موضوعات نهج البلاغه(برچسب های)

برچسب ها

خطبه شماره ۱۴۰ (نسخه صبحی صالح ) ترجمه عبدالمحمد آیتی

خطبه: ۱۴۰

و من کلام له ع فی النَهْی عَنْ غِیَبهِ النَّاسِ: 

وَ إِنَّما یَنْبَغِی لِاءَهْلِ الْعِصْمَهِ وَ الْمَصْنُوعِ إِلَیْهِمْ فِى السَّلامَهِ اءَنْ یَرْحَمُوا اءَهْلَ الذُّنُوبِ وَ الْمَعْصِیَهِ، وَ یَکُونَ الشُّکْرُ هُوَ الْغالِبَ عَلَیْهِمْ، وَ الْحاجِزَ لَهُمْ عَنْهُمْ، فَکَیْفَ بِالْعائِبِ الَّذِی عابَ اءَخَاهُ، وَ عَیَّرَهُ بِبَلْواهُ، اءَما ذَکَرَ مَوْضِعَ سَتْرِ اللَّهِ عَلَیْهِ مِنْ ذُنُوبِهِ مِمَّا هُوَ اءَعْظَمُ مِنَ الذَّنْبِ الَّذِی عابَهُ بِهِ؟ وَ کَیْفَ یَذُمُّهُ بِذَنْبٍ قَدْ رَکِبَ مِثْلَهُ! فَإِنْ لَمْ یَکُنْ رَکِبَ ذَلِکَ الذَّنْبَ بِعَیْنِهِ فَقَدْ عَصَى اللَّهَ فِیما سِواهُ مِمّا هُوَ اءَعْظَمُ مِنْهُ، وَ ایْمُ اللَّهِ لَئِنْ لَمْ یَکُنْ عَصاهُ فِی الْکَبِیرِ وَ عَصاهُ فِی الصَّغِیرِ لَجُرْاءَتُهُ عَلَى عَیْبِ النَّاسِ اءَکْبَرُ.

یا عَبْدَ اللَّهِ، لا تَعْجَلْ فِی عَیْبِ اءَحَدٍ بِذَنْبِهِ فَلَعَلَّهُ مَغْفُورٌ لَهُ، وَ لا تَأْمَنْ عَلَى نَفْسِکَ صَغِیرَ مَعْصِیَهٍ فَلَعَلَّکَ مُعَذَّبٌ عَلَیْهِ، فَلْیَکْفُفْ مَنْ عَلِمَ مِنْکُمْ عَیْبَ غَیْرِهِ لِما یَعْلَمُ مِنْ عَیْبِ نَفْسِهِ، وَ لْیَکُنِ الشُّکْرُ شاغِلاً لَهُ عَلَى مُعافاتِهِ مِمَّا ابْتُلِیَ بِهِ غَیْرُهُ.

ترجمه :

سخنى از آن حضرت (ع ) در نهى از غیبت مردم :  

شایسته است ، آنان که مرتکب گناه نشده اند و از معصیت در امان مانده اند، به گناهکاران و عاصیان رحمت آورند. و همواره به درگاه خداوندى سپاس گزارند تا سپاس خداوندى ، آنان را از عیبجویى گناهکاران باز دارد. پس چگونه است حال غیبت کننده اى که زبان به غیبت برادر خود مى گشاید و او را به سبب گرفتار شدنش در چنگ گناه سرزنش مى کند. آیا به یاد ندارد که خداوند گناهان او را مستور داشته ، آن هم گناهانى ، که از گناهان کسى که زبان به غیبتش گشاده ، بسى بزرگتر بوده است . و چگونه او را به گناهى نکوهش مى کند که خود نیز همانند آن را مرتکب مى شود. و اگر آن گناه را، عینا، مرتکب نشده ، خداوند را در مواردى که از آن گناه عظیمتر بوده است ، نافرمانى کرده است . به خدا سوگند، اگر گناه بزرگى مرتکب نشده ولى نافرمانى کوچکى از او سر زده است ، جراءت او در عیبجویى و غیبت مردمان گناهى بزرگتر است .

اى بنده خدا، به عیبجویى گناهکار مشتاب ، شاید خداوند او را آمرزیده باشد و از خردک گناهى هم که کرده اى ، ایمن منشین ، بسا که تو را بدان عذاب کنند. هر کس از شما که به عیب دیگرى آگاه است ، باید از عیبجویى باز ایستد. زیرا مى داند که خود را نیز چنان عیبى هست .

