نهج البلاغه کلمات قصار حکمت شماره 159 متن عربی با ترجمه فارسی (شرح ابن میثم)آرَاءِ

شرح ابن‏ ميثم

159- و قال عليه السّلام: مَنِ اسْتَقْبَلَ وُجُوهَ الْآرَاءِ عَرَفَ مَوَاقِعَ الْخَطَإِ

المعنى

لا شكّ أنّ المتصفّح لوجوه الآراء و المفكّر في أيّها أصوب لابدّ أن يعرف مواقع الخطأ في الامور و مظانّها. و هو ترغيب في الاستشارة و الفكر في استصلاح الأعمال قبل الوقوع فيها.

مطابق با حکمت 173 نسخه صبحی صالح

ترجمه فارسی شرح ابن‏ ميثم

159- امام (ع) فرمود: مَنِ اسْتَقْبَلَ وُجُوهَ الْآرَاءِ عَرَفَ مَوَاقِعَ الْخَطَإِ

ترجمه

«هر كس از انواع انديشه‏ ها استقبال كند، موارد اشتباه را خواهد شناخت».

شرح

ترديدى نيست كسى كه انواع نظرها و انديشه‏ ها را بررسى كند تا بفهمد كدام درست‏تر است ناگزير جاهاى اشتباه در كارها و موارد آن را خواهد شناخت. اين سخن براى وادار ساختن به مشورت با ديگران و انديشيدن در باره اصلاح كارها مقدّم بر انجام آنهاست.

ترجمه‏ شرح‏ نهج‏ البلاغه(ابن‏ ميثم)، ج5 // قربانعلی  محمدی مقدم-علی اصغرنوایی یحیی زاده

 

نهج البلاغه کلمات قصار حکمت شماره 158 متن عربی با ترجمه فارسی (شرح ابن میثم)

شرح ابن‏ ميثم

158- و قال عليه السّلام: النَّاسُ أَعْدَاءُ مَا جَهِلُوا

المعنى

الجهل بالشى‏ء مستلزم لعدم تصوّر منفعة العلم به فيحصل الجاهل من ذلك على اعتقاد أنّه لا فايدة في تعلّمه فيستلزم ذلك مجانبته له، ثمّ يتأكّد تلك المجانبة و البعد بكون العلم أشرف فضيلة يفخر بها أهله على الجهّال و يكون لهم بها الحكم عليهم و انتقاصهم و حطّهم عن درجة الاعتبار، مع اعتقاد الجهّال لكما لهم أيضا لذلك.
فيشتدّ لذلك مجانبتهم للعلم و أهله و عداوتهم لهذه الفضيلة.

مطابق با حکمت 172 نسخه صبحی صالح

ترجمه فارسی شرح ابن‏ ميثم

158- امام (ع) فرمود: النَّاسُ أَعْدَاءُ مَا جَهِلُوا

ترجمه

«مردمان، دشمنان چيزى هستند كه نسبت به آن ناآگاهند».

شرح

ناآگاهى به چيزى باعث مى‏گردد كه شخص براى آگاهى از آن منفعتى را تصور نكند در نتيجه شخص ناآگاه به اين عقيده مى‏ رسد كه در آموختن آن چيز فايده‏اى نيست، و لازمه چنين عقيده‏اى فاصله گرفتن از آن است آن گاه امام (ع) اين فاصله گرفتن و دورى گزيدن را با اين مطلب- كه علم بالاترين فضيلتى است كه صاحبان آن بدان وسيله بر نادانان افتخار كرده و حكومت مى‏ كنند و بر آنها خرده مى‏گيرند و درجه اعتبارشان را پايين مى‏آورند- مورد تأكيد قرار مى ‏دهد، بعلاوه افراد نادان خود نيز به كمال ايشان معتقدند. به اين ترتيب بر دورى كردن آنها از دانش و دانشمند، و دشمنيشان با اين فضيلت افزوده مى‏شود.

ترجمه‏ شرح‏ نهج‏ البلاغه(ابن‏ ميثم)، ج5 // قربانعلی  محمدی مقدم-علی اصغرنوایی یحیی زاده

 

نهج البلاغه کلمات قصار حکمت شماره 157 متن عربی با ترجمه فارسی (شرح ابن میثم)

شرح ابن‏ ميثم

157- و قال عليه السّلام: كَمْ مِنْ أَكْلَةٍ تَمْنَعُ‏مَنَعَتْ أَكَلَاتٍ

المعنى

و هو يجرى مجرى المثل يضرب لمن يفعل فعلا يكون سببا لحرمانه ما كان يناله من خير سابق. و أصله أنّ الرجل يمتلى‏ء من الطعام فيختم و يمرض فيحتاج إلى الحمية و الامتناع من الأكل. و في معناه: من يعاشر ملكا و يسعد بالانبساط معه فيكون ذلك سببا لبعده عنه و زوال سعادته منه.

