نهج البلاغه موضوعی امامت – مقام امامت

بخش چهارم : امامت (۲۹۸)

۱- امامت

۳۰۳٫ مقام امامت

فرض الله … الامانات نظاما للامه ، و الطاعه تعظیما للامامه
خداوند،امانت پیشوایى را براى نظام امت ، و اطاعت را براى بزرگداشت مقام امامت واجب کرد. (۲۹۹)


۳۰۴٫ گنج هاى خداوندى

فیهم کرائم القرآن الایمان ، و هم کنوز الرحمن . اءن نطقوا صدقوا، و اءن صمتوا لم یسبقوا
آیات کریمه قرآن در شاءن و منزلت اهل بیت علیه السلام نازل شده است و آن ها گنج هاى علوم خداوند رحمان هستند، اگر سخن بگویند راست اس و اگر سکوت کردند از آن ها سفت گرفته نشود. (۳۰۰)

۳۰۵٫ همراه با ائمه

اءنظروا اءهل بیت نبیکم فالزموا سمتهم ، و اتبعوا اءثرهم ، فلن یخرجوکم من هدى ، و لن یعیدو کم فى ردى ، فان لبدوا فالبدوا و اءن نهضوا فانضوا. و لا تسبقو هم فتضلوا، و لا تتاءخروا عنهم فتهلکوا

به خاندان پیامبرتان بنگرید و همراه آنان باشید به هر سمتى که گام بر مى دارند، شما هم به همان سمت گام بردارید؛ زیرا آن ها هرگز شما را از راه راست خارج نمى کنند و به سستى باز نمى گردانند. پس اگر سکوت کردند شما هم سکوت کنید و اگر قیام کردند شما هم قیام کنید و از آن ها پیشى نگیرید که گمراه خواهید شد و از آنان عقب نمانید که هلاک خواهید شد. (۳۰۱)


۳۰۶٫ قیاس امت با آل محمد (ص )

لا یقاس باءل محمد صلى الله علیه و آله من هذه الامه احد، و لا یسوى بهم من جرت نعمتهم علیه اءبدا: هم اساس الدین ، و عماد الیقین . اءلیهم یفى ء الغالى ، و بهم یلحق التالى و لهم خصائص حق الولایُه ، و فیهم الوصیه و الوراثه ؛ الان اذ رجع الحق اءلى اءهله و نقل اءلى منتقله !

کسى که از این امت را با آل محمد صلى الله علیه و آله مقایسه نتوان کرد و کسانى که ریزه خوار نعمت آل محمدند، با آن ها برابر نخواهند بود، آنان اساس دینند و ارکان یقین ، غلو کننده به سوى آنان باز گردد و عقب مانده باید به آنان ملحق شود. ویژگى هاى ولایت از آنان است و وصیت پیامبر صلى الله علیه و آله و وراثت او در میان آنان است ، هم اکنون حق به اهلش ‍ على علیه السلام بازگشت و دوباره به جایى که از آنجا منتقل شده بود باز گردیده است . (۳۰۲)

۳۰۷٫ کوه هاى استوار دین

هم اهل البیت موضع سره ، و لجاء اءمره ، و عیبهُ علمه ، و موئل حکمه ، و کهوف کتبه ، و جبال دینه ، بهم اءقام انحناء ظهره ، و اءذهب ارتعاد فرائصه

آنان (خاندان نبوت ) نگهدارنده اسرار خدا و ملجا و پناه دستورات اویند، آنان خزینه علم و مرجع احکام و پناهگاه کتاب ها و کوه هاى استوار دینند، به وسیله آنان خمیدگى کمر دین راست و لرزش هاى اندام اسلام زایل مى گردد. (۳۰۳)

۳۰۸٫ توصیف خاندان محمد (ص )

عقلوا الدین عقل و عایه و رعایُه ، لا عقل سماع و روایه
خاندان محمد صلى الله علیه و آله دین را شناختند؛ شناختى تواءم با دانایى و عمل ، نه آن که فقط بشنوند و بازگو کنند. (۳۰۴)


