نهج البلاغه کلمات قصار حکمت شماره 471 صبحي صالح(ترجمه عبدالمحمد آیتی)سخن حکمت آمیز

471-و قال ( عليه‏السلام )لَا خَيْرَ فِي الصَّمْتِ عَنِ الْحُكْمِ كَمَا أَنَّهُ لَا خَيْرَ فِي الْقَوْلِ بِالْجَهْلِ

شماره حکمت براساس نسخه صبحی صالح

حکمت 463 دکتر آیتی

 و فرمود (ع): كسى كه سخنش حكمت‏ آميز است، خاموشيش سود ندارد، همان گونه كه سخن گفتن نادان را فايدتى نيست.

ترجمه عبدالمحمد آیتی

نهج البلاغه کلمات قصار حکمت شماره 333 صبحي صالح(ترجمه عبدالمحمد آیتی)صفات مومن

333-وَ قَالَ ( عليه‏السلام )فِي صِفَةِ الْمُؤْمِنِ الْمُؤْمِنُ بِشْرُهُ فِي وَجْهِهِ وَ حُزْنُهُ فِي قَلْبِهِ أَوْسَعُ شَيْ‏ءٍ صَدْراً وَ أَذَلُّ شَيْ‏ءٍ نَفْساً يَكْرَهُ الرِّفْعَةَ وَ يَشْنَأُ السُّمْعَةَ طَوِيلٌ غَمُّهُ بَعِيدٌ هَمُّهُ كَثِيرٌ صَمْتُهُ مَشْغُولٌ وَقْتُهُ شَكُورٌ صَبُورٌ مَغْمُورٌ بِفِكْرَتِهِ ضَنِينٌ بِخَلَّتِهِ سَهْلُ الْخَلِيقَةِ لَيِّنُ الْعَرِيكَةِ نَفْسُهُ أَصْلَبُ مِنَ الصَّلْدِ وَ هُوَ أَذَلُّ مِنَ الْعَبْدِ

شماره حکمت براساس نسخه صبحی صالح

حکمت 325 دکتر آیتی

 در صفت مؤمن چنين فرمود: مؤمن را شادمانى در چهره است و اندوه در دل حوصله اش از همه بيش است و نفسش از همه خوارتر. برترى جويى را خوش ندارد و از خودنمايى بيزار است.

اندوهش بسيار و همتش بلند و خاموشيش دراز و وقتش مشغول است. مؤمن صبور و شكرگزار است، همواره در انديشه است و در اظهار نياز امساك كند. نرمخوى و نرم‏ رفتار است. نفسش از صخره سخت ‏تر است، در عين حال، خود را از بردگان كمتر مى‏ گيرد.

ترجمه عبدالمحمد آیتی

نهج البلاغه کلمات قصار حکمت شماره 289 صبحي صالح(ترجمه عبدالمحمد آیتی)فضایل اخلاقی

289-وَ قَالَ ( عليه‏السلام )كَانَ لِي فِيمَا مَضَى أَخٌ فِي اللَّهِ وَ كَانَ يُعْظِمُهُ فِي عَيْنِي صِغَرُ الدُّنْيَا فِي عَيْنِهِ
وَ كَانَ خَارِجاً مِنْ سُلْطَانِ بَطْنِهِ فَلَا يَشْتَهِي مَا لَا يَجِدُ وَ لَا يُكْثِرُ إِذَا وَجَدَ
وَ كَانَ أَكْثَرَ دَهْرِهِ صَامِتاً فَإِنْ قَالَ بَذَّ الْقَائِلِينَ وَ نَقَعَ غَلِيلَ السَّائِلِينَ
وَ كَانَ ضَعِيفاً مُسْتَضْعَفاً فَإِنْ جَاءَ الْجِدُّ فَهُوَ لَيْثُ غَابٍ وَ صِلُّ وَادٍ
لَا يُدْلِي بِحُجَّةٍ حَتَّى يَأْتِيَ قَاضِياً
وَ كَانَ لَا يَلُومُ أَحَداً عَلَى مَا يَجِدُ الْعُذْرَ فِي مِثْلِهِ حَتَّى يَسْمَعَ اعْتِذَارَهُ
وَ كَانَ لَا يَشْكُو وَجَعاً إِلَّا عِنْدَ بُرْئِهِ
وَ كَانَ يَقُولُ مَا يَفْعَلُ وَ لَا يَقُولُ مَا لَا يَفْعَلُ
وَ كَانَ إِذَا غُلِبَ عَلَى الْكَلَامِ لَمْ يُغْلَبْ عَلَى السُّكُوتِ
وَ كَانَ عَلَى مَا يَسْمَعُ أَحْرَصَ مِنْهُ عَلَى أَنْ يَتَكَلَّمَ
وَ كَانَ إِذَا بَدَهَهُ أَمْرَانِ يَنْظُرُ أَيُّهُمَا أَقْرَبُ إِلَى الْهَوَى فَيُخَالِفُهُ
فَعَلَيْكُمْ بِهَذِهِ الْخَلَائِقِ فَالْزَمُوهَا وَ تَنَافَسُوا فِيهَا فَإِنْ لَمْ تَسْتَطِيعُوهَا فَاعْلَمُوا أَنَّ أَخْذَ الْقَلِيلِ خَيْرٌ مِنْ تَرْكِ الْكَثِير

