موضوعات نهج البلاغه(برچسب های)

برچسب ها

خطبه شماره ۱۵۲-۱۵۳ (نسخه صبحی صالح ) ترجمه عبدالمحمد آیتی

خطبه : ۱۵۳-۱۵۲

و من خطبه له ( علیه‏السلام  ) فى صفات اللّه جل جلاله و صفات اءئمه الدین 

الْحَمْدُ لِلَّهِ الدَّالِّ عَلى وُجُودِهِ بِخَلْقِهِ، وَ بِمُحْدَثِ خَلْقِهِ عَلى اءَزَلِیَّتِهِ، وَ بِاِشْتِباهِهِمْ عَلى اءَنْ لا شَبَهَ لَهُ، لا تَسْتَلِمُهُ الْمَشاعِرُ، وَ لا تَحْجُبُهُ السَّواتِرُ، لافْتِراقِ الصَّانِعِ وَالْمَصْنُوعِ، وَالْحَادِّ وَالْمَحْدُودِ، وَالرَّبِّ وَالْمَرْبُوبِ، الْاءَحَدِ لا بِتَاءْوِیلِ عَدَدٍ، وَالْخالِقِ لا بِمَعْنى حَرَکَهٍ وَ نَصَبٍ، وَالسَّمِیعِ لا بِاءَدَاهٍ، وَالْبَصِیرِ لا بِتَفْرِیقِ آلَهٍ، وَالشَّاهِدِ لا بِمُماسَّهٍ، وَالْبائِنِ لا بِتَراخِى مَسافَهٍ، وَالظَّاهِرِ لا بِرُؤْیَهٍ، وَالْباطِنِ لا بِلَطافَهٍ، بانَ مِنَ الْاءَشْیاءِ بِالْقَهْرِ لَها وَالْقُدْرَهِ عَلَیْها، وَ بانَتِ الْاءَشْیاءُ مِنْهُ بِالْخُضُوعِ لَهُ وَالرُّجُوعِ إِلَیْهِ، مَنْ وَصَفَهُ فَقَدْ حَدَّهُ، وَ مَنْ حَدَّهُ فَقَدْ عَدَّهُ، وَ مَنْ عَدَّهُ فَقَدْ اءَبْطَلَ اءَزَلَهُ، وَ مَنْ قالَ: کَیْفَ؟ فَقَدِ اسْتَوْصَفَهُ، وَ مَنْ قالَ: اءَیْنَ؟ فَقَدْ حَیَّزَهُ، عالِمٌ إِذْ لا مَعْلُومٌ، وَرَبُّ إِذْ لا مَرْبُوبٌ، وَ قَادِرٌ إِذْ لا مَقْدُورَ.

مِنْهَا:أئمه الدین‏

قَدْ طَلَعَ طالِعٌ وَ لَمَعَ لامِعٌ وَ لاحَ لائِحٌ وَاعْتَدَلَ مائِلٌ، وَاسْتَبْدَلَ اللَّهُ بِقَوْمٍ قَوْما، وَ بِیَوْمٍ یَوْما، وَانْتَظَرْنَا الْغِیَرَ انْتِظارَ الْمُجْدِبِ الْمَطَرَ، وَ إِنَّمَا الْاءَئِمَّهُ قُوّامُ اللَّهِ عَلى خَلْقِهِ، وَ عُرَفاؤُهُ عَلى عِبادِهِ، لا یَدْخُلُ الْجَنَّهَ إِلا مَنْ عَرَفَهُمْ وَ عَرَفُوهُ، وَ لا یَدْخُلُ النَّارَ إِلا مَنْ اءَنْکَرَهُمْ وَ اءَنْکَرُوهُ.

اَّ اللّهَ تَعالَى خَصَّکُمْ بِالْإِسْلاَمِ، وَاسْتَخْلَصَکُمْ لَهُ، وَ ذلِکَ لِاءَنَّهُ اسْمُ سَلامَهٍ وَ جِماعُ کَرامَهٍ، اصْطَفَى اللَّهُ تَعالى مَنْهَجَهُ، وَ بَیَّنَ حُجَجَهُ، مِنْ ظاهِرِ عِلْمٍ وَ باطِنِ حُکْمٍ، لا تَفْنَى غَرائِبُهُ، وَ لا تَنْقَضِى عَجائِبُهُ، فِیهِ مَرابِیعُ النِّعَمِ، وَ مَصابِیحُ الظُّلَمِ، لا تُفْتَحُ الْخَیْراتُ إِلا بِمَفاتِحِهِ، وَ لا تُکْشَفُ الظُّلُماتُ إِلا بِمَصابِحِهِ، قَدْ اءَحْمى حِماهُ، وَ اءَرْعى مَرْعاهُ، فِیهِ شِفاءُ الْمُشْتَفِى ، وَ کِفایَهُ الْمُکْتَفِى .

 و من خطبه له ( علیه‏السلام  )۱۵۳

 

صفه الضال‏

وَ هُوَ فِی مُهْلَهٍ مِنَ اللَّهِ یَهْوِى مَعَ الْغافِلِینَ، وَ یَغْدُو مَعَ الْمُذْنِبِینَ، بِلا سَبِیلٍ قاصِدٍ، وَ لا إِمامٍ قائِدٍ.

صفات الغافلین‏

حَتَّى إِذَا کَشَفَ لَهُمْ عَنْ جَزاءِ مَعْصِیَتِهِمْ، وَاسْتَخْرَجَهُمْ مِنْ جَلابِیبِ غَفْلَتِهِمُ، اسْتَقْبَلُوا مُدْبِرا، وَ اسْتَدْبَرُوا مُقْبِلاً، فَلَمْ یَنْتَفِعُوا بِما اءَدْرَکُوا مِنْ طَلِبَتِهِمْ، وَ لا بِما قَضَوْا مِنْ وَطَرِهِمْ، وَ إِنِّى اءُحَذِّرُکُمْ وَ نَفْسِى هَذِهِ الْمَنْزِلَهَ، فَلْیَنْتَفِعِ امْرُؤٌ بِنَفْسِهِ، فَإِنَّمَا الْبَصِیرُ مَنْ سَمِعَ فَتَفَکَّرَ، وَ نَظَرَ فَاءَبْصَرَ، وَانْتَفَعَ بِالْعِبَرِ ثُمَّ سَلَکَ جَدَدا واضِحا یَتَجَنَّبُ فِیهِ الصَّرْعَهَ فِى الْمَهاوِى ، وَالضَّلالَ فِى الْمَغاوِى ، وَ لا یُعِینُ عَلَى نَفْسِهِ الْغُواهَ، بِتَعَسُّفٍ فِى حَقِّ، اءَوْ تَحْرِیفٍ فِى نُطْقٍ، اءَوْ تَخَوُّفٍ مِنْ صِدْقٍ.

عظه الناس‏

فَاءَفِقْ اءَیُّهَا السَّامِعُ مِنْ سَکْرَتِکَ، وَاسْتَیْقِظْ مِنْ غَفْلَتِکَ، وَاخْتَصِرْ مِنْ عَجَلَتِکَ، وَ اءَنْعِمِ الْفِکْرَ فِیما جاءَکَ عَلى لِسانِ النَّبِىِّ الْاءُمِّىِّ صَلّى اللّهُ عَلَیهِ وَ آلِه مِمَّا لابُدَّ مِنْهُ، وَ لا مَحِیصَ عَنْهُ، وَ خالِفْ مَنْ خالَفَ ذلِکَ إِلى غَیْرِهِ، وَدَعْهُ وَ ما رَضِىَ لِنَفْسِهِ، وَضَعْ فَخْرَکَ، وَاحْطُطْ کِبْرَکَ، وَاذْکُرْ قَبْرَکَ فَإِنَّ عَلَیْهِ مَمَرَّکَ، وَ کَما تَدِینُ تُدانُ، وَ کَما تَزْرَعُ تَحْصُدُ، وَ ما قَدَّمْتَ الْیَوْمَ تَقْدَمُ عَلَیْهِ غَدا، فَامْهَدْ لِقَدَمِکَ، وَقَدِّمْ لِیَوْمِکَ، فَالْحَذَرَ الْحَذَرَ اءَیُّهَا الْمُسْتَمِعُ، وَالْجِدَّ الْجِدَّ اءَیُّهَا الْغافِلُ (وَ لا یُنَبِّئُکَ مِثْلُ خَبِیرٍ).

إِنَّ مِنْ عَزائِمِ اللَّهِ فِى الذِّکْرِ الْحَکِیمِ الَّتِى عَلَیْها یُثِیبُ وَ یُعاقِبُ، وَ لَها یَرْضى وَ یَسْخَطُ، اءَنَّهُ لا یَنْفَعُ عَبْدا وَ إِنْ اءَجْهَدَ نَفْسَهُ وَاءَخْلَصَ فِعْلَهُ اءَنْ یَخْرُجَ مِنَ الدُّنْیا لاقِیا رَبَّهُ بِخَصْلَهٍ مِنْ هَذِهِ الْخِصالِ لَمْ یَتُبْ مِنْهَا: اءَنْ یُشْرِکَ بِاللَّهِ فِیمَا افْتَرَضَ عَلَیْهِ مِنْ عِبادَتِهِ، اءَوْ یَشْفِى غَیْظَهُ بِهَلاکِ نَفْسٍ، اءَوْ یَعُرَّ بِاءَمْرٍ فَعَلَهُ غَیْرُهُ، اءَوْ یَسْتَنْجِحَ حاجَهً إِلَى النَّاسِ بِإِظْهارِ بِدْعَهٍ فِى دِینِهِ، اءَوْ یَلْقَى النَّاسَ بِوَجْهَیْنِ، اءَوْ یَمْشِىَ فِیهِمْ بِلِسانَیْنِ، اعْقِلْ ذلِکَ فَإِنَّ الْمِثْلَ دَلِیلٌ عَلَى شِبْهِهِ.

إِنَّ الْبَهائِمَ هَمُّها بُطُونُها، وَ إِنَّ السِّباعَ هَمُّهَا الْعُدْوانُ عَلَى غَیْرِهَا، وَ إِنَّ النِّساءَ هَمُّهُنَّ زِینَهُ الْحَیاهِ الدُّنْیا وَالْفَسادُ فِیها، إِنَّ الْمُؤْمِنِینَ مُسْتَکِینُونَ، إِنَّ الْمُؤْمِنِینَ مُشْفِقُونَ، إِنَّ الْمُؤْمِنِینَ خَائِفُونَ.

  ترجمه :

خطبه اى از آن حضرت (ع ) در صفات خداوند و امامن دین 

ستایش خداوندى را که آفریدگانش بر وجود او راهنماینده اند و چون جامه حدوث بر تن دارند، که پدید مى آیند و از میان مى روند، بر ازلى بودنش دلالت دارند. و شباهتشان به یکدیگر نشان بى همتایى اوست . حواس ما، حقیقت ذات او نتواند شناخت و، هیچ پرده اى مستورش ‍ نتواند داشت ، زیرا فرق است میان آنکه صانع است و آنچه مصنوع است و میان آنچه محدود کننده است و آنچه محدود شونده و میان آنچه پرورنده است و آنچه پرورش مى یابد. خداوند، یکى است ، ولى نه به تعبیر عددى ، آفریننده است ولى نه با حرکت یا تحمل رنج . شنواست ، بى آنکه ابزار شنواییش باشد. بیناست ، نه بدان گونه که دیده از هم بگشاید. حاضر است نه اینکه با چیزى مماس باشد و جدا از هر چیزى است نه اینکه میانشان مسافتى باشد.

آشکار است نه به دیدن و نهان است نه سبب لطافت . از چیزها جداست زیرا هر چیزى مقهور او و به قدرت اوست . هر چیزى غیر اوست ، که همه در برابر او خاضع اند و به سوى او باز مى گردند. هر کس وصفش ‍ کند محدودش کرده و آنکه محدودش کند او را بر شمرده است و هر که بر شماردش ازلیّتش را باطل کرده است .

هر که بگوید که خدا چگونه است ، خواسته که وصفش کند و هر که بگوید خدا در کجاست براى او مکانى قائل شده . عالم بود، آنگاه که معلومى نبود، آفریننده بود، آنگاه که آفریده اى نبود. توانا بود، آنگاه که چیزى نبود که تواناییش را با او سنجد.

از این خطبه :

طلوع کننده اى طلوع کرد. درخشنده اى درخشیدن گرفت ، آشکار شونده اى آشکار شد و، آنچه کج و منحرف شده بود، راستى یافت . خداوند مردمى را به مردم دیگر بدل نمود و روزى را به روز دیگر. دگرگون شدن روزگار را انتظار مى کشیدیم ، آنسان ، که قحطى زده چشم به راه باران دارد.

جز این نیست ، که امامان از سوى خدا، کار آفریدگان او را به سامان آورند و از جانب او بر مردم سرورى یافته اند. به بهشت نرود مگر کسى که آنها را شناخته باشد، و آنها او را شناخته باشند. به دوزخ نرود مگر کسى که آنها را انکار کرده باشد و آنان نیز او را انکار کرده باشند.

خداى تعالى شما را به اسلام اختصاص داد و براى اسلام برگزید. زیرا اسلام نشانى از سلامت است و مجموعه کرامتها. خداوند تعالى راه و روش اسلام را برگزید و حجتهاى آن را روشن گردانید، از علمى آشکار و حکمتى که پنهان است .

شگفتیهایش پایان نپذیرد و عجایبش از میان نرود. در اوست بارانهاى نعمتزاى بهارى و چراغهایى که پرتو آنها تاریکیها را روشن سازد. در خزانه خوبیها جز به کلیدهاى آن گشوده نگردد و تاریکیها جز به پرتو چراغهایش روشنى نگیرد.

قرقگاههایش را حمایت کرده و در رعایت خویش گرفته . هر که را خواستار شفا باشد، شفا دهد و هر که خواهد، که نیازش برآورد، نیازمندش نگذارد.

و هم از این خطبه :

خدایش مهلت داد تا با جماعت غفلت زدگان در پى هواى خویش باشد و با گناهکاران شب را به روز رساند، بى آنکه به قصد هدفى در راهى گام زند یا امامى او را به مقصد و مقصودى کشاند.

و هم از این خطبه :

تا کیفر نافرمانیهایشان را برایشان آشکار کرد و از پرده غفلتها بیرونشان آورد، در این هنگام ، روى به چیزى نهادند که به آن پشت کرده بودند یعنى آخرت و به چیزى که به آنان پشت کرده بود، روى نمودند. پس ، از آنچه در طلبش بودند، سودى نبردند و از آنچه نیاز خود بدان برآورده بودند، فایدتى حاصل نکردند. من شما و خود را از چنین حالتى بر حذر مى دارم . هر کس باید از عمل خود سود برد. اهل بصیرت کسى است که بشنود و بیندیشد و بنگرد و ببیند و از حوادث عبرت گیرد، سپس به راهى روشن قدم نهد. از فرو غلطیدن در پرتگاهها و گم شدن در کوره راهها دورى گزیند. و با اعمالى چون به بیراهه رفتن و در سخن حق تحریف نمودن و از گفتن حقیقت ترسیدن ، گمراهان را بر زیان خویش ‍ یارى نکند.

اى آنکه سخن مرا مى شنوى ، از مستیت به هوش آى و از خواب گران غفلت بیدار شو و از شتابکاریت بکاه و نیک بیندیش در آنچه از زبان پیامبر (صلى اللّه علیه و آله ) به تو رسیده است . سخنانى که از آنها گزیرى و گریزى نیست . از کسى که با سخن پیامبر مخالفت مى ورزد و به سخن دیگرى گرایش مى یابد، دورى گزین و او را با هر چه خود را بدان خشنود مى سازد به حال خود واگذار.

نازش و تفاخر را رها کن و کبر و نخوت را فرو نه و به یاد گورت باش که آنجا گذرگاه تو خواهد بود. هر چه کرده اى ، همانگونه کیفر بینى و هر چه کشته اى همان مى دروى و هر چه امروز پیشاپیش فرستاده اى ، فردا فراروى تو نهند. جاى پاى استوار کن و براى آن روز توشه اى بیندوز. بترس ، بترس ، اى آنکه سخن مرا مى شنوى و بکوش ، بکوش اى انسان غافل . (کسى تو را چون خداى آگاه خبر ندهد.) یکى از احکام خداوند در قرآن حکیم ، که انجام دادن آن سبب ثواب و ترکش موجب عقاب است و خشنودى و خشم خدا را در پى دارد، این است که بنده را سود نکند که خود را در عبادت به رنج افکند و در اعمالش خلوص نیت به خرج دهد، آنگاه که از دنیا بیرون رود خدایش را ملاقات کند، در حالى که ، یکى از این گناهان به گردن او باشد و از آن توبه نکرده باشد و آنها چنین اند:

در عبادتى که خداوند براى او مقرر کرده کسى را شریک خدا قرار دهد، یا خشم خود را فرو نشاند به کشتن دیگرى یا کار زشتى را که دیگرى مرتکب شده بر زبان راند، یا حاجت خود را با گذاشتن بدعتى در دین برآورده سازد یا با مردم دورویى کند یا دو زبانى . در اینها تعقل کن زیرا هر مثل نشان دهنده همانند خود است .

چهارپایان ، همه همّشان شکمشان است و درندگان ، همه همّشان تجاوز و حمله به دیگران است و زنان همه همّشان آرایش این جهان و فساد کردن در آن است . و مؤ منان مردمى فروتن هستند و مؤ منان مردمى مهربان هستند و مؤ منان از خداى ترسان هستند.

نهج البلاغه خطبه ها//ترجمه عبدالمحمد آیتی

خطبه شماره ۱۱۰ (نسخه صبحی صالح ) ترجمه عبدالمحمد آیتی

خطبه : ۱۱۰

و من خطبه له ع  

 إِنَّ افْضَلَ مَا تَوَسَّلَ بِهِ الْمُتَوَسِّلُونَ إِلَى اللَّهِ سُبْحَانَهُ وَ تَعَالَى الْإِیمَانُ بِهِ وَ بِرَسُولِهِ، وَالْجِهَادُ فِی سَبِیلِهِ فَإِنَّهُ ذِرْوَهُ الْإِسْلاَمِ، وَ کَلِمَهُ الْإِخْلاَصِ فَإِنَّهَا الْفِطْرَهُ، وَ إِقَامُ الصَّلاَهِ فَإِنَّهَا الْمِلَّهُ، وَ إِیتَاءُ الزَّکَاهِ فَإِنَّهَا فَرِیضَهٌ وَاجِبَهٌ، وَصَوْمُ شَهْرِ رَمَضَانَ فَإِنَّهُ جُنَّهٌ مِنَ الْعِقَابِ، وَ حَجُّ الْبَیْتِ وَ اعْتِمَارُهُ فَإِنَّهُمَا یَنْفِیَانِ الْفَقْرَ وَیَرْحَضَانِ الذَّنْبَ، وَ صِلَهُ الرَّحِمِ فَإِنَّهَا مَثْرَاهٌ فِی الْمَالِ وَ مَنْسَاءَهٌ فِی الْاءَجَلِ، وَ صَدَقَهُ السِّرِّ فَإِنَّهَا تُکَفِّرُ الْخَطِیئَهَ، وَ صَدَقَهُ الْعَلاَنِیَهِ فَإِنَّهَا تَدْفَعُ مِیتَهَ السُّوءِ، وَ صَنَائِعُ الْمَعْرُوفِ فَإِنَّهَا تَقِی مَصَارِعَ الْهَوَانِ.

افِیضُوا فِی ذِکْرِ اللَّهِ فَإِنَّهُ اءَحْسَنُ الذِّکْرِ، وَارْغَبُوا فِیمَا وَعَدَ الْمُتَّقِینَ فَإِنَّ وَعْدَهُ اصْدَقُ الْوَعْدِ، وَاقْتَدُوا بِهَدْیِ نَبِیِّکُمْ فَإِنَّهُ افْضَلُ الْهَدْیِ، وَاسْتَنُّوا بِسُنَّتِهِ فَإِنَّهَا اهْدَى السُّنَنِ

وَ تَعَلَّمُوا الْقُرْآنَ فَإِنَّهُ اءَحْسَنُ الْحَدِیثِ، وَ تَفَقَّهُوا فِیهِ فَإِنَّهُ رَبِیعُ الْقُلُوبِ، وَ اسْتَشْفُوا بِنُورِهِ فَإِنَّهُ شِفَاءُ الصُّدُورِ، وَ احْسِنُوا تِلاَوَتَهُ فَإِنَّهُ اءَنْفَعُ الْقَصَصِ،فَاِنَّ الْعَالِمَ الْعَامِلَ بِغَیْرِ عِلْمِهِ کَالْجَاهِلِ الْحَائِرِ الَّذِی لاَ یَسْتَفِیقُ مِنْ جَهْلِهِ، بَلِ الْحُجَّهُ عَلَیْهِ اعْظَمُ، وَالْحَسْرَهُ لَهُ الْزَمُ، وَ هُوَ عِنْدَ اللَّهِ الْوَمُ.

 ترجمه :

خطبه اى از آن حضرت (ع )  

برترین چیزى که توسّل جویندگان به خداى سبحان ، بدان توسّل مى جویند، ایمان به او و به پیامبر اوست و جهاد است در راه او، زیرا جهاد رکن اعلاى اسلام است . و کلمه توحید است ، که در فطرت و جبلت هر انسانى است . و برپاى داشتن نماز است ، که نشان ملت اسلام است و دادن زکات است ، که فریضه اى است واجب و روزه ماه رمضان است ، که نگهدارنده آدمى است از عذاب خداى و حج خانه خداست و به جاى آوردن عمره آن است ، که فقر را مى زدایند و گناه را مى شویند و صله رحم است ، که موجب افزایش مال است و واپس افکننده اجل است و صدقه نهان است ، که خطاها را مى پوشاند و صدقه آشکار است ، که مرگ ناگهانى را باز دارد و انجام دادن کارهاى نیک است ، که آدمى را از لغزیدن در خواریها نگه مى دارد.

خدا را یاد کنید و بدان شتابید، که بهترین یادهاست و به رغبت بخواهید آنچه را که پرهیزگاران را وعده داده ، که وعده اش راست ترین وعده هاست . و از رهنمودهاى پیامبرتان پیروى کنید، که نیکوترین رهنمودهاست و به سنّت او رفتار نمایید، که راهنماینده ترى سنّتهاست و قرآن را بیاموزید، که بهترین سخن است و آن را نیک بفهمید، که بهار دلهاست و به پرتو آن شفا جویید، که شفاى سینه هاست و نیکو تلاوتش ‍ کنید که نافعترین گفتارهاست .

عالمى که نه به علم خود عمل کند، جاهل سرگشته اى بیش نیست ، که از خواب جهل دیده فرا نمى کند. بلکه حجّت بر او قویتر است و شایسته تر است که حسرت خورد زیرا در نزد خدا سرزنش او افزونتر است .

نهج البلاغه خطبه ها//ترجمه عبدالمحمد آیتی

نهج البلاغه موضوعی انجام فریضه و عبادت خداوندى

انجام فریضه و عبادت خداوندى

۱۱۲۸٫ واجبات خالصانه
ولیکن فى خاصه ما تخلص به لله دینک : اقامه فرائضه التى هى له خاصه .
به مالک اشتر: از جمله کارهایى که باید خالصانه انجام دهى به پا داشتن فرایض و واجبات است که مخصوص ذات پاک خداوند است . (۱۱۲۲)

۱۱۲۹٫ اداى امانت الهى
من لم یختلف سره و علانیته ، و فعله و مقالته ، فقد اءدى الامانه ، و اءخلص ‍ العباده .
آن که پنهان و آشکارش ، عمل و حرفش با یکدیگر فرق نکند، امانت الهى را ادا کرده و در بندگى و عبادت به درجه خلوص رسیده است . (۱۱۲۳)

۱۱۳۰٫ تقسیم ساعات و اوقات
من کتاب کتبه للاشتر -: و اجعل لنفسک فیما بینک و بین الله اءفضل تلک المواقیت ، و اءجزل تلک الاقسام ، و اءن کانت کلها لله اذا صلحت فیها النیه ، و سلمت منها الرعیه .
در نامه خود به مالک اشتر مى فرماید: بهترین اوقات هرروز و بیشترین بخش ‍ از آن را براى رابطه میان خود قرار ده ، هر چند که اگر در همه اوقات نیت پاک و درست باشد و مردم در امنیت ، اوقات همه از آن خدا است . (۱۱۲۴)

۱۱۳۱٫ عبادت بازرگان
اءن قوما عبدوا الله رغبه فتلک عباده التجار .
گروهى خدا را زا روى میل و رغبت (به بهشت ) عبادت کردند، این عبادت بازرگانان و تجار است . (۱۱۲۵)

۱۱۳۲٫ احتجاج با اعضاى بدن
لا تقل ما لا تعلم ، بل لا تقل کل ما تعلم ، فان الله فرض على جوارحک کلها فرائض یحتج بها علیک یوم القیامه .
آن چه را که نمى دانى مگو، بلکه هر آن چه را هم که مى دانى همه را مگو، زیرا خداوند بر اعضائ و جوارح تو فرایضى مقدر داشته که در روز قیامت به آن ها با تو احتجاج خواهد کرد. (۱۱۲۶)

۱۱۳۳٫ تجارت و سود
لا تجاره ، کالعمل الصالح ، و لا ربح کالثواب .
هیچ تجارتى مانند عمل نیک و هیچ سودى مانند ثواب و پاداش الهى نیست . (۱۱۲۷)

۱۱۳۴٫ خوشا به حال این نفس !
طوبى لنفس اءدت اءلى ربها فرضها، و عرکت بجنبها بوسها .
خوشا به حال آن نفسى که وظیفه واجبش را نسبت به پروردگارش ادا کرده ، سختى و مشکلات را تحمل نموده است . (۱۱۲۸)

۱۱۳۵٫ عبادت آزادگان
اءن قوما عبدوا الله رغبه فتلک عباده الاحرار .
همانا گروهى خدا را به خاطر سپاس از نعمت هایش عبادت مى کنند، این عبادت آزادگان است . (۱۱۲۹)

۱۱۳۶٫ عبادت آزادگان
حمل کل امرى منکم مجهوده ، و خفف عن الجهله . رب رحیم ، و دین قویم ، و امم علیم .
هر کس به اندازه توانش تکلیف شده و به نادانان تخفیف داده شده است . پروردگارتان مهربان است و دینتان استوار و پیشوایتان دانا. (۱۱۳۰)

۱۱۳۷٫ خوشا به حال حزب خدا
طوبى لنفس اءدت اءلى ربها فرضها… فى معشر اءسهر عیونهم خوف معادهم ، و تجافت عن مضاجعهم جنوبهم ، و همهمت بذکر ربهم شفاههم ، و تقشعت بطول استغفار هم ذنوبهم ، (اولئک حزب الله ، اءلا اءن حزب الله هم المفلحون ) .
خوشا نفسى که وظیفه خود را به پروردگارش ادا کرد… آنان که خوف روز رستخیز شب هنگام چشمانشان را بیدا نگه داشته و پهلوهایشان را از بستر نرم دور ساخته و لب هایشان را به ذکر خداوند مى جنبند، از بسیارى استغفار گناهانشان زدوده شده است . آنان حزب و گروه خداوندند و بدانید که حزب خدا پیروزند! (۱۱۳۱)

۱۱۳۸٫ روزى تضمین شده
قد تکفل لکم بالرزق ، و اءمرتم بالعمل فلا یکونن المضمون لکم طلبه اءولى بکم من المفروض علیکم عمله ، مع انه و الله لقد اعترض الشک و دخل الیقین ، حتى کان الذى ضمن لکم قد فرض علیکم ، و کان الذى قد فرض علیکم قد وضع عنکم .
خداوند روزى شما را تضمین کرد و به کار (انجام واجبات ) فرمان داده شده اید.پس ، طلب روى تضمین شده نباید براى شما مقدم بر اعمال واجب باشد، لیکن به خدا سوگند که شک بر شما عارض شده و اوهام نادرست با یقین در آمیخته است ؛ چندان که آن چه براى شما تضمین شده گویى به صورت امرى واجب در آمده و گویى آن چه واجب شده ، از دوش شما برداشته شده است . (۱۱۳۲)

۱۱۳۹٫ تقسیم ساعات و اوقات
للمؤ من ثلاث ساعات : فساعه یناجى فیها ربه ، و ساعه یرم معاشه ، و ساعد یخلى بین نفسه و بین لذتها فیما یحل و یجمل .
مومن اوقات خود را به سه قسمت بخش مى کند: زمانى که در ان با پروردگار خود به راز و نیاز مى پردازد و زمانى که به تحصیل معاش دست مى یازد و زمانى که به لذت هاى حلال و خوشایند مى گذراند. (۱۱۳۳)

۱۱۴۰٫ تشویق به در نظر داشتن خدا
رحم الله امرا سمع حکما فوعى ، و دعى الى رشاد فدنا، و اخذ بحجزه هاد فنجا، راقب ربه ، و خاف ذنبه .
خدا رحمت کند مردى (بنده اى ) را که سخن حکیمانه اى بشنود و پذیرایش ‍ شود و به راه راست فراخوانده شود، پس به آن نزدیک گردد و کمربند راهنمایى را بگیرد و نجات یابد. پروردگارش را در نظر داشته باشد و از گناه خویش بترسد. (۱۱۳۴)

۱۱۴۱٫ امید ثواب و عقاب
من کتاب له الى الاسود بن قطبه صاحب جند حلوان : و ابتذل نفسک فیما افترض الله علیک راجیآ ثوابه و متخوفا عقابه .
امام على در نامه اى به اسود بن قطبه فرمانده لشکر حلوان چنین مى نویسد: و خود را در راه انجام کارهاى واجب به امید ثواب خدا و ترس از کیفرش ‍ فدا کن ! (۱۱۳۵)

۱۱۴۲٫ نقش یقین در عبادت
قد سمع رجلا من الحروریه یتهجد و یقرا فقال : نوم على یقین ، خیر من صلاه فى شک ! .
چون شنید که مردى از خوارج حروارء شب را به عبادت و قرائت قرآن به سر مى برد، فرمود: خوابى که همراه با یقین (به حق باشد، بهتر از نمازى است که همراه با شک و تردید (در حق ) بوده باشد. (۱۱۳۶)

۱۱۴۳٫ اینگونه نزد خدا برو!
اخرجوا الى الله بما افترض علیکم من حقه ، و بین لکم من وظائفه .
به ادى حقوقى که خداوند براى شما مقرر داشته است و با عمل به وظایفى که براى شما تبیین فرموده است به درگاه خدا بروید. (۱۱۳۷)

۱۱۴۴٫ سکوت معنى دار
اءن الله افترض علیکم الفرائض ، فلا تضیعوها… و سکت لکم عن اشیاء و لم یدعها نسیانا، فلا تتکلفوها .
قطعى است که خداوند بر شما واجباتى مقرر فرموده است ، پس آن ها را ضایع مسازید و در مورد اشیایى براى شما سکوت کرده و سخنى نفرموده است ، این سکوت از فراموشى نبوده است ، لذا خود را براى شناخت آن ها به مشقت نیاندازید. (۱۱۳۸)

۱۱۴۵٫ بر پایى حدود
فرض الله … اءقامه الحدود اعظاما للمحارم .
بر پا داشتن خدود براى اهمیت دادن به حرام هاى خداست . (۱۱۳۹)

۱۱۴۶٫ تعیین ساعت عبادت خدا
من کتبه للاشتر لما ولاه مصر -: ولیکن فى خاصه ما تخلص به لله دینک : اقامه فرائضه التى هى له خاصه ، فاعط الله من بدنک فى لیلک و نهارک ، ووف ما تقربت به اءلى الله من ذلک کاملا غیر مثلوم و لا منقوص بالغا من بدنک ما بلغ .
در فرمان حکومت مصر به مالک اشتر مى فرماید: باید در کارهایى که براى خدا خالصانه انجام مى دهى برپاى داشتن واجباتى که مخصوص اوست در راس کارها باشد، بنابراین در شب و روزت بخشى از نیروى جسمى ات را براى عبادت خدا در نظر بگیر و آن چه را باعث نزدیک شدنت به خداى عزیز مى گردد بدون کم و کاست اجرا کن ، هر چند تلاش تو موجب رنج بدنت گردد. (۱۱۴۰)

۱۱۴۷٫ ترغیب به انجام فرایض
الفرائض الفرائض ! ادوها الى الله تود کم الى الجنه .
واجبات را مراعات کنید واجبات را. آن ها را براى خدا ادا کنید، تا شما را رهسپار بهشت نماید. (۱۱۴۱)

۱۱۴۸٫ والاترین عبادت
لا عباده کاداء الفرائض .
هیچ عبادتى مانند، انجام فریضه ها و واجبات دینى نیست . (۱۱۴۲)

۱۱۴۹٫ یارى خواستن از خدا
اءکثر الا ستعانه بالله یکفک ما اءهمک ، و یعنک على ما ینزل بک ، اءن شاء الله .
همیشه از خداى بزرگ بسیار یارى بخواه تا تو را بى نیاز گرداند و در مشکلاتى که به تو رسیده است یارى ات کند، اءن شاء الله . (۱۱۴۳)

۱۱۵۰٫ فلسفه ایمان
فرض الله الایمان تطهیرآ من الشرک .
خداوند ایمان را براى پاک کردن و زدودن شرک فریضه و واجب ساخت . (۱۱۴۴)

۱۱۵۱٫ فلسفه عبادت
فى بیان فلسفه العبادات -: لما فى ذلک من تعفیر عتاق الوجوه بالتراب تواضعا، و التصاق کرائم الجوارح بالارض تصاغرا، و لحوق البطون بالمتون من الصیام تذللا .
در بیان فلسفه عبادت فرمودند: به جهت مالیدن چهره هاى نازنین به خاک از روى تواضع و چسباندن اعضاى شریف بر زمین براى احساس حقارت در بارگاه الهى و چسبیدن شکم ها به پشت ها به جهت روزه دارى براى دریافت ذلت . (۱۱۴۵)

۱۱۵۲٫ عبادت به وقت
من کتابه الى الحارث الهمدانى -: خادع نفسک فى العباده ، وارفق بها و لا تقهرها، و خذ عفوها و نشاطها، الا ما کان مکتوبا علیک من الفریضه ، فانه لا بد من قضائها و تعاهدها عند محلها .
امام على علیه السلام در نامه خود ره حارث همدانى مى فرماید: به خودت براى عبادت حیله بزن و با خودت مداراکن . روح خود را تحت فشار قرار مده و به هنگام آزادى و نشاط او را (براى کارهاى مستحب ) دریاب . فقط در کارهاى واجب نگاه به نشاط خود مکن ، زیرا باید آن را به موقع انجام دهى (خواه نشاط داشته باشى یا نه ). (۱۱۴۶)

۱۱۵۳٫ زمان کنار گذاشتن مستحبات
اذا اضرت النوافل بالفرائض فارفضوها .
در ان هنگام که مستحبات به واجبات ضرر وارد کند آن مستحبات را رها کنید. (۱۱۴۷)

۱۱۵۴٫ مستحبات مضر
لا قربه بالنوافل اذ اضرت بالفرائض .
با آن عبادات مستحب که به واجبات ضرر مى زند، نمى توان به خدا نزدیک شد. (۱۱۴۸)

۱۱۵۵٫ تنها قدردان خوبى
لا یزهدنک فى المعرف من لا یشکره لک ، فقد یشکرک عیلیه من لا یستمتع بشى ء منه ، و قد تدرک من شکر الشاکر اکثر مما اضاع الکافر، و اله یحب المحسنین .
تشکر نکردن دیگران از تو، نبیاد تو را به خوبى کردن بى رغبت سازد؛ زیرا کسى که از ان نیکى کم ترین بهره اى نمى برد (یعنى خداوند) از تو قدردانى مى کند و از سپاسگزارى این سپاسگزار به بیش از آن چیزى مى رسى که فرد ناسپاس فرو گذاشته است و خداوند نیکوکاران را دوست دارد. (۱۱۴۹)



۱۱۲۲- نامه ۵۳٫
۱۱۲۳- نامه ۲۶٫
۱۱۲۴- نامه ۵۳
۱۱۲۵- حکمت ۲۳۷٫
۱۱۲۶- حکمت ۳۸۲٫
۱۱۲۷- حکمت ۱۱۳٫
۱۱۲۸- نامه ۴۵٫
۱۱۲۹- حکمت ۲۳۷٫
۱۱۳۰- خطبه ۱۴۹٫
۱۱۳۱- نامه ۴۵٫
۱۱۳۲- خطبه ۱۱۴٫
۱۱۳۳- حکمت ۳۹۰٫
۱۱۳۴- خطبه ۷۶٫
۱۱۳۵- نامه ۵۹٫
۱۱۳۶- حکمت ۹۷٫
۱۱۳۷- خطبه ۱۷۶٫
۱۱۳۸- حکمت ۱۰۵٫
۱۱۳۹- حکمت ۲۵۲٫
۱۱۴۰- حکمت ۲۵۲٫
۱۱۴۱- خطبه ۱۶۷٫
۱۱۴۲- حکمت ۱۱۳٫
۱۱۴۳- نامه ۳۴٫
۱۱۴۴- حکمت ۲۵۲٫
۱۱۴۵- خطبه ۱۹۲٫
۱۱۴۶- نامه ۶۹٫
۱۱۴۷- حکمت ۲۷۹٫
۱۱۴۸- حکمت ۳۹٫
۱۱۴۹- حکمت ۲۰۴٫

نهج البلاغه موضوعی//عباس عزیزی