مطابق با حکمت 171 نسخه صبحی صالح

ترجمه فارسی شرح ابن‏ ميثم

157- امام (ع) فرمود: كَمْ مِنْ أَكْلَةٍ مَنَعَتْ أَكَلَاتٍ

ترجمه

«بسا خوردن غذايى كه مانع از خوردن غذاهاى ديگر شود».

شرح

اين عبارت به منزله ضرب المثل است، براى كسى كه خودكارى مى‏ كند كه باعث محروميتش از خيراتى مى‏ شود كه برخوردار بوده است. اصل مطلب از اين قرار است همان طور كه شخص شكم خود را از غذا پر مى‏ كند و دچار سوء هاضمه مى‏ شود و بيمار مى ‏گردد و در نتيجه نيازمند پرهيز و خوددارى از غذا مى‏ شود. همچنين است حال آن كسى كه با پادشاهى معاشرت دارد، و در خوشى با او شريك است، سرانجام اين خود باعث دورى از وى و نابودى سعادتش مى‏ گردد.

ترجمه‏ شرح‏ نهج‏ البلاغه(ابن‏ ميثم)، ج5 // قربانعلی  محمدی مقدم-علی اصغرنوایی یحیی زاده

 

نهج البلاغه کلمات قصار حکمت شماره 156 متن عربی با ترجمه فارسی (شرح ابن میثم)

شرح ابن‏ ميثم

156- و قال عليه السّلام: تَرْكُ الذَّنْبِ أَهْوَنُ مِنْ طَلَبِ التَّوْبَةِ

المعنى

الترك لا كلفة فيه لكونه عدما و طلب التوبة من اللّه يحتاج إلى استعداد شديد يصلح معه العبد لقبولها منه و إفاضة العفو عليه.

مطابق با حکمت 170 نسخه صبحی صالح

ترجمه فارسی شرح ابن‏ ميثم

156- امام (ع) فرمود: تَرْكُ الذَّنْبِ أَهْوَنُ مِنْ طَلَبِ التَّوْبَةِ

ترجمه

«ترك گناهان آسانتر است از درخواست توبه».

شرح

انجام ندادن امرى است عدمى و زحمتى ندارد، اما درخواست توبه از خدا نياز به استعداد زيادى دارد تا بنده شايستگى براى پذيرش توبه و افاضه بخشش الهى را داشته باشد.

ترجمه‏ شرح‏ نهج‏ البلاغه(ابن‏ ميثم)، ج5 // قربانعلی  محمدی مقدم-علی اصغرنوایی یحیی زاده

 

نهج البلاغه کلمات قصار حکمت شماره 155 متن عربی با ترجمه فارسی (شرح ابن میثم)

شرح ابن‏ ميثم

155- و قال عليه السّلام: قَدْ أَضَاءَ الصُّبْحُ لِذِي عَيْنَيْنِ

المعنى

هو تمثيل. و استعار لفظ الصبح لسبيل اللّه و وصف الضياء لوضوحها و ظهورها بوصف الشارع و دلالته عليها، و يحتمل أن يكون ذلك تمام وصف سبق منه للحقّ.
كأنّ سائلا سأله عن أمر فشرحه له مرّة أو مرارا و هو يستزيده فقال له هذا القول أى قد أوضحت لك الحقّ إن كنت تبصر.

مطابق با حکمت 169 نسخه صبحی صالح

ترجمه فارسی شرح ابن‏ ميثم

155- امام (ع) فرمود: قَدْ أَضَاءَ الصُّبْحُ لِذِي عَيْنَيْنِ

ترجمه

«براى كسى كه داراى دو چشم است، صبح روشن است».

شرح

اين جمله تمثيلى است، لفظ صبح را براى راه خدا و صفت ضياء را براى روشنى ظاهر و آشكاراى راه خدا با معرفى و راهنمايى شارع مقدس استعاره آورده است. و احتمال دارد، تمام اينها صفت براى حق باشد كه قبلا بيان كرده است، گويا كسى در موردى پرسيده است و آن حضرت يك بار و يا بيشتر شرح داده، و او بيشتر توضيح خواسته است، و امام (ع) اين جمله را در جواب او گفته: يعنى من حق را براى تو روشن ساختم اگر داراى بينش بودى.

