱۷۴- امام (ع) فرمود: مَنْ أَبْدَى صَفْحَتَهُ لِلْحَقِّ هَلَکَ

ترجمه

«هر که به خاطر حق چهره بنماید و از حق جانبدارى کند [از نظر مردم نادان‏] به هلاکت افتاده است».

شرح

یعنى کسى که در راه حق، مقابل دیگران بایستد، نزد مردم نادان- به دلیل ناتوانى حق از نظر آنها و غلبه محبّت باطل بر دلهایشان- به هلاکت رسیده است. جمله «و ابدى صفحته» کنایه از خود را در معرض قرار دادن و قیام کردن به چنین کارى است. و توضیح مطلب در پیش گذشت.

ترجمه‏ شرح‏ نهج‏ البلاغه(ابن‏ میثم)، ج۵ // قربانعلی  محمدی مقدم-علی اصغرنوایی یحیی زاده

 

 

بازدیدها: ۱۷

نهج البلاغه کلمات قصار حکمت شماره ۱۷۳ متن عربی با ترجمه فارسی (شرح ابن میثم)

شرح ابن‏ میثم

۱۷۳- و قال علیه السّلام: الرَّحِیلُ وَشِیکٌ

المعنى

أى قریب، و أراد الرحیل إلى الآخره فی معرض الوعظ و التخویف بالموت.

مطابق با حکمت ۱۸۷ نسخه صبحی صالح

ترجمه فارسی شرح ابن‏ میثم

۱۷۳- امام (ع) فرمود: الرَّحِیلُ وَشِیکٌ

لغت

وشیک: قریب و نزدیک

ترجمه

«کوچ کردن از دنیا نزدیک است».

شرح

مقصود امام (ع) کوچ کردن از دنیا به آخرت است، سخن در باب موعظه و پند دادن و ترساندن از مرگ است.

ترجمه‏ شرح‏ نهج‏ البلاغه(ابن‏ میثم)، ج۵ // قربانعلی  محمدی مقدم-علی اصغرنوایی یحیی زاده

 

 

بازدیدها: ۹

نهج البلاغه کلمات قصار حکمت شماره ۱۷۲ متن عربی با ترجمه فارسی (شرح ابن میثم)

شرح ابن‏ میثم

۱۷۲- و قال علیه السّلام: لِلظَّالِمِ الْبَادِی غَداً بِکَفِّهِ عَضَّهٌ

المعنى

احترز بالبادى عن المجازى للظلم بمثله، و کنّى بغد عن یوم القیامه و بعضّ کفّه عن ندامته على تفریطه فی جنب اللّه کقوله تعالى وَ یَوْمَ یَعَضُّ الظَّالِمُ عَلى‏ یَدَیْهِ و الغرض التنفیر عن الظلم.

مطابق با حکمت ۱۸۶ نسخه صبحی صالح

ترجمه فارسی شرح ابن‏ میثم

۱۷۲- امام (ع) فرمود: لِلظَّالِمِ الْبَادِی غَداً بِکَفِّهِ عَضَّهٌ

ترجمه

«فرداى قیامت شخص ستمگر انگشت ندامت به دندان گزد».

شرح

امام (ع) با کلمه «البادى» یعنى کسى که آشکارا کارى کند، احتراز کرده‏ است از کسى که ستم را با ستمکارى کیفر دهد و «غد» را کنایه از روز قیامت آورده است، و گزیدن دست را کنایه از پشیمانى در اثر کوتاهى در برابر امر خداوند، چنان که در آیه مبارکه آمده است: وَ یَوْمَ یَعَضُّ الظَّالِمُ عَلى‏ یَدَیْهِ«». و هدف امام (ع) دور داشتن از ستمکارى است.

ترجمه‏ شرح‏ نهج‏ البلاغه(ابن‏ میثم)، ج۵ // قربانعلی  محمدی مقدم-علی اصغرنوایی یحیی زاده

 

بازدیدها: ۲۸

نهج البلاغه کلمات قصار حکمت شماره ۱۷۱ متن عربی با ترجمه فارسی (شرح ابن میثم)وصف حضرت علی (ع)

شرح ابن‏ میثم
۱۷۱- و قال علیه السّلام: مَا کَذَبْتُ وَ لَاکُذِبْتُ‏کُذِّبْتُ‏وَ لَا ضَلَلْتُ وَ لَا ضُلَّ بِی

المعنى

أمّا عدم کذبه و ضلاله فلتربیته من حین الطفولیّه بالصدق و مکارم الأخلاق حتّى صار ذلک ملکه له تنافی الکذب و الضلال و تعصم منهما. و أمّا کونه لم یکذّب فیما أخبر به من الحوادث المستقبله و العلوم الغیبیّه و لم یضلّ به فلکون مخبره معصوما و هو الرسول صلّى اللّه علیه و آله و العصمه منافیه للأمرین و مستلزمه لهدایه المدلول و عدم زیغه.

مطابق با حکمت ۱۸۵ نسخه صبحی صالح

ترجمه فارسی شرح ابن‏ میثم

۱۷۱- امام (ع) فرمود: مَا کَذَبْتُ وَ لَا کُذِّبْتُ وَ لَا ضَلَلْتُ وَ لَا ضُلَّ بِی

ترجمه

«نه دروغ گفته ‏ام و نه به من نسبت دروغ داده ‏اند، نه گمراه شده ‏ام و نه کسى را گمراه کرده‏ ام.»

شرح

اما دروغ نگفتن و گمراه نبودن آن بزرگوار، به خاطر تربیت او از کودکى به راستگویى و اخلاق پسندیده است به حدى که این صفات براى او ملکه شده و دروغگویى و گمراهى را از وى دور مى‏کند و او را از این صفات ناپسند باز مى‏دارد. اما این که آن حضرت را دروغگو ندانسته‏ اند در اخبارى که از رویدادهاى آینده و علم غیب به او نسبت داده ‏اند و کسى به وسیله او گمراه نشده است از آن روست که خبر دهنده آن اخبار معصوم، یعنى پیامبر (ص) است، و عصمت با این دو مورد منافات دارد و مستلزم هدایت و عدم انحراف شخص راهنمایى شده است.

ترجمه‏ شرح‏ نهج‏ البلاغه(ابن‏ میثم)، ج۵ // قربانعلی  محمدی مقدم-علی اصغرنوایی یحیی زاده

 

بازدیدها: ۱۷

نهج البلاغه کلمات قصار حکمت شماره ۱۷۰ متن عربی با ترجمه فارسی (شرح ابن میثم)

شرح ابن‏ میثم

۱۷۰- و قال علیه السّلام: مَا شَکَکْتُ فِی الْحَقِّ مُنْذُمُذْ أُرِیتُهُ

المعنى

من کان له استعداد درک الحقّ کمثله علیه السّلام، و استاد کرسول اللّه صلّى اللّه علیه و آله فی إعداده و تربیته، و طول صحبه لمثل ذلک الاستاد کصحبته فمحال أن یعرض له شکّ فی أمر یرى برهانه و یحرم من الحقّ.

مطابق با حکمت ۱۸۴ نسخه صبحی صالح

ترجمه فارسی شرح ابن‏ میثم

۱۷۰- امام (ع) فرمود: مَا شَکَکْتُ فِی الْحَقِّ مُذْ أُرِیتُهُ

ترجمه

«در باره حق از وقتى که آن را شناخته‏ ام تردیدى به خود راه نداده ‏ام».

شرح

کسى که زمینه دریافت و درک حق را دارد، همچون على (ع) و استادى چون پیامبر خدا (ص) در آماده سازى و تربیت او، با مدّت طولانى همراهى وى با چنین استادى که امام (ع) داشت، محال است در امرى که برهان آن را به چشم مى‏بیند تردید کند و از حق محروم بماند.

