نهج البلاغه کلمات قصار حکمت شماره ۴۳۹ متن عربی با ترجمه فارسی (شرح ابن میثم)

شرح ابن‏ میثم

۴۳۹- و قال علیه السّلام: فى کلام له: وَ وَلِیَهُمْ وَالٍ فَأَقَامَ وَ اسْتَقَامَ حَتَّى ضَرَبَ الدِّینُ بِجِرَانِهِ

المعنى

المنقول: أنّ الوالى هو عمر بن الخطاب. و الکلام من خطبه طویله له علیه السّلام فی أیّام خلافته یذکر فیها قربه من رسول اللّه صلّى اللّه علیه و آله و اختصاصه له و إفضائه بأسراره إلیه إلى أن قال فیها: فاختار المسلمون بعده بآرائهم رجلا منهم فقارب و سدّد حسب استطاعته على ضعف و جدّ کانا فیه. ثمّ ولیهم بعده وال فأقام و استقام حتّى ضرب الدین بجرانه على عسف و عجز کانا فیه.

ثمّ استخلفوا ثالثا لم یکن یملک أمر نفسه شیئا، غلب علیه أهله فقادوه إلى أهوائهم کما یقود الولیده البعیر المحطوم، و لم یزل الأمر بینه و بین الناس یبعد تاره و یقرب أخرى حتّى نزوا علیه فقتلوه. ثمّ جاءوا فی مدبّ الدبى یریدون بیعتى. فی کلام طویل. و الجران: مقدّم عنق البعیر. و ضربه بجرانه کنایه بالوصف المستعار عن استقراره و تمکّنه کتمکّن البعیر البارک من الأرض.

مطابق با حکمت ۴۶۷ نسخه صبحی صالح

ترجمه فارسی شرح ابن‏ میثم

۴۳۹- امام (ع) فرمود: فِی کَلَامٍ لَهُ وَ وَلِیَهُمْ وَالٍ فَأَقَامَ وَ اسْتَقَامَ حَتَّى ضَرَبَ الدِّینُ بِجِرَانِهِ

ترجمه

«حاکمى فرمانرواى مردم شد، پس برپاداشت و پایدارى کرد تا دین همچون شتر در حال آسایش سر بر زمین نهاد».

شرح

نقل کرده ‏اند که مقصود از فرمانروا، عمر بن خطاب است. و این سخن جزئى از خطبه ‏اى طولانى است که امام (ع) در روزگار خلافت خود ایراد کرده است، و از نزدیکى و خصوصیت خود، و محرم اسرار پیامبر (ص) بودن خود یاد کرده و مى‏ گوید: مردم مسلمان پس از پیامبر (ص) با رأى خود مردى از خودشان را برگزیدند و او در عین حال که ضعیف بود ولى با پشتکارى که داشت زمام امر را بر عهده گرفت و دین را استوار ساخت.

پس از او حاکمى، فرمانرواى مردم شد که امور زندگى و دینى مردم را برپا داشت و با این که دو صفت کجروى و ناتوانى را داشت، سرانجام چون شترى که جلو گردن خود را بر زمین مى‏ نهد، توانست بر کار خود مستقر گردد و آن گاه سومى را جایگزین کردند که به هیچ وجه مالک نفس خود نبود، و خویشاوندانش بر او غالب شدند و او را به سمت خواسته‏ هاى خود کشاندند، چنان که نوزاد گرسنه شتر به دنبال مادر مى‏ دود، و پیوسته کار بین او و مردم گاهى دور و گاهى نزدیک مى‏ شد، تا این که بر او تاختند و او را از پاى در آوردند، سپس به قصد بیعت با من همچون هجوم ملخ ها رو آوردند. خطبه طولانى است. جران: جلو گردن شتر. ضربه بجرانه، به صورت وصف مستعار، کنایه از آرامش و پابرجایى اسلام است همان طورى که شتر بر زمین مى‏خوابد و آرام مى‏گیرد.

ترجمه‏ شرح‏ نهج‏ البلاغه(ابن‏ میثم)، ج۵ // قربانعلی  محمدی مقدم-علی اصغرنوایی یحیی زاده

 

بازدیدها: ۶۶

نهج البلاغه کلمات قصار حکمت شماره ۴۳۸ متن عربی با ترجمه فارسی (شرح ابن میثم)جشم

شرح ابن‏ میثم

۴۳۸- و قال علیه السّلام: الْعَیْنُ وِکَاءُ السَّهِ قال الرضى: و هذه من الاستعارات العجیبه، کأنه یشبه السه بالوعاء، و العین بالوکاء، فإذا أطلق الوکاء لم ینضبط الوعاء، و هذا القول فى الأشهر الأظهر من کلام النبی صلّى اللّه علیه و آله و سلم، و قد رواه قوم لأمیر المؤمنین علیه السّلام، و ذکر ذلک المبرد فى کتاب «المقتضب» فى باب «اللفظ بالحروف» و قد تکلمنا على هذه الاستعاره فى کتابنا الموسوم ب «مجازات الآثار النبویه»

المعنى

و أقول: إنّه استعار لفظ الوکاء و هو رباط القربه للعین باعتبار حفظ الإنسان فی یقظته لنفسه من أن یخرج منه ریح و نحوها کما یحفظ الوکاء ما یوکى به، و فی ذلک ملاحظه تشبیه السه بالوعاء کالقربه. و من تمام الخبر عن رسول اللّه صلّى اللّه علیه و آله: فإذا نامت العینان استطلق الوکاء.

مطابق با حکمت ۴۶۶ نسخه صبحی صالح

ترجمه فارسی شرح ابن‏ میثم

۴۳۸- امام (ع) فرمود: الْعَیْنُ وِکَاءُ السَّهِ

ترجمه

«چشم، بند نشستنگاه است».

شرح

سید رضى مى‏گوید: این سخن از استعاره ‏هاى عجیب است گویا مقعد را به مشکى تشبیه کرده است و چشم را به بند مشک، چون بند باز شود، مشک به حال خود نمى‏ ماند و مشهور آن است که این سخن از پیامبر (ص) است، ولى گروهى از امیر المؤمنین روایت کرده ‏اند. مبرّد این سخن را در کتاب المقتضب در باب: «اللفظ بالحروف» بیان کرده است، و ما در کتاب خود به نام: «مجازات الآثار النّبویه» در باره این استعاره گفتگو کرده ‏ایم.