ترجمه‏ شرح‏ نهج‏ البلاغه(ابن‏ ميثم)، ج5 // قربانعلی  محمدی مقدم-علی اصغرنوایی یحیی زاده

نهج البلاغه کلمات قصار حکمت شماره 154 متن عربی با ترجمه فارسی (شرح ابن میثم)

شرح ابن‏ ميثم

154- و قال عليه السّلام: الْأَمْرُ قَرِيبٌ وَ الِاصْطِحَابُ قَلِيلٌ

المعنى

أراد أمر اللّه و هو الموت و الاصطحاب في الدنيا.

مطابق با حکمت 168 نسخه صبحی صالح

ترجمه فارسی شرح ابن‏ ميثم

154- امام (ع) فرمود: الْأَمْرُ قَرِيبٌ وَ الِاصْطِحَابُ قَلِيلٌ

ترجمه

«فرمان خدا نزديك و فرصت همراه بودن اندك است».

شرح

مقصود امام (ع) از فرمان خدا مرگ و از همراهى، با هم بودن در دنياست.

ترجمه‏ شرح‏ نهج‏ البلاغه(ابن‏ ميثم)، ج5 // قربانعلی  محمدی مقدم-علی اصغرنوایی یحیی زاده

 

نهج البلاغه کلمات قصار حکمت شماره 153 متن عربی با ترجمه فارسی (شرح ابن میثم)

شرح ابن‏ ميثم

153- و قال عليه السّلام: الْإِعْجَابُ يَمْنَعُ مِنَ الِازْدِيَادِاَلِازْدِيَادَ

المعنى

إعجاب المرء بفضيلته الداخلة كعلمه أو الخارجة كغناه و قينته إنّما يكون عن تصوّر كماله فيها و اعتقاده أنّه قد بلغ منها الغاية، و الاعتقاد يمنعه عن طلب الزيادة منها.

مطابق با حکمت 167 نسخه صبحی صالح

ترجمه فارسی شرح ابن‏ ميثم

153- امام (ع) فرمود: الْإِعْجَابُ يَمْنَعُ مِنَ الِازْدِيَادِ

ترجمه

«خودبينى آدمى را از كسب فضيلت باز مى‏ دارد».

شرح

خودبينى به خاطر فضيلت درونى مانند علم و يا فضيلت بيرونى مثل ثروت و اندوخته تنها سبب تصور كمال آن شخص در اينها بوده و اعتقاد بر اين كه نسبت به اينها به حد نهايى رسيده است همين اعتقاد او را از زياده‏جويى و فضيلت خواهى باز مى‏دارد.

ترجمه‏ شرح‏ نهج‏ البلاغه(ابن‏ ميثم)، ج5 // قربانعلی  محمدی مقدم-علی اصغرنوایی یحیی زاده

 

نهج البلاغه کلمات قصار حکمت شماره 152 متن عربی با ترجمه فارسی (شرح ابن میثم)حقّ

شرح ابن‏ ميثم

152- و قال عليه السّلام: لَا يُعَابُ الْمَرْءُ بِتَأْخِيرِ حَقِّهِ إِنَّمَا يُعَابُ مَنْ أَخَذَ مَا لَيْسَ لَهُ

المعنى

أخذ الحقّ قد يكون واجبا لمن هو له و قد يكون مندوبا، و أقلّه أن يكون مباحا و لا حرج في أمر المباح. و أمّا أخذ ما ليس له فظلم و هو من أقبح الرذائل الّتي يعاب بها المرء.

مطابق با حکمت 166 نسخه صبحی صالح

ترجمه فارسی شرح ابن‏ ميثم

152- امام (ع) فرمود: لَا يُعَابُ الْمَرْءُ بِتَأْخِيرِ حَقِّهِ إِنَّمَا يُعَابُ مَنْ أَخَذَ مَا لَيْسَ لَهُ

ترجمه

«هر كس در باره حق خود كوتاهى كند قابل سرزنش نيست، آن كسى سزاوار سرزنش است كه حق ديگران را غصب كند».

شرح

گاهى گرفتن حق براى صاحب حق، واجب است و گاهى مستحب، و كمترين مرحله‏اش مباح است كه در كار مباح حرجى نيست. اما حق ديگران را گرفتن ظلم است و آن از زشت‏ترين صفات پستى است كه شخص مرتكب درخور سرزنش است.

ترجمه‏ شرح‏ نهج‏ البلاغه(ابن‏ ميثم)، ج5 // قربانعلی  محمدی مقدم-علی اصغرنوایی یحیی زاده

 

نهج البلاغه کلمات قصار حکمت شماره 151 متن عربی با ترجمه فارسی (شرح ابن میثم)

شرح ابن‏ ميثم

151- و قال عليه السّلام: لَا طَاعَةَ لِمَخْلُوقٍ فِي مَعْصِيَةِ الْخَالِقِ

المعنى

و ذلك كالوضوء بالماء المغصوب و الصلاة في الدار المغصوبة. و يحمل النفى هنا على نفى جواز الطاعة كما هو المنقول عنه و عن أهل بيته عليهم السّلام. و عند الشافعي قد يصحّ الطاعة و النفى لفضيلتها.