باید به سبب عیبى که دیگران بدان مبتلا هستند و او از آن در امان مانده است ، خدا را شکر گوید و این شکرگزارى او را از نکوهش دیگران به خود مشغول دارد.

نهج البلاغه خطبه ها//ترجمه عبدالمحمد آیتی

خطبه شماره ۱۰۳ (نسخه صبحی صالح ) ترجمه عبدالمحمد آیتی

۱۰۳- و من خطبه له ( علیه‏السلام  )فی التزهید فی الدنیا

انْظُرُوا إ لَى الدُّنْیَا نَظَرَ الزَّاهِدِینَ فِیهَا، الصَّادِفِینَ عَنْهَا، فَإِنَّهَا وَ اللَّهِ عَمّا قَلِیلٍ تُزِیلُ الثَّاوِیَ السَّاکِنَ، وَ تَفْجَعُ الْمُتْرَفَ الْآمِنَ، لا یَرْجِعُ ما تَوَلَّى مِنْها فَاءَدْبَرَ، وَ لا یُدْرى ما هُوَ آتٍ مِنْها فَیُنْتَظَرَ، سُرُورُها مَشُوبٌ بِالْحُزْنِ، وَ جَلَدُ الرِّجَالِ فِیها إ لَى الضَّعْفِ وَ الْوَهْنِ، فَلا یَغُرَّنَّکُمْ کَثْرَهُ مَا یُعْجِبُکُمْ فِیها، لِقِلَّهِ مَا یَصْحَبُکُمْ مِنْهَا.

رَحِمَ اللَّهُ امْرَأً تَفَکَّرَ فَاعْتَبَرَ، وَ اعْتَبَرَ فَاءَبْصَرَ، فَکَاءَنَّ ما هُوَ کائِنٌ مِنَ الدُّنْیَا عَنْ قَلِیلٍ لَمْ یَکُنْ، وَ کَاءَنَّ ما هُوَ کائِنٌ مِنَ الْآخِرَهِ عَمّا قَلِیلٍ لَمْ یَزَلْ، وَ کُلُّ مَعْدُودٍ مُنْقَضٍ، وَ کُلُّ مُتَوَقَّعٍ آتٍ وَ کُلُّ آتٍ، قَرِیبٌ دَانٍ.

صفه العالم‏

مِنْهَا:الْعالِمُ مَنْ عَرَفَ قَدْرَهُ، وَ کَفى بِالْمَرْءِ جَهْلاً اءَنْ لا یَعْرِفَ قَدْرَهُ، وَ إِنَّ مِنْ اءَبْغَضِ الرِّجَالِ إ لَى اللَّهِ تَعَالَى لَعَبْدا وَکَلَهُ اللَّهُ إِلَى نَفْسِهِ، جَائِرا عَنْ قَصْدِ السَّبِیلِ، سَائِرا بِغَیْرِ دَلِیلٍ، إِنْ دُعِیَ إ لَى حَرْثِ الدُّنْیَا عَمِلَ، وَ إ نْ دُعِیَ إ لَى حَرْثِ الْآخِرَهِ کَسِلَ، کَاءَنَّ ما عَمِلَ لَهُ وَاجِبٌ عَلَیْهِ وَ کَاءَنَّ ما وَنى فِیهِ سَاقِطٌ عَنْهُ.

آخر الزمان‏

وَ مِنْهَا:وَ ذَلِکَ زَمَانٌ لا یَنْجُو فِیهِ إِلا کُلُّ مُؤْمِنٍ نُوَمَهٍ، إ نْ شَهِدَ لَمْ یُعْرَفْ، وَ إ نْ غابَ لَمْ یُفْتَقَدْ اءُولَئِکَ مَصَابِیحُ الْهُدَى ، وَ اءَعْلاَمُ السُّرَى ، لَیْسُوا بِالْمَسَایِیحِ، وَ لا الْمَذَایِیعِ الْبُذُرِ، اءُولَئِکَ یَفْتَحُ اللَّهُ لَهُمْ اءَبْوابَ رَحْمَتِهِ، وَ یَکْشِفُ عَنْهُمْ ضَرَّاءَ نِقْمَتِهِ.

