نهج البلاغه کلمات قصار حکمت شماره 299 متن عربی با ترجمه فارسی (شرح ابن میثم)نحویه نگارش

شرح ابن‏ ميثم

299- و قال عليه السّلام لكاتبه عبيد اللّه بن أبى رافع: أَلِقْ دَوَاتَكَ وَ أَطِلْ جِلْفَةَ قَلَمِكَ- وَ فَرِّجْ بَيْنَ السُّطُورِ وَ قَرْمِطْ بَيْنَ الْحُرُوفِ- فَإِنَّ ذَلِكَ أَجْدَرُ بِصَبَاحَةِ الْخَطِّ كان أبو رافع مولى لرسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله.

اللغة

و ألقت الدواة و لقتها: أصلحتها بالمداد. و جلفة القلم: سنانه. و القرمطة بين الحروف: تقريب بعضها من بعض. و الصباحة: الحسن.

المعنى

و فايدة القيد الأوّل ظاهرة، و فايدة الثاني: أنّ الجلفة الطويلة تقبل مدادا أكثر فيستمرّ القلم في كتابة كلمات كثيرة على نهج واحد من غير تقطيع بين المدّات بخلاف الجلفة القصيرة فإنّ مدادها اقلّ و المقاطع بين مدّاتها أكثر فيكثر التفاوت بين الكلمات في أواخر كلّ مدّة و أوّل الاخرى بعدها، و فايدة الثالث: ظهور الفصل بين السطور و تمييز بعضها عن بعض، و فايدة الرابع: كون الكلمة حسن الهيئة و الحسن لها أقرب فسطا، و لعلّ بعض هذه القيود أو كلّها شرط في حسن جنس ليس بشرط في حسن بعض أجناس الخطّ المحدثة بعده. و رغّب في ذلك بقوله: فإنّ ذلك: أى فإنّ هذه الشرائط. و هو صغرى ضمير تقدير كبراه: و كلّما كان أولى بصباحة الخطّ ففعله أولى.

مطابق با حکمت 315 نسخه صبحی صالح

ترجمه فارسی شرح ابن‏ ميثم

299- امام (ع) به كاتب خود- عبيد الله بن ابى رافع فرمود: أَلِقْ دَوَاتَكَ وَ أَطِلْ جِلْفَةَ قَلَمِكَ- وَ فَرِّجْ بَيْنَ السُّطُورِ وَ قَرْمِطْ بَيْنَ الْحُرُوفِ- فَإِنَّ ذَلِكَ أَجْدَرُ بِصَبَاحَةِ الْخَطِّ

لغات

ابو رافع: خدمت‏گزار رسول خدا (ص) بود قرمطة بين الحروف: نزديك كردن ميان حروف القت الدواة و لقتها: مركّب دوات را اصلاح كرد صباحة: نيك، زيبايى جلفة القلم: نوك قلم

ترجمه

«دوات خود را اصلاح كن و سر قلمت را دراز كن. و بين خطها را پهن بگير و حروف را نزديك هم بنويس كه اين روش براى زيبايى خط مناسبتر است».

شرح

فايده قيد اوّل روشن است، اما فايده قيد دوّم آن است كه سر قلم دراز، مركّب زيادى مى‏ گيرد، در نتيجه قلم ياراى نوشتن كلمات زيادى را- به صورت همسان بدون جدا سازى ميان كلمات- پيدا مى‏ كند برخلاف سر قلم كوتاه كه مركبش اندك و تفكيك ميان هر بار به مركب زدن زياد مى ‏باشد و در نتيجه تفاوت بين كلمات در آخر هر بار به مركب زدن و آغاز نوبت ديگر فراوان است.
و فايده قيد سوّم آن است كه بدان وسيله، فاصله ‏ها بين خطوط و جدايى آنها از يكديگر روشن مى‏ شود.
و فايده قيد چهارم آنست كه كلمات خوش شكل مى‏شود و جلوه خوبى خواهد داشت، و شايد بعضى از اين قيدها و يا تمام آنها شرط جنس خط باشند.
نه باعث زيبايى بعضى از انواع خطوطى كه بعدها پيدا شده‏ اند.
و با عبارت: فان ذلك… وادار بر انجام كارهايى كه دستور داده فرموده است يعنى اين شرايط. و اين بخش از عبارت مقدمه صغرا براى قياس مضمرى است كه كبراى مقدر آن چنين است: و هر چه باعث زيبايى خط باشد انجامش شايسته‏تر است.