امام (ع) کلمه وکاء را که به معنى بند مشک است استعاره براى چشم آورده است به خاطر آن که انسان در وقت بیدارى خویشتندارى مى‏ کند که مبادا بادى و چیزى از او بیرون آید کما این که بند مشک، آنچه را که بسته‏ اند نگاه مى ‏دارد، و از این رو تشبیه نشیمنگاه به ظرفى همچون مشک است. و دنباله حدیث از پیامبر خدا (ص) است: هر گاه چشمها به خواب روند بند رها شود

ترجمه‏ شرح‏ نهج‏ البلاغه(ابن‏ میثم)، ج۵ // قربانعلی  محمدی مقدم-علی اصغرنوایی یحیی زاده

بازدیدها: ۳۳

نهج البلاغه کلمات قصار حکمت شماره ۴۳۷ متن عربی با ترجمه فارسی (شرح ابن میثم)ستایش انصار

شرح ابن‏ میثم

۴۳۷- و قال علیه السّلام فى مدح الأنصار: هُمْ وَ اللَّهِ رَبَّوُا الْإِسْلَامَ کَمَا یُرَبَّى الْفِلْوُ- مَعَ غَنَائِهِمْ بِأَیْدِیهِمُ السِّبَاطِ وَ أَلْسِنَتِهِمُ السِّلَاطِ

اللغه

و الفلو: المهر. و السباط: السماح، و یقال للحاذق فی الطعن: إنّه لسبط الیدین یرید أنّه ثقیف فیه. و السلاط: الحدید الفصیح،

المعنى

و شبّه تربیتهم للإسلام و حمایتهم له بتربیه الفلو، و وجه الشبه شدّه عنایتهم به و حسن مراعاته إلى حین کماله.

مطابق با حکمت ۴۶۵ نسخه صبحی صالح

ترجمه فارسی شرح ابن‏ میثم

۴۳۷- امام (ع) در ستایش انصار فرمود: هُمْ وَ اللَّهِ رَبَّوُا الْإِسْلَامَ کَمَا یُرَبَّى الْفِلْوُ- مَعَ غَنَائِهِمْ بِأَیْدِیهِمُ السِّبَاطِ وَ أَلْسِنَتِهِمُ السِّلَاطِ

لغات

فلو: کرّه اسب (یک ساله) سباط: بخشندگى و به کسى که در نیزه زدن ماهر است مى‏گویند: (دستهایش باز و روان است و مقصود آن که در کار ماهر است.) سلاط: آهن تیز

ترجمه

«به خدا قسم که ایشان با ثروتشان اسلام را- چون کره اسب از شیر گرفته که تربیت مى‏کنند- با دست پر سخاوت و زبانهاى تیزشان تربیت کردند».

شرح

امام (ع) عمل انصار را در پروردن اسلام و حمایت از آن، به تربیت کرّه اسب تشبیه کرده است، وجه شبه زیادى توجه ایشان به اسلام و رعایت کامل اسلام بوده تا وقتى که به اوج خود رسید.

ترجمه‏ شرح‏ نهج‏ البلاغه(ابن‏ میثم)، ج۵ // قربانعلی  محمدی مقدم-علی اصغرنوایی یحیی زاده

 

 

 

بازدیدها: ۵۴

نهج البلاغه کلمات قصار حکمت شماره ۴۳۶ متن عربی با ترجمه فارسی (شرح ابن میثم)پیشگویی

شرح ابن‏ میثم

۴۳۶- و قال علیه السّلام: إِنَّ لِبَنِی أُمَیَّهَ مِرْوَداً یَجْرُونَ فِیهِ- وَ لَوْ قَدِ اخْتَلَفُوا فِیمَا بَیْنَهُمْ- ثُمَّ لَوْ کَادَتْهُمُ الضِّبَاعُ لَغَلَبَتْهُمْ قال الرضى: و المرود هنا مفعل من الإرواد، و هو الإمهال و الإنظار، و هذا من أفصح الکلام و أغربه، فکأنه علیه السّلام شبهه المهله التی هم فیها بالمضمار الذى یجرون فیه إلى الغایه، فاذا بلغوا منقطعها انتقض نظامهم بعدها

المعنى

أقول: استعار لفظ المرود لمدّه دولتهم، و وجه المشابهه هو ما ذکره السیّد. و الکلام ظاهر الصدق فإنّ دولتهم لم تزل على الاستقامه إلى حین اختلافهم و ذلک حین ولى الولید بن یزید فخرج علیه یزید بن الولید فخرج علیه إبراهیم بن الولید و قامت حینئذ دعاه بنى العباس بخراسان و أقبل مروان بن محمّد من الجزیره یطلب الخلافه فخلع إبراهیم ابن الولید و قتل قوما من بنى أمیّه و اضطرب أمر دولتهم و کان زوالها على ید أبى مسلم و کان فی بدو أمره أضعف خلق اللّه و أشدّهم فقرا. و فی ذلک تصدیق قوله علیه السّلام: ثمّ کادتهم الضباع لغلبتهم. و لفظ الضباع قد یستعار للأراذل و الضعفاء. و هذا من کراماته.

مطابق با حکمت ۴۶۴ نسخه صبحی صالح

ترجمه فارسی شرح ابن‏ میثم

۴۳۶- امام (ع) فرمود: إِنَّ لِبَنِی أُمَیَّهَ مِرْوَداً یَجْرُونَ فِیهِ- وَ لَوْ قَدِ اخْتَلَفُوا فِیمَا بَیْنَهُمْ- ثُمَّ کَادَتْهُمُ الضِّبَاعُ لَغَلَبَتْهُمْ

ترجمه

«بنى امیّه میدان فرصتى دارند تا در آن بتازند، و چون در امر خلافت میان آنها اختلاف افتد، کفتارها، آنان را بفریبند و برایشان چیره شوند.»

شرح

سید رضى گوید: مرود، در اینجا بر وزن مفعل از مصدر إرواد، به معنى مهلت دادن و فرصت دادن است. و این سخن از رساترین و زیباترین سخنان است گویا امام (ع) فرصتى را که بنى امیه داشته‏ اند به میدان تاخت و تازى تشبیه کرده است که چون به پایان آن برسند رشته نظام آنها از هم گسسته شود.

لفظ مرود را براى مدّت حکمرانى بنى أمیه استعاره آورده است، و وجه شبهه همان است که سیّد فرموده است، و سخن کاملا راست است، زیرا که دولت بنى أمیه پیوسته برقرار بود تا وقتى که اختلاف میان آنها افتاد، و این در زمان حکومت ولید بن یزید بود که یزید بن ولید بر او خروج کرد، و باز ابراهیم بن ولید به برادرش حمله برد، و در همین زمان بود که داعیان بنى العباس در خراسان قیام‏ کردند، و از طرفى مروان بن محمد از جزیره به قصد خلافت آمد، و ابراهیم بن ولید را از کار برکنار کرد و گروهى از بنى أمیه را کشت و در نتیجه حکومت آنها متزلزل شد، تا این که به دست ابو مسلم خراسانى از بین رفت. در صورتى که وى در آغاز کار از ناتوان‏ترین و مستمندترین خلق خدا بود، و این خود دلیل درستى سخن امام (ع) است که فرمود: «کفتارها آنان را بفریبند و برایشان چیره شوند».
کلمه: «ضباع- کفتارها» گاهى براى مردمان فرومایه و ناتوان استعاره آورده مى ‏شود. و این خود از کرامات امام (ع) است.

ترجمه‏ شرح‏ نهج‏ البلاغه(ابن‏ میثم)، ج۵ // قربانعلی  محمدی مقدم-علی اصغرنوایی یحیی زاده

 

بازدیدها: ۵۲

نهج البلاغه کلمات قصار حکمت شماره ۴۳۵ متن عربی با ترجمه فارسی (شرح ابن میثم)دنیا

شرح ابن‏ میثم

۴۳۵- و قال علیه السّلام: الدُّنْیَا خُلِقَتْ لِغَیْرِهَا وَ لَمْ تُخْلَقْ لِنَفْسِهَا

المعنى

و أراد أنّها خلقت للاستعداد فیها و بها لدرک ثواب اللّه فی الآخره لا لیلتذّ بها الجاهلون.

مطابق با حکمت ۴۶۳ نسخه صبحی صالح

ترجمه فارسی شرح ابن‏ میثم

۴۳۵- امام (ع) فرمود: الدُّنْیَا خُلِقَتْ لِغَیْرِهَا وَ لَمْ تُخْلَقْ لِنَفْسِهَا

ترجمه

«دنیا براى دیگرى آفریده شده است نه براى خود».

شرح

مقصود امام (ع) آن است که دنیا براى آمادگى و درک اجر و پاداش اخروى آفریده شده است نه براى آن که نادانان از لذّات آن بهره گیرند.

ترجمه‏ شرح‏ نهج‏ البلاغه(ابن‏ میثم)، ج۵ // قربانعلی  محمدی مقدم-علی اصغرنوایی یحیی زاده

 

بازدیدها: ۲۹

نهج البلاغه کلمات قصار حکمت شماره ۴۳۴ متن عربی با ترجمه فارسی (شرح ابن میثم)

شرح ابن‏ میثم

۴۳۴- و قال علیه السّلام: رُبَّ مَفْتُونٍ بِحُسْنِ الْقَوْلِ فِیهِ

المعنى

و أصل الفتنه: الانصراف: أى ربّ مصروف عن تحصیل الفضیله و الطاعه و إکمالها بالمدح و الإطراء کمن یمدح بکثره العباده مثلا فیقوده ذلک إلى الاقتصار على ذلک القدر منها.

و قال السیّد- رحمه اللّه- : و هذا حین انتهاء الغایه بنا إلى قطع المختار من کلام أمیر المؤمنین علىّ بن أبی طالب علیه السّلام حامدین للّه سبحانه على ما منّ به من توفیقنا لضمّ ما انتشر من أطرافه و تقریب ما بعد من أقطاره. و تقرّر العزم کما شرطنا أوّلا على تفضیل أوراق من البیاض فى آخر کلّ باب من الأبواب لیکون لاقتناص الشارد و استلحاق الوارد و ما عساه أن یظهر لنا بعد الغموض و یقع إلینا بعد الشذوذ. و ما توفیقنا إلّا باللّه علیه توکلّنا و هو حسبنا و نعم الوکیل. أقول: إنّه- رضوان اللّه علیه- بلغ فی اختیار کلامه علیه السّلام إلى هذه الغایه و قطعه علیها. ثمّ کتبت على عهده زیاده من محاسن الکلمات إمّا باختیاره و هو أو بعض من کان یحضره من أهل العلم و تلک الزیاده تاره توجد خارجه عن المتن و تاره موضوعه فیه ملحقه بمنقطع اختیاره، و روى أنّها قرئت علیه و أمر بإلحاقها بالمتن. و أوّلها:

مطابق با حکمت ۴۶۲ نسخه صبحی صالح

ترجمه فارسی شرح ابن‏ میثم

۴۳۴- امام (ع) فرمود: رُبَّ مَفْتُونٍ بِحُسْنِ الْقَوْلِ فِیهِ

ترجمه

«بسا کسى که از گفته نیک دیگران در باره خود، دچار فتنه شده است».

شرح

اصل فتنه به معنى انصراف است، یعنى بسا شخصى که از کسب فضیلت و اطاعت خدا و تکمیل فضیلت، به دلیل ستایش و تعریف دیگران انصراف حاصل کرده است مثل کسى که مثلا مردم او را به فزونى عبادتش بستایند، و این باعث اکتفا کردن او به همان مقدار گردد.

سید رضى (رحمه اللّه علیه) مى‏ گوید: این کلام را در آخرین قسمت از سخنان برگزیده امیر المؤمنین على بن ابی طالب (ع)، آوردیم در حالى که سپاس مى‏گوییم خداوند سبحان را بر این که منّت نهاد و به ما توفیق داد تا آنچه از سخنان امام در اطراف پراکنده بود جمع آورى کنیم و مطالب دور را از گوشه و کنار به هم نزدیک سازیم. و همان طورى که از آغاز شرط کردیم، تصمیم ما بر این شد که چند ورقى سفید در آخر هر بابى از ابواب بیفزاییم، تا پراکنده را در خود جا دهد و کلام تازه وارد و شاید چیزى را که پس از دشوارى، براى ما روشن شود، و پس از پراکندگى به دست ما بیفتد، به آن ملحق سازیم.

سید رضى، در کلمات برگزیده از امام (ع) تا اینجا رسیده و همین‏ جا پایان داده است، اما در همان زمان، از سخنان زیباى امام مقدار بیشترى یا با گزینش خود او، و یا وسیله اهل علمى که در محضر او بودند، افزوده شده است، و این افزوده گاهى در خارج از متن و گاهى در داخل متن پیوسته به آخر برگزیده وى به چشم مى‏ خورد.
نقل کرده ‏اند که این قبیل سخنان بر سیّد خوانده شده و او خود دستور داده تا به متن بیفزایند و اوّلین سخن این است:

ترجمه‏ شرح‏ نهج‏ البلاغه(ابن‏ میثم)، ج۵ // قربانعلی  محمدی مقدم-علی اصغرنوایی یحیی زاده

 

بازدیدها: ۲۶

نهج البلاغه کلمات قصار حکمت شماره ۴۳۳ متن عربی با ترجمه فارسی (شرح ابن میثم)غیبت

شرح ابن‏ میثم

۴۳۳- و قال علیه السّلام: الْغِیبَهُ جُهْدُ الْعَاجِزِ

المعنى

أکثر ما یصدر الغیبه عن الأعداء و الحسّاد الّذین یعجزون عن بلوغ أغراضهم و شفاء صدورهم فیعدلون إلى إظهار معایب أعدائهم لما یجدون فیه من اللّذه. و نفّر عنها بنسبه فاعلها إلى العجز، و أنّها غایه جهده لیأنف من ذلک النقصان و لا یرضى به.

مطابق با حکمت ۴۶۱ نسخه صبحی صالح

ترجمه فارسی شرح ابن‏ میثم

۴۳۳- امام (ع) فرمود:الْغِیبَهُ جُهْدُ الْعَاجِزِ

ترجمه

«غیبت کردن از کسى، تلاش شخص ناتوان است».

شرح

بیشتر اوقات غیبت، از دشمنان و حسودانى سر مى ‏زند که از رسیدن به هدف خویش و فرونشاندن آتش درونى خود عاجزند پس به این دلیل به عیبگویى از دشمنان خود مى ‏پردازند چون از این راه لذت مى‏ برند.

امام (ع) با نسبت دادن ناتوانى بر غیبت کننده، از غیبت بر حذر داشته است و این که این عمل نهایت کوشش اوست تا طرف را با این کاستى برنجاند و باعث نارضایتى او شود.

ترجمه‏ شرح‏ نهج‏ البلاغه(ابن‏ میثم)، ج۵ // قربانعلی  محمدی مقدم-علی اصغرنوایی یحیی زاده

 

بازدیدها: ۱۲

نهج البلاغه کلمات قصار حکمت شماره ۴۳۲ متن عربی با ترجمه فارسی (شرح ابن میثم)

شرح ابن‏ میثم

۴۳۲- و قال علیه السّلام: الْحِلْمُ وَ الْأَنَاهُ تَوْأَمَانِ یُنْتِجُهُمَا عُلُوُّ الْهِمَّهِ

المعنى

استعار لهاتین الفضیلتین لفظ التوأمین باعتبار استلزام علوّ الهمّه و صدورهما بواسطتها و ذلک أنّ عالى الهمّه یستحقر کلّ ذنب و مذنب فی حقّه فیحلم عنه و یتأنّی عن المبادره إلى مقابلته.

مطابق با حکمت ۴۶۰ نسخه صبحی صالح

ترجمه فارسی شرح ابن‏ میثم

۴۳۲- امام (ع) فرمود: الْحِلْمُ وَ الْأَنَاهُ تَوْأَمَانِ یُنْتِجُهُمَا عُلُوُّ الْهِمَّهِ

ترجمه

«بردبارى و دور اندیشى دو فرزند توأمان هستند که زاییده همّت والایند.»

شرح

امام (ع) براى این دو فضیلت کلمه «توأمان» را به لحاظ ارتباط آنها با علو همّت و پیدایش آنها به واسطه بلند همّتى استعاره آورده است، توضیح آن که شخص والا همّت هر گناه و گنهکارى را در حقّ خود، ناچیز مى‏ شمارد، پس بردبارى کرده و از شتافتن به مقابله با آن خوددارى مى‏ کند.

ترجمه‏ شرح‏ نهج‏ البلاغه(ابن‏ میثم)، ج۵ // قربانعلی  محمدی مقدم-علی اصغرنوایی یحیی زاده

 

بازدیدها: ۳۳

نهج البلاغه کلمات قصار حکمت شماره ۴۳۱ متن عربی با ترجمه فارسی (شرح ابن میثم)قضاوقدر

شرح ابن‏ میثم

۴۳۱- و قال علیه السّلام: یَغْلِبُ الْمِقْدَارُ عَلَى التَّقْدِیرِ حَتَّى تَکُونَ الْآفَهُ فِی التَّدْبِیرِ

المعنى

المقدار: القدر. و لمّا کان الإنسان جاهلا بأسرار القدر کان بناء تقدیره و تدبیره لنفسه على أوهام لاثقه بها فجاز فیما دبّره هو لنفسه و اعتقده سببا للمصلحه أن یکون من أسباب مفسدته و هلاکه. و قد مرّ بیان ذلک.

مطابق با حکمت ۴۵۹ نسخه صبحی صالح

ترجمه فارسی شرح ابن‏ میثم

۴۳۱- امام (ع) فرمود: یَغْلِبُ الْمِقْدَارُ عَلَى التَّقْدِیرِ حَتَّى تَکُونَ الْآفَهُ فِی التَّدْبِیرِ

ترجمه

«قضاى الهى بر حسابگرى پیشى مى‏ گیرد بطورى که آفت در تدبیر و حسابگرى مى‏ باشد».

شرح

مقدار، یعنى قضا و قدر. چون انسان از اسرار قدر ناآگاه است، پس ساختن تدبیر و اندازه‏گیرى در امور مربوط به خود بر اساس توهمات است و به‏ هیچ وجه قابل اطمینان نیستند. بنا بر این ممکن است آنچه را که انسان موجب مصلحت خود اندیشیده و معتقد است، باعث هلاکت و از عوامل مفسده باشد.
توضیح این مطلب در قبل گذشت.

ترجمه‏ شرح‏ نهج‏ البلاغه(ابن‏ میثم)، ج۵ // قربانعلی  محمدی مقدم-علی اصغرنوایی یحیی زاده

بازدیدها: ۳۳

نهج البلاغه کلمات قصار حکمت شماره ۴۳۰ متن عربی با ترجمه فارسی (شرح ابن میثم)نشانه ایمان

شرح ابن‏ میثم

۴۳۰- و قال علیه السّلام: عَلَامَهُ الْإِیمَانِ‏اَلْإِیمَانُ أَنْ تُؤْثِرَ الصِّدْقَ حَیْثُ یَضُرُّکَ- عَلَى الْکَذِبِ حَیْثُ یَنْفَعُکَ- وَ أَلَّا یَکُونَ فِی حَدِیثِکَ فَضْلٌ عَنْ عَمَلِکَ- وَ أَنْ تَتَّقِیَ اللَّهَ فِی حَدِیثِ غَیْرِکَ

أشار من علامات الایمان إلى ثلاث:

أحدها: أن یؤثر الصدق الضارّ على الکذب النافع
محبّه للفضیله و کراهه للرذیله.

الثانیه: أن لا یکون فی حدیثه فضل و زیاده عن علمه
و هو العدل فی القول و الاحتراز من رذیله الکذب.

الثالثه: أن یتّقى اللّه فی حدیث غیره
فلا تخوض فی عرضه بغیبه أو سماعها. و قیل: أراد أن یحتاط فی الروایه فیروى عنه حدیثه کما هو.

مطابق با حکمت ۴۵۸ نسخه صبحی صالح

ترجمه فارسی شرح ابن‏ میثم

۴۳۰- امام (ع) فرمود: عَلَامَهُ الْإِیمَانِ أَنْ تُؤْثِرَ الصِّدْقَ حَیْثُ یَضُرُّکَ‏ عَلَى الْکَذِبِ حَیْثُ یَنْفَعُکَ- وَ أَلَّا یَکُونَ فِی حَدِیثِکَ فَضْلٌ عَنْ عَمَلِکَ- وَ أَنْ تَتَّقِیَ اللَّهَ فِی حَدِیثِ غَیْرِکَ

ترجمه

«نشانه ایمان آن است که راستگویى را حتّى در جایى که براى تو زیان دارد بر دروغگویى سود بخش برگزینى، و دیگر این که گفتارت از حدّ دانسته ‏ات بیشتر نباشد، و در باره (غیبت دیگران یا) نقل حدیث دیگران از خدا بترسى.»

شرح

امام (ع) از نشانه ‏هاى ایمان به سه مورد اشاره کرده است:

۱- راست زیانبخش را بر دروغ سودمند- به خاطر علاقه به فضیلت و نپسندیدن دونمایگى- ترجیح دهد.

۲- در سخنش چیزى علاوه بر دانسته‏ هایش نگوید که همین است عدالت در گفتار و دورى گزیدن از دروغ.

۳- در سخن گفتن راجع به دیگران خدا را در نظر بگیرد، و با غیبت کردن یا گوش دادن به غیبت دیگران آبروى کسى را به خطر نیندازد، و بعضى گفته ‏اند: مقصود امام آن است که در نقل حدیث دیگران، چنان که هست رعایت امانت کند، و کم و زیاد نکند.

ترجمه‏ شرح‏ نهج‏ البلاغه(ابن‏ میثم)، ج۵ // قربانعلی  محمدی مقدم-علی اصغرنوایی یحیی زاده

 

بازدیدها: ۳۲

نهج البلاغه کلمات قصار حکمت شماره ۴۲۹ متن عربی با ترجمه فارسی (شرح ابن میثم)

شرح ابن‏ میثم

۴۲۹- و قال علیه السّلام: أَلَا حُرٌّ یَدَعُ هَذِهِ اللُّمَاظَهَ لِأَهْلِهَا- إِنَّهُ لَیْسَ لِأَنْفُسِکُمْ ثَمَنٌ إِلَّا الْجَنَّهَ فَلَا تَبِیعُوهَا إِلَّا بِهَا

المعنى

اللماظه:- بضمّ اللام- ما یبقى فی الفم من الطعام. و لفظها مستعار للدنیا باعتبار قلّتها و حقارتها. و دعا إلى ترکها ثمّ جذب عنها بضمیر صغراه قوله: فإنّه. إلى قوله: الجنّه. و هو کقوله تعالى إِنَّ اللَّهَ اشْتَرى‏ مِنَ الْمُؤْمِنِینَ أَنْفُسَهُمْ وَ أَمْوالَهُمْ بِأَنَّ لَهُمُ الْجَنَّهَ«» و تقدیر الکبرى: و کلّما کان لیس لأنفسکم ثمن إلّا هو فینبغى أن لا تبیعوها إلّا به.

مطابق با حکمت ۴۵۶ نسخه صبحی صالح

ترجمه فارسی شرح ابن‏ میثم

۴۲۹- امام (ع) فرمود: أَلَا حُرٌّ یَدَعُ هَذِهِ اللُّمَاظَهَ لِأَهْلِهَا- إِنَّهُ لَیْسَ لِأَنْفُسِکُمْ ثَمَنٌ إِلَّا الْجَنَّهَ فَلَا تَبِیعُوهَا إِلَّا بِهَا

لغت

لماظه، به ضم لام: باقى مانده غذا در دهان

ترجمه

«آیا از آزادگى نیست که این ته مانده غذاى دهان را به اهلش واگذارید براى جانهاى شما بهایى جز بهشت نمى‏ باشد پس آنها را جز به این بها نفروشید».

شرح

این کلمه [لماظه‏] به اعتبار کم ارزشى و ناچیزى دنیا، استعاره از دنیاست.
امام (ع) به ترک دنیا دعوت کرده و سپس به وسیله قیاس مضمرى از آن جدا ساخته است که صغراى قیاس، عبارت: فانّه… است، و این سخن نظیر قول خداى تعالى است: إِنَّ اللَّهَ اشْتَرى‏ مِنَ الْمُؤْمِنِینَ أَنْفُسَهُمْ وَ أَمْوالَهُمْ بِأَنَّ لَهُمُ الْجَنَّهَ«». و کبراى مقدر آن نیز چنین است: و هر چه این طور باشد بهاى جان شما جز آن چیزى نیست بنا بر این جان خود را به چیزى جز آن نفروشید.

ترجمه‏ شرح‏ نهج‏ البلاغه(ابن‏ میثم)، ج۵ // قربانعلی  محمدی مقدم-علی اصغرنوایی یحیی زاده

 

بازدیدها: ۴۶

نهج البلاغه کلمات قصار حکمت شماره ۴۲۸ متن عربی با ترجمه فارسی (شرح ابن میثم)

شرح ابن‏ میثم

۴۲۸- و سئل علیه السّلام عن أشعر الشعراء
فقال علیه السّلام: إِنَّ الْقَوْمَ لَمْ یَجْرُوا فِی حَلْبَهٍ- تُعْرَفُ الْغَایَهُ عِنْدَ قَصَبَتِهَا- فَإِنْ کَانَ وَ لَا بُدَّ فَالْمَلِکُ الضِّلِّیلُ (یرید امرأ القیس).

المعنى

أراد أنّهم لهم یقولوا الشعر على منهاج واحد حتّى یفاضل بینهم بل کان لکلّ منهم حاله خاصّه یجید فیها و ینبعث فیها قریحته. فواحد یجید فی الرغبه، و آخر فی الرهبه، و آخر فی النشاط و الطرب. و لذلک قیل: أشعر العرب امرء القیس إذا رکب، و الأعشى إذا رغب، و النابغه إذا رهب. و استعار لفظ الحلبه و هى القطعه من الخیل یقرن للسباق للطریقه الواحده، و رشّح بذکر الإجراء و الغایه و قصبتها و ذلک أنّ عاده العرب أن یضع قصبه فی آخر المدى فمن سبق إلیها و أخذها فاز بالسبق و الغلب.

و قوله: فإن کان و لابدّ. أى من الحکم. و إنّما حکم له بذلک باعتبار جوده شعره فی أکثر حالاته دون غیره کما روى عنه بروایه اخرى أنّ أبا الأسود سأله عن أشعر العرب. فقال: لو رفعت للقوم غایه علمنا من السابق منهم و لکن إن لم یکن فالّذى لم یقل عن رغبه و لا رهبه و هو الملک الضلیل. و سمّى ضلیلا لکثره ضلالته و قوّتها، و قیل: لأنّه تنصّر فی آخر عمره. و قیل: لأنّه کان کثیر التهتّک و إعلان الفسق کما فی شعره. و روى عن المتنبّى: أنّ امرء القیس استدرّ الناقه و رکبها، و أخذ طرفه ما طاب من لحمها،و أخذ لبید بأمعائها و أکبادها، و بقیت عظامها و أرواثها فاقتسمناها نحن. قیل للبید بن ربیعه: من أشعر العرب فقال: الملک الضلیل. فقیل: ثمّ من قال: الفتى القلیل یعنى طرفه. فقیل: ثمّ من فقال: الشیخ أبو عقیل یعنى نفسه.

مطابق با حکمت ۴۵۵ نسخه صبحی صالح

ترجمه فارسی شرح ابن‏ میثم

۴۲۸- از امام (ع) پرسیدند: بزرگترین شاعران کیست فرمود: إِنَّ الْقَوْمَ لَمْ یَجْرُوا فِی حَلْبَهٍ- تُعْرَفُ الْغَایَهُ عِنْدَ قَصَبَتِهَا- فَإِنْ کَانَ وَ لَا بُدَّ فَالْمَلِکُ الضِّلِّیلُ یرید إمرأ القیس

ترجمه

«آن گروه در یک ردیف اسب تازى نکرده‏اند تا در پایان ربودن نى، کمال آنها شناخته شود، و اگر ناگزیر باید برترین آنها تعیین شود، پس پادشاه بسیار گمراه برتر است».

شرح

مقصود امام (ع) امرؤ القیس است.
منظور آن است که شاعران به یک سبک شعر نسروده ‏اند تا میان آنها بالا و پایین تعیین شود بلکه هر کدام از آنها حالت مخصوصى دارند که در آن حال شعر نیکو مى‏سرایند و ذوق آنها به کار مى‏افتد، یکى وقت نشاط، و دیگرى در هنگام ترس، و آن دیگرى در حال خوشى و شادمانى شعر خوب مى‏سراید. و از این رو گفته‏ اند: بهترین شاعر عرب امرؤ القیس است وقتى که سوار بر اسب باشد، اعشى است آن گاه که بخواهد و با نشاط باشد، و نابغه است وقتى که بترسد.

کلمه حلبه، یعنى دسته‏اى از اسبان که در کنار هم براى مسابقه یک نواخت ایستاده‏اند، با ذکر کلمات: إجراء و غایت و قصبتها ترشیح به کار برده است با این توضیح که عادت عرب بر این بود که نى را در انتهاى مسافتى قرار مى‏دادند، هر کس زودتر مى‏رسید و آن نى را بر مى‏داشت، برنده مسابقه محسوب مى‏شد.

عبارت: فان کان و لا بدّ…
یعنى اگر باید و ناگزیر از داورى هستم.
امام (ع) در باره امرؤ القیس نظر داد، چون او برخلاف دیگران در بیشترین حالات خود شعر نیکو مى‏سرود همان طورى که در روایت دیگرى از امام (ع) رسیده است که ابوالاسود از آن بزرگوار در باره بهترین شاعر عرب پرسید، فرمود: اگر اینان را در یک جهت و هدفى بسنجند، بهترین آنها را مى‏ شناسیم، امّا اگر معیار یکى نباشد، پس آن که نه از روى شوق و نه تنها از روى ترس شعر خوب مى‏گفت، پادشاه گمراه [امرؤا القیس‏] است. او را «ضلّیل» گفته ‏اند به دلیل گمراهى زیاد، و شدّت گمراهى، و بعضى گفته ‏اند: از آن جهت که وى در آخر عمرش نصرانى شد، و بعضى گفته ‏اند: به دلیل پرده درى زیاد، و اظهار فسق و فجور، چنان که در شعرش پیداست.

از متنّبى نقل کرده‏ اند: إمرؤ القیس شتر را، هم دوشید و هم سوار شد، و هم قسمت خوب گوشت آن را برداشت، و لبید، جگر و دل و قلوه آن را سهم برد و استخوانها و فضولاتش ماند، ما [شاعران دیگر] آنها را بین خود تقسیم کردیم. از لبید«» بن ربیعه پرسیدند: بهترین شاعر عرب کیست گفت: پادشاه بسیار گمراه [إمرؤ القیس‏]، گفتند: بعد از آن چه کسى گفت: جوانى کم شعر یعنى‏ طرفه«»، پرسیدند: بعد از او چه کسى گفت: پیرمرد، ابو عقیل، یعنى خودش.

ترجمه‏ شرح‏ نهج‏ البلاغه(ابن‏ میثم)، ج۵ // قربانعلی  محمدی مقدم-علی اصغرنوایی یحیی زاده

 

بازدیدها: ۵۶

نهج البلاغه کلمات قصار حکمت شماره ۴۲۶ متن عربی با ترجمه فارسی (شرح ابن میثم)

شرح ابن‏ میثم

۴۲۶- و قال علیه السّلام: مَا لِابْنِ آدَمَ وَ الْفَخْرِ- أَوَّلُهُ نُطْفَهٌ وَ آخِرُهُ جِیفَهٌ- وَلَا یَرْزُقُ نَفْسَهُ وَ لَا یَدْفَعُ حَتْفَهُ

المعنى

استفهم تعجّبا من وجه الجمع بین الإنسان و الفخر و نبّه على عدم المناسبه بینهما بضمیر صغراه قوله: أوّله. إلى آخره. و تقدیر الکبرى: و کلّ من کان کذلک فلا مناسبه بینه و بین الفخر. و روى: الفخر- منصوبا- على المفعول معه.

مطابق با حکمت ۴۵۴ نسخه صبحی صالح

ترجمه فارسی شرح ابن‏ میثم

۴۲۶- امام (ع) فرمود: مَا لِابْنِ آدَمَ وَ الْفَخْرِ- أَوَّلُهُ نُطْفَهٌ وَ آخِرُهُ جِیفَهٌ- لَا یَرْزُقُ نَفْسَهُ وَ لَا یَدْفَعُ حَتْفَهُ

ترجمه

«فرزند آدم را چه به فخر فروشى که آغازش آب گندیده و آخرش مردار است، نه روزى خود را مى ‏دهد، و نه مرگ را از خود مى ‏راند».

شرح

امام (ع) از جمع بین انسان و افتخار، به صورت تعجّب پرسیده است، و به عدم مناسبت بین آنها وسیله قیاس مضمرى اشاره کرده است که مقدمه صغراى آن، جمله اوّله… است، و کبراى مقدّر آن چنین است: و هر که چنین‏ باشد، هیچ مناسبتى میان او و فخر فروشى نیست. بعضى کلمه فخر را منصوب به صورت مفعول معه روایت کرده‏ اند.

ترجمه‏ شرح‏ نهج‏ البلاغه(ابن‏ میثم)، ج۵ // قربانعلی  محمدی مقدم-علی اصغرنوایی یحیی زاده

 

بازدیدها: ۱۱

نهج البلاغه کلمات قصار حکمت شماره ۴۲۵ متن عربی با ترجمه فارسی (شرح ابن میثم)

شرح ابن‏ میثم

۴۲۵- و قال علیه السّلام: زُهْدُکَ فِی رَاغِبٍ فِیکَ نُقْصَانُ حَظٍّ- وَ رَغْبَتُکَ فِی زَاهِدٍ فِیکَ ذُلُّ نَفْسٍ

المعنى

أمّا الأوّل فلأنّ من تمام الحظّ کثره الإخوان للإعانه على صلاح أمر المعاش و المعاد. فالزهد فیهم یستلزم نقصان الحظّ، و لأنّ مجازاه الرغبه بمثلها فضیله من تمام الخطّ النفسانىّ فعدمها یستلزم نقصانه. و أمّا الثانی فاستلزام الرغبه فی الزاهد فیک للذلّ و الخضوع له ظاهر. و الکلمتان صغریا ضمیر نفّر به عن الزهد فی الراغب فیک و الرغبه فیمن یزهدک.

مطابق با حکمت ۴۵۱ نسخه صبحی صالح

ترجمه فارسی شرح ابن‏ میثم

۴۲۵- امام (ع) فرمود: زُهْدُکَ فِی رَاغِبٍ فِیکَ نُقْصَانُ حَظٍّ- وَ رَغْبَتُکَ فِی زَاهِدٍ فِیکَ ذُلُّ نَفْسٍ‏

ترجمه

«دورى کردن تو از کسى که علاقه‏ مند به توست، باعث کم بهرگى توست، و علاقه‏ مندى تو به کسى که به تو بى ‏اعتناست باعث ذلّت توست».

شرح

امّا مطلب اوّل، از آن روست که دوستان زیاد براى کمک بر اصلاح امر دنیا و آخرت باعث کمال بهره‏مندى مى‏باشند، بنا بر این دورى از ایشان باعث کم بهرگى است، و از طرفى در برابر علاقه دوستان، ابراز علاقه، خود فضیلتى است براى نفس، بنا بر این عدم علاقه باعث نقصان این فضیلت است.

امّا مطلب دوم، بدیهى است که لازمه علاقه تو به کسى که به تو اعتنایى ندارد، خوارى و کرنش در برابر اوست. این دو عبارت، دو صغرا براى قیاسات مضمرى هستند که بدان وسیله از دورى نسبت به کسى که علاقمند است، و علاقمندى نسبت به کسى که از تو دورى مى‏ ورزد، برحذر داشته است.

ترجمه‏ شرح‏ نهج‏ البلاغه(ابن‏ میثم)، ج۵ // قربانعلی  محمدی مقدم-علی اصغرنوایی یحیی زاده

 

بازدیدها: ۱۳

نهج البلاغه کلمات قصار حکمت شماره ۴۲۴ متن عربی با ترجمه فارسی (شرح ابن میثم)شوخی

شرح ابن‏ میثم

۴۲۴- و قال علیه السّلام: مَا مَزَحَ امْرُؤٌ مَزْحَهً إِلَّا مَجَّ مِنْ عَقْلِهِ مَجَّهً

المعنى

و ذلک لأنّ العقل یقتضى صیانه العرض و البقاء على حدّ توقر معه صاحبه و لا یستخفّ به. و المزاح الّذى لا ینبغی یقتضى أضداد ذلک فهو مستلزم لمخالفه العقل و ترکه. فاستعار لفظ المجّ لما یطرحه الإنسان من عقله فی مزحه أو مزحاته. فکأنّه قد مجّه کما مجّ الماء من فیه و یلقیه.

مطابق با حکمت ۴۵۰ نسخه صبحی صالح

ترجمه فارسی شرح ابن‏ میثم

۴۲۴- امام (ع) فرمود: مَا مَزَحَ امْرُؤٌ مَزْحَهً إِلَّا مَجَّ مِنْ عَقْلِهِ مَجَّهً

ترجمه

«کسى شوخى بسیار نکرد، مگر این که بخشى از عقل خود را از دست داد».

شرح

توضیح این که عقل باعث حفظ آبرو، و ماندن در حدّى است که صاحبش محترم بماند و سبک شمرده نشود، و شوخى بیجا خلاف آن را مى ‏طلبد، و مستلزم خلاف عقل و از دست دادن آن است.

کلمه: «مجّ» را براى آن مقدار، از عقل که انسان در اثر شوخى و یا شوخیها آن را از دست مى‏دهد استعاره آورده است، به طورى که گویى انسان، آن را همچون آبى که از دهان خود، به دور مى‏اندازد، به دور انداخته است.

ترجمه‏ شرح‏ نهج‏ البلاغه(ابن‏ میثم)، ج۵ // قربانعلی  محمدی مقدم-علی اصغرنوایی یحیی زاده

بازدیدها: ۲۱

نهج البلاغه کلمات قصار حکمت شماره ۴۲۳ متن عربی با ترجمه فارسی (شرح ابن میثم)

شرح ابن‏ میثم

۴۲۳- و قال علیه السّلام: مَنْ کَرُمَتْ عَلَیْهِ نَفْسُهُ هَانَتْ عَلَیْهِ شَهْوَتُهُ‏ شَهَوَاتُهُ

المعنى

و ذلک لکونهما عدوّان فإکرام أحدهما یستلزم إهانه الاخرى فمن کرمت علیه نفسه لزمه حفظها و حمایتها من عذاب اللّه و ذلک مستلزم لهوان شهوته علیه و عدم مراعاتها لأنّها یقتضى ضدّ ذلک.

مطابق با حکمت ۴۴۹ نسخه صبحی صالح

ترجمه فارسی شرح ابن‏ میثم

۴۲۳- امام (ع) فرمود: مَنْ کَرُمَتْ عَلَیْهِ نَفْسُهُ هَانَتْ عَلَیْهِ شَهَوَاتُهُ

ترجمه

«هر که داراى نفس کریم و بزرگوار بود، خواسته ‏هاى نفس در نزد او بى‏ ارزش مى ‏گردد».

شرح

توضیح این که نفس و خواسته‏هایش دو دشمن انسانند، احترام یکى باعث خوار داشتن دیگرى است پس هر کس نفس خود را گرامى داشت، آن را از عذاب خدا حفظ و حمایت مى‏ کند، و این خود باعث خوار ساختن شهوت و بى‏ اعتنایى به آن است، زیرا هواى نفس خلاف آن را خواستار است.

ترجمه‏ شرح‏ نهج‏ البلاغه(ابن‏ میثم)، ج۵ // قربانعلی  محمدی مقدم-علی اصغرنوایی یحیی زاده

 

بازدیدها: ۴۰

نهج البلاغه کلمات قصار حکمت شماره ۴۲۲ متن عربی با ترجمه فارسی (شرح ابن میثم)مصائب وگرفتاری

شرح ابن‏ میثم

۴۲۲- و قال علیه السّلام: مَنْ عَظَّمَ صِغَارَ الْمَصَائِبِ ابْتَلَاهُ اللَّهُ بِکِبَارِهَا

المعنى

و إنّما لزمه ذلک لاستعداده بتضجّره و تسخطّه من قضاء اللّه لزیاده البلاء و لو قد حمد اللّه على بلائه لاستعدّ بذلک لدفعه‏

مطابق با حکمت ۴۴۸ نسخه صبحی صالح

ترجمه فارسی شرح ابن‏ میثم

۴۲۲- امام (ع) فرمود: مَنْ عَظَّمَ صِغَارَ الْمَصَائِبِ ابْتَلَاهُ اللَّهُ بِکِبَارِهَا

ترجمه

«هر کس گرفتاریهاى کوچک را بزرگ شمارد، خداوند او را دچار گرفتاریهاى بزرگ گرداند».