اءَیُّهَا النَّاسُ، سَیَأْتِی عَلَیْکُمْ زَمانٌ یُکْفَأُ فِیهِ الْإِسْلاَمُ کَما یُکْفَأُ الْإِنَاءُ بِما فِیهِ، اءَیُّهَا النَّاسُ إ نَّ اللَّهَ قَدْ اءَعَاذَکُمْ مِنْ اءَنْ یَجُورَ عَلَیْکُمْ، وَ لَمْ یُعِذْکُمْ مِنْ اءَنْ یَبْتَلِیَکُمْ، وَ قَدْ قالَ جَلَّ مِنْ قائِلٍ: إ نَّ فِی ذ لِکَ لاَی اتٍ وَ إ نْ کُنّ ا لَمُبْتَلِینَ.

قال السید الشریف

اءمَا قَوْلُهُ ع : (کُل مُؤ مِن نُوَمَهٍ) فَإ نَّما اءَرادَ بِهِ الْحامِلَ الذَّکْرِ الْقَلِیلَ الشَّرِ، وَ الْمَسایِیحُ جَمْعُ مِسْیاح ، وَ هُوَ الَّذِی یَسیِحُ بَیْنَ الناسَ بِالْفسادِ وَ النَّمائِمِ، وَ الْمَذایِیعُ جَمْعُ مِذْیاعٍ، وَ هُو الذی إ ذا سَمِعَ لِغَیرِه بِفاحِشَه اءَذاعَها وَ نوَهَّ بِها، وَ الْبُذُرُجَمْعَ بَذُورٍ، وَ هُو الَّذِی یَکْثَرَ سَفَهُهُ وَ یَلْغُو مَنْطِقُهُ.

ترجمه : 

خطبه اى از آن حضرت (ع )

به این دنیا به همان چشم بنگرید که زاهدان و روى برتافتگان از آن ، در آن مى نگرند. زیرا، به خدا سوگند، پس از اندک زمانى ، کسانى را که در آن جا خوش کرده اند، بیرون مى راند و صاحبان نعمت و امنیت را به رنج و درد گرفتار مى سازد.

هر چه از آن پشت کرده و رفته است ، باز نمى گردد و کس نمى داند که آنچه در راه آمدن است چیست ، تا چشم به راه آمدنش باشد. شادیش به اندوه آمیخته است و دلیرى و چالاکى مردانش به ضعف و سستى مى گراید. نفریبد شما را آنهمه چیزهایى که به اعجابتان وامى دارد، زیرا، زمان همراهى آنها با شما اندک است .

رحمت خداوند بر کسى که بیندیشد و عبرت گیرد و چون عبرت گرفت ، دیده دلش گشوده شود. گویى ، هر چه در دنیا موجود است ، پس از اندک زمانى از میان خواهد رفت و، هر چه از آخرت است ، هرگز زوال نیابد. هر چه به شمار در آید، پایان یافتنى است و هر چه انتظارش را برند، آمدنى است (و هر چه آمدنى است زودا که از راه برسد.)

و هم از این خطبه :

دانا کسى است که پایگاه خود را بشناسند. نشان نادان بودن انسان همین بس ، که پایگاه خود نشناسد. دشمنترین مردمان در نزد خدا، بنده اى است که خدا او را به خود واگذارد و او پاى از راه راست بیرون هشته ، بى هیچ راهنمایى ، راه مى پیماید. اگر به مزرعه دنیایش فراخوانند به کار پردازد و اگر به مزرعه آخرتش فراخوانند، اظهار ملالت و کاهلى کند، چنانکه گویى ، کار مزرعه دنیا بر او واجب است و کار آخرت ، که هر بار به تاءخیرش مى افکند، وظیفه او نیست .

و هم از این خطبه :

در آن زمان که در پیش است ، رهایى نیابد، مگر آن مؤ منى که گمنام زیسته باشد و شرّ او به کس نرسد. اگر در جمعى حاضر آید، نشناسندش و اگر از آنجا برود به جستجویش برنخیزند. چنین کسان ، چراغهاى هدایت اند و براى کسانى که در تاریکى گرفتارند، نشانه هاى روشن . اینان سخن یکى به دیگرى نبرند و عیوب نهان کسان آشکار نسازند. در آنها نشانى از سفاهت نیست . خداوند درهاى رحمتش را به روى آنان گشاده است و سختى عقوبت و سخط خویش از آنان برمى دارد. اى مردم ، بزودى زمانى بر شما خواهد آمد، که اسلام همانند ظرفى شود که وارونه اش ‍ کرده اند تا هر چه در آن بوده ریخته باشد. اى مردم ، خدا شما را پناه داده ، که بر شما ستم نشود، ولى پناه نداده که شما را نیازماید. خداى جلیل و بزرگ فرماید (هر آینه در این نشانه هاست و گرچه ما خود آزماینده بوده ایم .)