ترجمه‏ شرح‏ نهج‏ البلاغه(ابن‏ ميثم)، ج5 // قربانعلی  محمدی مقدم-علی اصغرنوایی یحیی زاده

 

نهج البلاغه کلمات قصار حکمت شماره 298 متن عربی با ترجمه فارسی (شرح ابن میثم)

شرح ابن‏ ميثم

298- و قال عليه السّلام: رُدُّوا الْحَجَرَ مِنْ حَيْثُ جَاءَ- فَإِنَّ الشَّرَّ لَا يَدْفَعُهُ إِلَّا الشَّرُّ

المعنى

فالحجر كناية عن الشرّ. و ردّه من حيث جاء كناية عن مقابلة الشرّ بمثله.
و رغّب في ذلك بضمير صغراه: قوله: فإنّ الشرّ: إلى آخره، و تقدير الكبرى:و كلّ ما لا يقطع إلّا بالشرّ فواجب أن يقطع به. و ليس هذا أمرا عامّا. لأمره عليه السّلام بالحلم في مواضع كثيرة.

مطابق با حکمت 314 نسخه صبحی صالح

ترجمه فارسی شرح ابن‏ ميثم

298- امام (ع) فرمود: رُدُّوا الْحَجَرَ مِنْ حَيْثُ جَاءَ- فَإِنَّ الشَّرَّ لَا يَدْفَعُهُ إِلَّا الشَّرُّ

ترجمه

«سنگ را از جائى كه آمده، به همان جا برگردانيد، زيرا بدى را جز بدى از بين نمى ‏برد».

شرح

سنگ كنايه از بدى است. و بازگرداندن سنگ كنايه از مقابله با بدى، به مانند آن است. امام (ع) در اين گفتار به وسيله قياس مضمرى وادار به مقابله كرده است كه مقدمه صغراى آن عبارت: «فانّ الشّر…» و كبراى مقدّر آن نيز چنين است: و هر چه را كه جز به وسيله بدى قابل دفع و قطع نباشد پس بايد بدان وسيله آن را قطع كرد، البتّه اين مطلب كليّت ندارد، زيرا كه خود آن بزرگوار در موارد زيادى به بردبارى امر فرموده است.

ترجمه‏ شرح‏ نهج‏ البلاغه(ابن‏ ميثم)، ج5 // قربانعلی  محمدی مقدم-علی اصغرنوایی یحیی زاده

 

نهج البلاغه کلمات قصار حکمت شماره 297 متن عربی با ترجمه فارسی (شرح ابن میثم)وصف قرآن

شرح ابن‏ ميثم

297- و قال عليه السّلام: وَ فِي الْقُرْآنِ نَبَأُ مَا قَبْلَكُمْ- وَ خَبَرُ مَا بَعْدَكُمْ وَ حُكْمُ مَا بَيْنَكُمْ

المعنى

فنبأ ما قبلهم أخبار القرون الماضية، و خبر ما بعدهم ذكر أحوال الموت و القيامة و الوعد و الوعيد، و حكم ما بينهم بيان الأحكام الخمسة المتعلّقة بأفعالهم.

و هو في معرض مدح القرآن و الحثّ على قراءته و فهمه.

مطابق با حکمت 313 نسخه صبحی صالح

ترجمه فارسی شرح ابن‏ ميثم

297- امام (ع) فرمود: وَ فِي الْقُرْآنِ نَبَأُ مَا قَبْلَكُمْ- وَ خَبَرُ مَا بَعْدَكُمْ وَ حُكْمُ مَا بَيْنَكُمْ

ترجمه

«در قرآن است خبر پيشينيان و خبر چيزهاى بعد از شما و حكم چيزهايى كه در بين شماست».

شرح

خبر ما قبل همان اخبار قرون گذشته، و خبر ما بعد يادآورى حالات مردن،قيامت و وعد و عيد است، و حكم چيزهاى ميان مردم، بيان احكام پنجگانه متعلّق به افعال مردم مى ‏باشد. و اين سخن در مورد ستايش قرآن و وادار ساختن مردم بر خواندن و فهميدن قرآن است.

ترجمه‏ شرح‏ نهج‏ البلاغه(ابن‏ ميثم)، ج5 // قربانعلی  محمدی مقدم-علی اصغرنوایی یحیی زاده

 

نهج البلاغه کلمات قصار حکمت شماره 296 متن عربی با ترجمه فارسی (شرح ابن میثم)حالات قلب

شرح ابن‏ ميثم

296- و قال عليه السّلام: إِنَّ لِلْقُلُوبِ إِقْبَالًا وَ إِدْبَاراً- فَإِذَا أَقْبَلَتْ فَاحْمِلُوهَا عَلَى النَّوَافِلِ- وَ إِذَا أَدْبَرَتْ فَاقْتَصِرُوا بِهَا عَلَى الْفَرَائِضِ

المعنى

و قد مر معنى إقبالها و إدبارها. و خصّ إقبالها بالنوافل لاتّساعها فيه لها و للفرايض دون الإدبار.

مطابق با حکمت 312 نسخه صبحی صالح

ترجمه فارسی شرح ابن‏ ميثم

296- امام (ع) فرمود: إِنَّ لِلْقُلُوبِ إِقْبَالًا وَ إِدْبَاراً- فَإِذَا أَقْبَلَتْ فَاحْمِلُوهَا عَلَى النَّوَافِلِ- وَ إِذَا أَدْبَرَتْ فَاقْتَصِرُوا بِهَا عَلَى الْفَرَائِضِ

ترجمه

«دلها اقبال و ادبار دارند وقتى كه رو آوردند آنها را به مستحبات واداريد، و هنگامى كه رو برگرداندند، به واجبات بسنده كنيد».

شرح

قبلا معنى اقبال و ادبار دلها گذشت. امام (ع) اقبال و روآورى دلها را به مستحبّات اختصاص مى‏ دهد چون در اين حالت دل گنجايش مستحبّات و واجبات را دارد برخلاف حالت ادبار كه گنجايش زياد ندارد.

ترجمه‏ شرح‏ نهج‏ البلاغه(ابن‏ ميثم)، ج5 // قربانعلی  محمدی مقدم-علی اصغرنوایی یحیی زاده

 

نهج البلاغه کلمات قصار حکمت شماره 295 متن عربی با ترجمه فارسی (شرح ابن میثم)نفرین حضرت علی (ع)

شرح ابن‏ ميثم

295- و قال عليه السّلام: لأنس بن مالك و قد كان بعثه إلى طلحة و الزبير لما جاء إلى البصرة يذكرهما شيئا مما سمعه من رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله و سلم فى معناهما، فلوى عن ذلك، فرجع إليه، فقال إِنِّى أُنْسِيتُ ذَلِكَ الْأَمْرَ فقال عليه السلام إِنْ كُنْتَ كَاذِباً- فَضَرَبَكَ اللَّهُ بِهَا بَيْضَاءَ لَامِعَةً لَا تُوَارِيهَا الْعِمَامَةُ قال الرضى: يعنى البرص، فأصاب أنسا هذا الداء فيما بعد فى وجهه فكان لا يرى إلا مبرقعا.

المعنى

أقول: ما كان بعثه إليهما ليذكّرهما به هو ما سمعه من رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله أنّه قال لطلحة و الزبير: إنّكما سيقاتلان عليّا و أنتما له ظالمان. فلمّا بعثه لقى من صرفه و لوى رأيه عن ذلك فرجع. فدعا عليه و استجيبت دعوته. و بيضاء في محلّ الجرّ بدلا من الضمير في بها.

مطابق با حکمت 311 نسخه صبحی صالح

ترجمه فارسی شرح ابن‏ ميثم

295- امام (ع) انس بن مالك را وقتى كه به بصره آمد به نزد طلحه و زبير فرستاد تا سخنى را كه از رسول خدا در باره آنها شنيده بود به ايشان خاطرنشان كند.
انس خوددارى كرد و چون نزد آن بزرگوار بازگشت، عرض كرد: آن سخن پيامبر (ص) را فراموش كرده‏ ام. حضرت فرمود: إِنْ كُنْتَ كَاذِباً- فَضَرَبَكَ اللَّهُ بِهَا بَيْضَاءَ لَامِعَةً لَا تُوَارِيهَا الْعِمَامَةُ

ترجمه

«اگر دروغ بگويى، خداوند تو را به خاطر آن به سفيدى درخشانى مبتلا كند كه عمامه هم آن را نپوشاند».

شرح

سيد رضى مى‏ گويد: «مقصود از آن پيسى است كه بعدها اين بيمارى در انس پيدا شد و او بدون روبند در بين جمعيّت ظاهر نمى ‏شد».

امام (ع) او را نزد آن دو نفر [طلحه و زبير] فرستاد تا آنچه را از پيامبر خدا (ص) شنيده بود به ياد آنها آورد. و آن حضرت (ص) فرموده بود: شما دو تن با على جنگ خواهيد كرد در حالى كه نسبت به او ستمكاريد. و چون انس با كسى برخورد كه او را از اين كار منصرف كرد و رأى او را برگرداند، نزد امام (ع) بازگشت، و امام (ع) بر او نفرين كرد و نفرينش قبول افتاد. كلمه: بيضاء در محل جر، بدل از ضمير در بهار است.

ترجمه‏ شرح‏ نهج‏ البلاغه(ابن‏ ميثم)، ج5 // قربانعلی  محمدی مقدم-علی اصغرنوایی یحیی زاده

 

نهج البلاغه کلمات قصار حکمت شماره 294 متن عربی با ترجمه فارسی (شرح ابن میثم)

شرح ابن‏ ميثم

294- و قال عليه السّلام: لَا يَصْدُقُ إِيمَانُ عَبْدٍ- حَتَّى يَكُونَ بِمَا فِي يَدِ اللَّهِ- أَوْثَقَ مِنْهُ بِمَا فِي يَدِهِ

المعنى

صدق الايمان بالشي‏ء يقينه و كماله. و من كماله حسن الرجاء للّه و التوكّل عليه حتّى يكون أوثق بما في يد اللّه منه بما في يده. و ذلك لتيقّن وصول رزقه من اللّه و جزمه بذلك الاقوى من جزمه و وثوقه بما في يده لجواز تلفه و عدم ثباته. و هى مرتبة عالية من مراتب التوكّل.

مطابق با حکمت 310 نسخه صبحی صالح

ترجمه فارسی شرح ابن‏ ميثم

294- امام (ع) فرمود: لَا يَصْدُقُ إِيمَانُ عَبْدٍ- حَتَّى يَكُونَ بِمَا فِي يَدِ اللَّهِ- أَوْثَقَ مِنْهُ بِمَا فِي يَدِهِ

ترجمه

«ايمان بنده ‏اى درست نيست تا به آنچه در نزد پروردگار است، مطمئنتر باشد از آنچه در دست خود دارد».

شرح

درستى ايمان و اعتقاد به چيزى همان يقين نسبت به آن چيز و كمال يقين است. و از نشانه‏هاى كمال يقين خوشبينى به خدا و توكّل بر اوست به حدّى كه بر آنچه نزد خداست مطمئنتر باشد تا بر آنچه كه نزد اوست. از آن رو كه ايمان و اعتقاد او به رسيدن روزى از جانب خدا و اطمينان به آن، بيشتر است از قطع و اطمينان او به آنچه در دست خودش مى‏باشد چون اين در معرض تلف و ناپايدار است. و اين حالت مرتبه عالى از مراتب توكّل است.