ترجمه‏ شرح‏ نهج‏ البلاغه(ابن‏ میثم)، ج۵ // قربانعلی  محمدی مقدم-علی اصغرنوایی یحیی زاده

 

بازدیدها: ۲۵

نهج البلاغه کلمات قصار حکمت شماره ۱۶۸ متن عربی با ترجمه فارسی (شرح ابن میثم)

شرح ابن‏ میثم

۱۶۸- و قال علیه السّلام: لَا خَیْرَ فِی الصَّمْتِ عَنِ الْحُکْمِ- کَمَا أَنَّهُ لَا خَیْرَ فِی الْقَوْلِ بِالْجَهْلِ

المعنى

الصمت عن النطق بالحکمه طرف تفریط من فضیله القول، و النطق عن الجهل رذیله مضادّه لها، و الحقّ العدل هو النطق بالحکمه و هو الفضیله النطقیّه.

مطابق با حکمت ۱۸۲ نسخه صبحی صالح

ترجمه فارسی شرح ابن‏ میثم

۱۶۸- امام (ع) فرمود: لَا خَیْرَ فِی الصَّمْتِ عَنِ الْحُکْمِ- کَمَا أَنَّهُ لَا خَیْرَ فِی الْقَوْلِ بِالْجَهْلِ

ترجمه

«در دم فروبستن از سخن حکیمانه، خیرى نیست، چنان که در سخن گفتن از روى نادانى خیرى وجود ندارد.»

شرح

دم فروبستن از سخن حکیمانه، جانب تفریط از فضیلت گفتار، و سخن گفتن از روى نادانى صفت ناپسندى است نقطه مقابل آن، اما حق و عدالت، همان سخن به حکمت گفتن است که فضیلتى است در گفتار.

ترجمه‏ شرح‏ نهج‏ البلاغه(ابن‏ میثم)، ج۵ // قربانعلی  محمدی مقدم-علی اصغرنوایی یحیی زاده

 

بازدیدها: ۱۵

نهج البلاغه کلمات قصار حکمت شماره ۱۶۹ متن عربی با ترجمه فارسی (شرح ابن میثم)

شرح ابن‏ میثم

۱۶۹- و قال علیه السّلام: مَا اخْتَلَفَتْ دَعْوَتَانِ إِلَّا کَانَتْ إِحْدَاهُمَا ضَلَالَهً

المعنى

الاختلاف الحقیقىّ إنّما یکون بین النقیضین. و لمّا کانت الدعوه إمّا إلى الحقّ و هو سلوک سبیل اللّه أو إلى غیره. و کان کلّ ما عدا الحقّ ممّا یدعى إلیه فهو ضلال عن الحقّ و عدول عن سبیل اللّه لا جرم لم یختلف دعوتان إلّا کانت إحداهما حقّا و الاخرى ضلاله أو مستلزمه للضلال، و هذا یستلزم بطلان کون کلّ مجتهد مصیبا. و مذهبه المنقول عنه علیه السّلام أنّ الحقّ واحد و فی جهه و المصیب له واحد.

مطابق با حکمت ۱۸۳ نسخه صبحی صالح

ترجمه فارسی شرح ابن‏ میثم

۱۶۹- امام (ع) فرمود: مَا اخْتَلَفَتْ دَعْوَتَانِ إِلَّا کَانَتْ إِحْدَاهُمَا ضَلَالَهً

ترجمه

«دو دعوت با یکدیگر مخالف نمى‏افتند مگر یکى از آن دو، [دعوت به‏] گمراهى باشد».

شرح

اختلاف واقعى تنها بین دو نقیض است. و چون دعوت یا به حق است که همان رفتن به راه خداست و یا دعوت به غیر حقّ است. چون به هر راهى جز راه حق دعوت کنند گمراهى از راه حق و انحراف از راه خداست، ناگزیر دو دعوت اختلاف نخواهند داشت، مگر این که یکى از آنها به راه حق و دیگرى به راه گمراهى رفته و یا باعث گمراهى باشد، و این دلیل بر بطلان این عقیده است که هر مجتهدى به حق است«». امّا عقیده‏اى که از امام (ع) نقل شده و به ما رسیده است آن است که حق یکى است و در یک طرف است، و آن که به حقّ رسیده و بر حق است یک طرف است.