شریف رضى گوید :

اما گفته امام (ع ): (کلّ مؤ من نومه ) گمنامى را اراده کرده که شر و فسادى از او نزاید. (مساییح ) جمع کلمه (مسیاح ) است ، یعنى کسى که سخن چینى کند و (مذاییع ) جمع (مذیاع ) است و آن کسى است که چون زشتى و ناشایست کسى در بشنود آن را فاش کند و بر همه بگوید. و (بذر) جمع (بذور) است و آن کسى است که در او سفاهت بسیار است و سخنان بیهوده گوید.

نهج البلاغه خطبه ها//ترجمه عبدالمحمد آیتی

نهج البلاغه کلمات قصار حکمت شماره 223 صبحي صالح(ترجمه عبدالمحمد آیتی)پوشاندن عیب

۲۲۳-وَ قَالَ ( علیه‏السلام )مَنْ کَسَاهُ الْحَیَاءُ ثَوْبَهُ لَمْ یَرَ النَّاسُ عَیْبَهُ

شماره حکمت براساس نسخه صبحی صالح

حکمت 214 دکتر آیتی

و فرمود (ع):

هر كه حيا جامه‏ اى بر او پوشاند، كسى عيبى در او نبيند.

ترجمه عبدالمحمد آیتی

نهج البلاغه کلمات قصار حکمت شماره 51 صبحي صالح(ترجمه عبدالمحمد آیتی)عیب

۵۱-وَ قَالَ ( علیه‏السلام )عَیْبُکَ مَسْتُورٌ مَا أَسْعَدَکَ جَدُّکَ

شماره حکمت براساس نسخه صبحی صالح

48 و فرمود (ع):

عيب تو پوشيده است تا بخت مساعد توست.

ترجمه عبدالمحمد آیتی

 

نهج البلاغه موضوعی فضایل اخلاقی- عیب پوشى

عیب پوشى

۱۲۹۵٫ نظر در عیب خود
من نظر فى عیب نفسه ، اشتغل عن عیب غیره .
هر که در عیب خود بنگرد، عیب دیگران را از یاد ببرد.(۱۲۸۹)

۱۲۹۶٫ رابطه عیب و بخت
عیبک مستور ما اءسعدک جدک .
عیب پنهان است تا بختت (و اقبال دنیا) به سوى تو است . (۱۲۹۰)

۱۲۹۷٫ بزرگ ترین عیب
اءکبر العیب اءن تعیب ما فیک مثله .
بزرگ ترین عیب آن است که آن چه را که خود دارى ، بر دیگر عیب شمارى . (۱۲۹۱)

۱۲۹۸٫ راز جامه حیا
من کساه الحیاه ثوبه ، لم یر الناس عیبه .
هر که را جامه حیا بپوشاند، عیب او از مردم نهان ماند. (۱۲۹۲)

۱۲۹۹٫ پوشاندن عیوب دیگران
من اءشرف اءعمال الکریم ، غفلته عما یعلم .
از کارهاى شرافتمندانه مرد کریم آن است که از آن چه که مى داند خود را به غفلت مى زند (و عیب دیگران را نادیده مى پندارد). (۱۲۹۳)

۱۳۰۰٫ عیب آدمى
لا یعاب المرء بتاءخیر حقه ، انما یعاب من اءخذ ما لیس له .
آدمى را عیب نیست که حقش به تاءخیر افتد، همانا عیب آن است که دست به ناحق برآرد. (۱۲۹۴)



۱۲۸۴- حکمت ۲۵۲٫
۱۲۸۵- خطبه ۲۰۹٫
۱۲۸۶- حکمت ۲۴۷٫
۱۲۸۷- خطبه ۱۴۲٫
۱۲۸۸- نامه ۳۱٫
۱۲۸۹- حکمت ۳۴۹٫
۱۲۹۰- حکمت ۵۱٫
۱۲۹۱- حکمت ۳۵۳٫
۱۲۹۲- حکمت ۲۲۳٫
۱۲۹۳- حکمت ۲۲۲٫
۱۲۹۴- حکمت ۱۶۶٫

نهج البلاغه موضوعی//عباس عزیزی