نهج البلاغه کلمات قصار حکمت شماره ۲۱۹ متن عربی با ترجمه فارسی (شرح ابن ابی الحدید)

حکمت ۲۲۳ صبحی صالح

۲۲۳-وَ قَالَ ( علیه‏السلام  )مَنْ کَسَاهُ الْحَیَاءُ ثَوْبَهُ لَمْ یَرَ النَّاسُ عَیْبَهُ

حکمت ۲۱۹ شرح ابن ‏أبی ‏الحدید ج ۱۹

۲۱۹: مَنْ کَسَاهُ الْحَیَاءُ ثَوْبَهُ لَمْ یَرَ النَّاسُ عَیْبَهُ قد سبق منا قول کثیر فی الحیاء

فصل فی الحیاء و ما قیل فیه

و کان یقال الحیاء تمام الکرم و الحلم تمام العقل- . و قال بعض الحکماء-  الحیاء انقباض النفس عن القبائح-  و هو من خصائص الإنسان-  لأنه لا یوجد فی الفرس و لا فی الغنم و البقر-  و نحو ذلک من أنواع الحیوانات-  فهو کالضحک الذی یختص به نوع الإنسان-  و أول ما یظهر من قوه الفهم فی الصبیان الحیاء-  و قد جعله الله تعالى فی الإنسان-  لیرتدع به عما تنزع إلیه نفسه من القبیح-  فلا یکون کالبهیمه-  و هو خلق مرکب من جبن و عفه-  و لذلک لا یکون المستحی فاسقا و لا الفاسق مستحیا-  لتنافی اجتماع العفه و الفسق-  و قلما یکون الشجاع مستحیا و المستحی شجاعا-  لتنافی اجتماع الجبن و الشجاعه-  و لعزه وجود ذلک ما یجمع الشعراء-  بین المدح بالشجاعه و المدح بالحیاء نحو قول القائل-

یجری الحیاء الغض من قسماتهم
فی حین یجری من أکفهم الدم‏

و قال آخر-

کریم یغض الطرف فضل حیائه
و یدنو و أطراف الرماح دوان‏

 و متى قصد به الانقباض فهو مدح للصبیان دون المشایخ-  و متى قصد به ترک القبیح فهو مدح لکل أحد-  و بالاعتبار الأول قیل الحیاء بالأفاضل قبیح-  و بالاعتبار الثانی ورد-  إن الله لیستحیی من ذی شیبه فی الإسلام أن یعذبه-  أی یترک تعذیبه و یستقبح لکرمه ذلک- . فأما الخجل فحیره تلحق النفس لفرط الحیاء-  و یحمد فی النساء و الصبیان و یذم بالاتفاق فی الرجال- . فأما القحه فمذمومه بکل لسان-  إذ هی انسلاخ من الإنسانیه-  و حقیقتها لجاج النفس فی تعاطی القبیح-  و اشتقاقها من حافر و قاح أی صلب-  و لهذه المناسبه قال الشاعر-

یا لیت لی من جلد وجهک رقعه
فأعد منها حافرا للأشهب‏

و ما أصدق قول الشاعر-

صلابه الوجه لم تغلب على أحد
إلا تکامل فیه الشر و اجتمعا

فأما کیف یکتسب الحیاء-  فمن حق الإنسان إذا هم بقبیح-  أن یتصور أجل من نفسه أنه یراه-  فإن الإنسان یستحیی ممن یکبر فی نفسه-  أن یطلع على عیبه-  و لذلک لا یستحیی من الحیوان غیر الناطق-  و لا من الأطفال الذین لا یمیزون-  و یستحیی من العالم أکثر مما یستحیی من الجاهل-  و من الجماعه أکثر مما یستحیی من الواحد-  و الذین یستحیی الإنسان منهم ثلاثه-  البشر و نفسه و الله تعالى أما البشر-  فهم أکثر من یستحیی منه الإنسان فی غالب الناس-  ثم نفسه ثم خالقه-  و ذلک لقله توفیقه و سوء اختیاره- .

و اعلم أن من استحیا من الناس و لم یستحی من نفسه-  فنفسه عنده أخس من غیره-  و من استحیا منهما و لم یستحی من الله تعالى فلیس عارفا-  لأنه لو کان عارفا بالله-  لما استحیا من المخلوق دون الخالق أ لا ترى أن الإنسان لا بد أن یستحیی من الذی یعظمه-  و یعلم أنه یراه أو یستمع بخبره فیبکته-  و من لا یعرف الله تعالى کیف یستعظمه-  و کیف یعلم أنه یطلع علیه-  وفی قول رسول الله ص استحیوا من الله حق الحیاء-  أمر فی ضمن کلامه هذا بمعرفته سبحانه و حث علیها-  و قال سبحانه أَ لَمْ یَعْلَمْ بِأَنَّ اللَّهَ یَرى‏-  تنبیها على أن العبد إذا علم أن ربه یراه-  استحیا من ارتکاب الذنب- .

و سئل الجنید رحمه الله عما یتولد منه الحیاء من الله تعالى-  فقال أن یرى العبد آلاء الله سبحانه و نعمه علیه-  و یرى تقصیره فی شکره- . فإن قال قائل فما معنى-قول النبی ص من لا حیاء له فلا إیمان له- . قیل له لأن الحیاء أول ما یظهر من أماره العقل فی الإنسان-  و أما الإیمان فهو آخر المراتب-  و محال حصول المرتبه الآخره لمن لم تحصل له المرتبه الأولى-  فالواجب إذن أن من لا حیاء له فلا إیمان له- . وقال ع الحیاء شعبه من الإیمان- . وقال الإیمان عریان و لباسه التقوى و زینته الحیاء

ترجمه فارسی شرح ابن‏ ابی الحدید

حکمت (۲۱۹)

من کساه الحیاء ثوبه، لم یر الناس عیبه. «هر کس آزرم جامه خود را بر او بپوشاند مردم عیب او را نمى‏ بینند.» ابن ابى الحدید ضمن آنکه مى‏ گوید سخن بسیار درباره شرم و آزرم گفتیم، فصلى‏درباره شرم و آنچه درباره آن گفته شده آورده است که به ترجمه چند مورد از آن قناعت مى‏ شود.

گفته شده است: حیا تمامى کرم است و بردبارى تمامى خرد.

اما اینکه حیا چگونه به دست مى ‏آید، بر آدمى حق است که چون آهنگ کارى زشت مى‏ کند، تصور کند کسى که اجل از خود اوست او را مى ‏بیند، زیرا آدمى از کسى که او را در نفس خود بزرگ مى ‏داند، آزرم مى‏ کند و نمى‏ خواهد چنان کسى بر عیب او آگاه گردد. به همین سبب است که آدمى از جانوران و کودکانى که تشخیص نمى‏ دهند، آزرم نمى‏ کند و حال آنکه از عالم بیشتر آزرم مى‏ دارد تا از نادان و از جماعت بیشتر آزرم مى ‏دارد تا از یک فرد. معمولا کسانى که آدمى از آنان آزرم مى دارد، سه کس هستند، نخست آدم دیگر، دوّم از نفس خویشتن و سدیگر از خداى متعال، ولى بیشتر مردم نخست از دیگران و سپس از خود و سرانجام از خداى خود آزرم مى‏ کنند و این به سبب کمى توفیق او و بدى اختیار اوست.