شرح

از آن رو چنین است که آن شخص با بى‏تابى و خشمناک شدن از قضاى الهى آماده گرفتارى بیشتر مى‏گردد، در صورتى که اگر در برابر گرفتارى خدا را سپاس گوید، براى برطرف کردن بلا آماده خواهد شد.

ترجمه‏ شرح‏ نهج‏ البلاغه(ابن‏ میثم)، ج۵ // قربانعلی  محمدی مقدم-علی اصغرنوایی یحیی زاده

 

بازدیدها: ۱۹

نهج البلاغه کلمات قصار حکمت شماره ۴۲۱ متن عربی با ترجمه فارسی (شرح ابن میثم)ربا

شرح ابن‏ میثم

۴۲۱- و قال علیه السّلام: مَنِ اتَّجَرَ بِغَیْرِ فِقْهٍ فَقَدِ ارْتَطَمَ فِی الرِّبَا

المعنى

ارتطم فی الوحل و نحوه: وقع فیه فلم یمکنه الخلاص. و هو وصف مستعار لغیر الفقیه باعتبار أنّه لا یتمکّن من الخلاص من الربا و ذلک لکثره اشتباه مسائل الربا بمسائل البیع حتّى لا یفرق بینهما إلّا أکابر الفقهاء مع وقوع الخلاف الشدید بینهم فیها کبیع لحم البقر بالغنم متفاضلا فجوّزه أبو حنیفه قائلا أنّهما جنسان مختلفان و منع منه الشافعی. إلى غیرها من المسائل.

مطابق با حکمت ۴۴۷ نسخه صبحی صالح

ترجمه فارسی شرح ابن‏ میثم

۴۲۱- امام (ع) فرمود: مَنِ اتَّجَرَ بِغَیْرِ فِقْهٍ فَقَدِ ارْتَطَمَ فِی الرِّبَا

ترجمه

«هر کس بدون دانستن احکام دین تجارت کند، در ربا در افتد».

شرح

عبارت ارتطم فى الوحل و نحوه، یعنى گل و لاى فرو رفت و راه نجات نداشت. این صفت مستعار براى کسى است که ناآگاه باشد، از آن رو که نجات از ربا برایش غیر ممکن است. زیرا مسائل ربا با مسائل بیع اشتباه مى‏شود به طورى که جز بزرگان فقها با اختلاف شدیدى که در بین آنها هست، کسى تفاوت این دو را در نمى ‏یابد. مانند فروختن گوشت گاو در مقابل گوشت گوسفند با مقدار زیادى که ابو حنیفه جایز دانسته و مى‏ گوید اینها دو جنس مختلفند ولى شافعى منع کرده است و مسائل دیگر از این قبیل…

ترجمه‏ شرح‏ نهج‏ البلاغه(ابن‏ میثم)، ج۵ // قربانعلی  محمدی مقدم-علی اصغرنوایی یحیی زاده

 

بازدیدها: ۲۶

نهج البلاغه کلمات قصار حکمت شماره ۴۲۰ متن عربی با ترجمه فارسی (شرح ابن میثم)

شرح ابن‏ میثم

۴۲۰- و قال علیه السّلام: لغالب بن صعصعه أبى الفرزدق فى کلام دار بینهما: مَا فَعَلَتْ إِبِلُکَ الْکَثِیرَهُ- قال: ذعذعتها الحقوق یا أمیر المؤمنین فقال علیه السلام: ذَلِکَ أَحْمَدُ سُبُلِهَا

المعنى

الکلام الّذى دار بینهما أنّ غالبا دخل على علىّ علیه السّلام و هو شیخ کبیر و معه ابنه همام الفرزدق و هو غلام یومئذ فقال له علیه السّلام: من الشیخ فقال: أنا غالب بن صعصعه. قال ذو الإبل الکثیره قال: نعم. قال: ما فعلت أبلک قال ذعذعتها الحقوق و أذهبتها الحالات و النوائب. فقال: ذاک أحمد سبلها. فقال: من هذا الغلام فقال: هذا ابنى همام روّیته الشعر یا أمیر المؤمنین و کلام العرب و یوشک أن یکون شاعرا مجیدا. فقال: أقرأه القرآن فهو خیر. فکان الفرزدق یروى هذا الحدیث و یقول: ما زالت کلمته فی نفسی حتّى قیّد نفسه بقید و آلى أن لا یفکّه حتّى یحفظ القرآن فما فکّه حتّى حفظه. و ذعذعتها- بالذال المعجمه مکرّره- : فرّقتها.

مطابق با حکمت ۴۴۶ نسخه صبحی صالح

ترجمه فارسی شرح ابن‏ میثم

۴۲۰- امام (ع) به غالب بن صعصعه پدر فرزدق در ضمن سخنى که میان آنان رد و بدل شد فرمود: مَا فَعَلَتْ إِبِلُکَ الْکَثِیرَهُ- قَالَ ذَعْذَعَتْهَا الْحُقُوقُ یَا أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ- فَقَالَ ع ذَلِکَ أَحْمَدُ سُبُلِهَا

ترجمه

«شتران بسیارت را چه کردى عرض کرد: یا امیر المؤمنین، حقوق مردم آنها را پراکنده ساخت، آن گاه امام (ع) فرمود: «این پراکندگى بهترین راه پراکنده شدن آنهاست.»

شرح

گفت و گویى که میان آنها ردّ و بدل شد از این قرار بود: غالب که پیرمردى بود وارد بر على (ع) شد و پسرش همام فرزدق که در آن روز پسر بچه‏اى بود به همراه وى بود، امیر المؤمنین پرسید: پیرمرد کیستى گفت: من غالب بن صعصعه هستم، امام فرمود: همان صاحب شتران بسیار عرض کرد: آرى. فرمود: شترانت را چه کردى عرض کرد، حقوق مردم آنها را پراکنده کرد و دگرگونیها و گرفتاریها آنها را از بین برد. آن گاه امام (ع) فرمود: این پراکندگى بهترین نوع پراکندن آنهاست، و فرمود: این پسر بچه کیست عرض کرد: این پسرم همام است، یا امیر المؤمنین من به او شعر و سخنان عرب را آموخته ‏ام، امید است که شاعرى برجسته شود امام (ع) فرمود: به او قرآن بیاموز که بهتر است. فرزدق همواره این‏ داستان را نقل مى‏کرد و مى‏گفت: سخن امام (ع) در گوش دل من بود تا این که خود را مقیّد ساختم و سوگند یاد کردم که قرآن را حفظ کنم و دست برنداشتم تا قرآن را حفظ کردم. ذعذعتها به ذال معجمه مکرّر یعنى: پراکند آنها را. 

ترجمه‏ شرح‏ نهج‏ البلاغه(ابن‏ میثم)، ج۵ // قربانعلی  محمدی مقدم-علی اصغرنوایی یحیی زاده

 

بازدیدها: ۳۴