ترجمه‏ شرح‏ نهج‏ البلاغه(ابن‏ میثم)، ج۵ // قربانعلی  محمدی مقدم-علی اصغرنوایی یحیی زاده

 

بازدیدها: ۱۶

نهج البلاغه کلمات قصار حکمت شماره ۱۶۷ متن عربی با ترجمه فارسی (شرح ابن میثم)ثمره

شرح ابن‏ میثم

۱۶۷- و قال علیه السّلام: ثَمَرَهُ الْحَزْمِ السَّلَامَهُ وَ ثَمَرَهُ التَّفْرِیطِ النَّدَامَهُ

المعنى

التفریط إضاعه الحزم فی الامور، و لمّا عرفت أنّ الحزم عباره عن تقدیم العمل للحوادث الممکنه المستقبله بما هو أقرب إلى السلامه و أبعد من الغرور لا جرم کان ذلک مظنّه السلامه منها، و کانت إضاعته و التفریط فی العمل لما یستقبل من الحوادث مظنّه الوقوع فیها و عدم السلامه من بلائها و هو مستلزم للندامه على التفریط فیها. فکانت الندامه من ثمراته.

مطابق با حکمت ۱۸۱ نسخه صبحی صالح

ترجمه فارسی شرح ابن‏ میثم

۱۶۷- امام (ع) فرمود: ثَمَرَهُ الْحَزْمِ السَّلَامَهُ وَ ثَمَرَهُ التَّفْرِیطِ النَّدَامَهُ

ترجمه

«ثمره دوراندیشى درستى و سلامت و نتیجه کوتاهى در کار، پشیمانى است».

شرح

تفریط، عبارت از دوراندیش نبودن در کارهاست.
چون قبلا معلوم شده است که دوراندیشى عبارت از پیش‏بینى نسبت به رویدادهایى است که ممکن است در آینده انجام گیرد، و این کار به درستى و سلامتى نزدیکتر و از فریب خوردن دورتر خواهد بود، بنا بر این پیش‏بینى حوادث باعث مى‏شود که انسان از خطر آنها مصون بماند، امّا پیش‏بینى نکردن و کوتاهى در عمل نسبت به پیشآمدهاى آینده موجب مى‏شود که انسان به دام آنها افتاده و از خطر آنها در امان نماند. و در نتیجه باعث پشیمانى پس از عمل مى‏گردد. پس پشیمانى از جمله نتایج تقصیر و کوتاهى در عمل است.

ترجمه‏ شرح‏ نهج‏ البلاغه(ابن‏ میثم)، ج۵ // قربانعلی  محمدی مقدم-علی اصغرنوایی یحیی زاده

بازدیدها: ۳۷

نهج البلاغه کلمات قصار حکمت شماره ۱۶۶ متن عربی با ترجمه فارسی (شرح ابن میثم)طمع

شرح ابن‏ میثم

۱۶۶- و قال علیه السّلام: الطَّمَعُ رِقٌّ مُؤَبَّدٌ

المعنى

استعار لفظ الرقّ للطمع باعتبار ما یستلزمه من التعبّد للمطموع فیه و الخضوع له کالرقّ، و تأییده باعتبار دوام التعبّد بسببه فإنّ الطامع دائم العبودیّه لمن یطمع فیه ما دام طامعا و هو فی ذلک کالدائم من الرقّ.

مطابق با حکمت ۱۸۰ نسخه صبحی صالح

ترجمه فارسی شرح ابن‏ میثم

۱۶۶- امام (ع) فرمود: الطَّمَعُ رِقٌّ مُؤَبَّدٌ

ترجمه

«طمع باعث بندگى همیشگى است».