و بدان، آن کس که از مردم آزرم مى‏ دارد و از خویشتن آزرم نمى‏ دارد، خود را از دیگران فرومایه ‏تر مى ‏داند، و هر کس از دیگران و خود آزرم مى‏ کند، و از خداوند متعال آزرم نمى‏ کند، عارف نیست که اگر عارف به خدا باشد، از مخلوق آزرم نمى‏ کند، بدون آنکه از خدا آزرم کند. مگر نمى‏ بینى که انسان به ناچار از کسى آزرم مى‏ کند که او را بزرگ مى‏ شمرد و مى‏ داند که او را مى‏ بیند و خبر کارهاى او را مى ‏شنود و او را سرزنش مى‏ کند. کسى که خدا را نشناسد، چگونه ممکن است او را تعظیم کند و چگونه مى‏ داند که خداوند بر او آگاه است. و در این گفتار پیامبر صلّى اللّه علیه و آله و سلّم که فرموده است: «از خداوند آن چنان که سزاوار است، آزرم کنید»، امر به شناخت خدا و تشویق بر آن است.

خداوند خود فرموده است: «مگر نمى‏ داند که خداوند مى‏ بیند.» یعنى اگر بنده بداند که خدایش او را مى‏ بیند، از انجام دادن گناه آزرم مى‏ کند.

پیامبر فرموده است: «آزرم شعبه ‏اى از ایمان است»، و فرموده است: «ایمان برهنه است، جامه ‏اش پرهیزکارى و زیورش آزرم است.»

جلوه تاریخ در شرح نهج البلاغه ابن ابى الحدیدجلد ۸ //دکتر محمود مهدوى دامغانى

بازدیدها: ۳۸

نهج البلاغه کلمات قصار حکمت شماره ۲۱۸ متن عربی با ترجمه فارسی (شرح ابن ابی الحدید)

حکمت ۲۲۲ صبحی صالح

۲۲۲-وَ قَالَ ( علیه‏السلام  )مِنْ أَشْرَفِ أَعْمَالِ الْکَرِیمِ غَفْلَتُهُ عَمَّا یَعْلَمُ

حکمت ۲۱۸ شرح ابن ‏أبی ‏الحدید ج ۱۹

۲۱۸: مِنْ أَشْرَفِ أَفْعَالِ الْکَرِیمِ غَفْلَتُهُ عَمَّا یَعْلَمُ کان یقال التغافل من السؤدد-  و قال أبو تمام-

لیس الغبی بسید فی قومه
لکن سید قومه المتغابی‏

– و قال طاهر بن الحسین بن مصعب-

و یکفیک من قوم شواهد أمرهم
فخذ صفوهم قبل امتحان الضمائر

فإن امتحان القوم یوحش منهم‏
و ما لک إلا ما ترى فی الظواهر

و إنک إن کشفت لم تر مخلصا
و أبدى لک التجریب خبث السرائر

  و کان یقال بعض التغافل فضیله-  و تمام الجود الإمساک عن ذکر المواهب-  و من الکرم أن تصفح عن التوبیخ-  و أن تلتمس ستر هتک الکریم

 

ترجمه فارسی شرح ابن‏ ابی الحدید

حکمت (۲۱۸)

من اشرف افعال الکریم غفلته عما یعلم. «از بهترین کارهاى شخص گرامى، غفلت کردن اوست از آنچه مى‏ داند.» گفته شده است: خود را به بى‏ خبرى زدن از سرورى است. ابو تمام گفته است: شخص گول و نادان میان قوم خود سرور نیست، ولى سرور قوم کسى است که خود را به نادانى و گولى مى‏زند.

جلوه تاریخ در شرح نهج البلاغه ابن ابى الحدیدجلد ۸ //دکتر محمود مهدوى دامغانى

 

بازدیدها: ۱۰

نهج البلاغه کلمات قصار حکمت شماره ۲۱۷ متن عربی با ترجمه فارسی (شرح ابن ابی الحدید)

حکمت ۲۲۱ صبحی صالح

۲۲۱-وَ قَالَ ( علیه‏السلام  )بِئْسَ الزَّادُ إِلَى الْمَعَادِ الْعُدْوَانُ عَلَى الْعِبَادِ

 حکمت ۲۱۷ شرح ابن ‏أبی ‏الحدید ج ۱۹

۲۱۷: بِئْسَ الزَّادُ إِلَى الْمَعَادِ الْعُدْوَانُ عَلَى الْعِبَادِ قد تقدم من قولنا فی الظلم و العدوان ما فیه کفایه- . و کان یقال عجبا لمن عومل فأنصف-  إذا عامل کیف یظلم-  و أعجب منه من عومل فظلم إذا عامل کیف یظلم- . و کان یقال العدو عدوان عدو ظلمته و عدو ظلمک-  فإن اضطرک الدهر إلى أحدهما-  فاستعن بالذی ظلمک فإن الآخر موتور

 ترجمه فارسی شرح ابن‏ ابی الحدید

حکمت (۲۱۷)

بئس الزاد الى المعاد، العدوان على العباد. «ستم کردن بر بندگان چه بد توشه‏ اى براى رستاخیز است.» در این مورد به حد کفایت درگذشته سخن گفته شد.

 جلوه تاریخ در شرح نهج البلاغه ابن ابى الحدیدجلد ۸ //دکتر محمود مهدوى دامغانى

 

بازدیدها: ۱۳

نهج البلاغه کلمات قصار حکمت شماره ۲۱۶ متن عربی با ترجمه فارسی (شرح ابن ابی الحدید)

حکمت ۲۲۰ صبحی صالح

۲۲۰-وَ قَالَ ( علیه‏السلام  )لَیْسَ مِنَ الْعَدْلِ الْقَضَاءُ عَلَى الثِّقَهِ بِالظَّنِّ

حکمت ۲۱۶ شرح ابن ‏أبی ‏الحدید ج ۱۹

۲۱۶ لَیْسَ مِنَ الْعَدْلِ الْقَضَاءُ عَلَى الثِّقَهِ بِالظَّنِّ هذا مثل قول أصحاب أصول الفقه-  لا یجوز نسخ القرآن و السنه المتواتره بخبر الواحد-  لأن المظنون لا یرفع المعلوم- . و لفظ الثقه هاهنا مرادف للفظ العلم فکأنه قال-  لا یجوز أن یزال ما علم بطریق قطعیه لأمر ظنی- . فإن قلت أ لیس البراءه الأصلیه معلومه بالعقل-  و مع ذلک ترفع بالأمارات الظنیه کأخبار الآحاد- . قلت لیست البراءه الأصلیه معلومه بالعقل مطلقا-  بل مشروطه بعدم ما یرفعها من طریق علمی أو ظنی-  أ لا ترى أن أکل الفاکهه و شرب الماء-  معلوم بالعقل حسنه و لکن لا مطلقا-  بل بشرط انتفاء ما یقتضی قبحه-  فإنا لو أخبرنا إنسان أن هذه الفاکهه أو هذا الماء مسموم-  لقبح منا الإقدام على تناولهما-  و إن کان قول ذلک المخبر الواحد لا یفید العلم القطعی

ترجمه فارسی شرح ابن‏ ابی الحدید

حکمت (۲۱۶)

لیس من العدل القضاء على الثقه بالظنّ. «حکم کردن به گمان بر آنچه مورد اعتماد است از دادگرى نیست.» این سخن نظیر سخن اصولى‏ هاست که در اصول فقه مى‏ گویند نسخ قرآن و سنت‏ متواتر با خبر واحد جایز نیست، زیرا گمان چیز معلوم را برطرف نمى‏ سازد. لفظ ثقه در این سخن مرادف با لفظ علم است، گویى امیر المؤمنین علیه السّلام فرموده است جایز نیست آنچه به طریق قطعى معلوم است با گمان زایل شود….