۳۰۹٫ دزد واقعى

فى خطبه له یذکر فیها فضائل اءهل البیت علیه السلام : نحن اشعار و الاصحاب ، و الخزنُه و الابواب ؛ و لا تؤ تى البیوت الا من اءبوابها، فمن اءتاها من غیر اءبوابها سمى سارقا
در خطبه اى پیرامون فضایل اهل بیت علیه السلام مى فرماید: ماییم خاصان و اصحاب رسول خدا صلى الله علیه و آله و خزانه داران و درها. به هر خانه اى جز از در آن نشاید وارد شد و هر که جز از آن درها وارد گردد دزد نامیده شود. (۳۰۵)

۳۱۰٫ ستون هاى استوار

هم دعائم الاسلام ، و لائج الاعتصام
خاندان محمد صلى الله علیه و آله تکیه گاه هاى اسلام و پناهگاه هاى آن هستند. (۳۰۶)

۳۱۱٫ سخاوتمندانى اهل بیت

قد سئل : کیف دفعکم قومکم عن هذا المقام و اءنتم اءحق به ؟فقال : اءما الاستبداد علینا بهذا المقام و نحن الاعلون نسبا، و الاشدون برسول الله صلى الله علیه و آله نوطا، فانها کانت اءثره شحت علیها نفوس قوم ، و سخت عنها نفوس آخرین و الحکم الله

سئوال شد: با ین که شما از قوم خود به این مقام خلافت سزاوار ترید، چگونه شد که آن ها شما را از آن باز پس زدند؟حضرت فرمود: به زور گرفتن این مقام از دست ما، با آن که ما از نظر نسب بالاتر و پیوند خویشى ما به رسول خدا صلى الله علیه و آله بیشتر و استوارتر است ، به این سبب است که خلافت امتیازى بود که عده اى به آن آزمندى و زفتى نشان دادند و گروهى اهل بیت سخاوتمندانه از آن چشم پوشیدند و داور خداست . (۳۰۷)

۳۱۲٫ تمجید از اهل بیت

نحن اءفصح و اءنصح و اءصبح
ما فصیح تر و خیرخواه تر و خوشروتریم . (۳۰۸)

۳۱۳٫ فرمان بردن از اولیاى امر

اءن اءطعتمونى فانى حاملکم اءن شاء الله على سبیل الجنه ، و اءن کان ذا مشقُه شدیده و مذاقُه مریره
اگر شما مرا اطاعت کنید من شما را به خواست خداوند به بهشت رهنمون مى کردم ، اگر چه این تلاش داراى مشقت سخت و طعم تلخى است . (۳۰۹)

۳۱۴٫ وزیر پیامبر (ص )

اءنک تسمع ما اءسمع ، وترى ما اءرى ، الا اءنک لست بنبى ، و لکنک لوزیر و اءنک لعلى خیر
خطاب پیامبر صلى الله علیه و آله به على علیه السلام : تو مى شنوى آنچه را که من مى شنوم و مى بینى آنچه را من مى بینم ؛ ولى تو پیامبر نیستى ، بلکه تو وزیر من هستى و تو در مسیر خیر قرار گرفته اى . (۳۱۰)

۳۱۵٫ خاموشى ستوده

هم عیش العلم ، و موت الجهل . یخبرکم حلمهم عن علمهم ، و ظاهر هم عن باطنهم ، و صمتهم عن حکم منطقهم
آل محمد صلى الله علیه و آله حیات علم اند و مرگ جهل و نادانى ، بردبارى آنان خبر از علم آنان مى دهد و ظاهرشان از باطنشان و سکوت (پر معناى آنان ) از حکمت هاى سخن آنان . (۳۱۱)

۳۱۶٫ فضیلت خاندان رسول

فى صفه اءهل بیت علیه السلام : هم الذین یخبر کم حکمهم عن علمهم ، و صمتهم عن منطقهم ، و ظاهر هم عن باطنهم ؛ لا یخالفون الدین و لا یختلفون فیه ؛ فشهو بینهم شاهد صادق ، و صامت ناطق

آل محمد صلى الله علیه و آله هستند که حکمشان (درباره واقعیات ) خبر از علمشان مى دهد و سکوتشان از گفتارشان و آشکارشان از نهنشان . نه با دین مخالفت مى ورزند و نه در دین اختلافى با یکدیگر دارند، پس دین در میان آنان شاهدى است راستگو و ساکتى است گویا. (۳۱۲)

۳۱۷٫ چراغى در تاریکى

مثلى بینکم کمثل السراج فى الظلمه ، یستضى ء به من ولجها
مثل من میان شما مانند چراغ در تاریکى است آن کس که به حیطه روشنایى آن داخل شود از نور آن برخوردار گردد. (۳۱۳)

۳۱۸٫ امر اهل بیت

اءن اءمرنا صعب مستصعب ، لا یحمله اءلا عبد مومن امتحن الله قلبه للایمان
قطعى است که امرها (اهل بیت ) سخت است و بس دشوار، آن را تحمل نمى کند مگر مؤ منى که خداوند قلب او را براى ایمان آزمایش نموده است . (۳۱۴)

۳۱۹٫ خواسته حضرت على (ع )

نساءل الله منازل الشهداء، و معایشه السعداء، و مرافقُه الانبیاء
از خداوند، منزلت شهیدان و همزیستى با نیک بختان و همراهى با پیامبران را مساءلت داریم . (۳۱۵)

۳۲۰٫ خصایص اولیاى خدا

اءن اءولیاء الله هم الذین نظروا اءلى باطن الدنیا اذا نظر الناس اءلى ظاهرها، و اشتغوا باجلها اءذا اشتعل الناس بعاجلها، فاءماتوا منها ما خشوا اءن یمیتهم ، و ترکوا منها ما علموا اءنه سیتر کهم ، و راءوا استکثار غیر هم منها استقلالا، و در کهم لها فوتا، اءعداء ما سالم الناس و سلم ما عادى الناس ! بهم علم الکتاب و به علموا، و بهم قام الکتاب و به قاموا، لا یرون مرجوا فوق ما یرجون ، و لا مخوفا فوق ما یخافون

قطعى است که دوستان خداوند کسانى هستند که به باطن دنیا نگریستند، در حالى که مردم معمولى به ظاهر آن نگاه مى کنند، اولیاء الله به آخر دنیا (پس از مرگ ) مى نگرند، در آن هنگام که مردم به آنچه که در دنیا به سرعت مى گذرد مى نگرند.
پس اولیاء الله از این دنیا میراندند آنچه را که ترسیدند، آنان را بمیراند و رها کردند از دنیا آنچه را که مى دانستند که به زودى آنان را رها خواهد کرد و آنچه را که دیگران افزون گرایى (تکاثر) مى دیدند، اینان آن را تمایل به ناچیز گرایى تلقى نمودند و آنچه را که دیگران دریافت کردند اولیاء الله آن را از دست دادن تلقى کردند و دشمن چیزى بودند که مردم با آن سر آشتى داشتند و با چیزى آشتى بودند که مردم آن را دشمن مى دانستند. به وسیله اولیاء الله بود که قرآن شناخته شد و با همین قرآن بود که به علم دست یافتند و قرآن با آن برپا شد و خود آنان با قرآن قیام کردند آنان به فوق آنچه امیدوارند آمدى ندارند و از فوق آنچه از آن مى ترسند بیمى ندارند. (۳۱۶)

۳۲۱٫ فضیلت على جهت قبول سخن و امر رسول الله

لقد علم المتحفظون من اءصحاب محمد صلى الله علیه و آله اءنى لم اءرد على الله و لا على رسوله ساعُه قط. و لقد واسته بنفس فى المواطن الیتى تنکص فیها الابطال ، و تتاءخر فیها الاقدام ، نجدهُ اءکرمنى الله بها

یاران امانتدار و نگهداران اسرار محمد صلى الله علیه و آله به طور قطع مى دانند که من حتى ساعتى فرمان خدا و فرمان رسول خدا را رد نکرده ام . من در مواردى با جانم به پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله یارى جدى نمودم که دلاوران در آن موارد به عقب بر مى گشتند و گام ها پس مى گردیدند. این شجاعت و دلیرى همان است که خداوند به من عنایت فرمود و به وسیله آن مرا تکریم نموده است . (۳۱۷)

۳۲۲٫ مثل آل محمد (ص )

اءلا اءن مثل اءل محمد صلى الله علیه و آله کمثل نجوم السماء؛ اذا خوى نجم طلعت نجم فکانکم قد تکاملت من الله فیکم الصنائع ، و اءراکم ما کنتم تاءملون