شرح

کلمه رقّ را از آن جهت براى طمع استعاره آورده است که لازمه طمع،تسلیم شدن در برابر آن چیزى است که به آن طمع بسته و فروتنى در برابر آن است، مانند بردگى، و هم به دلیل دوام تسلیم شدن به سبب طمع است، زیرا شخص طمعکار تا وقتى که از کسى چشم طمع دارد، همواره تسلیم اوست، و در این جهت مثل کسى است که همیشه برده دیگرى است.

ترجمه‏ شرح‏ نهج‏ البلاغه(ابن‏ میثم)، ج۵ // قربانعلی  محمدی مقدم-علی اصغرنوایی یحیی زاده

 

بازدیدها: ۲۴

نهج البلاغه کلمات قصار حکمت شماره ۱۶۵ متن عربی با ترجمه فارسی (شرح ابن میثم)لجاجت

شرح ابن‏ میثم

۱۶۵- و قال علیه السّلام: اللَّجَاجَهُ تَسُلُّ الرَّأْیَ

المعنى

أى تأخذه و تذهب به. و ذلک أنّ الإنسان قد یطلب شیئا و الرأی الحقّ هو التأنّى فی طلبه و التثبّت فیه. فیحمله طبعه على اللجاجه فیه حتّى یکون ذلک سببا لفواته، و استعار لفظ السلّ له و نسبه إلى اللجاجه مجازا باعتبار أنّها هى المعونه له فکأنّها أخذته و غیّبته.

مطابق با حکمت ۱۷۹ نسخه صبحی صالح

ترجمه فارسی شرح ابن‏ میثم

۱۶۵- امام (ع) فرمود: اللَّجَاجَهُ تَسُلُّ الرَّأْیَ

لغت

«تسلّ: مى‏گیرد و از بین مى‏برد

ترجمه

«لجاجت فکر و اندیشه را از انسان مى‏گیرد».

شرح

توضیح آن که انسان گاهى در پى چیزى است، و اندیشه درست، عبارت از ژرفنگرى و پایدارى در آن کار است. بنا بر این طبع آدمى او را وادار بر لجاجت در کار مى‏کند تا آنجا که همین لجاجت باعث از بین رفتن همان اندیشه درست مى‏شود. عبارت سلّ (از بین بردن) را براى فکر استعاره آورده است و نسبت آن به لجاجت از باب مجاز، به این لحاظ است که لجاجت به از بین رفتن فکر کمک مى‏کند و گویا آن را گرفته و محو مى‏سازد. 

ترجمه‏ شرح‏ نهج‏ البلاغه(ابن‏ میثم)، ج۵ // قربانعلی  محمدی مقدم-علی اصغرنوایی یحیی زاده

 

بازدیدها: ۱۳

نهج البلاغه کلمات قصار حکمت شماره ۱۶۴ متن عربی با ترجمه فارسی (شرح ابن میثم)

شرح ابن‏ میثم

۱۶۴- و قال علیه السّلام: احْصُدِ الشَّرَّ مِنْ صَدْرِ غَیْرِکَ بِقَلْعِهِ مِنْ صَدْرِکَ

المعنى

أغلب ما ینشأ الشرّ فی صدر العدوّ بسبب ما یتخیّله فی عدوّه من إضمار الشرّ له و ظنّ ذلک فیه، و ذلک التخیّل و الظنّ لابدّ أن یکون عن أماره حرکات عدوّه‏ و فلتات لسانه بالقول فی حقّه ما دامت عداوته و إضمار الشرّ له قائما فی صدره فإذا محا ما أضمر له من العداوه و الشرّ زالت أمارات ذلک من لسانه و وجهه، و بحسب ذلک ینقص تخیّل العداوه و یضعف سوء ظنّ العدوّ به و لا یزال یتأکّد بعدم تلک الأمارات و بأمارات حالیّه أو مقالیّه تظهر منه إلى أن ینمحی ذلک الظنّ فی حقّه. و استعار لفظ الحصد لإزالته ملاحظه لشبهه بالزرع فی زیادته بسقى تلک الأمارات من عدوّه و تواترها، و نقصانه و عدمه بعدمها.

مطابق با حکمت ۱۷۸ نسخه صبحی صالح

ترجمه فارسی شرح ابن‏ میثم

۱۶۴- امام (ع) فرمود: احْصُدِ الشَّرَّ مِنْ صَدْرِ غَیْرِکَ بِقَلْعِهِ مِنْ صَدْرِکَ

ترجمه

«بدى را از دل دیگران به وسیله کندن آن از قلب خود، دور کن».

شرح

بیشتر مواردى که بدى در دل دشمن پیدا مى‏شود به دلیل این تصور و گمان است که دشمن بدى او را در دل پنهان ساخته و همین تصوّر و گمان ناگزیر برخاسته از ظاهر حرکات دشمن و سخنانى است که گاه و بى‏گاه از زبان او در باره خود شنیده، تا وقتى که دشمنى و بدخواهى او را در دل دارد، اما وقتى که دشمنى و بدخواهى پنهانى را از دل محو کرد، نشانه ‏هاى زبانى و صورى آن نیز از بین مى‏رود و بدین وسیله تصور دشمنى کم‏رنگ شده و بدبینى دشمن نسبت به کار او کاهش مى‏یابد و همواره به نبودن چنان نشانه‏ ها و قرینه ‏هاى حالى و یا مقالى که از او بروز مى‏کرد، پایدارى مى‏کند تا این که آن بدگمانى به طور کامل از بین مى‏رود. لفظ حصد را براى نابود ساختن دشمن استعاره آورده است به ملاحظه شباهتى که دشمن در فزونى گرفتنش به وسیله آن قراین از جانب دشمن و گستردگى‏اش و همچنین کاستى و نابودى‏اش به نابودى آن قراین به زراعت دارد.

ترجمه‏ شرح‏ نهج‏ البلاغه(ابن‏ میثم)، ج۵ // قربانعلی  محمدی مقدم-علی اصغرنوایی یحیی زاده

 

بازدیدها: ۱۹

نهج البلاغه کلمات قصار حکمت شماره ۱۶۳ متن عربی با ترجمه فارسی (شرح ابن میثم)نحویه تنبیه

شرح ابن‏ میثم

۱۶۳- و قال علیه السّلام: ازْجُرِ الْمُسِی‏ءَ بِثَوَابِ الْمُحْسِنِ

المعنى

تصوّر المسى‏ء جزاء المحسن بإحسانه یدعوه إلى الإحسان و الرجوع عن الإساءه فکانت المجازاه بالإحسان کالزجر للمسی‏ء فی استلزامها ارتداعه و انزجاره. فاستعیر لفظ الزجر لها.

مطابق با حکمت ۱۷۷ نسخه صبحی صالح

ترجمه فارسی شرح ابن‏ میثم

۱۶۳- امام (ع) فرمود: ازْجُرِ الْمُسِی‏ءَ بِثَوَابِ الْمُحْسِنِ

ترجمه

«شخص بدکار را با پاداش دادن به نیکوکار تنبیه کن».

شرح

این که شخص بدکار ببیند نیکوکارى را پاداش داده‏اند، وادار به نیکوکارى شده و از کار بد دست بر مى‏دارد، پس پاداش دادن به شخص نیکوکار همچون تنبیهى است براى بدکار، چون تنبیه و ادب او را در پى دارد. کلمه (زجر) استعاره براى تنبیه و ادب، آورده شده است.

ترجمه‏ شرح‏ نهج‏ البلاغه(ابن‏ میثم)، ج۵ // قربانعلی  محمدی مقدم-علی اصغرنوایی یحیی زاده

 

بازدیدها: ۲۷

نهج البلاغه کلمات قصار حکمت شماره ۱۶۲ متن عربی با ترجمه فارسی (شرح ابن میثم)ریاست