جلوه تاریخ در شرح نهج البلاغه ابن ابى الحدیدجلد ۸ //دکتر محمود مهدوى دامغانى

بازدیدها: ۱۳

نهج البلاغه کلمات قصار حکمت شماره ۲۱۵ متن عربی با ترجمه فارسی (شرح ابن ابی الحدید)

حکمت ۲۱۹ صبحی صالح

۲۱۹-وَ قَالَ ( علیه‏السلام  )أَکْثَرُ مَصَارِعِ الْعُقُولِ تَحْتَ بُرُوقِ الْمَطَامِعِ

حکمت ۲۱۵ شرح ابن ‏أبی ‏الحدید ج ۱۹

۲۱۵: أَکْثَرُ مَصَارِعِ الْعُقُولِ تَحْتَ بُرُوقِ الْمَطَامِعِ قد تقدم منا قول فی هذا المعنى-  و منه قول الشاعر- 

طمعت بلیلى أن تریع و إنما
تقطع أعناق الرجال المطامع‏

و قال آخر

إذا حدثتک النفس أنک قادر
على ما حوت أیدی الرجال فکذب‏

و إیاک و الأطماع إن وعودها
رقارق آل أو بوارق خلب‏

ترجمه فارسی شرح ابن‏ ابی الحدید

حکمت (۲۱۵)

اکثر مصارع العقول تحت بروق المطامع. «بیشترین جایگاه افتادن خردها، زیر برقهاى طمع هاست.» در این معنى پیش از این سخن گفته ‏ایم و از جمله این شعر است: «طمع بسته‏ اى که لیلى برگردد و حال آنکه گردنهاى مردان را آزمندیها قطع مى‏ کند.»

جلوه تاریخ در شرح نهج البلاغه ابن ابى الحدیدجلد ۸ //دکتر محمود مهدوى دامغانى

بازدیدها: ۲۷

نهج البلاغه کلمات قصار حکمت شماره ۲۱۴ متن عربی با ترجمه فارسی (شرح ابن ابی الحدید)

حکمت ۲۱۸ صبحی صالح

۲۱۸-وَ قَالَ ( علیه‏السلام  )حَسَدُ الصَّدِیقِ مِنْ سُقْمِ الْمَوَدَّهِ

حکمت ۲۱۴ شرح ابن ‏أبی ‏الحدید ج ۱۹

۲۱۴: حَسَدُ الصَّدِیقِ مِنْ سُقْمِ الْمَوَدَّهِ إذا حسدک صدیقک على نعمه أعطیتها-  لم تکن صداقته صحیحه-  فإن الصدیق حقا من یجری مجرى نفسک-  و الإنسان لم یحسد نفسه- . و قیل لحکیم ما الصدیق-  فقال إنسان هو أنت إلا أنه غیرک- . و أخذ هذا المعنى أبو الطیب فقال- 

ما الخل إلا من أود بقلبه
و أرى بطرف لا یرى بسوائه‏

و من أدعیه الحکماء اللهم اکفنی بوائق الثقات- و احفظنی من کید الأصدقاء- و قال الشاعر-

احذر عدوک مره
و احذر صدیقک ألف مره‏

فلربما انقلب الصدیق‏
فکان أعرف بالمضره‏

و قال آخر

احذر موده ماذق شاب المراره بالحلاوه

یحصی الذنوب علیک
أیام الصداقه للعداوه

و ذکر خالد بن صفوان شبیب بن شیبه فقال- ذاک رجل لیس له صدیق فی السر و لا عدو فی العلانیه- . و قال الشاعر-

إذا کان دواما أخوک مصارما
موجهه فی کل أوب رکائبه‏

فخل له ظهر الطریق و لا تکن‏
مطیه رحال کثیر مذاهبه‏

ترجمه فارسی شرح ابن‏ ابی الحدید

حکمت (۲۱۴)

حسد الصدیق من سقم الموده. «رشک بردن دوست از سستى و بیمارى دوستى است.» یعنى هرگاه دوست تو بر نعمتى که به او ارزانى مى‏دارى رشک برد، دوستى او نسبت به تو، دوستى درستى نیست که دوست واقعى کسى است که همچون نفس تو باشد و آدمى به نفس خویش رشک نمى‏برد.

به حکیمى گفته شد: دوست چیست گفت: انسانى که او توست و در عین حال او غیر توست. و از ادعیه حکیمان یکى این است که خدایا بدیهاى اشخاص مورد اعتماد را از من کفایت کن و مرا از مکر ورزیدن دوستان نگه دار.

شاعرى گفته است: «از دشمن خویش یک بیم داشته باش و از دوست خود هزار بیم، چه بسا که دوست دگرگون شود و به زیان رساندن آشناتر باشد.»

جلوه تاریخ در شرح نهج البلاغه ابن ابى الحدیدجلد ۸ //دکتر محمود مهدوى دامغانى

 

بازدیدها: ۴۸

نهج البلاغه کلمات قصار حکمت شماره ۲۱۳ متن عربی با ترجمه فارسی (شرح ابن ابی الحدید)

حکمت ۲۱۷ صبحی صالح

۲۱۷-وَ قَالَ ( علیه‏السلام  )فِی تَقَلُّبِ الْأَحْوَالِ عِلْمُ جَوَاهِرِ الرِّجَال‏

حکمت ۲۱۳ شرح ابن ‏أبی ‏الحدید ج ۱۹

۲۱۳: فِی تَقَلُّبِ الْأَحْوَالِ عِلْمُ جَوَاهِرِ الرِّجَالِ معناه لا تعلم أخلاق الإنسان-  إلا بالتجربه و اختلاف الأحوال علیه-  و قدیما قیل-  ترى الفتیان کالنخل و ما یدریک ما الدخل- . و قال الشاعر- 

لا تحمدن امرأ حتى تجربه
و لا تذمنه إلا بتجریب‏

 و قالوا التجربه محک-  و قالوا مثل الإنسان مثل البطیخه-  ظاهرها مونق و قد یکون فی باطنها العیب و الدود-  و قد یکون طعمها حامضا و تفها- . و قالوا للرجل المجرب یمدحونه قد آل وائل علیه- . و قال الشاعر یمدح- 

ما زال یحلب هذا الدهر أشطره
یکون متبعا طورا و متبعا

حتى استمرت على شزر مریرته‏
مستحکم الرأی لا قحما و لا ضرعا

 

ترجمه فارسی شرح ابن‏ ابی الحدید

حکمت (۲۱۳)

فى تقلب الاحوال علم جواهر الرجال. «در دگرگونى روزگار، شناخت گوهرهاى مردان است.» معنى این سخن این است که اخلاق انسان شناخته نمى‏ شود مگر به آزمودن و تجربه کردن و اختلاف احوال بر او. شاعر گفته است: هرگز تا کسى را نیازموده ‏اى، ستایش مکن و او را نکوهش مکن، مگر به تجربه.

و گفته‏اند: تجربه محک است، و گفته‏ اند: مثل آدمى چون هندوانه است که ظاهرش آراسته است و گاهى درونش معیوب و داراى کرم است و مزه‏اش ترش یا بى ‏مزه است…

 

جلوه تاریخ در شرح نهج البلاغه ابن ابى الحدیدجلد ۸ //دکتر محمود مهدوى دامغانى

 

بازدیدها: ۳۶

نهج البلاغه کلمات قصار حکمت شماره ۲۱۲ متن عربی با ترجمه فارسی (شرح ابن ابی الحدید)

حکمت ۲۱۶ صبحی صالح

۲۱۶-وَ قَالَ ( علیه‏السلام  )مَنْ نَالَ اسْتَطَالَ

حکمت ۲۱۲ شرح ابن ‏أبی ‏الحدید ج ۱۹

۲۱۲: مَنْ نَالَ اسْتَطَالَ یجوز أن یرید به-  من أثرى و نال من الدنیا حظا استطال على الناس- . و یجوز أن یرید به من جاد استطال بجوده- . یقال نالنی فلان بکذا أی جاد به علی-  و رجل نال أی جواد ذو نائل-  و مثله رجل طان أی ذو طین-  و رجل مال أی ذو مال

ترجمه فارسی شرح ابن‏ ابی الحدید

حکمت (۲۱۲)

من نال استطال. «هر کس به مال نایل شد بر دیگران برترى جوید.» جایز است مقصود این باشد که هر کس توانگر شود و از دنیا بهره یابد بر مردم برترى مى‏ جوید. ممکن است آن را به معنى جود و بخشش نیز گرفت یعنى هر کس سخاوت مى‏ کند در پناه آن برترى مى ‏جوید. کلمه نال به معنى جواد به کار رفته است، همچنین کلمه مال به معنى دارنده مال به کار رفته است.

