موضوعات نهج البلاغه(برچسب های)

برچسب ها

نهج البلاغه موضوعی تعصب

تعصب

۱۸۵۳٫ غیرت نابجا
فى وصیته لابنه الحسن علیه السلام : ایاک و التغایر فى غیر موضع غیره ، فان ذلک یدعو الصحیحه الى السقم .
در سفارش به فرزند خود حسن علیه السلام مى فرماید: از غیرت نا به جا (نسبت به زنان ) بپرهیز که آن زن سالم را به بیمارى مى کشاند و پاکدامن را به بدگمانى (و اندیشه گناهکارى ). (۱۸۴۵)

۱۸۵۳٫ پشیمانى به دنبال عصبانیت
الجده ضرب من الجنون ، لان صاحبها یندم ، فان لم یندم فجنونه مستحکم .
تندخویى بى مورد نوعى دیوانگى است ؛ زیرا که تندخو پشیمان مى شود و اگر پشیمان نشد، پس دیوانگى او پایدار است . (۱۸۴۶)

۱۸۵۴٫ پیشواى متعصبان
فى ذم ابلیس : فافتخر على آدم بخلقه ، و تعصب علیه لاصله . فعدو الله امام المتعصبین ، و سلف المستکبرین ، الذى وضع اساس العصبیه ، و نازع الله رداء الجبریه . و ادرع لباس التعزز، و خلع قناع التذلل .
امام على علیه السلام در نکوهش ابلیس مى فرماید: به سبب آفرینش خود از آتش بر آدم فخر فروخت و به خاطر اصل و گوهرش علیه او عصبیت ورزید. پس ، این دشمن خدا، پیشواى متعصبان و سرسلسله مستکبران و خود بزرگ بینان است و همو عصبیت را پایه گزارى کرد و بر سر رداى جبروتى و کبریا با خدا به کشمکش برخاست و جامه عزت و نخوت که خاص خداوند است پوشید و نقاب فروتنى را به دور افکند. (۱۸۴۷)

۱۸۵۵٫ آیا غیرت ندارید؟
ما تنتظرون بنصرکم ربکم ؟ اما دین یجمعکم ، و لا حمیه تحمشکم ؟!
امام على علیه السلام در خطبه اى که طى آن مردم را به یارى خویش ‍ فراخواند، مى فرماید: براى یارى دادن پروردگارتان منتظر چه هستید؟ آیا دینى نیست که شما را گرد هم آورد و غیرت و تعصبى نیست که شما را تکان دهد؟

۱۸۵۶٫ دافع اندیشه صحیح (۱۸۴۸)
اللجاجه تسل الراى .
ستیزه جویى و پافشارى تعصب آمیز و بدون دلیل اندیشه صحیح را از میان مى برد. (۱۸۴۹)

۱۸۵۷٫ تعصب پسندیده
و قال علیه السلام فى الخطبه القاصعه : و لقد نظرت فما وجدت احدا من العالمین یتعصب لشى ء من الاشیاء الا عن عله تحتمل تمویه حجه تلیط بعقول السفهاء غیرکم . فانکم تتعصبون لامر ما یعرف له سبب و لا عله . اما ابلیس فتعصب على آدم لاصله . و طعن علیه فى خلقته ، فقال : انا نارى و انت طیبى . و اما الاغنیاء من مترفه الامم فتعصبوا لاثار مواقع النعم . فقالوا: نحن اکثر اموالا و اولادا و ما نحن بمعذبین فان کان لابد من العصبیه فلیکن تعصبکم لمکارم الخصال ، و محامد الافعال ، و محاسن الامور التى تفاضلت فیها المجداء و النجداء من بیوتات العرب و یعاسیب القبائل ؛ بالاخلاق الرغیبه ، و الاحلام العظیمه ، و الاخطار الجلیله ، و الاثار المحموده . فتعصبوا لخلال الحمد من الحفظ للجوار، و الوفاء بالذمام ، و الطاعه للبر، و المعصیه للکبر، و الاخذ بالفضل ، و الکف عن البغى ، و الاعظام للقتل ، و الانصاف للخلق ، و الکظم للغیظ، و اجتناب الفساد فى الارض .

امام على علیه السلام در خطبه قاصعه مى فرماید: من نگریستم ، اما احدى از جهانیان را نیافتم که درباره چیزى تعصب ورزد، مگر این که تعصب او علتى داشت که نادانان را به اشتباه مى افکند، یا دلیلى که به اندیشه نابخردان مى چسبد؛ جز شما که براى چیزى تعصب به خرج مى دهید، که هیچ سبب و علتى برایش شناخته نمى شود. اما ابلیس به خاطر اصل و گوهر خویش در برابر آدم عصبیت نشان داد و بر او به دلیل خلقتش از گل خرده گرفت و گفت : من از آتشم و تو از گلى ، و اما توانگران و امت هاى مرفه و عیاش ، به خاطر فراوانى نعمت (اموال و اولاد) تعصب ورزیدند و گفتند که : ما دارایى ها و فرزندان بیشترى داریم و هرگز به عذاب گرفتار نخواهیم شد.

پس ، اگر چاره اى از داشتن تعصب نیست ، باید تعصبتان به خاطر خصلت هاى والاى انسانى و کردارهاى پسندیده و امور نیکویى باشد که خاندان هاى شرافتمند و بزرگوار و دلیر عرب و بزرگان و مهتران قبایل در آن ها بر یکدیگر برترى مى جستند؛ یعنى خلق هاى پسندیده بردبارى به هنگام خشم فراوان و کردار و رفتار زیبا و درست و خصلت هاى نیکو تعصب به خرج دهید، خصلت هایى چون : نگاهداشت حق و حرمت همسایگى و پایبندى به عهد و پیمان ها و فرمان بردن از نیکى ها و مخالفت با تکبر و گردنفرازى و اقدام به احسان و نیکوکارى و خویشتندارى از زورگویى و تجاوز و بزرگ شمردن قتل نفس و انصاف داشتن با مردم و فرو خوردن خشم و دورى از ایجاد تباهى در جامعه . (۱۸۵۰)

۱۸۵۸٫ تعصب پسندیده
اما دین یجمعکم ؟! و لا حمیه تشحذکم ! او لیس عجبا ان معاویه بدعو الجفاه الطغام فیتبعونه على غیر معونه و لا عطاء .
آیا دینى نیست که شما را گردهم آورد و غیرت و تعصبى وجود ندارد که شما را برانگیزد؟ آیا شگفت نیست که معاویه آن مردمان خشن فرومایه را فراخواند و بى آنکه به آن ها کمک و بخششى کند، از او پیروى مى کنند. (۱۸۵۱)



۱۸۴۵- نامه ۳۱٫
۱۸۴۶- حکمت ۲۵۵٫
۱۸۴۷- خطبه ۱۹۲٫
۱۸۴۸- خطبه ۳۹٫
۱۸۴۹- حکمت ۱۷۹٫
۱۸۵۰- خطبه ۱۹۲٫
۱۸۵۱- خطبه ۱۸۰٫


نهج البلاغه موضوعی//عباس عزیزی