شرح ابن‏ میثم

۱۶۲- و قال علیه السّلام: آلَهُ الرِّیَاسَهِ سَعَهُ الصَّدْرِ

المعنى

سعه الصدر فضیله تحت الشجاعه و هى أن لا یدع الإنسان قوّه التجلّد عند ورود الأحداث المهمّه علیه و اعتلاجها و لا یحار أو یدهش فیها بل یتحمّلها و یستعمل الواجب فی معناها، و قد یسمّى ذلک رحب الذراع. و هى من أعظم لوازم الریاسه الحقّه الّتی ینبغی لها إذ الریاسه مظنّه ورود الأحداث المهمّه و الخطوب العظیمه و أحوال الخلق المختلفه. فمن لم یکن محتملا لهذه الامور وسیع الصدر بها فلا بدّ أن یحار فیها و یدهش فیما یرد علیه منها فیعجز عن تدبیرها و یلزم ذلک فساد دولته و زوال ریاسته.

مطابق با حکمت ۱۷۶ نسخه صبحی صالح

ترجمه فارسی شرح ابن‏ میثم

۱۶۲- امام (ع) فرمود: آلَهُ الرِّیَاسَهِ سَعَهُ الصَّدْرِ

ترجمه

«ابزار وسیله کار ریاست، سعه صدر و پر حوصلگى است».

شرح

سعه صدر فضیلتى زیر پوشش صفت شجاعت است و آن عبارت از این است که انسان نیروى تحمّل را به هنگام رویدادهاى مهم از دست ندهد، و چاره اندیشى کند و، از پا در نیاید و بیمناک نشود بلکه تحمّل کند و آنچه در راه هدفش لازم است به کار بندد، و گاهى از این حالت تعبیر، به دست بازى، مى‏کنند. و این از مهمترین ابزار ریاست به حقى است که شایسته داشتن چنین ابزارى است، زیرا ریاست در معرض برخورد با پیشامدهاى مهم و خطرات بزرگ و حالات مختلف تازه‏اى است. پس هر کس تاب تحمل این امور را نداشته و داراى سعه صدر نباشد، ناگزیر، در برابر آنها از پا در آید و از آنچه با آن روبرو مى‏شود بترسد و از چاره جویى ناتوان باشد، و این خود باعث نابودى دولت و زوال ریاست اوست.

ترجمه‏ شرح‏ نهج‏ البلاغه(ابن‏ میثم)، ج۵ // قربانعلی  محمدی مقدم-علی اصغرنوایی یحیی زاده

 

بازدیدها: ۲۰

نهج البلاغه کلمات قصار حکمت شماره ۱۶۱ متن عربی با ترجمه فارسی (شرح ابن میثم)ترس

شرح ابن‏ میثم

۱۶۱- و قال علیه السّلام: إِذَا هِبْتَ أَمْراً فَقَعْ فِیهِ- فَإِنَّ شِدَّهَ تَوَقِّیهِ أَعْظَمُ مِمَّا تَخَافُ مِنْهُ‏

المعنى

إنّ للنفوس فیما یتوقّع مکروهه انفعالا کثیرا و فکرا عظیما فی کیفیّه دفعه و الخلاص منه، و ذلک أصعب بکثیر من الوقوع فیه لطول زمان الخوف هناک و تأکّده بتوقّع الأمر المخوف. و رغّب فی الوقوع فیه بضمیر صغراه قوله: فإنّ. إلى آخره. و تقدیر کبراه: و کلّما کان أعظم ممّا یخاف من الشی‏ء فینبغى أن یعدل عنه إلى الوقوع فیه. ینتج أن شدّه توقّیه ینبغی أن یعدل عنها إلى الوقوع فیه.

مطابق با حکمت ۱۷۵ نسخه صبحی صالح

ترجمه فارسی شرح ابن‏ میثم

۱۶۱- امام (ع) فرمود: إِذَا هِبْتَ أَمْراً فَقَعْ فِیهِ- فَإِنَّ شِدَّهَ تَوَقِّیهِ أَعْظَمُ مِمَّا تَخَافُ مِنْهُ

ترجمه

«هرگاه از انجام کارى ترس داشتى، خود را یکباره در آن کار وارد کن، زیرا [ناراحتى ترس و] حذر داشتن سخت‏ تر از انجام آن کار است».