شماره حکمت براساس نسخه صبحی صالح

حکمت 281 دکتر آیتی

و فرمود (ع): پيش از اين مرا برادرى بود، در راه خدا كه خرد بودن دنيا در نظرش او را در چشم من بزرگ داشته بود،
هرگز بنده شكم نبود. چيزى را كه نمى ‏يافت، آرزو نمى ‏كرد و چون مى‏ يافت، بسيار به كار نمى ‏برد.
بيشتر روزگارش در خاموشى مى‏ گذشت و اگر سخن مى‏ گفت بر ديگر گويندگان غلبه مى ‏يافت. و عطش پرسندگان را فرو مى‏ نشاند.
مردى افتاده بود و همه ناتوانش مى ‏انگاشتند. چون زمان كوشش فرا مى‏ رسيد، شير بيشه را مى ‏ماند و مار بيابان را.
تا نزد قاضى نمى‏ رفت، حجت نمى ‏آورد.
كسى را كه خطا مى‏ كرد و مى‏ دانست عذرى دارد، تا عذرش را نمى‏ شنيد، ملامتش نمى ‏كرد.
از درد شكوه نمى ‏نمود، مگر آن گاه كه بهبود يافته بود.
اگر كارى را مى‏ كرد، مى‏ گفت و اگر نمى ‏كرد، نمى‏ گفت.
اگر در سخن مغلوب مى ‏شد، در خاموشى مغلوب نمى ‏شد.
همواره به شنيدن حريصتر بود تا به گفتن.
هرگاه دو كار براى او پيش مى ‏آمد مى‏ نگريست كه كدام يك از آن دو به هواى نفس نزديكتر است تا خلاف آن كند.
بر شما باد به اين خويها، آنها را فرا گيريد و در فراگرفتنشان با يكديگر رقابت نماييد. اگر نتوانستيد به همه آنها برسيد، بر گرفتن اندك بهتر از ترك‏ كردن همه است.

ترجمه عبدالمحمد آیتی

موضوعات نهج البلاغه(برچسب های)

برچسب ها

خطبه شماره ۱۴۷ (نسخه صبحی صالح ) ترجمه عبدالمحمد آیتی

خطبه : ۱۴۷

و من خطبه له ع  

فَبَعَثَ اللَّهُ مُحَمَّدا صَلّى اللّهُ عَلَیهِ وَ آلِه بِالْحَقِّ لِیُخْرِجَ عِبادَهُ مِنْ عِبَادَهِ الْاءَوْثانِ إِلى عِبادَتِهِ، وَ مِنْ طاعَهِ الشَّیْطانِ إِلى طاعَتِهِ، بِقُرْآنٍ قَدْ بَیَّنَهُ وَ اءَحْکَمَهُ لِیَعْلَمَ الْعِبادُ رَبَّهُمْ إِذْ جَهِلُوهُ، وَ لِیُقِرُّوا بِهِ بَعْدَ إِذْ جَحَدُوهُ، وَ لِیُثْبِتُوهُ بَعْدَ إِذْ اءَنْکَرُوهُ، فَتَجَلَّى لَهُمْ سُبْحانَهُ فِی کِتابِهِ مِنْ غَیْرِ اءَنْ یَکُونُوا رَاءَوْهُ بِما اءَراهُمْ مِنْ قُدْرَتِهِ، وَخَوَّفَهُمْ مِنْ سَطْوَتِهِ، وَ کَیْفَ مَحَقَ مَنْ مَحَقَ بِالْمَثُلاتِ، وَاحْتَصَدَ مَنِاحْتَصَدَ بِالنَّقِماتِ.