جلوه تاریخ در شرح نهج البلاغه ابن ابى الحدیدجلد ۸ //دکتر محمود مهدوى دامغانى

 

بازدیدها: ۸۳

نهج البلاغه کلمات قصار حکمت شماره ۲۱۱ متن عربی با ترجمه فارسی (شرح ابن ابی الحدید)

حکمت ۲۱۵ صبحی صالح

۲۱۵-وَ قَالَ ( علیه‏السلام  )الْخِلَافُ یَهْدِمُ الرَّأْی‏

حکمت ۲۱۱ شرح ابن ‏أبی ‏الحدید ج ۱۹

۲۱۱: الْخِلَافُ یَهْدِمُ الرَّأْیَ هذا مثل

 قوله ع فی موضع آخر لا رأی لمن لا یطاع

و یروى لا إمره لمن لا یطاع- . و فی أخبار قصیر و جذیمه لو کان یطاع لقصیر أمر- . و کان یقال اللجاج یشحذ الزجاج و یثیر العجاج- . و قال درید بن الصمه- 

أمرتهم أمری بمنعرج اللوى
فلم یستبینوا النصح إلا ضحى الغد

فلما عصونی کنت منهم و قد أرى‏
غوایتهم و أننی غیر مهتدی‏

 و کان یقال-  أهدى رأی الرجل ما نفذ حکمه فإذا خولف فسد- . و من کلام أفلاطون-  اللجاج عسر انطباع المعقولات فی النفس-  و ذلک إما لفرط حده تکون فی الإنسان-  و إما لغلظ طبع فلا ینقاد للرأی

ترجمه فارسی شرح ابن‏ ابی الحدید

حکمت (۲۱۱)

الخلاف یهدم الرأى. «مخالفت کردن رأى را ویران مى‏ کند.» نظیر گفتار دیگر آن حضرت است که فرموده است: «لا رأى لمن لا یطاع» که‏به صورت «لا امره لمن لا یطاع»، «براى کسى که از او فرمان برده نشود، حکومت نیست.» نیز آمده است.

جلوه تاریخ در شرح نهج البلاغه ابن ابى الحدیدجلد ۸ //دکتر محمود مهدوى دامغانى

 

بازدیدها: ۲۴

نهج البلاغه کلمات قصار حکمت شماره ۲۱۰ متن عربی با ترجمه فارسی (شرح ابن ابی الحدید)

حکمت ۲۱۴ صبحی صالح

۲۱۴-وَ قَالَ ( علیه‏السلام  )مَنْ لَانَ عُودُهُ کَثُفَتْ أَغْصَانُهُ

حکمت ۲۱۰ شرح ابن ‏أبی ‏الحدید ج ۱۹

۲۱۰: مَنْ لَانَ عُودُهُ کَثُفَتْ أَغْصَانُهُ تکاد هذه الکلمه أن تکون إیماء إلى قوله تعالى-  وَ الْبَلَدُ الطَّیِّبُ یَخْرُجُ نَباتُهُ بِإِذْنِ رَبِّهِ-  و معنى هذه الکلمه أن من حسن خلقه و لانت کلمته-  کثر محبوه و أعوانه و أتباعه- . و نحوه قوله من لانت کلمته وجبت محبته- . و قال تعالى-  وَ لَوْ کُنْتَ فَظًّا غَلِیظَ الْقَلْبِ لَانْفَضُّوا مِنْ حَوْلِکَ-  و أصل هذه الکلمه مطابق للقواعد الحکمیه-  أعنی الشجره ذات الأغصان حقیقه-  و ذلک لأن النبات کالحیوان فی القوى النفسانیه-  أعنی الغاذیه و المنمیه-  و ما یخدم الغاذیه من القوى الأربع-  و هی الجاذبه و الماسکه و الدافعه و الهاضمه-  فإذا کان الیبس غالبا على شجره-  کانت أغصانها أخف و کان عودها أدق-  و إذا کانت الرطوبه غالبه-  کانت أغصانها أکثر و عودها أغلظ-  و ذلک لاقتضاء الیبس الذبول-  و اقتضاء الرطوبه الغلظ و العباله و الضخامه-  أ لا ترى أن الإنسان الذی غلب الیبس على مزاجه-  لا یزال مهلوسا نحیفا-  و الذی غلبت الرطوبه علیه لا یزال ضخما عبلا

ترجمه فارسی شرح ابن‏ ابی الحدید

حکمت (۲۱۰)

من لان عوده کثفت اغصانه. «هر که چوبش-  خوى و عادتش-  نرم باشد، شاخ و برش بسیار بود.» شاید این سخن اشاره به این گفتار خداوند باشد که فرموده است: «سرزمین خوب گیاهش به فرمان پروردگارش بیرون مى ‏آید.» معنى این کلمه این است که هر کس خوشخوى و نرم گفتار باشد، دوستداران و یاران و پیروانش بسیار مى‏ شوند، و نظیر گفتار دیگر آن حضرت است که فرموده است: هر که نرم گفتار باشد، دوستى او واجب مى‏شود.

و خداوند متعال فرموده است: «اگر خشن و سخت‏دل باشى از گرد تو پراکنده مى‏ شوند.»

جلوه تاریخ در شرح نهج البلاغه ابن ابى الحدیدجلد ۸ //دکتر محمود مهدوى دامغانى

 

بازدیدها: ۱۵۹

نهج البلاغه کلمات قصار حکمت شماره ۲۰۹ متن عربی با ترجمه فارسی (شرح ابن ابی الحدید)

حکمت ۲۱۳ صبحی صالح

۲۱۳-وَ قَالَ ( علیه‏السلام  )أَغْضِ عَلَى الْقَذَى وَ الْأَلَمِ تَرْضَ أَبَداً

 حکمت ۲۰۹ شرح ابن ‏أبی ‏الحدید ج ۱۹

۲۰۹: أَغْضِ عَلَى الْقَذَى وَ الْأَلَمِ تَرْضَ أَبَداً نظیر هذا قول الشاعر- 

  و من لم یغمض عینه عن صدیقه
و عن بعض ما فیه یمت و هو عاتب‏

و من یتتبع جاهدا کل عثره
یجدها و لا یسلم له الدهر صاحب‏

و قال الشاعر-

إذا أنت لم تشرب مرارا على القذى
ظمئت و أی الناس تصفو مشاربه‏

و کان یقال أغض عن الدهر و إلا صرعک-  و کان یقال لا تحارب الأیام و إن جنحت دون مطلوبک منها-  و اصحبها بسلاسه القیاد-  فإنک إن تصحبها بذلک تعطک بعد المنع-  و تلن لک بعد القساوه-  و إن أبیت علیها قادتک إلى مکروه صروفها

 ترجمه فارسی شرح ابن‏ ابی الحدید

حکمت (۲۰۹)

اغض على القذى و الالم ترض ابدأ. «بر خار و خاشاک و رنج چشم فروبند و گرنه هرگز راضى نخواهد شد.» شاعرى نظیر این سخن را چنین سروده است: هر کس از دوست خود و برخى از آنچه در اوست چشم پوشى نکند، در حالى که خشمگین و سرزنش کننده است مى ‏میرد… دیگرى چنین سروده است: اگر گاهى آب را با آنکه خاشاک در آن است، نیاشامى تشنه مى‏ مانى و کدام یک‏از مردم آبشخورش همواره صاف و زلال است. و گفته شده است: از روزگار چشم فرو پوش و گرنه بر زمین مى‏ افکندت.