شرح

براستى نفوس انسانى در موردى که احتمال ناروایى را مى‏دهد کاملا تحت تأثیر قرار مى‏گیرد و راجع به چگونگى دفع و خلاصى از آن، سخت به اندیشه مى‏افتد، و این خود به مراتب دشوارتر از درگیرى با آن مورد است، چون مدت ترس در آنجا طولانى است، و این ترس با انتظار ترس شدیدتر مى‏گردد. امام (ع) ترغیب کرده است که باید وارد کار شد، با قیاس مضمرى که صغرایش عبارت: فانّ… است و کبراى مقدّر نیز چنین است: و هرگاه ترس از ورود به کار دشوارتر است پس باید از آن پرهیز کرد و بر انجام کار روآورد. نتیجه این مى‏شود که سزاوار آن است که به جاى بیم زیاد یکباره وارد صحنه کار شویم.

ترجمه‏ شرح‏ نهج‏ البلاغه(ابن‏ میثم)، ج۵ // قربانعلی  محمدی مقدم-علی اصغرنوایی یحیی زاده

بازدیدها: ۲۹

نهج البلاغه کلمات قصار حکمت شماره ۱۶۰ متن عربی با ترجمه فارسی (شرح ابن میثم)

شرح ابن‏ میثم

۱۶۰- و قال علیه السّلام: مَنْ أَحَدَّ سِنَانَ الْغَضَبِ لِلَّهِ قَوِیَ عَلَى قَتْلِ أَشِدَّاءِ الْبَاطِلِ

المعنى

لمّا کان تعالى هو العزیز المطلق کان استناد قوّه الغضب و الحمیّه له إلى عزّته. و صوله الغاضب اعتزازا به أشدّ بکثیر من صولته بدون ذلک الاستناد و بحسب تأکّد القوّه بعزّه اللّه یکون ضعفها بالاستناد إلى الباطل المضادّ لدینه. و لذلک قهر أولیاء اللّه على قلّتهم فی مبدء الإسلام أعداؤه على کثرتهم، و أطاق هو علیه السّلام قلع باب خیبر على شدّته أو قتل جبابره العرب. و استعار لفظ السنان لحدّه الغضب باعتبار استلزامها للنکایه فی العدوّ، و رشّح بذکر أحدّ.

مطابق با حکمت ۱۷۴ نسخه صبحی صالح

ترجمه فارسی شرح ابن‏ میثم

۱۶۰- امام (ع) فرمود: مَنْ أَحَدَّ سِنَانَ الْغَضَبِ لِلَّهِ قَوِیَ عَلَى قَتْلِ أَشِدَّاءِ الْبَاطِلِ

ترجمه

«هر کس نیزه خشم را به خاطر خدا تیز کند، بر نابود ساختن سخت ‏ترین خلافها قادر خواهد بود».

شرح

چون خداوند متعال عزیز مطلق است، از این رو نیروى خشم و غیرت او، مستند به عزّت او است. هیبت کسى که به خاطر عزّت خشمگین مى‏شود، بیش از هیبت کسى است که بدون اتکال به آن خشمناک شود و به همان نسبت که با درخواست قدرت از خدا نیروى انسان افزایش مى‏یابد، همچنین اتکاى به باطل نیز که با دین خدا سازگار نیست باعث ضعف و ناتوانى او مى‏شود. و به همین دلیل اولیاى خدا با کمى جمعیت در صدر اسلام، دشمنان خود را- با همه زیادیشان- مغلوب مى‏کردند، و امام (ع) در خیبر را با تمام نیرومندى و استوارى‏اش توانست از جا بکند، و یا سران باطل را از پا در آورد. کلمه سنان را براى شدت خشم از آن جهت استعاره آورده است که باعث شکست دشمن است. و کلمه احدّ را از باب ترشیح به کار برده است.

ترجمه‏ شرح‏ نهج‏ البلاغه(ابن‏ میثم)، ج۵ // قربانعلی  محمدی مقدم-علی اصغرنوایی یحیی زاده

 

 

بازدیدها: ۳۴