وَ إِنَّهُ سَیَاءْتِى عَلَیْکُمْ مِنْ بَعْدِی زَمانٌ لَیْسَ فِیهِ شَىْءٌ اءَخْفَى مِنَ الْحَقِّ، وَ لا اءَظْهَرَ مِنَالْباطِلِ، وَ لا اءَکْثَرَ مِنَالْکَذِبِ عَلى اللَّهِ وَ رَسُولِهِ، وَ لَیْسَ عِنْدَ اءَهْلِ ذلِکَ الزَّمَانِ سِلْعَهٌ اءَبْوَرَ مِنَ الْکِتابِ إِذا تُلِىَ حَقَّ تِلاوَتِهِ، وَ لا اءَنْفَقَ مِنْهُ إِذا حُرِّفَ عَنْ مَواضِعِهِ، وَ لا فِی الْبِلادِ شَىْءٌ اءَنْکَرَ مِنَ الْمَعْرُوفِ، وَ لا اءَعْرَفَ مِنَ الْمُنْکَرِ.

فَقَدْ نَبَذَ الْکِتابَ حَمَلَتُهُ، وَ تَناساهُ، حَفَظَتُهُ، فَالْکِتابُ یَوْمَئِذٍ وَ اءَهْلُهُ مَنْفِیّانِ طَرِیدانِ، وَ صاحِبانِ مُصْطَحِبانِ فِی طَرِیقٍ واحِدٍ لا یُؤْوِیهِما مُؤْوٍ، فَالْکِتابُ وَ اءَهْلُهُ فِى ذلِکَ الزَّمانِ فِی النّاسِ وَلَیْسا فِیهِمْ، وَ مَعَهُمْ، وَلَیْسا مَعَهُمْ، لِاءَنَّ الضَّلالَهَ لا تُوافِقُ الْهُدى وَ إِنِ اجْتَمَعا، فَاجْتَمَعَ الْقَوْمُ عَلَى الْفُرْقَهِ وَ افْتَرَقُوا عَنِ الْجَماعَهِ.

کَاءَنَّهُمْ اءَئِمَّهُ الْکِتابِ وَ لَیْسَ الْکِتابُ إِمامَهُمْ! فَلَمْ یَبْقَ عِنْدَهُمْ مِنْهُ إِلا اسْمُهُ، وَ لا یَعْرِفُونَ إِلاّ خَطَّهُ وَزَبْرَهُ، وَ مِنْ قَبْلُ ما مَثَّلُوا بِالصّالِحِینَ کُلَّ مُثْلَهٍ، وَسَمَّوْا صِدْقَهُمْ عَلَى اللَّهِ فِرْیَهً، وَجَعَلُوا فِی الْحَسَنَهِ الْعُقُوبَهَ السَّیِّئَهِ، وَ إِنَّما هَلَکَ مَنْ کانَ قَبْلَکُمْ بِطُولِ آمالِهِمْ، وَ تَغَیُّبِ آجالِهِمْ، حَتَّى نَزَلَ بِهِمُ الْمَوْعُودُ الَّذِی تُرَدُّ عَنْهُ الْمَعْذِرَهُ، وَ تُرْفَعُ عَنْهُ التَّوْبَهُ، وَ تَحُلُّ مَعَهُ الْقارِعَهُ وَالنِّقْمَهُ.

اءَیُّهَا النَّاسُ، إِنَّهُ مَنِ اسْتَنْصَحَ اللَّهَ وُفِّقَ، وَمَنِ اتَّخَذَ قَوْلَهُ دَلِیلاً هُدِى لِلَّتِی هِیَ اءَقُومُ، فإِنَّ جارَ اللَّهِ آمِنٌ وَ عَدُوَّهُ خَائِفٌ، وَ إِنَّهُ لا یَنْبَغِى لِمَنْ عَرَفَ عَظَمَهَ اللَّهِ اءَنْ یَتَعَظَّمَ، فَإِنَّ رِفْعَهَ الَّذِینَ یَعْلَمُونَ ما عَظَمَتُهُ اءَنْ یَتَواضَعُوا لَهُ، وَ سَلامَهَ الَّذِینَ یَعْلَمُونَ ما قُدْرَتُهُ اءَنْ یَسْتَسْلِمُوا لَهُ، فَلا تَنْفِرُوا مِنَ الْحَقِّ نِفارَ الصَّحِیحِ مِنَ الْاءَجْرَبِ، وَالْبارِئِ مِنْ ذِى السَّقَمِ.

وَاعْلَمُوا اءَنَّکُمْ لَنْ تَعْرِفُوا الرُّشْدَ حَتَّى تَعْرِفُوا الَّذِى تَرَکَهُ، وَ لَنْ تَأْخُذُوا بِمِیثاقِ الْکِتابِ حَتَّى تَعْرِفُوا الَّذِى نَقَضَهُ، وَ لَنْ تَمَسَّکُوا بِهِ حَتَّى تَعْرِفُوا الَّذِى نَبَذَهُ، فَالْتَمِسُوا ذلِکَ مِنْ عِنْدِ اءَهْلِهِ، فَإِنَّهُمْ عَیْشُ الْعِلْمِ، وَ مَوْتُ الْجَهْلِ، هُمُ الَّذِینَ یُخْبِرُکُمْ حُکْمُهُمْ عَنْ عِلْمِهِمْ، وَصَمْتُهُمْ عَنْ مَنْطِقِهِمْ، وَ ظاهِرُهُمْ عَنْ باطِنِهِمْ، لا یُخالِفُونَ الدِّینَ، وَ لا یَخْتَلِفُونَ فِیهِ، فَهُوَ بَیْنَهُمْ شاهِدٌ صادِقٌ، وَ صامِتٌ ناطِقٌ.

ترجمه : 

خطبه اى از آن حضرت (ع )  

خداوند محمد (صلى اللّه علیه و آله ) را، بحق ، به پیامبرى مبعوث داشت ، تا بندگانش را از پرستش بتان برهاند و به پرستش او وادارد. و از فرمانبردارى شیطان منع کند و به فرمان او آورد. با قرآنى که معانى آن را روشن ساخت و بنیانش را استوار داشت ، تا مردم پروردگارشان را که نمى شناختند، بشناسند و پس از آنکه انکارش مى کردند، به او اقرار آورند و پس از آنکه باورش نداشتند، وجودش را معترف شوند. پس ، خداوند سبحان در کتاب خود بى آنکه او را ببینند، خود را به بندگانش ‍ آشکار ساخت ، به آنچه از قدرت خود به آنان نشان داد و از قهر خود ایشان را ترسانید. که چگونه قومى را به عقاب خود نابود کرده و چسان کشت هستى جماعتى را به داس انتقام درو کرده است .

هر آینه ، بعد از من بر شما روزگارى خواهد آمد که در آن هیچ چیز پنهانتر از حق نباشد و هیچ چیز آشکاراتر از باطل نبود و دروغ بستن به خدا و پیامبرش از هر چه رایجتر باشد. در نزد مردم آن زمان ، کالایى کاسدتر از قرآن نیست ، اگر آن را چنانکه باید بخوانند و باز کالایى پرسودتر از قرآن نخواهد بود، اگر معنیش را تحریف کنند.در سراسر بلاد، چیزى ناشناخته تر از کار نیک و شناخته تر از زشتکارى نباشد.

حاملان قرآن ، قرآن را واگذارند. و حافظان قرآن ، قرآن را فراموش کنند. پس قرآن و اهل قرآن رانده شدگان باشند و از جمع مردم به دور. قرآن و اهل قرآن هر دو در یک راه روان باشند و کس آن دو را احترام و نگهداشت ننماید. در این روزگار، قرآن و اهل قرآن در میان مردم اند و در میان مردم نیستند با مردم اند و با مردم نیند. زیرا گمراهى و هدایت را با هم سازگارى نباشد، هر چند در کنار هم آیند. آن قوم بر آن نهاده اند که از قرآن جدایى جویند و از اهل قرآن خود را به یک سو کشند، گویى ، که آنها پیشواى قرآن اند، نه قرآن پیشواى آنها. در نزد ایشان ، از قرآن جز نامى باقى نماند و از آن نشناسند، مگر، خطش را و نوشته هایش را.

پیش از آنکه چنین زمانى رسد، صالحان را تا چه حد شکنجه کنند و سخن راستشان را دروغ بستن به خدا فرانمایند و نیکیهایشان را به بدى پاداش دهند. کسانى که پیش از شما بودند به سبب آرزوهاى درازى که در سر مى پروردند و باور نداشتن مرگى که از آن گریزى نبود، هلاک شدند تا آنکه وعده خداوند، یعنى مرگ ، گریبانشان بگرفت . مرگى که با آمدنش عذرها پذیرفته نیاید و توبه ها برداشته شود. و خشم خدا و عذاب سخت او همراه آن در رسد.

اى مردم ، آنکه از خداوند خواستار نصیحت باشد، توفیق یابد و هر که سخن خدا را رهنماى خود قرار دهد، به راست ترین راهها راهنمایى شود. زیرا، آنکه به خدا پناه گیرد، ایمن است و آنکه با خدا دشمنى ورزد، همواره ترسان . شایسته نیست ، کسى که به عظمت خداوند آگاه است ، خود را بزرگ شمرد، زیرا رفعت مقام کسانى که به عظمت او آگاه اند در این است که در برابر او فروتنى کنند. و سلامت کسانى که مى دانند که قدرت او تا چه پایه است این است که تسلیم او باشند. پس از حق مگریزید آنسان که تندرست از جرب گرفته مى گریزد و شفا یافته از بیمار.

بدانید، که شما رستگارى را نخواهید شناخت ، مگر آنگاه که بدانید آنان که طالب رستگارى نیستند، چه کسانند و هرگز به پیمان قرآن وفا نمى کنید، مگر آنگاه که بدانید چه کسانى پیمان قرآن را مى شکنند. و به قرآن تمسک نخواهید جست تا آنگاه که واگذارندگان قرآن را بشناسید. پس همه اینها را از اهل آن بجویید، زیرا ایشان زنده کننده دانش اند و نابود کننده نادانى . آنان که حکم کردنشان شما را از علمشان خبر مى دهد و خاموشیشان از سخن گفتنشان و ظاهرشان از باطنشان نه با دین مخالفت مى کنند و نه در آن اختلاف . دین در میان ایشان شاهدى است صادق و خاموشى است گویا.

نهج البلاغه خطبه ها//ترجمه عبدالمحمد آیتی

نهج البلاغه کلمات قصار حکمت شماره 224 صبحي صالح(ترجمه عبدالمحمد آیتی)

۲۲۴-وَ قَالَ ( علیه‏السلام )

بِکَثْرَهِ الصَّمْتِ تَکُونُ الْهَیْبَهُ
وَ بِالنَّصَفَهِ یَکْثُرُ الْمُوَاصِلُونَ
وَ بِالْإِفْضَالِ تَعْظُمُ الْأَقْدَارُ
وَ بِالتَّوَاضُعِ تَتِمُّ النِّعْمَهُ
وَ بِاحْتِمَالِ الْمُؤَنِ یَجِبُ السُّؤْدُدُ
وَ بِالسِّیرَهِ الْعَادِلَهِ یُقْهَرُ الْمُنَاوِئُ
وَ بِالْحِلْمِ عَنِ السَّفِیهِ تَکْثُرُ الْأَنْصَارُ عَلَیْهِ

شماره حکمت براساس نسخه صبحی صالح

حکمت 215 دکتر آیتی

و فرمود (ع):

در خاموشى فراوان، مرد را هيبت افزايد
و انصاف سبب افزونى ياران و دوستان گردد
و به بخشش، قدر و منزلت بزرگ شود
و به تواضع، نعمتها به كمال رسد
و با تحمل رنجها سرورى حتمى شود.
و به عدالت، دشمن از پاى در آيد
و به بردبارى، در برابر نادان، ياران افزون گردند.

ترجمه عبدالمحمد آیتی

نهج البلاغه کلمات قصار حکمت شماره 182 صبحي صالح(ترجمه عبدالمحمد آیتی)گفتار وسخن

۱۸۲-وَ قَالَ ( علیه‏السلام )لَا خَیْرَ فِی الصَّمْتِ عَنِ الْحُکْمِ کَمَا أَنَّهُ لَا خَیْرَ فِی الْقَوْلِ بِالْجَهْلِ

شماره حکمت براساس نسخه صبحی صالح

حکمت 173 دکتر آیتی

و فرمود (ع):

آنكه سخنش حكمت آميز است خاموشيش سود ندارد، همان گونه كه، سخن گفتن از روى نادانى را فايدتى نيست.

ترجمه عبدالمحمد آیتی