و گفته شده است: با روزگار ستیز مکن هر چند به خواسته خود نرسى و در قبال روزگار تسلیم باش که اگر چنین باشى پس از منع به تو خواهد بخشید و براى تو پس از سنگدلى نرم مى‏ شود و اگر نپذیرى تو را مجبور به تسلیم در برابر ناخوشامدهایش مى ‏کند.

 جلوه تاریخ در شرح نهج البلاغه ابن ابى الحدیدجلد ۸ //دکتر محمود مهدوى دامغانى

 

بازدیدها: ۵۳

نهج البلاغه کلمات قصار حکمت شماره ۲۰۸ متن عربی با ترجمه فارسی (شرح ابن ابی الحدید)

حکمت ۲۱۲ صبحی صالح

۲۱۲-وَ قَالَ ( علیه‏السلام  )عُجْبُ الْمَرْءِ بِنَفْسِهِ أَحَدُ حُسَّادِ عَقْلِهِ

حکمت ۲۰۸ شرح ابن ‏أبی ‏الحدید ج ۱۹

۲۰۸: عُجْبُ الْمَرْءِ بِنَفْسِهِ أَحَدُ حُسَّادِ عَقْلِهِ قد تقدم القول فی العجب-  و معنى هذه الکلمه أن الحاسد لا یزال مجتهدا-  فی إظهار معایب المحسود و إخفاء محاسنه-  فلما کان عجب الإنسان بنفسه کاشفا عن نقص عقله-  کان کالحاسد الذی دأبه إظهار عیب المحسود و نقصه- . و کان یقال من رضی عن نفسه کثر الساخط علیه- . و قال مطرف بن الشخیر-  لأن أبیت نائما و أصبح نادما-  أحب إلی من أن أبیت قائما و أصبح نادما

ترجمه فارسی شرح ابن‏ ابی الحدید

حکمت (۲۰۸)

عجب المرء بنفسه احد حساد عقله. «به خود شیفتگى آدمى یکى از حسودان خرد اوست.» درباره به خود شیفتگى پیش از این سخن گفته شد، و معنى این کلمه این است که حسود همواره در آشکار ساختن معایب محسود و پوشیده نگه‏داشتن محاسن او مى‏ کوشد و چون به خودشیفتگى آدمى نشان دهنده کم خردى اوست مانند حاسدى مى‏ شود که عادت او اظهار عیب و کاستى محسود است. گفته شده است هر کس از خود راضى شود، خشمگینان او زیاد مى‏ شوند.

مطرّف بن شخیر مى‏گفته است: اگر شب را آسوده بخوابم و صبح پشیمان باشم، براى همه دوست داشتنى تر از آن است که شب را به شب زنده‏ دارى-  عبادت-  بگذرانم و بامداد به خود شیفته باشم.

جلوه تاریخ در شرح نهج البلاغه ابن ابى الحدیدجلد ۸ //دکتر محمود مهدوى دامغانى

بازدیدها: ۱۴

نهج البلاغه کلمات قصار حکمت شماره ۲۰۷ متن عربی با ترجمه فارسی (شرح ابن ابی الحدید)

حکمت ۲۱۱ صبحی صالح

۲۱۱-وَ قَالَ ( علیه‏السلام  )الْجُودُ حَارِسُ الْأَعْرَاضِ – وَ الْحِلْمُ فِدَامُ السَّفِیهِ – وَ الْعَفْوُ زَکَاهُ الظَّفَرِ – وَ السُّلُوُّ عِوَضُکَ مِمَّنْ غَدَرَ – وَ الِاسْتِشَارَهُ عَیْنُ الْهِدَایَهِ – وَ قَدْ خَاطَرَ مَنِ اسْتَغْنَى بِرَأْیِهِ – وَ الصَّبْرُ یُنَاضِلُ الْحِدْثَانَ – وَ الْجَزَعُ مِنْ أَعْوَانِ الزَّمَانِ – وَ أَشْرَفُ الْغِنَى تَرْکُ الْمُنَى – وَ کَمْ مِنْ عَقْلٍ أَسِیرٍ تَحْتَ هَوَى أَمِیرٍ – وَ مِنَ التَّوْفِیقِ حِفْظُ التَّجْرِبَهِ – وَ الْمَوَدَّهُ قَرَابَهٌ مُسْتَفَادَهٌ – وَ لَا تَأْمَنَنَّ مَلُولًا

 حکمت ۲۰۷ شرح ابن ‏أبی ‏الحدید ج ۱۹

۲۰۷ الْجُودُ حَارِسُ الْأَعْرَاضِ-  وَ الْحِلْمُ فِدَامُ السَّفِیهِ-  وَ الْعَفْوُ زَکَاهُ الظَّفَرِ-  وَ السُّلُوُّ عِوَضُکَ مِمَّنْ غَدَرَ-  وَ الِاسْتِشَارَهُ عَیْنُ الْهِدَایَهِ-  وَ قَدْ خَاطَرَ مَنِ اسْتَغْنَى بِرَأْیِهِ-  وَ الصَّبْرُ یُنَاضِلُ الْحِدْثَانَ-  وَ الْجَزَعُ مِنْ أَعْوَانِ الزَّمَانِ-  وَ أَشْرَفُ الْغِنَى تَرْکُ الْمُنَى-  وَ کَمْ مِنْ عَقْلٍ أَسِیرٍ عِنْدَ هَوَى أَمِیرٍ-  وَ مِنَ التَّوْفِیقِ حِفْظُ التَّجْرِبَهِ-  وَ الْمَوَدَّهُ قَرَابَهٌ مُسْتَفَادَهٌ وَ لَا تَأْمَنَنَّ مَلُولًا مثل قوله الجود حارس الأعراض-  قولهم کل عیب فالکرم یغطیه-  و الفدام خرقه تجعل على فم الإبریق-  فشبه الحلم بها فإنه یرد السفیه عن السفه-  کما یرد الفدام الخمر عن خروج القذى منها إلى الکأس- . فأما و العفو زکاه الظفر-  فقد تقدم أن لکل شی‏ء زکاه-  و زکاه الجاه رفد المستعین و زکاه الظفر العفو- . و أما السلو عوضک ممن غدر-  فمعناه أن من غدر بک من أحبائک و أصدقائک-  فاسل عنه و تناسه و اذکر ما عاملک به من الغدر-  فإنک تسلو عنه و یکون ما استفدته من السلو-  عوضا عن وصاله الأول قال الشاعر-

أعتقنی سوء ما صنعت من الرق
فیا بردها على کبدی‏

فصرت عبدا للسوء فیک و ما
أحسن سوء قبلی إلى أحد

 و قد سبق القول فی الاستشاره-  و إن المستغنی برأیه مخاطر-  و کذلک القول فی الصبر و المناضله المراماه- . و کذلک القول فی الجزع-  و أن الإنسان إذا جزع عند المصیبه-  فقد أعان الزمان على نفسه-  و أضاف إلى نفسه مصیبه أخرى- . و سبق أیضا القول فی المنى و أنها من بضائع النوکى- . و کذلک القول فی الهوى و أنه یغلب الرأی و یأسره- . و کذلک القول فی التجربه-  و قولهم من حارب المجرب حلت به الندامه-  و إن من أضاع التجربه فقد أضاع عقله و رأیه- . و قد سبق القول فی الموده-  و ذکرنا قولهم الصدیق نسیب الروح-  و الأخ نسیب الجسم و سبق القول فی الملال- . و قال العباس بن الأحنف-

لو کنت عاتبه لسکن عبرتی
أملی رضاک وزرت غیر مراقب‏

لکن مللت فلم یکن لی حیله
صد الملول خلاف صد العاتب‏

ترجمه فارسی شرح ابن‏ ابی الحدید

حکمت (۲۰۷)

الجود حارس الاعراض، و الحلم فدام السفیه، و العفو زکاه الظفر، و السلوّ عوضک ممن غدر، و الاستشاره عین الهدایه.