مطابق با حکمت 165 نسخه صبحی صالح

ترجمه فارسی شرح ابن‏ ميثم

151- امام (ع) فرمود: لَا طَاعَةَ لِمَخْلُوقٍ فِي مَعْصِيَةِ الْخَالِقِ

ترجمه

«آنجا كه معصيت خدا باشد، پيروى از مخلوق روا نيست».

شرح

مانند وضو با آب غصبى و نماز در خانه غصبى. و نفى در چنين مواردى بر نفى جواز اطاعت حمل شده است، همان طورى كه از امام، على (ع) و از اهل بيت (ع) نقل كرده ‏اند. امّا به عقيده شافعى در چنين موردى طاعت صحيح است و نفى براى فضيلت آن است.

ترجمه‏ شرح‏ نهج‏ البلاغه(ابن‏ ميثم)، ج5 // قربانعلی  محمدی مقدم-علی اصغرنوایی یحیی زاده

 

نهج البلاغه کلمات قصار حکمت شماره 150 متن عربی با ترجمه فارسی (شرح ابن میثم)

شرح ابن‏ ميثم

150- و قال عليه السّلام: مَنْ قَضَى حَقَّ مَنْ لَا يَقْضِي حَقَّهُ فَقَدْ عَبَدَهُ

المعنى

أراد قضاء الحقّ بين الإخوان. و إنّما كان كذلك لأنّ قضاء الغير عنه لحقّ من لا يقضي حقّه لا يكون لوصول نفع منه و لا دفع مضرّة المرء، بل يكون عملا له لأنّه هو أو خوفا منه أو طمعا فيه و ذلك صورة عبادة.

مطابق با حکمت 164 نسخه صبحی صالح

ترجمه فارسی شرح ابن‏ ميثم

150- امام (ع) فرمود: مَنْ قَضَى حَقَّ مَنْ لَا يَقْضِي حَقَّهُ فَقَدْ عَبَدَهُ

ترجمه

«هر كه ادا كند حق كسى را كه حقش را ادا نمى‏ كند، در حقيقت او رابندگى كرده است».

شرح

مقصود امام (ع) اداى حق در بين دوستان است. براستى كه چنين است، زيرا اداى حق كسى كه رعايت حقش را نمى‏كند، نه به خاطر سودجويى و نه به دليل دفع زيان او است، بلكه به خاطر خود او، و يا ترس از او، و يا به اميد طمعى از اوست كه همه اينها شكلى از بندگى است.

ترجمه‏ شرح‏ نهج‏ البلاغه(ابن‏ ميثم)، ج5 // قربانعلی  محمدی مقدم-علی اصغرنوایی یحیی زاده

نهج البلاغه کلمات قصار حکمت شماره 149 متن عربی با ترجمه فارسی (شرح ابن میثم)فقر

شرح ابن‏ ميثم

149- و قال عليه السّلام: الْفَقْرُ الْمَوْتُ الْأَكْبَرُ

المعنى

استعار له لفظ الموت بوصف الأكبر. أمّا كونه موتا فلانقطاع الفقير عن مشتهياته و مطلوباته الّتي هى مادّة الحياة، و تألّمه لفقدها. و أمّا أنّه أكبر فلتعاقب آلامه على الفقير مدّة حياته، و أمّا ألم الموت ففي وقت واحد. و هو مبالغة في شدّته.

مطابق با حکمت 163 نسخه صبحی صالح

ترجمه فارسی شرح ابن‏ ميثم

149- امام (ع) فرمود: الْفَقْرُ الْمَوْتُ الْأَكْبَرُ

ترجمه

«تنگدستى، مرگ بزرگتر است.»

شرح

مردن با صفت بزرگتر را براى تهيدستى استعاره آورده است. امّا اين كه تنگدستى نوعى مردن است، به دليل آن است كه شخص بى‏ چيز، از خواسته ‏ها و مقاصدى كه سرمايه زندگى مادى است بريده و به خاطر از دست دادن آنها غمگين است. و اما اين كه بزرگتر است، چون در طول زندگى شخص تنگدست، غمها و سختيهاى تنگدستى پياپى مى ‏رسد، امّا غم مردن يك‏باره است. و اين نوعى مبالغه در سختى فقر و تنگدستى است.

ترجمه‏ شرح‏ نهج‏ البلاغه(ابن‏ ميثم)، ج5 // قربانعلی  محمدی مقدم-علی اصغرنوایی یحیی زاده

 

نهج البلاغه کلمات قصار حکمت شماره 148 متن عربی با ترجمه فارسی (شرح ابن میثم)سرّ وراز

شرح ابن‏ ميثم

148- و قال عليه السّلام: مَنْ كَتَمَ سِرَّهُ كَانَتِ الْخِيَرَةُ فِي بِيَدِهِ‏

المعنى

و هو ترغيب في كتمان السرّ: أى كان مختارا في إذاعته و كتمانه بخلاف من أذاع سرّه فإنّه لا يتمكّن بعد ذلك من كتمانه.

مطابق با حکمت 162 نسخه صبحی صالح

ترجمه فارسی شرح ابن‏ ميثم

148- امام (ع) فرمود: مَنْ كَتَمَ سِرَّهُ كَانَتِ الْخِيَرَةُ بِيَدِهِ

ترجمه

«هر كس راز خود را پنهان دارد، بر خير و صلاح خويش مسلّط است.»

شرح

اين سخن در باره وادارسازى به پنهان داشتن راز است. يعنى اختيار فاش ساختن و پنهان داشتن راز در اختيار خود اوست بر خلاف كسى كه راز خود را فاش سازد، ديگر پنهان داشتن آن ممكن نخواهد بود.

ترجمه‏ شرح‏ نهج‏ البلاغه(ابن‏ ميثم)، ج5 // قربانعلی  محمدی مقدم-علی اصغرنوایی یحیی زاده

 

نهج البلاغه کلمات قصار حکمت شماره 147 متن عربی با ترجمه فارسی (شرح ابن میثم)مواعظ

شرح ابن‏ ميثم

147- و قال عليه السّلام: ثلث كلمات: مَنْ مَلَكَ اسْتَأْثَرَ وَ مَنِ اسْتَبَدَّ بِرَأْيِهِ هَلَكَ- وَ مَنْ شَاوَرَ الرِّجَالَ شَارَكَهَا فِي عُقُولِهَا

إحداها: من ملك استأثر -أى استبدّ. و أراد أنّ الملوك من شأنهم الاستبداد بالامور المرغوب فيها و الانفراد و ذلك لتسلّطهم و عدم المنازع لقواهم الأمّارة بالسوء فيهم. و هى كالمثل يضرب لمن غلب على أمر فاختصّ به و منعه غيره.

الثانية: و من استبدّ برأيه هلك -لأنّ انفراد الإنسان برأيه و عدم قبوله للنصيحة و استشارته في الحرب و نحوها مظنّة الخطأ فيه المستلزم للهلاك فكأنّه قال: من استبدّ برأيه فهو في مظنة الهلاك فأقام الهلك مقام مظنّته مجازا إطلاقا لما بالفعل على ما بالقوّة.

الثالثة: و من شاور الرجال شاركها في عقولها -و ذلك أنّه يستنتج فيها الرأي الأصلح ليعمل به فكان عقول الرجال بأسرها حاصلة لانتفاعه بثمرتها و هو ترغيب في الاستشارة.

مطابق با حکمت 160-161 نسخه صبحی صالح

ترجمه فارسی شرح ابن‏ ميثم

147- سه سخن از سخنان امام (ع): مَنْ مَلَكَ اسْتَأْثَرَ وَ مَنْ اسْتَبَدَّ بِرَأْيِهِ هَلَكَ- وَ مَنْ شَاوَرَ الرِّجَالَ شَارَكَهَا فِي عُقُولِهَا

ترجمه

«هر كس تسلّط يافت، خود رأى مى‏ شود، و هر كس خود رأى شد، هلاك مى‏ شود، و هر كس با مردان مشورت كند، شريك عقلهاى آنها مى‏ گردد.»

شرح

يكى از آن سخنان، اين است كه: هر كس سيطره يافت، خود رأى مى‏ شود.
مقصود اين است كه روش پادشاهان در امور مورد علاقه ‏شان، خودرأيى و تكروى است، از آن جهت كه بر ديگران مسلّطند و نسبت به خواهشهاى نفسانى خود، بلامنازعند. و اين سخن مانند ضرب المثلى است كه آن را در مورد كسانى به كار مى‏ برند كه به كارى دست يابند، و بعد آن را به خود اختصاص دهند و ديگران را مانع شوند.

سخن دوم: هر كه خود رأى شد، به هلاكت رسيد. زيرا تكروى انسان در فكر و نظر خود و نپذيرفتن نصيحت و مشورت ديگران در جنگ و امثال آن، او را در معرض خطا قرار مى‏دهد و باعث هلاكت او مى‏ گردد، گويا امام (ع) فرموده است: هر كس خودرأى باشد، در معرض هلاكت است، بنا بر اين هلاكت را- از باب اطلاق ما بالفعل بر ما بالقوّة- به جاى: معرض هلاكت، به طور مجاز به كار برده است.

