موضوعات نهج البلاغه(برچسب های)

برچسب ها

نهج البلاغه موضوعی شک و یقین

شک و یقین

۱۵۱۵٫ مظلوم شدن عیب نیست مادامى که …
ما على المسلم من غضاضه من اءن یکون مظلما ما لم یکن شاکا فى دینه ، و لامرتابا بیقینه !
براى یک مسلمان ، مظلوم واقع شدن عیب و نقص نیست ، مادامى که در دین خود شک نیاورد و به یقین خود تردید نکند. (۱۵۰۹)

۱۵۱۶٫ بازدارنده شبهات
من صرحت له العبر عما بین یدیه من المثلات ، حجزته التقوى عن تقحم الشبهات .
هر کس از کیفرهایى که بر سر پیشینیانش آمده است عبرت گیرد، تقوا و پرهیزگارى او را از فروافتادن در ورطه شبهات باز دارد. (۱۵۱۰)

۱۵۱۷٫ شک در حق
بعد قتل طلحه و الزبیر : الیوم اءنطق لکم العجماء ذات البیان . عزب راءى امرى تخلف عنى ! ما شککت فى الحق مذ اءریته .
بعد از کشته شدن طلحه و زبیر فرمود: امروز آشکار و رسا با شما سخن مى گویم : دور باد اندیشه کسى که از من سرپیچید! از زمانى که حق به من نمایانده شده در آن شک نکرده ام . (۱۵۱۱)

۱۵۱۸٫ حال اولیاى خدا هنگام شک
انما سمیت الشبهه شبهه لانها تشبه الحق ، فاءما اءولیاءالله فصیاؤ هم فیها الیقین ، و دلیلهم سمت الهدى ، و اءما اءعداءالله فدعاؤ هم فیها الضلال ، و دلیلهم العمى .
شبهه به این دلیل شبهه نامیده شده که شبیه حق است ، اما اولیاى خدا در هنگام شبهه روشنایى راهشان یقین است و راهنمایشان راه راست ، ولى دشمنان خدا به گاه شبهه دعوتشان گمراهى است و راهنمایشان کورى . (۱۵۱۲)

۱۵۱۹٫ خطر بدعت هاى شبهه ناک
ان المبتدعات المشتبهات هن المهلکات الا ما حفظ الله منها .
همانا بدعت هاى شبهه ناک نابودکننده اند، مگر این که خداوند (انسان را) از آن ها حفظ کند. (۱۵۱۳)

۱۵۲۰٫ نتیجه شک
والله لقد اعترض الشک و دخل الیقین ، حتى کاءن الذى ضمن لکم قد فرض علیکم ، و کاءن الذى قد فرض علیکم قد وضع عنکم .به خدا سوگند، که شک عارض گشته و یقین تباه شده است ، به طورى که آن چه براى شما تضمین گشته (یعنى روزى ) گویا (تلاش در راه کسب آن ) بر شما واجب است و آن چه بر شما واجب گشته ، گویى از دوش شما برداشته شده است .(۱۵۱۴)

۱۵۲۱٫ آثار مخرب شبهه
احذر الشبهه و اشتمالها على لبستها؛ فان الفتنه طالما اءغدفت جلابیها، و اءغشت الابصار ظلمتها .
در نامه خود به معاویه مى فرماید: از شبهه و اشتباه افکنى هاى آن بپرهیز؛ زیرا دیرزمانى است که فتنه پرده هاى سیاه خود را گسترده و تاریکى آن دیدگان را فرو پوشانده است . (۱۵۱۵)

۱۵۲۲٫ اقدام به گاه یقین
لا تجعلوا علمکم جهلا، و یقینکم شکا. اذا عملتم فاعملوا، و اذا تیقنتم فاءقدموا .
دانش خود را به نادانى و یقین خود را به دودلى تبدیل نکنید، هرگاه دانستید، به کار بندید و هرگاه به کارى یقین پیدا کردید، اقدام کنید. (۱۵۱۶)

۱۵۲۳٫ عاملین به شبهات
(اءهل الضلال ) یعملون فى الشبهات ، و یسیرون فى الشهوات .
(گمراهان ) به شبهه ها عمل مى کنند و در گرداب شهوت ها غوطه ورند. (۱۵۱۷)

۱۵۲۴٫ همراه با جماعتى و شبیه به آنان
ان لم تکن حلیما فتحلم ؛ فانه قل من تشبه بقوم ، الا اءوشک اءن یکون منهم .
اگر خویشتن دار نیستى ، پس خود را به صورت آن درآور؛ زیرا کم است که کسى خود را شبیه جمعیتى بکند و از آنان به شمار نیاید. (۱۵۱۸)

۱۵۲۵٫ شک به خداوند.
عجبت لمن شک فى الله ، و هو یرى خلق الله .
در شگفتم از کسى که درباره خدا شک کند، در حالى که آفریده هاى خدا را مى بیند. (۱۵۱۹)

۱۵۲۶٫ تقویت قلب
اءحى قلبک بالموعظه ، و اءمته بالزهاده ، و قوه بالیقین .
قلبت را با موعظه زنده بدار و نفست را با اعراض از مزخرفات دنیا و با یقین تقویت نما. (۱۵۲۰)

۱۵۲۷٫ یقین و مقصود
بالیقین تدرک الغایه القصوى .
با یقین به بالاترین درجه مقصود مى توان رسید. (۱۵۲۱)

۱۵۲۸٫ بخش هاى شک
الشک على اءربع شعب : على التمارى و الهول و التردد و الاستسلام : فمن جعل المراء دیدنا لم یصبح لیله ؛ و من هاله ما بین یدیه نکص على عقبیه ؛ و من تردد فى الریب وطئته سنابک الشیاطین ، و من استسلم لهلکه الدنیا و الاخره هلک فیهما .

شک بر چهار چیز است : جدال و ستیزگى ، ترس ، تردید و خودباختگى ، کسى که جدال را شیوه خود ساخت ، هرگز از تاریکى جهل به روشنایى یقین نرسد و هر کس از آینده بترسد به قهقرا برگردد و از پیشروى بازماند و کسى که در تردید باشد نتواند تصمیم بگیرد، زیر سم شیطان ها پایمال خواهد شد و کسى که در برابر وسائل هلاکت دنیا و آخرت خودباخته شود، در هر دو جهان هلاک خواهد شد. (۱۵۲۲)

۱۵۲۹٫ انتظار خصلت هاى پسندیده
اذا کان فى رجل خله رائقه ، فانتظروا اءخواتها .
اگر در وجود کسى خصلتى پسندیده باشد، انتظار خصلت هاى پسندیده دیگرى را نیز در او داشته باشید. (۱۵۲۳)

۱۵۳۰٫ شناخت حوادث و پندآموزى از آن
الیقین منها (من دعائم الایمان ) على اءربع شعب : على بصره الفطنه ، و تاءول الحکمه ، و موعظه العبره ؛ و سنه الاولین : فمن تبصر فى القطنه تبینت له الحکمه ؛ و من تبینت له الحکمه عرف العبره ؛ و من عرف العبره فکاءنما کان فى الاولین .

یقین (که از پایه هاى ایمان است ) بر چهار شعبه است : بر بینایى هوش ، درک حقایق ، پندآموزى از حوادث عبرت آور و توجه به روش پیشینیان . کسى که هوش بینا دارد، دقایق امور برایش روشن مى شود که دقایق امور برایش ‍ روشن شد، حوادث پندآور را بشناسد و کسى که حوادث پندآور را شناخت ، گویا تجربه آموخته است . (۱۵۲۴)

۱۵۳۱٫ حق یقین
هجم بهم العلم على حقیقه البصیره ، و باشروا روح الیقین ، و استلانوا ما استعوره المترفون ، و اءنسوا بما استوحش منه الجاهلون ، و صحبوا الدنیا باءبدان اءرواحها معلقه بالمحل الاعلى . اءولئک خلفاءالله فى اءرضه ، و الدعاه الى دینه . آه آه شوقا الى رؤ یتهم !

علم با حقیقت بینایى به آنان روى آورد و آنان با روح یقین با آن ارتباط برقرار نمودند و آن چه که خودکامگان مشکل دیده اند براى آنان آسان بوده و با آن چه نادانان از آن وحشت کرده اند انس و الفت گرفتند و با این دنیا با بدن هایشان ارتباط برقرار کردند، در حالى که ارواح آنان از محل اعلا آویزان است . آنان هستند جانشینان خداوندى در روى زمین و دعوت کنندگان به دینش . آه آه چه اشتیاقى به دیدار آنان دارم ! (۱۵۲۵)

۱۵۳۲٫ راسخ در دین
انى لعلى یقین من ربى ، و غیر شبهه من دینى .
من به پروردگارم یقین دارم و در دین و آیین خود گرفتار شبهه نیستم . (۱۵۲۶)

۱۵۳۳٫ بالاترین پارسایى
لا ورع کالوقوف عند الشبهه .
هیچ گونه پارسایى همچون پرهیز از شبهات نیست . (۱۵۲۷)

۱۵۳۴٫ گمان خوب
من ظن بک خیرا فصدق ظنه .
هرکه به تو به خوش گمان است گمانش را درست درآور. (۱۵۲۸)

۱۵۳۵٫ محبوب ترین بندگان خدا
عبادالله ! ان من اءحب عبادالله الیه عبدا اءعانه الله على نفسه ، فاستشعر الحزن ، و تجلبب الخوف ؛ فرهر مصباح الهدى فى قلبه … قد اءبصر طریقه ، و سلک سبیله ، و عرف مناره ، و قطع غماره ، و استمسک من العرى باءوثقها، و من الحبال باءمتنها، فهو من الیقین على مثل ضوء الشمس .

اى بندگان خدا! از محبوب ترین بندگان خدا در پیشگاه ربوبى بنده اى است که خداوند (سبحان ) او را در شناخت نفس خود و ساختن آن یارى فرماید. (این انسان مورد عنایت خداوندى ) لباسى از اندوه بر تن نمود و پوشاکى از بیم خود پوشید بینایى را به براهین روشن شناخت و از فرورفتن در شهوات برجست و از وسایل نجات به استوارترین آن ها و از طناب هاى نهدارنده به محکم ترین آن ها چنگ زد. درجه یقین او همانند نور خورشید پرفروغ گشت . (۱۵۲۹)



۱۵۰۹- نامه ۲۸٫
۱۵۱۰- خطبه ۱۶٫
۱۵۱۱- خطبه ۴٫
۱۵۱۲- خطبه ۳۸٫
۱۵۱۳- خطبه ۱۶۹٫
۱۵۱۴- خطبه ۱۱۴٫
۱۵۱۵- نامه ۶۵٫
۱۵۱۶- حکمت ۲۷۴٫
۱۵۱۷- خطبه ۸۸٫
۱۵۱۸- حکمت ۲۰۷٫
۱۵۱۹- ۱۲۶٫
۱۵۲۰- نامه ۳۱٫
۱۵۲۱- خطبه ۱۵۷٫
۱۵۲۲- حکمت ۳۱٫
۱۵۲۳- حکمت ۴۴۵٫
۱۵۲۴- حکمت ۳۱٫
۱۵۲۵- حکمت ۱۴۷٫
۱۵۲۶- خطبه ۲۲٫
۱۵۲۷- حکمت ۱۱۳٫
۱۵۲۸- حکمت ۲۴۸٫
۱۵۲۹- خطبه ۸۷٫

نهج البلاغه موضوعی//عباس عزیزی