و قد خاطر من استغنى برأیه، و الصبر یناضل الحدثان، و الجزع من اعوان الزمان، و اشرف الغنى، ترک المنى. و کم من عقل اسیر عند هوى امیر و من التوفیق حفظ التجربه، و الموده قرابه مستفاده، و لا تأمننّ ملولا. «سخاوت پاسبان آبروهاست و بردبارى دهان‏بند بى‏ خرد و گذشت زکات پیروزى است و اندوه نخوردن عوض توست از آن کس که خیانت کرده است، رایزنى چشم هدایت است. آن کس که با اندیشه خود احساس بى‏ نیازى کند، خود را به خطر انداخته است، شکیبایى با حوادث روزگار مبارزه مى‏ کند و بى‏ تابى از یاران حوادث زمانه است، شریف‏ترین توانگرى ترک آرزوهاست. بسا خرد که اسیر فرمان هواى نفس است‏ و تجربه اندوختن از توفیق بود و دوستى پیوند نزدیک را فراهم آورد و هرگز افسرده و ملول را امین مدار.»

جلوه تاریخ در شرح نهج البلاغه ابن ابى الحدیدجلد ۸ //دکتر محمود مهدوى دامغانى

 

بازدیدها: ۶۲

نهج البلاغه کلمات قصار حکمت شماره ۲۰۶ متن عربی با ترجمه فارسی (شرح ابن ابی الحدید)

حکمت ۲۱۰ صبحی صالح

۲۱۰-وَ قَالَ ( علیه‏السلام  )اتَّقُوا اللَّهَ تَقِیَّهَ مَنْ شَمَّرَ تَجْرِیداً وَ جَدَّ تَشْمِیراً وَ کَمَّشَ فِی مَهَلٍ وَ بَادَرَ عَنْ وَجَلٍ وَ نَظَرَ فِی کَرَّهِ الْمَوْئِلِ وَ عَاقِبَهِ الْمَصْدَرِ وَ مَغَبَّهِ الْمَرْجِعِ

 حکمت ۲۰۶ شرح ابن ‏أبی ‏الحدید ج ۱۹

۲۰۶: اتَّقُوا اللَّهَ تُقَاهَ مَنْ شَمَّرَ تَجْرِیداً وَ جَدَّ تَشْمِیراً-  وَ أَکْمَشَ فِی مَهَلٍ وَ بَادَرَ عَنْ وَجَلٍ-  وَ نَظَرَ فِی کَرَّهِ الْمَوْئِلِ-  وَ عَاقِبَهِ الْمَصْدَرِ وَ مَغَبَّهِ الْمَرْجِعِ لو قال و جرد تشمیرا-  لکان قد أتى بنوع مشهور من أنواع البدیع-  لکنه لم یحفل بذلک و جرى على مقتضی طبعه-  من البلاغه الخالیه من التکلف و التصنع-  على أن ذلک قد روی و المشهور الروایه الأولى- . و أکمش جد و أسرع و رجل کمیش أی جاد-  و فی مهل أی فی مهله العمل-  قبل أن یضیق علیه وقته بدنو الأجل

ترجمه فارسی شرح ابن‏ ابی الحدید

 حکمت (۲۰۶)

اتقوا الله تقاه من شمّر تجریدا، و جدّ تشمیرا، و اکمش فى مهل، و بادر عن وجل، و نظر فى کره الموئل، و عاقبه المصدر، و مغبّه المرجع. «از خدا بترسید، ترسیدن وارسته ‏اى که دامن به کمر زده و کوشیده است و در فرصتى که داشته کوشش کرده و ترسان بندگى کرده و به بازگشت و سرانجام و فرجامى که به آن خواهید رسید، نگریسته است.»

جلوه تاریخ در شرح نهج البلاغه ابن ابى الحدیدجلد ۸ //دکتر محمود مهدوى دامغانى

بازدیدها: ۳۹

نهج البلاغه کلمات قصار حکمت شماره ۲۰۵ متن عربی با ترجمه فارسی (شرح ابن ابی الحدید)پیشگویی

 

 حکمت ۲۰۹ صبحی صالح

۲۰۹-وَ قَالَ ( علیه‏السلام  )لَتَعْطِفَنَّ الدُّنْیَا عَلَیْنَا بَعْدَ شِمَاسِهَا عَطْفَ الضَّرُوسِ عَلَى وَلَدِهَا وَ تَلَا عَقِیبَ ذَلِکَ وَ نُرِیدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذِینَ اسْتُضْعِفُوا فِی الْأَرْضِ وَ نَجْعَلَهُمْ أَئِمَّهً وَ نَجْعَلَهُمُ الْوارِثِین‏

  حکمت ۲۰۵ شرح ابن ‏أبی ‏الحدید ج ۱۹

۲۰۵ وَ قَالَ ع: لَتَعْطِفَنَّ الدُّنْیَا عَلَیْنَا بَعْدَ شِمَاسِهَا-  عَطْفَ الضَّرُوسِ عَلَى وَلَدِهَا-  وَ تَلَا عَقِیبَ ذَلِکَ-  وَ نُرِیدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذِینَ اسْتُضْعِفُوا فِی الْأَرْضِ-  وَ نَجْعَلَهُمْ أَئِمَّهً وَ نَجْعَلَهُمُ الْوارِثِینَ الشماس مصدر شمس الفرس إذا منع من ظهره- . و الضروس الناقه السیئه الخلق تعض حالبها-  و الإمامیه تزعم أن ذلک وعد منه-  بالإمام الغائب الذی یملک الأرض فی آخر الزمان-  و أصحابنا یقولون-  إنه وعد بإمام یملک الأرض و یستولی على الممالک-  و لا یلزم من ذلک أنه لا بد أن یکون موجودا-  و إن کان غائبا إلى أن یظهر-  بل یکفی فی صحه هذا الکلام أن یخلق فی آخر الوقت- . و بعض أصحابنا یقول-  إنه إشاره إلى ملک السفاح و المنصور و ابنی المنصور بعده-  فإنهم الذین أزالوا ملک بنی أمیه و هم بنو هاشم-  و بطریقهم عطفت الدنیا على بنی عبد المطلب عطف الضروس- . و تقول الزیدیه إنه لا بد من أن یملک الأرض فاطمی-  یتلوه جماعه من الفاطمیین على مذهب زید-  و إن لم یکن أحد منهم الآن موجودا

ترجمه فارسی شرح ابن‏ ابی الحدید

حکمت (۲۰۵)

لتعطفن الدنیا علینا بعد شماسها عطف الضروس على ولدها. و تلا عقیب ذلک: «وَ نُرِیدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذِینَ اسْتُضْعِفُوا فِی الْأَرْضِ وَ نَجْعَلَهُمْ أَئِمَّهً وَ نَجْعَلَهُمُ الْوارِثِینَ.» «همانا دنیا پس از چموشى بر ما مهربان خواهد شد، چون ماده شتر بدخو نسبت به کرّه خود و سپس این آیه را تلاوت فرمود: و مى‏ خواهیم بر آنان که در زمین ضعیف شمرده شدند، منت گزاریم و آنان را امامان و وارثان قرار دهیم.» ابن ابى الحدید پس از توضیح درباره یکى دو لغت مى‏ گوید: «امامیه معتقدند که این موضوع وعده ظهور امام غایبى است که در آخر زمان همه زمین را مالک مى‏ شود.

یاران معتزلى ما مى ‏گویند: وعده به ظهور امامى است که همه زمین را تصرف مى‏ کند و بر همه کشورها پیروز مى‏ شود و لازمه این موضوع موجود و غایب بودن او تا هنگام ظهور نیست بلکه صحت این سخن را همین کفایت مى‏ کند که چنان امامى در آخر زمان آفریده مى‏ شود.

بعضى از یاران ما مى‏ گویند: این موضوع اشاره به پادشاهى سفاح و منصور و پسران منصور پس از اوست که آنان پادشاهى بنى امیه را زایل کرده‏ اند و بنى عباس هم از بنى ‏هاشم هستند و به وسیله ایشان دنیا به فرزندان عبد المطلب مهربانى کرد، همچون‏  مهربانى ماده شتر بدخو نسبت به کره‏اش. زیدیه مى‏ گویند: چاره از آن نیست که یکى از فاطمى ‏ها حکومت خواهد کرد و جماعت فاطمى‏ ها از او به روش مذهب زید پیروى خواهند کرد، هر چند که هم اکنون موجود نباشد.

 جلوه تاریخ در شرح نهج البلاغه ابن ابى الحدیدجلد ۸ //دکتر محمود مهدوى دامغانى

 

بازدیدها: ۴۶۳

نهج البلاغه کلمات قصار حکمت شماره ۲۰۴ متن عربی با ترجمه فارسی (شرح ابن ابی الحدید)

 

حکمت ۲۰۸ صبحی صالح

۲۰۸-وَ قَالَ ( علیه‏السلام )مَنْ حَاسَبَ نَفْسَهُ رَبِحَ وَ مَنْ غَفَلَ عَنْهَا خَسِرَ وَ مَنْ خَافَ أَمِنَ وَ مَنِ اعْتَبَرَ أَبْصَرَ وَ مَنْ أَبْصَرَ فَهِمَ وَ مَنْ فَهِمَ عَلِمَ

  حکمت ۲۰۴ شرح ابن ‏أبی ‏الحدید ج ۱۹

۲۰۴: مَنْ حَاسَبَ نَفْسَهُ رَبِحَ وَ مَنْ غَفَلَ عَنْهَا خَسِرَ-  وَ مَنْ خَافَ أَمِنَ وَ مَنِ اعْتَبَرَ أَبْصَرَ-  وَ مَنْ أَبْصَرَ فَهِمَ وَ مَنْ فَهِمَ عَلِمَ

 قد جاء فی الحدیث المرفوع حاسبوا أنفسکم قبل أن تحاسبوا- . قوله و من خاف أمن-  أی من اتقى الله أمن من عذابه یوم القیامه- . ثم قال و من اعتبر أبصر-  أی من قاس الأمور بعضها ببعض-  و اتعظ بآیات الله و أیامه أضاءت بصیرته-  و من أضاءت بصیرته فهم و من فهم علم- . فإن قلت الفهم هو العلم-  فأی حاجه له إلى أن یقول و من فهم علم-  قلت الفهم هاهنا هو معرفه المقدمات-  و لا بد أن یستعقب معرفه المقدمات معرفه النتیجه-  فمعرفه النتیجه هو العلم-  فکأنه قال من اعتبر تنور قلبه بنور الله تعالى-  و من تنور قلبه عقل المقدمات البرهانیه-  و من عقل المقدمات البرهانیه علم النتیجه الواجبه عنها-  و تلک هی الثمره الشریفه التی فی مثلها یتنافس المتنافسون

ترجمه فارسی شرح ابن‏ ابی الحدید

حکمت (۲۰۴)

من حاسب نفسه ربح، و من غفل عنها خسر، و من خاف امن، و من اعتبر أبصر، و من أبصر فهم، و من فهم علم. «هر کس نفس خود را حساب کند، سود برد و هر کس از آن غافل ماند، زیان برد و هر کس بترسد، ایمن شود و هر کس عبرت گیرد، بینا شود و هر کس بینا شود، فهم کند و هر که فهم کند، بداند.»

در حدیث مرفوع آمده است: «بیش از آنکه حساب کرده شوید، خود نفسهاى‏ خویش را حساب کنید.» اینکه فرموده است هر کس بترسد، ایمن شود یعنى هر کس از خداوند بترسد، روز قیامت از عذاب خدا در امان خواهد بود.

سپس فرموده است: هر کس عبرت گیرد بینا شود، یعنى هر کس امور را با یکدیگر قیاس کند و از آیات خداوند پند گیرد، بینش او روشن مى ‏شود و هر کس بینش او روشن شود، مى‏فهمد و هر کس بفهمد، مى‏ داند. اگر بگوید: فهم همان علم است، چه نیازى بوده است که بگوید: هر که بفهمد، مى‏داند مى‏ گویم: منظور از فهم در این جا شناخت مقدمات است که از پى آن شناخت نتیجه است که همان علم است و این میوه گرانقدرى است که براى آن چشم و همچشمى مى‏شود.

 جلوه تاریخ در شرح نهج البلاغه ابن ابى الحدیدجلد ۸ //دکتر محمود مهدوى دامغانى

 

بازدیدها: ۹

نهج البلاغه کلمات قصار حکمت شماره ۲۰۳ متن عربی با ترجمه فارسی (شرح ابن ابی الحدید)صبر وحلم

 

حکمت ۲۰۷ صبحی صالح

۲۰۷-وَ قَالَ ( علیه‏السلام  )إِنْ لَمْ تَکُنْ حَلِیماً فَتَحَلَّمْ فَإِنَّهُ قَلَّ مَنْ تَشَبَّهَ بِقَوْمٍ إِلَّا أَوْشَکَ أَنْ یَکُونَ مِنْهُمْ

حکمت ۲۰۳ شرح ابن ‏أبی ‏الحدید ج ۱۹

۲۰۳: إِنْ لَمْ تَکُنْ حَلِیماً فَتَحَلَّمْ-  فَإِنَّهُ قَلَّ مَنْ تَشَبَّهَ بِقَوْمٍ-  إِلَّا أَوْشَکَ أَنْ یَکُونَ مِنْهُمْ التحلم تکلف الحلم-  و الذی قاله ع صحیح فی مناهج الحکمه-  و ذلک لأن من تشبه بقوم-  و تکلف التخلق بأخلاقهم و التأدب بآدابهم-  و استمر على ذلک و مرن علیه الزمان الطویل-  اکتسب ریاضه قویه و ملکه تامه-  و صار ذلک التکلف کالطبع له-  و انتقل عن الخلق الأول-  أ لا ترى أن الأعرابی الجلف الجافی-  إذا دخل المدن و القرى و خالط أهلها-  و طال مکثه فیهم-  انتقل عن خلق الأعراب الذی نشأ علیه-  و تلطف طبعه و صار شبیها بساکنی المدن-  و کالأجنبی عن ساکنی الوبر-  و هذا قد وجدناه فی حیوانات أخرى غیر البشر-  کالبازی و الصقر و الفهد التی تراض-  حتى تذل و تأنس و تترک طبعها القدیم-  بل قد شاهدناه فی الأسد-  و هو أبعد الحیوان من الإنس- . و ذکر ابن الصابی أن عضد الدوله بن بویه-  کانت له أسود یصطاد بها کالفهود-  فتمسکه علیه حتى یدرکه فیذکیه-  و هذا من العجائب الطریفه

ترجمه فارسی شرح ابن‏ ابی الحدید

حکمت (۲۰۳)

ان لم تکن حلیما فتحلّم، فانّه قلّ من تشبّه بقوم الّا اوشک ان یکون منهم. «اگر بردبار نیستى خود را به بردبارى وادار، چه کم است کسى که خود را همانند مرد مى‏ کند و از جمله ایشان نشود.»

تحلّم، یعنى خود را به بردبارى وادار کردن، و آنچه على علیه السّلام فرموده است درروشهاى حکمت صحیح است که هر کس خود را شبیه قومى کند و به اخلاق و آداب ایشان متخلق شود و مدتى دراز تمرین و ممارست کند، ورزیدگى و ملکه‏اى براى او فراهم مى‏ شود و این حالت براى او چون خوى و سرشت مى‏ شود و از حال خود به این حال منتقل مى‏ شود.

مگر نمى‏ بینى که عرب صحرانشین سبک بى‏ ادب وقتى به شهرهاى بزرگ و دهکده‏ هاى آباد منتقل مى‏ شود و با مردم شهرنشین آمیزش مى ‏یابد و اقامتش میان ایشان ممتد مى‏ شود، از خلق و خوى اعراب صحرانشین که بر آن پرورش یافته است روى گردان مى‏ شود و طبع او لطیف و شبیه شهرنشینان مى ‏شود و گویى نسبت به اهل صحرا بیگانه است.

این موضوع را در جانداران دیگرى غیر از آدمى هم مى‏ بینیم و احساس مى‏ کنیم.

چنانکه باز و شاهین و یوزپلنگ را چنان تربیت مى‏ کنند و پرورش مى‏ دهند که سرشت اصلى خود را رها مى‏ کنند و رام و اهلى مى‏ شوند. این موضوع را حتى در شیر که جانورى بسیار وحشى است و دیر رام مى‏ شود، مى ‏بینیم.

ابن صابى مى‏ گوید: عضد الدوله شیرهایى داشته است که با آنها به شکار مى‏رفته است و شیرها همچون یوزپلنگ تربیت شده بودند، شکار را مى‏گرفتند و آن را زنده نگه مى‏داشتند تا عضد الدوله برسد و سر شکار را به طریق شرعى ببرد و این موضوع از شگفتیهاى بسیار ظریف است.

 جلوه تاریخ در شرح نهج البلاغه ابن ابى الحدیدجلد ۸ //دکتر محمود مهدوى دامغانى

 

بازدیدها: ۴۲۶

نهج البلاغه کلمات قصار حکمت شماره ۲۰۲ متن عربی با ترجمه فارسی (شرح ابن ابی الحدید)

 

حکمت ۲۰۶ صبحی صالح

۲۰۶-وَ قَالَ ( علیه‏السلام  )أَوَّلُ عِوَضِ الْحَلِیمِ مِنْ حِلْمِهِ أَنَّ النَّاسَ أَنْصَارُهُ عَلَى الْجَاهِلِ

  حکمت ۲۰۲ شرح ابن ‏أبی ‏الحدید ج ۱۹

۲۰۲: أَوَّلُ عِوَضِ الْحَلِیمِ مِنْ حِلْمِهِ- أَنَّ النَّاسَ أَنْصَارُهُ عَلَى الْجَاهِلِ قد تقدم من أقوالنا فی الحلم ما فی بعضه کفایه- . و فی الحکم القدیمه لا تشن حسن الظفر بقبح الانتقام- . و کان یقال اعف عمن أبطأ عن الذنب و أسرع إلى الندم- . و کان یقال شاور الأناه و التثبت- و ذاکر الحفیظه عند هیجانها- ما فی عواقب العقوبه من الندم- و خاصمها بما یؤدى إلیه الحلم من الاغتباط- . و کان یقال ینبغی للحازم أن یقدم على عذابه و صفحه- تعریف المذنب بما جناه- و إلا نسب حلمه إلى الغفله و کلال حد الفطنه- و قالت الأنصار للنبی ص یوم فتح مکه إنهم فعلوا بک ثم فعلوا یغرونه بقریش- فقال إنما سمیت محمدا لأحمد

 ترجمه فارسی شرح ابن‏ ابی الحدید

حکمت (۲۰۲)

اول عوض الحلیم من حلمه انّ الناس انصاره على الجاهل. «نخستین عوض بردبار از بردباریش این است که مردم در قبال نادان یاران اویند.» درباره بردبارى سخنانى از ما در گذشته بیان شد که در برخى از آن حد کفایت آمده است، در حکمتهاى قدیمى آمده است که حسن پیروزى را با زشتى انتقام زشت مگردان.

انصار به روز فتح مکه براى برانگیختن پیامبر صلّى اللّه علیه و آله و سلّم بر قریش مى‏ گفتند: ایشان همانهایى هستند که نسبت به شما چنین و چنان کردند. فرمود: «من محمد نامیده شده‏ ام تا ستوده باشم.»

 جلوه تاریخ در شرح نهج البلاغه ابن ابى الحدیدجلد ۸ //دکتر محمود مهدوى دامغانى

 

بازدیدها: ۸

نهج البلاغه کلمات قصار حکمت شماره ۲۰۱ متن عربی با ترجمه فارسی (شرح ابن ابی الحدید)

حکمت ۲۰۵ صبحی صالح

۲۰۵-وَ قَالَ ( علیه‏السلام  )کُلُّ وِعَاءٍ یَضِیقُ بِمَا جُعِلَ فِیهِ إِلَّا وِعَاءَ الْعِلْمِ فَإِنَّهُ یَتَّسِعُ بِهِ

 حکمت ۲۰۱ شرح ابن ‏أبی ‏الحدید ج ۱۹

۲۰۱: کُلُّ وِعَاءٍ یَضِیقُ بِمَا جُعِلَ فِیهِ-  إِلَّا وِعَاءَ الْعِلْمِ فَإِنَّهُ یَتَّسِعُ بِهِ هذا الکلام تحته سر عظیم-  و رمز إلى معنى شریف غامض-  و منه أخذ مثبتو النفس الناطقه الحجه على قولهم-  و محصول ذلک أن القوى الجسمانیه-  یکلها و یتعبها تکرار أفاعیلها علیها-  کقوه البصر یتعبها تکرار إدراک المرئیات-  حتى ربما أذهبها و أبطلها أصلا-  و کذلک قوه السمع یتعبها تکرار الأصوات علیها-  و کذلک غیرها من القوى الجسمانیه-  و لکنا وجدنا القوه العاقله بالعکس من ذلک-  فإن الإنسان کلما تکررت علیه المعقولات-  ازدادت قوته العقلیه سعه و انبساطا و استعدادا-  لإدراک أمور أخرى غیر ما أدرکته من قبل-  حتى کان تکرار المعقولات علیها یشحذها و یصقلها-  فهی إذن مخالفه فی هذا الحکم للقوى الجسمانیه-  فلیست منها لأنها لو کانت منها-  لکان حکمها حکم واحد من أخواتها-  و إذا لم تکن جسمانیه فهی مجرده-  و هی التی نسمیها بالنفس الناطقه

 ترجمه فارسی شرح ابن‏ ابی الحدید

 حکمت (۲۰۱)

کل وعاء یضیق بما جعل فیه الاوعاء العلم فانه یتّسع به. «هر ظرفى بدانچه در آن نهند تنگ شود جز ظرف دانش که هر چه در آن نهند فراخ‏تر گردد.»

زیرا این سخن رازى گران نهفته است و کسانى که نفس ناطقه را ثابت مى‏کنند، این سخن را دلیل ادعاى خویش مى‏دانند و خلاصه آنکه قواى جسمانى از تکرار کارى‏خسته و ملول مى‏شود، ولى قواى عاقله برعکس است و براى آدمى هر قدر معقولات تکرار مى ‏شود، نیروى عقلى او فزونى و گسترش مى‏یابد و آمادگى بیشتر براى درک امورى دیگر، غیر از آنچه درک کرده است، پیدا مى‏ کند. تا جایى که تکرار معقولات موجب صیقل و تیز شدن معلومات مى‏ شود و این دلیل آن است که با قواى جسمانى در این مورد مخالف است که اگر همچون یکى از قواى جسمانى بود، نظیر آنها بود، بنابراین مجرد است و همان چیزى است که آن را نفس ناطقه مى‏ گویند.

جلوه تاریخ در شرح نهج البلاغه ابن ابى الحدیدجلد ۸ //دکتر محمود مهدوى دامغانى

 

بازدیدها: ۴۴۶