سخن سوم: هر كس با مردان مشورت كند، شريك عقلهاى آنان است.
توضيح آن كه در آن صورت از بهترين نظر بهره‏بردارى كرده و آن را به كار مى‏ بندد، پس تمام خردهاى مردان، در اختيار او قرار گرفته است، چه او از نتايج خردها سود مى‏برد. و اين سخن تشويق به مشورت با ديگران است.

ترجمه‏ شرح‏ نهج‏ البلاغه(ابن‏ ميثم)، ج5 // قربانعلی  محمدی مقدم-علی اصغرنوایی یحیی زاده

 

نهج البلاغه کلمات قصار حکمت شماره 146 متن عربی با ترجمه فارسی (شرح ابن میثم)

شرح ابن‏ ميثم

146- و قال عليه السّلام: مَنْ وَضَعَ نَفْسَهُ مَوَاضِعَ التُّهَمَةِ- فَلَا يَلُومَنَّ مَنْ أَسَاءَ بِهِ الظَّنَّ

المعنى

لأنّه هو السبب في إساءة الظنّ بنفسه و لا لوم على من أساء به الظنّ لأنّ ظنّه ذلك مستند إلى أمارة من شأنها توليد الظنّ.

مطابق با حکمت 159 نسخه صبحی صالح

ترجمه فارسی شرح ابن‏ ميثم

146- امام (ع) فرمود:مَنْ وَضَعَ نَفْسَهُ مَوَاضِعَ التُّهَمَةِ- فَلَا يَلُومَنَّ مَنْ أَسَاءَ بِهِ الظَّنَّ

ترجمه

«كسى كه خود را در معرض اتهام و بدگمانى قرار دهد نبايد آن كس را كه به او گمان بد برد، سرزنش كند».

شرح

زيرا او خود باعث شده تا به او گمان بد برند. و سرزنش به كسى كه گمان بد به وى برده است معنى ندارد، زيرا بدگمانى او مستند به قرينه ‏اى است كه زمينه به وجود آمدن چنين گمانى است.

ترجمه‏ شرح‏ نهج‏ البلاغه(ابن‏ ميثم)، ج5 // قربانعلی  محمدی مقدم-علی اصغرنوایی یحیی زاده

نهج البلاغه کلمات قصار حکمت شماره 145 متن عربی با ترجمه فارسی (شرح ابن میثم)

شرح ابن‏ ميثم

145- و قال عليه السّلام: عَاتِبْ أَخَاكَ بِالْإِحْسَانِ إِلَيْهِ وَ ارْدُدْ شَرَّهُ بِالْإِنْعَامِ عَلَيْهِ‏

المعنى

أى اجعل مكان عتابه بالقول و الفعل الإحسان إليه و الإنعام في حقّه فإنّهما أنفع في عطف جانبه إليك و دفع شرّه عنك. و العتاب مستعار للإحسان لاستلزامها رجوع المعاتب.

مطابق با حکمت 158 نسخه صبحی صالح

ترجمه فارسی شرح ابن‏ ميثم

145- امام (ع) فرمود: عَاتِبْ أَخَاكَ بِالْإِحْسَانِ إِلَيْهِ وَ ارْدُدْ شَرَّهُ بِالْإِنْعَامِ عَلَيْهِ

ترجمه

«برادر مسلمانت را با نيكى كردن به او سرزنش كن، و كار بدش را با بخشش به او بازگردان».

شرح

يعنى به جاى سرزنش به گفتار و رفتار در حق برادر مسلمانت نيكى و بخشش كن، كه اينها در جلب نظر و دفع شر و بدى او سودمندتر و مؤثرتر است. كلمه عتاب، استعاره آورده شده است از احسان، زيرا هر دو براى بازگشت شخص سرزنش شده به كار مى‏ روند.

ترجمه‏ شرح‏ نهج‏ البلاغه(ابن‏ ميثم)، ج5 // قربانعلی  محمدی مقدم-علی اصغرنوایی یحیی زاده

 

نهج البلاغه کلمات قصار حکمت شماره 144 متن عربی با ترجمه فارسی (شرح ابن میثم)

شرح ابن‏ ميثم

144- و قال عليه السّلام: قَدْ بُصِّرْتُمْ إِنْ أَبْصَرْتُمْ وَ قَدْ هُدِيتُمْ إِنِ اهْتَدَيْتُمْ وَ أُسْمِعْتُمْ إِنِ اسْتَمَعْتُمْ

المعنى

أى قد بصّرتم سبيل الرشاد و هديتم إليها و اسمعتم الدلالة عليها إن كان لكم استعداد أن تبصروها و تسمعوا و تهتدوا إليها. و قد مرّ مثله.

مطابق با حکمت 157 نسخه صبحی صالح

ترجمه فارسی شرح ابن‏ ميثم

144- امام (ع) فرمود: قَدْ بُصِّرْتُمْ إِنْ أَبْصَرْتُمْ وَ قَدْ هُدِيتُمْ إِنِ اهْتَدَيْتُمْ وَ أُسْمِعْتُمْ إِنِ اسْتَمَعْتُمْ

ترجمه

«شما را بينايى داده‏ اند، اگر از بينايى استفاده كنيد، و شما را راهنمايى كرده‏ اند اگر هدايت پذير باشيد، و وسيله شنوايى داده‏اند اگر گوش فرا دهيد».

شرح

يعنى راه كمال را به شما نمايانده‏اند، و بدان سو شما را رهبرى كرده‏ اند. واين راهنمايى بر كمال را به گوش شما رسانده‏اند، اگر شما آمادگى براى ديدن، شنيدن و راه بردن بدان سو را داشته باشيد و نظير اين سخن قبل از اين گفته شد.

شرح

يعنى راه كمال را به شما نمايانده‏ اند، و بدان سو شما را رهبرى كرده ‏اند. واين راهنمايى بر كمال را به گوش شما رسانده ‏اند، اگر شما آمادگى براى ديدن، شنيدن و راه بردن بدان سو را داشته باشيد و نظير اين سخن قبل از اين گفته شد.

ترجمه‏ شرح‏ نهج‏ البلاغه(ابن‏ ميثم)، ج5 // قربانعلی  محمدی مقدم-علی اصغرنوایی یحیی زاده

 

نهج البلاغه کلمات قصار حکمت شماره 143 متن عربی با ترجمه فارسی (شرح ابن میثم)

شرح ابن‏ ميثم

143- و قال عليه السّلام: عَلَيْكُمْ بِطَاعَةِ مَنْ لَا تُعْذَرُونَ فِي جَهَالَتِهِ ‏بِجَهَالَتِهِ

المعنى

يريد اللّه تعالى. و قيل: هو ايجاب لطاعة من يجب طاعته من أئمّة الحقّ الّذين يجب العلم بحقّية إمامتهم و لا يعذر الناس في الجهل بهم لتعلّم قوانين الدين و أحكامه منهم.

مطابق با حکمت 156 نسخه صبحی صالح

ترجمه فارسی شرح ابن‏ ميثم

143- امام (ع) فرمود: عَلَيْكُمْ بِطَاعَةِ مَنْ لَا تُعْذَرُونَ بِجَهَالَتِهِ

ترجمه

«بر شما باد پيروى از كسى كه عذر شما در نشناختن او پذيرفته نيست».

شرح

مقصود امام (ع)، خداوند متعال است. بعضى گفته‏اند: مقصود لزوم اطاعت از ائمه حق است كه اطاعت از آنها واجب است، كسانى كه علم به حقانيّت امامتشان واجب است و بهانه‏اى در نشناختن آنها از كسى پذيرفته نيست، به دليل آن كه قوانين و احكام دين را بايد از آنان فرا گرفت.

ترجمه‏ شرح‏ نهج‏ البلاغه(ابن‏ ميثم)، ج5 // قربانعلی  محمدی مقدم-علی اصغرنوایی یحیی زاده

 

نهج البلاغه کلمات قصار حکمت شماره 142 متن عربی با ترجمه فارسی (شرح ابن میثم)عهد

 

شرح ابن‏ ميثم

142- و قال عليه السّلام: اعْتَصِمُوااِسْتَعْصِمُوا بِالذِّمَمِ فِي أَوْتَارِهَاأَوْتَادِهَا

اللغة

فالذمم: العهود و العقود و الأيمان.

المعنى

و استعار لفظ الأوتاد لشرائط العهود و أسباب إحكامها كأنّها أوتاد حافظة لها. و أراد امتنعوا من سخط اللّه و عذابه بحفظ الذمم في أوتادها فكأنّ العصمة منه يكون في أسباب حفظها و- في- متعلّق باعتصموا. و روى: استعصموا.

مطابق با حکمت 155 نسخه صبحی صالح

ترجمه فارسی شرح ابن‏ ميثم

142- امام (ع) فرمود: اعْتَصِمُوا بِالذِّمَمِ فِي أَوْتَادِهَا

لغت

ذمم: پيمانها، عقدها، سوگندها

ترجمه

«در پيمانهايتان از جمله وفاكنندگان باشيد».

شرح

كلمه: اوتاد (ميخها) را استعاره براى شرايط و اسباب احكام قراردادها، آورده است، گويا اينها ميخها و پايه‏هاى نگهدارنده پيمانها هستند، و مقصود امام (ع) آن است كه: از خشم خدا و عذاب او پرهيز كنيد به وسيله پايبندى به شرايط و اساس پيمانها، گويا پرهيز از خشم و عذاب، در گرو شرايط نگهدارنده پيمان است. فى، متعلق به اعتصموا است بعضى استعصموا روايت كرده ‏اند.

ترجمه‏ شرح‏ نهج‏ البلاغه(ابن‏ ميثم)، ج5 // قربانعلی  محمدی مقدم-علی اصغرنوایی یحیی زاده

 

نهج البلاغه کلمات قصار حکمت شماره 141 متن عربی با ترجمه فارسی (شرح ابن میثم)

شرح ابن‏ ميثم

141- و قال عليه السّلام: الرَّاضِي بِفِعْلِ قَوْمٍ كَالدَّاخِلِ فِيهِ مَعَهُمْ- وَ عَلَى كُلِّ دَاخِلٍ فِي بَاطِلٍ إِثْمَانِ- إِثْمُ الْعَمَلِ بِهِ وَ إِثْمُ الرِّضَا بِهِ‏

المعنى

و وجه التشبيه اشتراكهم في الرضا به المستلزم للميل إليه و مناسبته لطبعه.
و نفرّ عن الدخول في الباطل بما يلزمه من الإثمين: أمّا إثم العمل فظاهر، و أمّا إثم الرضا فلأنّ الرضا بالباطل يستلزم محبّته و هى رذيلة و إثم.

مطابق با حکمت 154 نسخه صبحی صالح

ترجمه فارسی شرح ابن‏ ميثم

141- امام (ع) فرمود: الرَّاضِي بِفِعْلِ قَوْمٍ كَالدَّاخِلِ فِيهِ مَعَهُمْ- وَ عَلَى كُلِّ دَاخِلٍ فِي بَاطِلٍ إِثْمَانِ- إِثْمُ الْعَمَلِ بِهِ وَ إِثْمُ الرِّضَا بِهِ

ترجمه

«كسى كه به عمل گروهى راضى باشد چنان است كه گويى با ايشان در انجام آن كار همراه بوده است و بر هر كسى كه انجام دهنده كار نادرست مى ‏باشد، دو گناه است يكى گناه انجام دادن آن كار، ديگرى گناه راضى بودن به آن.»

شرح

وجه شبه شركت داشتن با آنان در خشنودى به آن عمل لازمه‏اش علاقمندى و ميل قلبى به آن كار و رابطه آن كار با طبع اوست، امام (ع) از ورود در كار نادرست به دليل گناهانى كه در پى دارد، برحذر داشته است: گناه انجام كار، روشن است و اما گناه رضايت به كار، از آن رو كه خشنودى به كار نادرست نتيجه علاقمندى به آن است پس چنين علاقه ‏اى خود، ناپسند و گناه است.

ترجمه‏ شرح‏ نهج‏ البلاغه(ابن‏ ميثم)، ج5 // قربانعلی  محمدی مقدم-علی اصغرنوایی یحیی زاده

نهج البلاغه کلمات قصار حکمت شماره 140 متن عربی با ترجمه فارسی (شرح ابن میثم)صبر

شرح ابن‏ ميثم

140- و قال عليه السّلام:لَا يَعْدَمُ الصَّبُورُ الظَّفَرَ وَ إِنْ طَالَ بِهِ الزَّمَانُ

اللغة

فالصبور: كثير الصبر.

المعنى

و رغّب فيه بما يلزمه من الظفر و إن تأخّر. و ذلك عند كمال استعداد الصبور بالصبر و قوّته.

مطابق با حکمت 153 نسخه صبحی صالح

ترجمه فارسی شرح ابن‏ ميثم

140- امام (ع) فرمود: لَا يَعْدَمُ الصَّبُورُ الظَّفَرَ وَ إِنْ طَالَ بِهِ الزَّمَانُ

لغت
صبور: كثير الصبر

ترجمه

«شخص استوار و بردبار، پيروزى را هر چند كه زمانى دراز بگذرد از دست نمى‏ دهد».

شرح

امام (ع) در اين گفتار به وسيله نتيجه صبر يعنى پيروزىهر چند كه مدتى طول بكشد انسان را به صبر و بردبارى تشويق كرده است. پيروزى نهايى فرد صبور به خاطر آن است كه آمادگى و نيرومندى وى در اثر صبر كامل مى‏ شود.

ترجمه‏ شرح‏ نهج‏ البلاغه(ابن‏ ميثم)، ج5 // قربانعلی  محمدی مقدم-علی اصغرنوایی یحیی زاده