آگاه باشد و بدانید که مثل آل محمد صلى الله علیه و آله مانند مثل ستارگان آسمان است که هرگاه ستاره اى نهان گردد، ستاره اى دیگر طلوع مى کند. پس گویى که نعمت هاى خدا درباره شما کامل گردیده و آنچه را آرزو داشته اید خداوند به شما نشان داده است . (۳۱۸)

۳۲۳٫ عترت پیامبر

فى توصیف عتره النبى صلوات الله علیهم : – هم اءزمه الحق ، و اءعلام الدین و اءلسنه الصدق ، فاءنزلوهم باءحسن منازل القرآن ، وردوهم ورود الهیم العطاش

در توصیف خاندان محمد صلى الله علیه و آله فرمود: آنان زمامداران حق و پیشتازان دین و زبان هاى صدق اند، آنان را در بهترین و مناسب ترین مقام قرآنى که دارند تلقى نمایید و وارد شوید به آنان مانند ورود شتران تشنه به چشمه سارهاى گوارا. (۳۱۹)

۳۲۴٫ دعوت به خدا

ناظر قلب البیب به یبصر اءمده ، و یعرف غوره و نجده داع دعا، و راع رعى ، فاستجیبوا للداعى ، و اتبعوا الراعى
انسان عاقل با چشم دل ، غایت و هدف نهایى خود را مى بیند و فراز و نشیب و پایین و بالاى زندگى خود را مى شناسد، دعوت کننده را و پیروى کنید از پیروى کنید از پیشوایان . (۳۲۰)


۳۲۵٫ رابطه على (ع ) با پیامبر (ص )

قد علمتم موضعى من رسول الله صلى الله علیه و آله بالقرابه القریبه و المنزله الخصیصهُ. وضعنى فى حجره … و ما وجد لى کذبُه فى قول ، و خطله فى فعل

شما موقعیت و رابطه مرا با رسول خدا صلى الله علیه و آله از جهت خویشاوندى نزدیک و مقام و منزلت اختصاصى مى دانید، او مرا در اتاق خویش مى نشاند، آن حضرت صلى الله علیه و آله هیچ دروغى در سخن از من نشنید و خطایى در کارى از من نیافت . (۳۲۱)

۳۲۶٫ تشبیه خاندان رسالت

نحن النمرقُه الوسطى ، بها یلحق التالى ، و اءلیها یرجع الغالى
ما خاندان رسالت همانند بالشى هستیم در میانه (که از دو سوى به آن تکیه مى کنند آن کس که وامانده سرانجام خود را به آن مى رساند و آن کس که پیشى گرفته است عاقبت به سوى آن برمى گردد. (۳۲۲)

۳۲۷٫ یگانگى امام با رسول

اءنا من رسول الله کالضوء من الضوء، و الذراع من العضد
یگانگى من با رسول خدا همچون نورى است روشنى یافته از نورى دیگر و همچون یگانگى ساعد و بازو. (۳۲۳)



۲۹۸- خطبه ۹۱٫
۲۹۹- حکم ۲۵۲٫
۳۰۰- خطبه ۱۵۴٫
۳۰۱- خطبه ۹۷٫
۳۰۲- خطبه ۲٫
۳۰۳- خطبه ۲٫
۳۰۴- خطبه ۲۳۹٫
۳۰۵- خطبه ۱۵۴٫
۳۰۶- خطبه ۲۳۹٫
۳۰۷- خطبه ۱۶۲٫
۳۰۸- حکمت ۱۲۰٫
۳۰۹- خطبه ۲۳۹٫
۳۱۰- خطبه ۱۹۲٫
۳۱۱- خطبه ۲۳۹٫
۳۱۲- خطبه ۱۴۷ .و
۳۱۳- خطبه ۱۸۷ .
۳۱۴- خطبه ۱۸۹٫
۳۱۵- خطبه ۲۳٫
۳۱۶- حکمت ۴۳۲٫
۳۱۷- خطبه ۱۹۷٫
۳۱۸- خطبه ۱۰۰ .
۳۱۹- خطبه ۸۷٫
۳۲۰- خطبه ۱۵۴٫
۳۲۱- خطبه ۱۹۲٫
۳۲۲- حکمت ۱۰۶ .
۳۲۳- نامه ۳۵٫

نهج البلاغه موضوعی//عباس عزیزی

بازدیدها: ۲۹

دیدگاه‌ها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *