نهج البلاغه کلمات قصار حکمت شماره ۸۹ (شرح میر حبیب الله خوئی)

حکمت ۹۳ صبحی صالح

۹۳-وَ قَالَ ( علیه ‏السلام  )لَا یَقُولَنَّ أَحَدُکُمْ اللَّهُمَّ إِنِّی أَعُوذُ بِکَ مِنَ الْفِتْنَهِ لِأَنَّهُ لَیْسَ أَحَدٌ إِلَّا وَ هُوَ مُشْتَمِلٌ عَلَى فِتْنَهٍ وَ لَکِنْ مَنِ‏ اسْتَعَاذَ فَلْیَسْتَعِذْ مِنْ مُضِلَّاتِ الْفِتَنِ فَإِنَّ اللَّهَ سُبْحَانَهُ یَقُولُ وَ اعْلَمُوا أَنَّما أَمْوالُکُمْ وَ أَوْلادُکُمْ فِتْنَهٌ وَ مَعْنَى ذَلِکَ أَنَّهُ یَخْتَبِرُهُمْ بِالْأَمْوَالِ وَ الْأَوْلَادِ لِیَتَبَیَّنَ السَّاخِطَ لِرِزْقِهِ وَ الرَّاضِیَ بِقِسْمِهِ وَ إِنْ کَانَ سُبْحَانَهُ أَعْلَمَ بِهِمْ مِنْ أَنْفُسِهِمْ وَ لَکِنْ لِتَظْهَرَ الْأَفْعَالُ الَّتِی بِهَا یُسْتَحَقُّ الثَّوَابُ وَ الْعِقَابُ لِأَنَّ بَعْضَهُمْ یُحِبُّ الذُّکُورَ وَ یَکْرَهُ الْإِنَاثَ وَ بَعْضَهُمْ یُحِبُّ تَثْمِیرَ الْمَالِ وَ یَکْرَهُ انْثِلَامَ الْحَالِ‏

قال الرضی و هذا من غریب ما سمع منه فی التفسیر

 شرح میر حبیب الله خوئی ج۲۱

التاسعه و الثمانون من حکمه علیه السّلام

(۸۹) و قال علیه السّلام: لا یقولنّ أحدکم «اللّهمّ إنّی أعوذ بک من الفتنه» لأنّه لیس أحد إلّا و هو مشتمل على فتنه، و لکن من استعاذ فلیستعذ من مضلّات الفتن، فإنّ اللَّه سبحانه یقول: «وَ اعْلَمُوا أَنَّما أَمْوالُکُمْ وَ أَوْلادُکُمْ فِتْنَهٌ» [۲۸-  الانفال‏]، و معنى ذلک أنّه سبحانه یختبرهم بالأموال و الأولاد لیتبیّن السّاخط لرزقه و الرّاضی بقسمه، و إن کان سبحانه أعلم بهم من أنفسهم، و لکن لتظهر الأفعال التی بها یستحقّ الثّواب و العقاب، لأنّ بعضهم یحبّ الذّکور و یکره الإناث، و بعضهم یحبّ تثمیر المال و یکره انثلام الحال. قال الرّضی: و هذا من غریب ما سمع منه فی التفسیر.

اللغه

(ثلم) الاناء: کسّره من حافّته فانثلم-  المنجد.

الترجمه

فرمود: مبادا یکى از شماها در دعاى خود بگوید: «بار خدایا من بتو پناه مى برم از فتنه» زیرا هیچکس نباشد جز این که در فتنه فرو رفته است، ولى هر کس طلب پناه از خدا میکند باید از فتنه‏ هاى گمراه کننده بخدا پناهنده شود، زیرا خداى سبحانه مى‏ فرماید «و بدانید که همانا اموال و أولاد شماها فتنه ‏اند» و مقصود از این سخن آنست که خدا بوسیله دارائیها و فرزندها مردم را مى‏ آزماید تا روشن شود چه کسی نسبت بدانچه خدا بأو روزی کرده است خشمگین و نگرانست، و چه کسی بقسمت خدا خشنود و دلگرم است، و اگر چه خداوند سبحانه داناتر است بهر کسی از خود او، ولى این آزمایش برای آنست که همه آن کارهائى که بسبب آنها مردم سزاوار ثواب و یا شکنجه و عقاب مى ‏شود پدیدار شوند، زیرا برخى مردم هستند که أولاد ذکور را دوست دارند و از دختران بدشان مى ‏آید، و برخى هستند که دوست دارند دارائى را بثمر برسانند و پرسود کنند، و از گسیختگى حال خود کراهت دارند.

سید رضى-  ره-  فرموده است: این بیان حضرت از غرائب تفسیریست که از أو شنیده شده.

مگو بار إلها پناهم بده
ز هر فتنه باشد ز که تا بمه‏

پناه آور از فتنه‏ هاى مضلّ‏
که گمراه سازند و بیچاره‏دل‏

خدا مال و أولاد را فتنه خواند
کسى مال و أولاد از خود نراند

بدانها بشر آزمایش شوند
که از یکدیگر گوی سبقت برند

که ساخط ز راضى شود آشکار
بهر چیز دانا است پروردگار

ولى تا که کار ثواب و عقاب‏
هویدا ز مردم شود بی‏حجاب‏

چه برخى پسر دوست و ز دخترش
بد آید که پرورده اندر برش‏

دگر مردمى مال جویند بیش‏
نخواهند درویشى وضع خویش‏

منهاج ‏البراعه فی ‏شرح ‏نهج ‏البلاغه(الخوئی)//میر حبیب الله خوئی

بازدیدها: ۳۴

دیدگاه‌ها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *