نهج البلاغه کلمات قصار حکمت شماره 252 صبحي صالح(عبدالمحمد آیتی)علت واجبات (فرائض)

252-وَ قَالَ ( عليه‏ السلام ):

فَرَضَ اللَّهُ الْإِيمَانَ تَطْهِيراً مِنَ الشِّرْكِ
وَ الصَّلَاةَ تَنْزِيهاً عَنِ الْكِبْرِ
وَ الزَّكَاةَ تَسْبِيباً لِلرِّزْقِ
وَ الصِّيَامَ ابْتِلَاءً لِإِخْلَاصِ الْخَلْقِ
وَ الْحَجَّ تَقْرِبَةً لِلدِّينِ
وَ الْجِهَادَ عِزّاً لِلْإِسْلَامِ
وَ الْأَمْرَ بِالْمَعْرُوفِ مَصْلَحَةً لِلْعَوَامِّ
وَ النَّهْيَ عَنِ الْمُنْكَرِ رَدْعاً لِلسُّفَهَاءِ
وَ صِلَةَ الرَّحِمِ مَنْمَاةً لِلْعَدَدِ
وَ الْقِصَاصَ حَقْناً لِلدِّمَاءِ
وَ إِقَامَةَ الْحُدُودِ إِعْظَاماً لِلْمَحَارِمِ
وَ تَرْكَ شُرْبِ الْخَمْرِ تَحْصِيناً لِلْعَقْلِ
وَ مُجَانَبَةَ السَّرِقَةِ إِيجَاباً لِلْعِفَّةِ
وَ تَرْكَ الزِّنَى تَحْصِيناً لِلنَّسَبِ
وَ تَرْكَ اللِّوَاطِ تَكْثِيراً لِلنَّسْلِ
وَ الشَّهَادَاتِ اسْتِظْهَاراً عَلَى الْمُجَاحَدَاتِ
وَ تَرْكَ الْكَذِبِ تَشْرِيفاً لِلصِّدْقِ
وَ السَّلَامَ أَمَاناً مِنَ الْمَخَاوِفِ
وَ الْأَمَانَةَ نِظَاماً لِلْأُمَّةِ
وَ الطَّاعَةَ تَعْظِيماً لِلْإِمَامَةِ

شماره حکمت براساس نسخه صبحی صالح

حکمت 244 دکتر آیتی

و فرمود (ع):

خداوند ايمان را واجب نمود، براى پاكى دلها از شرك
و نماز را براى منزه ساختن مردم از خودخواهى
و، زكات را براى رسيدن روزى
و روزه را براى آزمودن اخلاص مردم
و حج را براى نيرو گرفتن دين
و جهاد را براى عزت و ارجمندى اسلام
و امر به معروف را براى اصلاح مردمان
و نهى از منكر را براى باز داشتن سفيهان از زشتيها
و صله رحم را براى افزون شدن شمار خويشاوندان
و قصاص را براى ممانعت از خونريزى
و اجراى حدود را براى بزرگ نشان دادن زشتى اعمال حرام
و منع از شرابخوارى را براى حفاظت از عقلها
و اجتناب از دزدى را براى رعايت عفت مردم
و ترك زنا را براى سلامت نسبها
و ترك لواط را براى افزونى نسل
و شهادتها را براى گرفتن حقوق انكار شده
و ترك دروغگويى را براى حرمت يافتن راستگويى
و سلام كردن را براى ايمنى بخشيدن از هر چه مايه هراس است
و امامت را براى نظام امت
و اطاعت را براى بزرگداشت امام.

ترجمه عبدالمحمد آیتی

نامه ۲۶ (متن عربی نسخه صبحی صالح ترجمه عبدالمحمد آیتی)

نامه : ۲۶

 و من عهد له ع إ لى بَعْضِ عُمّالِهِ، وَ قَدْ بَعَثَهُ عَلَى الصَّدَقَهِ: 

اءَمُرُهُ بِتَقْوَى اللَّهِ فِی سَرائِرِ اءَمْرِهِ وَ خَفِیَّاتِ عَمَلِهِ، حَیْثُ لا شَهِیدَ غَیْرُهُ، وَ لا وَکِیلَ دُونَهُ.

 وَ آمُرُهُ اءَنْ لا یَعْمَلَ بِشَیْءٍ مِنْ طاعَهِ اللَّهِ فِیما ظَهَرَ فَیُخالِفَ إِلَى غَیْرِهِ فِیما اءَسَرَّ، وَ مَنْ لَمْ یَخْتَلِفْ سِرُّهُ وَ عَلانِیَتُهُ وَ فِعْلُهُ وَ مَقالَتُهُ فَقَدْ اءَدَّى الْاءَمانَهَ وَ اءَخْلَصَ الْعِبادَهَ.

 وَ اءَمَرَهُ اءَنْ لا یَجْبَهَهُمْ وَ لا یَعْضَهَهُمْ، وَ لا یَرْغَبَ عَنْهُمْ تَفَضُّلاً بِالْإِمارَهِ عَلَیْهِمْ، فَإِنَّهُمُ الْإِخْوانُ فِی الدِّینِ، وَالْاءَعْوانُ عَلَى اسْتِخْراجِ الْحُقُوقِ.

 وَ إِنَّ لَکَ فِی هذِهِ الصَّدَقَهِ نَصِیبا مَفْرُوضا، وَ حَقّا مَعْلُوما، وَ شُرَکاءَ اءَهْلَ مَسْکَنَهٍ، وَ ضُعَفاءَ ذَوِی فاقَهٍ، وَ إِنَّا مُوَفُّوکَ حَقَّکَ، فَوَفِّهِمْ حُقُوقَهُمْ، وَ إِلا تَفْعَلْ فَإِنَّکَ مِنْ اءَکْثَرِ النَّاسِ خُصُوما یَوْمَ الْقِیامَهِ، وَ بُؤْسا لِمَنْ خَصْمُهُ عِنْدَ اللَّهِ الْفُقَراءُ وَالْمَساکِینُ، وَالسّائِلُونَ وَالْمَدْفُوعُونَ، وَالْغارِمُ وَابْنُ السَّبِیلِ!

 وَ مَنِ اسْتَهانَ بِالْاءَمانَهِ، وَ رَتَعَ فِی الْخِیانَهِ وَ لَمْ یُنَزِّهْ نَفْسَهُ وَ دِینَهُ عَنْها، فَقَدْ اءَحَلَّ بِنَفْسِهِ فِی الدُّنْیَا الذُّلَّ وَالْخِزْیَ وَ هُوَ فِی الْآخِرَهِ اءَذَلُّ وَ اءَخْزَى ، وَ إِنَّ اءَعْظَمَ الْخِیانَهِ خِیانَهُ الْاءُمَّهِ، وَ اءَفْظَعَ الْغِشِّ غِشُّ الْاءَئِمَّهِ، وَالسَّلاَمُ.

شماره نامه براساس نسخه صبحی صالح

  ترجمه : 

 نامه اى از آن حضرت (ع ) به یکى از کارگزاران خود هنگامى که او را براى گردآورى زکات فرستاد: 

 او را به ترس از خدا فرمان مى دهم ، چه در امور نهانى و چه اعمال پوشیده از نظرها. جایى که جز خداى ناظر اعمال او نیست و جز خداى کارسازى نبود.

 فرمانش مى دهم که به آشکارا اطاعت خداوند نکند و در نهان کارى به خلاف آن . زیرا کسى که نهان و آشکارش و گفتار و کردارش یکى باشد، امانت خدا را ادا کرده و در عبادتش اخلاص ورزیده .

او را فرمان مى دهم که مردم را نرنجاند و دروغگویشان نخواند و تهمت ننهد. و به این دستاویز که بر آنان امارت دارد، روى از ایشان برمتابد. زیرا آنها برادران دینى او و در گرفتن حقوق خداوند یاران او هستند.

 تو را در این صدقه نصیبى است ثابت و حقى است معلوم و نیز مسکینان و ناتوانان و بینوایان با تو شریک اند. من حق تو را بتمامى مى پردازم ، تو نیز، حق آنان را بتمامى بپرداز. که اگر چنین نکنى در روز جزا مدعیان تو از همه بیش است و بدا به حال کسى که مدعیانش ، در پیشگاه عدل الهى ، فقیران و مسکینان و سائلان و رانده شدگان و وامداران و در راه ماندگان باشند. هر که امانت را بى ارج شمارد و در مزرع خیانت چرد و خود و دین خود را از لوث آن پاکیزه نسازد، خود را در دنیا گرفتار خوارى و رسوایى ساخته و در آخرت خوارتر و رسواتر است . بزرگترین خیانت ، خیانت به مسلمانان است و بزرگترین دغل کارى ، دغل کارى با پیشوایان .

والسلام .

ترجمه عبدالحمید آیتی ۲۶

نامه ۲۵ (متن عربی نسخه صبحی صالح ترجمه عبدالمحمد آیتی)

نامه : ۲۵

تُبُها لِمَنْ یَسْتَعْمِلْهُ عَلَى الصَّدَقاتِ، وَ إ نَّما ذَکَرْنا هُنا جُمَلا مِنْها لِیُعْلَمَ بِها اءَنَّهُ عَلَیْهِ السَّلامُ کانَ یُقیمُ عِمادَ الْحَقِّ وَ یَشْرَعُ اءَمْثِلَهَ الْعَدْلِ فِی صَغِیرِ الاُمورِ وَ کَبِیرِها، وَ دَقِیقِها وَ جَلِیلها:

انْطَلِقْ عَلى تَقْوَى اللَّهِ وَحْدَهُ لا شَرِیکَ لَهُ، وَ لا تُرَوِّعَنَّ مُسْلِما، وَ لا تَجْتازَنَّ عَلَیْهِ کارِها، وَ لا تَاءْخُذَنَّ مِنْهُ اءَکْثَرَ مِنْ حَقِّ اللَّهِ فِی مالِهِ، فَإِذا قَدِمْتَ عَلَى الْحَیِّ فَانْزِلْ بِمائِهِمْ، مِنْ غَیْرِ اءَنْ تُخالِطَ اءَبْیاتَهُمْ، ثُمَّ امْضِ إِلَیْهِمْ بِالسَّکِینَهِ وَالْوَقارِ حَتَّى تَقُومَ بَیْنَهُمْ فَتُسَلِّمَ عَلَیْهِمْ، وَ لا تُخْدِجْ بِالتَّحِیَّهِ لَهُمْ.

ثُمَّ تَقُولَ: عِبادَ اللَّهِ، اءَرْسَلَنِی إِلَیْکُمْ وَلِیُّ اللَّهِ وَ خَلِیفَتُهُ لِآخُذَ مِنْکُمْ حَقَّ اللَّهِ فِی اءَمْوالِکُمْ، فَهَلْ لِلَّهِ فِی اءَمْوالِکُمْ مِنْ حَقِّ فَتُؤَدُّوهُ إِلى وَلِیِّهِ؟ فَإ نْ قالَ قائِلٌ: لا، فَلا تُراجِعْهُ، وَ إِنْ اءَنْعَمَ لَکَ مُنْعِمٌ فَانْطَلِقْ مَعَهُ مِنْ غَیْرِ اءَنْ تُخِیفَهُ اءَوْ تُوعِدَهُ اءَوْ تَعْسِفَهُ اءَوْ تُرْهِقَهُ، فَخُذْ ما اءَعْطاکَ مِنْ ذَهَبٍ اءَوْ فِضَّهٍ؛ فَإِنْ کانَ لَهُ ماشِیَهً اءَوْ إِبلٌ فَلا تَدْخُلْها إِلا بِإِذْنِهِ، فَإِنَّ اءَکْثَرَها لَهُ، فَإِذا اءَتَیْتَها فَلا تَدْخُلْ عَلَیْه دُخُولَ مُتَسَلِّطٍ عَلَیْهِ، وَ لا عَنِیفٍ بِهِ، وَ لا تُنَفِّرَنَّ بَهِیمَهً وَ لا تُفْزِعَنَّها، وَ لا تَسُؤَنَّ صاحِبَها فِیهَا، وَاصْدَعِ الْمالَ صَدْعَیْنِ، ثُمَّ خَیِّرْهُ:

فَإِذَا اخْتارَ فَلا تَعْرِضَنَّ لِمَا اخْتارَهُ، ثُمَّ اصْدَعِ الْباقِیَ صَدْعَیْنِ، ثُمَّ خَیِّرْهُ فَإِذَا اخْتارَ فَلا تَعْرِضَنَّ لِمَا اخْتارَهُ، فَلا تَزالُ کَذلِکَ حَتَّى یَبْقَى ما فِیهِ وَفاءٌ لِحَقِّ اللَّهِ فِی مالِهِ، فَاقْبِضْ حَقَّ اللَّهِ مِنْهُ، فَإِنِ اسْتَقالَکَ فَاءَقِلْهُ ثُمَّ اخْلِطْهُما ثُمَّ اصْنَعْ مِثْلَ الَّذِی صَنَعْتَ اءَوَّلاً حَتّى تَاءْخُذَ حَقَّ اللَّهِ فِی مالِهِ، وَ لا تَاءْخُذَنَّ عَوْدا وَ لا هَرِمَهً وَ لا مَکْسُورَهً وَ لا مَهْلُوسَهً وَ لا ذاتَ عَوارٍ.

وَ لا تَاءْمَنَنَّ إِلا مَنْ تَثِقُ بِدِینِهِ رافِقا بِمالِ الْمُسْلِمِینَ حَتَّى یُوَصِّلَهُ إِلى وَلِیِّهِمْ فَیَقْسِمَهُ بَیْنَهُمْ، وَ لا تُوَکِّلْ بِها إِلا ناصِحا شَفِیقا وَ اءَمِینا حَفِیظا، غَیْرَ مُعْنِفٍ وَ لا مُجْحِفٍ وَ لا مُلْغِبٍ وَ لا مُتْعِبٍ.

ثُمَّ احْدُرْ إِلَیْنا مَا اجْتَمَعَ عِنْدَکَ، نُصَیِّرْهُ حَیْثُ اءَمَرَ اللَّهُ بِهِ فَإِذا اءَخَذَها اءَمِینُکَ فَاءَوْعِزْ إِلَیْهِ اءَنْ لا یَحُولَ بَیْنَ ناقَهٍ وَ بَیْنَ فَصِیلِها، وَ لا یَمْصُرَ لَبَنَها فَیَضُرَّ ذلِکَ بِوَلَدِها، وَ لا یَجْهَدَنَّها رُکُوبا، وَلْیَعْدِلْ بَیْنَ صَواحِباتِها فِی ذلِکَ وَ بَیْنَها.

وَلْیُرَفِّهْ عَلَى اللَّاغِبِ، وَلْیَسْتَاءْنِ بِالنَّقِبِ وَالظَّالِعِ، وَلْیُورِدْهَا ما تَمُرُّبِهِ مِنَ الْغُدُرِ، وَ لا یَعْدِلْ بِها عَنْ نَبْتِ الْاءَرْضِ إِلَى جَوَادِّ الطُّرُقِ.

وَلْیُرَوِّحْها فِی السَّاعاتِ، وَ لْیُمْهِلْها عِنْدَ النِّطافِ وَالْاءَعْشابِ حَتَّى تَاءْتِیَنا بِإِذْنِ اللَّهِ بُدَّنا مُنْقِیاتٍ، غَیْرَ مُتْعَباتٍ وَ لا مَجْهُوداتٍ لِنَقْسِمَها عَلى کِتابِ اللَّهِ وَ سُنَّهِ نَبِیِّهِ، ص ، فَإِنَّ ذلِکَ اءَعْظَمُ لِاءَجْرِکَ، وَ اءَقْرَبُ لِرُشْدِکَ، إِنْ شاءَ اللَّهُ.

شماره نامه براساس نسخه صبحی صالح

ترجمه :

سفارشى از آن حضرت (ع ) آن را براى کسى مى نوشت که به گرفتن زکاتش مى فرستاد.جمله هایى از آن را در اینجامى آوریم تا همگان بدانند که على (ع ) ستون حق را برپاى مى داشت و نشانه هاى عدالت را در کارهاى خرد و کلان و کلى و جزئى آشکار مى نمود:

در حرکت آى ، با پرهیزگارى و ترس از خداوندى که یگانه است و او را شریکى نیست . زنهار، مسلمانى را مترسانى و اگر خود نخواهد به سراغش مروى و بیش از آنچه حق خداوند است ، از او مستانى . چون به قبیله اى برسى بر سر آب آنها فرود آى و به خانه هایشان داخل مشو. آنگاه با آرامش و وقار به سوى ایشان رو تا به میانشان برسى . سلامشان کن و تحیّت گوى و در سلام و تحیّت امساک منماى .

سپس ، بگوى که اى بندگان خدا، ولىّ خدا و خلیفه او مرا به نزد شما فرستاده تا سهمى را که خدا در اموالتان دارد بستانم . آیا خدا را در اموالتان سهمى هست ، که آن را به ولىّ خدا بپردازید؟ اگر کسى گفت : نه ، به سراغش مرو و اگر کسى گفت : آرى ، بى آنکه او را بترسانى یا تهدیدش کنى ، یا بر او سخت گیرى ، یا به دشواریش افکنى ، به همراهش برو و آنچه از زر و سیم دهد، بستان و اگر او را گاو و گوسفند و شتر باشد، جز به اجازت صاحبانش به میان رمه مرو، زیرا بیشتر آنها از آن اوست و چون به رمه چارپایان رسیدى ، مانند کسى مباش که خود را بر صاحب آنها مسلط مى شمارد یا مى خواهد بر او سخت گیرد. چارپایى را رم مده و مترسان و صاحبش را در گرفتن آن مرنجان .

پس مال را هر چه هست به دو بخش کن و صاحب مال را به گزینش یکى از آن دو بخش مخیّر گردان و در آنچه براى خود برمى گزیند، متعرضش مشو. سپس ، باقى را باز به دو بخش کن و باز او را در گرفتن یکى از آن دو بخش مخیر نماى و در آنچه براى خود برمى گزیند سرزنش منماى . و پیوسته چنین کن تا آن قسمت ، که حق خداوند در آن است ، بر جاى ماند. پس سهم خدا را از او بستان و اگر پنداشت که مغبون شده و خواست آنگونه قسمت کردن را بر هم زند، از او بپذیر و بار دیگر دو قسمت را یکى کن و باز قسمت از سر گیر. تا سهم خدا را از مال او معین کنى و بستانى . و ستور پیر و سالخورده و پاى و پشت شکسته و بیمار و لاغر و معیوب را مگیر.

و چون مال مسلمانان را مى فرستى ، آن را به کسى بسپار که به دیندارى او مطمئن باشى تا آن را به ولىّ امر مسلمانان برساند و او میان مسلمانان قسمت نماید. و به نگهدارى آنها مگمار، مگر مردى نیکخواه و مهربان و امین را که نیکو نگهبانى کند. کسى که با ستوران درشتى نکند و آنها را تند نراند و خسته شان نگرداند. پس ، هر چه گرد آورده اى ، زود به نزد ما فرست تا ما نیز در جایى که خداوند مقرر فرموده ، صرف نماییم .

چون امین تو ستوران زکات را گرفت ، از او بخواه که در راه میان مادر و کره شیرخواره اش جدایى نیفکند و آن قدر آن را ندوشد که کره اش را زیان رسد و با سوار شدن بر آنها خسته نکند و میان آن شتر که بر آن سوار مى شود یا آن را مى دوشد و دیگر شترها عدالت ورزد. و چنان کند که شتر خسته بیاساید و با شترى که پایش مجروح شده و رفتن نتواند بمدارا رفتار کند و آنها را بر سر آبگیرها برد و آب دهد و از راههایى براند که به علفزارها نزدیک باشد، نه از راههاى خشک و عارى از گیاه ، و ساعتها مهلت آسایش دهد تا آب خورند یا علف بچرند. تا به اذن خدا آنها را به ما برساند، فربه و پرتوان نه خسته و لاغر، و ما آنها را، چنانکه در کتاب خدا و سنت پیامبر (صلى الله علیه و آله ) آمده ، تقسیم کنیم . اگر چنین کنى ، اجر تو بزرگ باشد و تو را به رستگارى ، ان شاء الله ، نزدیکتر سازد.


ترجمه عبدالحمید آیتی ۲۵

خطبه شماره ۱۹۹(نسخه صبحی صالح ) ترجمه عبدالمحمد آیتی

خطبه : ۱۹۹

و من کلام له ع کانَ یُوصِی بِهِ اءصْحابَهُ: 

تَعاهَدُوا اءَمْرَ الصَّلاهِ، وَ حافِظُوا عَلَیْها، وَاسْتَکْثِرُوا مِنْها، وَ تَقَرَّبُوا بِها، فَإِنَّها کانَتْ عَلَى الْمُؤْمِنِینَ کِتابا مَوْقُوتا، اءَلا تَسْمَعُونَ إِلَى جَوابِ اءَهْلِ النَّارِ حِینَ سُئِلُوا: ما سَلَکَکُمْ فِی سَقَرَ قالُوا لَمْ نَکُ مِنَ الْمُصَلِّینَ وَ إِنَّها لَتَحُتُّ الذُّنُوبَ حَتَّ الْوَرَقِ، وَ تُطْلِقُها إِطْلاقَ الرِّبَقِ، وَ شَبَّهَها رَسُولُ اللَّهِ ص بِالْحَمَّهِ تَکُونُ عَلَى بابِ الرَّجُلِ فَهُوَ یَغْتَسِلُ مِنْها فِی الْیَوْمِ وَاللَّیْلَهِ خَمْسَ مَرَّاتٍ.

فَما عَسى اءَنْ یَبْقَى عَلَیْهِ مِنَ الدَّرَنِ وَ قَدْ عَرَفَ حَقَّها رِجالٌ مِنَ الْمُؤْمِنِینَ الَّذِینَ لا تَشْغَلُهُمْ عَنْها زِینَهُ مَتاعٍ، وَ لا قُرَّهُ عَیْنٍ مِنْ وَلَدٍ وَ لا مالٍ، یَقُولُ اللَّهُ سُبْحانَهُ: رِجالٌ لا تُلْهِیهِمْ تِجارَهٌ وَ لا بَیْعٌ عَنْ ذِکْرِ اللّهِ وَ إِقامِ الصَّلاهِ وَ إِیتاءِ الزَّکاهِ.

الزکاه

وَ کانَ رَسُولُ اللَّهِ ص نَصِبا بِالصَّلاهِ بَعْدَ التَّبْشِیرِ لَهُ بِالْجَنَّهِ، لِقَوْلِ اللَّهِ سُبْحانَهُ: وَ اءْمُرْ اءَهْلَکَ بِالصَّلاهِ وَاصْطَبِرْ عَلَیْها فَکانَ یَاءْمُرُ بِها اءَهْلَهُ، وَ یَصْبِرُ عَلَیْها نَفْسَهُ.

ثُمَّ إِنَّ الزَّکاهَ جُعِلَتْ مَعَ الصَّلاهِ قُرْبانا لِاءَهْلِ الْإِسْلامِ، فَمَنْ اءَعْطاها طَیِّبَ النَّفْسِ بِها، فَإِنَّها تُجْعَلُ لَهُ کَفَّارَهً، وَ مِنَ النَّارِ حِجازا وَ وِقایَهً، فَلا یُتْبِعَنَّها اءَحَدٌ نَفْسَهُ، وَ لا یُکْثِرَنَّ عَلَیْهَا لَهَفَهُ، فَإِنَّ مَنْ اءَعْطاها غَیْرَ طَیِّبِ النَّفْسِ بِها یَرْجُو بِها ما هُوَ اءَفْضَلُ مِنْها فَهُوَ جاهِلٌ بِالسُّنَّهِ، مَغْبُونُ الْاءَجْرِ، ضالُّ الْعَمَلِ، طَوِیلُ النَّدَمِ.

الأمانه

ثُمَّ اءَداءَ الْاءَمانَهِ، فَقَدْ خابَ مَنْ لَیْسَ مِنْ اءَهْلِها، إِنَّها عُرِضَتْ عَلَى السَّماواتِ الْمَبْنِیَّهِ، وَالْاءَرَضِینَ الْمَدْحُوَّهِ، وَالْجِبالِ ذاتِ الطُّولِ الْمَنْصُوبَهِ، فَلا اءَطْوَلَ وَ لا اءَعْرَضَ وَ لا اءَعْلَى وَ لا اءَعْظَمَ مِنْهَا، وَ لَوِ امْتَنَعَ شَیْءٌ بِطُولٍ اءَوْ عَرْضٍ اءَوْ قُوَّهٍ اءَوْ عِزِّ لامْتَنَعْنَ، وَ لَکِنْ اءَشْفَقْنَ مِنَ الْعُقُوبَهِ، وَ عَقَلْنَ ما جَهِلَ مَنْ هُوَ اءَضْعَفُ مِنْهُنَّ وَ هُوَ الْإِنْسانُ إِنَّهُ کانَ ظَلُوما جَهُولا.

علم اللّه تعالى

إِنَّ اللَّهَ سُبْحانَهُ وَ تَعالَى لا یَخْفَى عَلَیْهِ مَا الْعِبادُ مُقْتَرِفُونَ فِی لَیْلِهِمْ وَ نَهارِهِمْ، لَطُفَ بِهِ خُبْرا، وَ اءَحاطَ بِهِ عِلْما، اءَعْضاؤُکُمْ شُهُودُهُ، وَ جَوارِحُکُمْ جُنُودُهُ، وَ ضَمائِرُکُمْ عُیُونُهُ، وَ خَلَواتُکُمْ عِیانُهُ.

ترجمه :

سخنى از آن حضرت (ع ) به یاران خود سفارش مى کند:

امر نماز را مراعات کنید و به حفظ آن بکوشید و بسیار به جاى آورید و بدان به خداى تقرب جویید که نماز فریضه اى است بر مؤ منان که حتما باید در وقت خود آن را به جاى آرند. آیا به پاسخ دوزخیان گوش فرا نمى دهید، در آن هنگام ، که از ایشان مى پرسند: (چه چیز شما را به جهنم کشاند؟ گویند ما از نمازگزاران نبودیم .)(۶۴) نماز گناهان را مى ریزد، آنسان که برگ درختان مى ریزد. و بند گناهان از گناهکاران مى گشاید آنسان ، که بند از کسى بگشایند. رسول الله (صلى الله علیه و آله ) نماز را به چشمه آب گرم تشبیه کرده که بر در سراى کسى باشد و او هر روز و هر شب پنج بار خود را در آن بشوید. پس دیگر چرکى بر تن او باقى نمى ماند. حق نماز را مردان مؤ منى شناخته اند که آنان را زیور متاعهاى این جهانى ، از نماز، به کار دیگر مشغول نمى دارد و نه فرزندانشان و اموالشان که نور دیدگان ایشان اند.

خداى سبحان مى فرماید: (مردانى که هیچ تجارت و خرید و فروختى از یاد خدا و نمازگزاردن و دادن زکات بازشان ندارد.)(۶۵) پیامبر (صلى الله علیه و آله ) با آنکه مژده بهشتش داده بودند، خود را براى نماز به رنج مى افکند. زیرا، خداى سبحان گفته بود، که (کسان خود را به نماز فرمان ده و خود در آن کار پاى بیفشر.)(۶۶) پیامبر کسان خود را به نماز فرمان مى داد و خود در آن تحمل رنج مى فرمود.

همچنین ، زکات را با نماز سبب تقرب مسلمانان به خدا قرار داده است . هر کس زکات را به طیب خاطر و از روى خشنودى بدهد، کفاره گناهان او خواهد بود و نیز او را از آتش جهنم باز مى دارد و حفظ مى کند. پس ‍ کسى که زکات مى دهد نباید همواره خاطر بدان گمارد و بر اداى آن افسوس خورد. زیرا هر کس زکات بدهد ولى نه به طیب خاطر و خشنودى دل ، و از خدا امید داشته باشد که چیزى برتر از آنچه داده پاداش ‍ گیرد، چنین کسى که به سنت پیامبر (صلى الله علیه و آله ) جاهل است و در مزد زیان کرده است . عملش از دستش رفته و پشیمانى خواهد کشید.

همچنین است ، اداى امانت . کسى که از امانت داران نباشد از رحمت حق نومید است . زیرا امانت به آسمانهاى افراشته و زمین گسترانیده شده و کوههاى بلند و استوار، که از آنها بلندتر و پهناورتر و فراتر و بزرگتر نبود، عرضه شد. بواقع ، آسمان و زمین و کوه با وجود بلندى و پهناورى و قوت و ارجمندى از رفتن به زیر بار امانت امتناع کردند و از عقوبت پروردگار ترسیدند. آنها چیزى را دریافته بودند که موجودى ناتوان مانند انسان در نیافته بود.(او ستم پیشه و نادان بود.)(۶۷)

بر خداى ، سبحانه و تعالى ، آنچه بندگان در شب و روزشان به جاى مى آورند پوشیده نیست . بر خردترین اعمالشان آگاه است و به علم بر آنها احاطه دارد.

اندامهایتان گواهان او هستند و اعضاى بدنتان لشکرهاى او و ضمایرتان جاسوسان او و اعمال نهانیتان بر او آشکار است .
____________________________

۶۴-سوره ۷۴ آیه ۴۲ و ۴۳٫
۶۵-سوره نور، آیه ۳۷٫
۶۶-سوره ۲۰، آیه ۱۳۲٫
۶۷-سوره ۳۳، بخشى از آیه ۷۲٫

 عبدالمحمد آیتی۱۹۰

موضوعات نهج البلاغه(برچسب های)

برچسب ها

خطبه شماره ۱۱۰ (نسخه صبحی صالح ) ترجمه عبدالمحمد آیتی

خطبه : ۱۱۰

و من خطبه له ع  

 إِنَّ افْضَلَ مَا تَوَسَّلَ بِهِ الْمُتَوَسِّلُونَ إِلَى اللَّهِ سُبْحَانَهُ وَ تَعَالَى الْإِیمَانُ بِهِ وَ بِرَسُولِهِ، وَالْجِهَادُ فِی سَبِیلِهِ فَإِنَّهُ ذِرْوَهُ الْإِسْلاَمِ، وَ کَلِمَهُ الْإِخْلاَصِ فَإِنَّهَا الْفِطْرَهُ، وَ إِقَامُ الصَّلاَهِ فَإِنَّهَا الْمِلَّهُ، وَ إِیتَاءُ الزَّکَاهِ فَإِنَّهَا فَرِیضَهٌ وَاجِبَهٌ، وَصَوْمُ شَهْرِ رَمَضَانَ فَإِنَّهُ جُنَّهٌ مِنَ الْعِقَابِ، وَ حَجُّ الْبَیْتِ وَ اعْتِمَارُهُ فَإِنَّهُمَا یَنْفِیَانِ الْفَقْرَ وَیَرْحَضَانِ الذَّنْبَ، وَ صِلَهُ الرَّحِمِ فَإِنَّهَا مَثْرَاهٌ فِی الْمَالِ وَ مَنْسَاءَهٌ فِی الْاءَجَلِ، وَ صَدَقَهُ السِّرِّ فَإِنَّهَا تُکَفِّرُ الْخَطِیئَهَ، وَ صَدَقَهُ الْعَلاَنِیَهِ فَإِنَّهَا تَدْفَعُ مِیتَهَ السُّوءِ، وَ صَنَائِعُ الْمَعْرُوفِ فَإِنَّهَا تَقِی مَصَارِعَ الْهَوَانِ.

افِیضُوا فِی ذِکْرِ اللَّهِ فَإِنَّهُ اءَحْسَنُ الذِّکْرِ، وَارْغَبُوا فِیمَا وَعَدَ الْمُتَّقِینَ فَإِنَّ وَعْدَهُ اصْدَقُ الْوَعْدِ، وَاقْتَدُوا بِهَدْیِ نَبِیِّکُمْ فَإِنَّهُ افْضَلُ الْهَدْیِ، وَاسْتَنُّوا بِسُنَّتِهِ فَإِنَّهَا اهْدَى السُّنَنِ

وَ تَعَلَّمُوا الْقُرْآنَ فَإِنَّهُ اءَحْسَنُ الْحَدِیثِ، وَ تَفَقَّهُوا فِیهِ فَإِنَّهُ رَبِیعُ الْقُلُوبِ، وَ اسْتَشْفُوا بِنُورِهِ فَإِنَّهُ شِفَاءُ الصُّدُورِ، وَ احْسِنُوا تِلاَوَتَهُ فَإِنَّهُ اءَنْفَعُ الْقَصَصِ،فَاِنَّ الْعَالِمَ الْعَامِلَ بِغَیْرِ عِلْمِهِ کَالْجَاهِلِ الْحَائِرِ الَّذِی لاَ یَسْتَفِیقُ مِنْ جَهْلِهِ، بَلِ الْحُجَّهُ عَلَیْهِ اعْظَمُ، وَالْحَسْرَهُ لَهُ الْزَمُ، وَ هُوَ عِنْدَ اللَّهِ الْوَمُ.

 ترجمه :

خطبه اى از آن حضرت (ع )  

برترین چیزى که توسّل جویندگان به خداى سبحان ، بدان توسّل مى جویند، ایمان به او و به پیامبر اوست و جهاد است در راه او، زیرا جهاد رکن اعلاى اسلام است . و کلمه توحید است ، که در فطرت و جبلت هر انسانى است . و برپاى داشتن نماز است ، که نشان ملت اسلام است و دادن زکات است ، که فریضه اى است واجب و روزه ماه رمضان است ، که نگهدارنده آدمى است از عذاب خداى و حج خانه خداست و به جاى آوردن عمره آن است ، که فقر را مى زدایند و گناه را مى شویند و صله رحم است ، که موجب افزایش مال است و واپس افکننده اجل است و صدقه نهان است ، که خطاها را مى پوشاند و صدقه آشکار است ، که مرگ ناگهانى را باز دارد و انجام دادن کارهاى نیک است ، که آدمى را از لغزیدن در خواریها نگه مى دارد.

خدا را یاد کنید و بدان شتابید، که بهترین یادهاست و به رغبت بخواهید آنچه را که پرهیزگاران را وعده داده ، که وعده اش راست ترین وعده هاست . و از رهنمودهاى پیامبرتان پیروى کنید، که نیکوترین رهنمودهاست و به سنّت او رفتار نمایید، که راهنماینده ترى سنّتهاست و قرآن را بیاموزید، که بهترین سخن است و آن را نیک بفهمید، که بهار دلهاست و به پرتو آن شفا جویید، که شفاى سینه هاست و نیکو تلاوتش ‍ کنید که نافعترین گفتارهاست .

عالمى که نه به علم خود عمل کند، جاهل سرگشته اى بیش نیست ، که از خواب جهل دیده فرا نمى کند. بلکه حجّت بر او قویتر است و شایسته تر است که حسرت خورد زیرا در نزد خدا سرزنش او افزونتر است .

نهج البلاغه خطبه ها//ترجمه عبدالمحمد آیتی

خطبه شماره ۵۷ (نسخه صبحی صالح ) ترجمه عبدالمحمد آیتی

خطبه : ۵۷

  و من کلام له ع لاءصْحابه :  

اءَمَّا إِنَّهُ سَیَظْهَرُ عَلَیْکُمْ بَعْدِی رَجُلٌ رَحْبُ الْبُلْعُومِ مُنْدَحِقُ الْبَطْنِ یَأْکُلُ مَا یَجِدُ وَ یَطْلُبُ مَا لاَ یَجِدُ فَاقْتُلُوهُ وَ لَنْ تَقْتُلُوهُ اءَلاَ وَ إِنَّهُ سَیَأْمُرُکُمْ بِسَبِّی وَ الْبَرَاءَهِ مِنِّی فَاءَمَّا السَّبُّ فَسُبُّونِى ، فَإِنَّهُ لِی زَکَاهٌ وَ لَکُمْ نَجَاهٌ؛ وَ اءَمَّا الْبَرَاءَهُ فَلاَ تَتَبَرَّءُوا مِنِّی فَإِنِّی وُلِدْتُ عَلَى الْفِطْرَهِ وَ سَبَقْتُ إِلَى الْإِیمَانِ وَ الْهِجْرَهِ.(۵۷صیح صالح)

ترجمه : 

  سخنى از آن حضرت (ع ) در خطاب به اصحاب خود:  

بدانید که پس از من مردى پرخوار و شکم پرست بر شما چیره خواهد شد، که هر چه به چنگش افتد بخورد و هر چه نیابد طلب کند. بکشیدش . ولى هرگز نتوانید. از شما مى خواهد که مرا دشنام دهید و ناسزا گویید و از من بیزارى جویید. اما دشنام و ناسزا بگویید. زیرا براى من مایه پاکى است و هم سبب رهایى شما از مرگ . اما بیزارى ، از من بیزارى مجویید که من بر فطرت اسلام زاده شده ام و به ایمان و هجرت بر دیگران سبقت گرفته ام .

نهج البلاغه خطبه ها//ترجمه عبدالمحمد آیتی

نهج البلاغه کلمات قصار حکمت شماره 211 صبحي صالح(ترجمه عبدالمحمد آیتی)مواعظ

۲۱۱-وَ قَالَ ( علیه‏السلام )

الْجُودُ حَارِسُ الْأَعْرَاضِ
وَ الْحِلْمُ فِدَامُ السَّفِیهِ
وَ الْعَفْوُ زَکَاهُ الظَّفَرِ
وَ السُّلُوُّ عِوَضُکَ مِمَّنْ غَدَرَ
وَ الِاسْتِشَارَهُ عَیْنُ الْهِدَایَهِ
وَ قَدْ خَاطَرَ مَنِ اسْتَغْنَى بِرَأْیِهِ
وَ الصَّبْرُ یُنَاضِلُ الْحِدْثَانَ
وَ الْجَزَعُ مِنْ أَعْوَانِ الزَّمَانِ
وَ أَشْرَفُ الْغِنَى تَرْکُ الْمُنَى
وَ کَمْ مِنْ عَقْلٍ أَسِیرٍ تَحْتَ هَوَى أَمِیرٍ
وَ مِنَ التَّوْفِیقِ حِفْظُ التَّجْرِبَهِ
وَ الْمَوَدَّهُ قَرَابَهٌ مُسْتَفَادَهٌ
وَ لَا تَأْمَنَنَّ مَلُولًا

شماره حکمت براساس نسخه صبحی صالح

حکمت 202 دکتر آیتی

و فرمود (ع):

سخاوتمندى، پاسدار آبروهاست
و بردبارى، دهانبند بى خرد
و عفو، زكات پيروزى.
دورى كردن از كسى كه با تو بى ‏وفايى كند، پاداش توست.
مشورت كردن، عين ره يافتن است.
هر كه تنها به رأى و تدبير خويش بسنده كند، خود را به مخاطره افكنده.
شكيبايى، دور كننده سختيهاى روزگار است.
بى‏ تابى كردن از ياوران روزگار است بر آزار آدمى.
شريفترين بى‏ نيازيها ترك آرزوهاست.
چه بسا عقلها كه گرفتار هوا و هوس‏اند.
تجربه اندوزى نشان پيروزى است.
دوستى با مردم، خود، گونه ‏اى خويشاوندى است.
بر مردم رنجيده و ملول ايمن مباش.

ترجمه عبدالمحمد آیتی

نهج البلاغه کلمات قصار حکمت شماره 146صبحي صالح(ترجمه عبدالمحمد آیتی)صدقه و زکات ودعا

۱۴۶-وَ قَالَ ( علیه‏السلام )سُوسُوا إِیمَانَکُمْ بِالصَّدَقَهِ
وَ حَصِّنُوا أَمْوَالَکُمْ بِالزَّکَاهِ
وَ ادْفَعُوا أَمْوَاجَ الْبَلَاءِ بِالدُّعَاءِ

شماره حکمت براساس نسخه صبحی صالح

حکمت 138 دکتر آیتی:

و فرمود (ع):

ايمان خود را با صدقه نگه داريد
و دارايي هاى خود را با دادن زكات حفظ كنيد
و امواج بلا را با دعا برانيد.

ترجمه عبدالمحمد آیتی

نهج البلاغه کلمات قصار حکمت شماره 136 صبحي صالح(ترجمه عبدالمحمد آیتی)

۱۳۶-وَ قَالَ ( علیه‏السلام )الصَّلَاهُ قُرْبَانُ کُلِّ تَقِیٍّ
وَ الْحَجُّ جِهَادُ کُلِّ ضَعِیفٍ
وَ لِکُلِّ شَیْ‏ءٍ زَکَاهٌ وَ زَکَاهُ الْبَدَنِ الصِّیَامُ
وَ جِهَادُ الْمَرْأَهِ حُسْنُ التَّبَعُّلِ

شماره حکمت براساس نسخه صبحی صالح

حکمت 131 دکتر آیتی

و فرمود (ع):

نماز به منزله قربانى هر پرهيزگارى است
و حج، جهاد هر ناتوانى است.
و هر چيز را زكاتى است و زكات بدن، روزه است
و جهاد زن، نيكوداشتن شوى است.

ترجمه عبدالمحمد آیتی

نهج البلاغه موضوعی زکات

بخش سوم : زکات

۶۱۲٫ زکات طلب
اءن الرجل اءذا کان له الدین الظنون ، یجب علیه اءن یزکیه ، لما مضى ، اءذا قبضه
اگر کسى از دیگرى طلبى داشته باشد که نمى داند مى پردازد یا نه ، واجب است از وصول طلب به خاطر مدتى که بر آن گذشته است ، زکات آن را بپردازد. (۶۰۶)

۶۱۳٫ قسمت مال بین نیازمندان
فى کتاب له اءلى قثم بن العباس و هو عامله على مکه -: و اءنظر .لى ما اجتمع عندک من مال الله فاصرفه اءلى من قبلک من ذوى العیال و المجاعه مصیبا به مواضع الفاقه و الخلات . و ما فضل عن ذلک فاحمله الینا لنقسمه فیمن قبلنا

نامه اى است از امیرالمؤ منین علیه السلام به قثم بن عباس که عامل و کارگزار آن حضرت در مکه بود: در آنچه از مال خدا در نزد تو گرد آمده ، دقت و اندیشه کن ! سپس آن را به مصرف کسانى از عیالمندان و گرسنگانى که در مکه در نزد و هستند برسان و این در حالى باشد که آن را به مواردى از فقر شدید و احتیاجات مردم نیازمند برسانى و هر چه از این مصارف زیاد بیاید نزد ما بفرست تا آن را در میان کسانى (از گرسنگان و محتاجان ) که نزد ما هستند قسمت کنیم . (۶۰۷)

۶۱۴٫ وسیله نگاهدارى اموال
حصنوا اءموالکم بالزکاه .
اموال خویش را با دادن زکات نگاه دارید. (۶۰۸)

۶۱۵٫ رشد دارایى
فرض الله … الزکاه تسبیبا للرزق .
خداوند زکات را و وسیله اى براى رسیدن (مردمان مستحق ) به روزى قرار داد. (۶۰۹)

۶۱۶٫ تدبیر براى روز نیازمندى
اءمسک من المال بقدر ضرورتک ، و قدم الفضل لیوم حاجتک
مال را به اندازه اى که برایت لازم است نگاه دار و آنچه از احتیاجت افزون است براى روز احتیاجت (در قیامت و روز حساب ) پیش بفرست . (۶۱۰)

۶۱۷٫ جمع آورى زکات
من وصیته لمن یستعمله على الصدقات -: ثم احدر اءلینا ما اجتمع عندک نصیره حیث اءمر الله به ، فاذا اءخذها اءمینک فاءوعز اءلیه الا یحول بین ناقُه و بین فصیلها و لا یمصر لبنها فیضر ذلک بولدها، و لا یجهدنها رکوبا، ولیعدل بین صواحباتها فى ذلک و بینها، و لیرفه على اللاغب ، و لیستاءن بالنقب و الظالع ، و لیوردها ما تمر به من الغدر، و لا یعدل بها عن نبت الارض ‍ اءلى جواد الطرق ، ولیروحها فى اساعات ، و لیمهلها عندالنطاف و الاعشاب ، حتى تاءتینا باءذن الله بدنا منقیات ، غیر متعبات و لا مجهودات

على علیه السلام در توصیه به ماءمور جمع آورى زکات نوشت : اموالى را که از زکات نزد تو گرد آمده ، براى ما بفرست تا آنها را در مواردى که خداوند دستور داده به مصرف رسانیم . وقتى چهار پایان را به امین خود سپردى ، به او سفارش کن که میان شتر و کره اش جدایى نیافکند و همه شیرشان را ندوشد، به طورى که به بچه آن ها آسیب رسد و از آن ها زیاد سوارى نگیرد و خسته شان نکند و در سوارى گرفتن از آن ها عدالت را رعایت کند و چهارپاى خسته و مانده را استراحت دهد و با چهارپایى که سمش آسیب دیده و از راه مانده است مدارا کند، و به هر آبگیرى که مى رسد آن ها را آب دهد و از زمین هاى سرسبز و علفزار به جاده هاى خشک و خالى نراند و هر از چند گاهى آن ها را استراحت دهد و در جاهایى که آب و علف دارد، به آن ها فرصتى دهد که آب بیاشامند و بچرخند تا به اذن خداوند با تنى فربه و چاق و نا خسته و نارنجور به دست ما رسند. (۶۱۱)

۶۱۸٫ آداب جمع آورى زکات
فى وصیته لمن یستعمله على الصدقات -: ثم امض اءلیهم بالسکینه و الوقار؛ حتى تقوم بیهم فتسلم علیهم ، و لا تخدج بالتحیه لهم
امام على علیه السلام در سفارش خود به کسى که او را ماءمور جمع آورى زکات مى کرد فرمود: سپس با آرامش و متانت به طرف ایشان حرکت کن تا به میان مردم آن آبادى برسى و توقف کنى و به آنان سلام کن ، بدون این که در سلام گفتن آنان را تحقیر نمایى . (۶۱۲)

۶۱۹٫ زکات پیروزى
العفو زکاه الظفر.
گذشت ، زکات پیروزى است . (۶۱۳)

۶۲۰٫ زکات با طیب خاطر
اءن الزکاه جعلت مع الصلاه قربانا لاهل الاسلام ، فمن اءعطاها طیب النفس بها، فاءنها تجعل له کفاره و من النار حجازا و وقایه . فلا یتبعنها اءحد نفسه ، و لا یکثرن علیها لهفه . فاءن من اءعطاها غیر طیب النفس بها، یرجو بها ما هو اءفضل منها، فهو جاهل بالسنه ، مغبون الاجر، ضال العمل ، طویل الندم

همانا زکات به همراه نماز براى نزدیکى مسلمانان به خداوند قرار داده شده است . بنابراین ، کسى که با رضایت خاطر زکات را بپردازد، کفاره گناهان او و مایه نگهدارى اش از آتش باشد، پس نباید کسى دلى در پى زکاتى که مى پردازد داشته باشد و مرتبا افسوس خورد؛ زیرا کسى که آن را از روى بى میلى بپردازد و با این حال ، در قبال آن ، به بهتر از آن (یعنى بهشت ) چشم آمدى بندد، به نسبت (پیامبر) نادان است و در پاداش مغبون به کارش ‍ بیهوده و پشیمانى اش طولانى باشد. (۶۱۴)

۶۲۱٫ حکم غنیمت
و من کلام له علیه السلام قاله لعبدالله بن زمعه لما طلب منه مالا فى خلافته : اءن هذا المال لیس لى و لا لک ، و اءنما هو فى ء للمسلمین ، و جلب اءسیافهم فاءن شرکتهم فى حربهم ، کان لک مثل حظهم ، و اءلا فجناه اءیدیهم لا تکون لغیر اءفواههم

کلامى است از امیرالمؤ منین علیه السلام که با این کلام با عبدالله بن زمعه که در هنگام خلافت امیرالمؤ منین علیه السلام بر آن حضرت وارد شد، در حالى که مالى از وى طلب مى کرد. امیر فرمود: همانا این مال نه به من تعلق دارد نه به تو، و جز این نیست که آن مال غنیمت و خراج مسلمانان است و مالى است که شمشیرهاى مسلمین آن را به دست آورده است ، پس اگر تو در جنگ هایى که ایشان کرده اند شرکت داشته اى ، تو هم مانند آنان ، سهم و نصیبى دارى و اگر چنین نیست ، پس آنچه با دست هاى ایشان چیده شد۰ (مقصود به دست آوردن غنایم است ) جز براى خودشان مناسب نیست . (۶۱۵)


۶۲۲٫ زکات بدن
لکل شى ء رکاه ، و زکاه البدن الصیام
براى هر چیزى ، زکاتى است و زکات بدن ، روزه گرفتن است . (۶۱۶)



۶۰۶- حکمت ۶٫
۶۰۷- حکمت ۱۴۶٫
۶۰۸- حکمت ۱۴۶٫
۶۰۹- حکمت ۲۵۲٫
۶۱۰- نامه ۲۱٫
۶۱۱- نامه ۲۵٫
۶۱۲- نامه ۲۵٫
۶۱۳- حکمت ۲۱۱٫
۶۱۴- خطبه ۱۹۹٫
۶۱۵- خطبه ۲۳۲٫
۶۱۶- حکمت ۱۳۶٫

نهج البلاغه موضوعی//عباس عزیزی