ترجمه‏ شرح‏ نهج‏ البلاغه(ابن‏ ميثم)، ج5 // قربانعلی  محمدی مقدم-علی اصغرنوایی یحیی زاده

 

نهج البلاغه کلمات قصار حکمت شماره 293 متن عربی با ترجمه فارسی (شرح ابن میثم)ظن وگمان

شرح ابن‏ ميثم

293- و قال عليه السّلام: اتَّقُوا ظُنُونَ الْمُؤْمِنِينَ- فَإِنَّ اللَّهَ تَعَالَى جَعَلَ الْحَقَّ عَلَى أَلْسِنَتِهِمْ

المعنى

المؤمن لا يكاد يخطأ لصفاء نفسه و كمال استعدادها للفكر الصحيح القريب من الحدس و الانتفاش بنور الحقّ كما قال صلّى اللّه عليه و آله: اتّقوا فراسة المؤمن فإنّه ينظر بنور اللّه. فيفيض اللّه سبحانه صورة ذلك الحقّ على لسانه فينطق به. و قوله: فإنّه. إلى آخره. صغرى ضمير تقدير كبراه: و كلّ من كان كذلك فينبغى أن يتّقى ظنّه. و هو تنبيه لمن عساه ينوى شرّا للرجوع عنه خوف ظنون المؤمنين.

مطابق با حکمت 309 نسخه صبحی صالح

ترجمه فارسی شرح ابن‏ ميثم

293- امام (ع) فرمود: اتَّقُوا ظُنُونَ الْمُؤْمِنِينَ- فَإِنَّ اللَّهَ تَعَالَى جَعَلَ الْحَقَّ عَلَى أَلْسِنَتِهِمْ

ترجمه

«از گمانهاى مؤمنان بترسيد كه خداوند بزرگ، حق را بر زبانهاى آنان قرار داده است».

شرح

مؤمن ممكن نيست در مورد تصفيه نفس خود، و كمال استعداد نفس براى انديشه درست نزديك به حدس، و شكوفايى در پرتو حقيقت، خطا كند.
همان طورى كه پيامبر (ص) فرموده است: «از هوشيارى مؤمن بترسيد كه او به وسيله نور خدا مى ‏نگرد، پس خداى سبحان صورت آن حق را بر زبانش جارى مى‏سازد و او آن را بر زبان مى‏ راند».

عبارت: فانّه…
مقدّمه صغرا براى قياس مضمرى است كه كبراى مقدّر آن چنين است: و هر كه اين طور باشد، بايد از حدس او پرهيز كرد، و اين عبارت امام (ع) هشدارى است براى كسى كه نيّت شرّى دارد، تا از ترس گمانهاى مؤمنان، از نيّتش برگردد.

ترجمه‏ شرح‏ نهج‏ البلاغه(ابن‏ ميثم)، ج5 // قربانعلی  محمدی مقدم-علی اصغرنوایی یحیی زاده

نهج البلاغه کلمات قصار حکمت شماره 292 متن عربی با ترجمه فارسی (شرح ابن میثم)مقایسه دوستی وخویشاوندی

شرح ابن‏ ميثم

292- و قال عليه السّلام: مَوَدَّةُ الْآبَاءِ قَرَابَةٌ بَيْنَ الْأَبْنَاءِ- وَ الْقَرَابَةُ إِلَى الْمَوَدَّةِ أَحْوَجُ مِنَ الْمَوَدَّةِ إِلَى الْقَرَابَةِ

المعنى

استعار لفظ القرابة للمودّة المتأكّدة بين الأبناء فهى كالقرابة، و أخبر بها عن مودّة الآباء إخبارا باللازم عن ملزومه. إذ كانت صداقة الآباء و المودّة بينهم يستلزم تأكّدها بين الأبناء و شدّة اتّصالهم. ثمّ أشار إلى تفضيل المودّة على القرابةبكون القرابة أكثر حاجة إلى المودّة في الانتفاع بها بين الخلق و المودّة أكثر استغناء عن القرابة في الانتفاع بها.

مطابق با حکمت 308 نسخه صبحی صالح

ترجمه فارسی شرح ابن‏ ميثم

292- امام (ع) فرمود: مَوَدَّةُ الْآبَاءِ قَرَابَةٌ بَيْنَ الْأَبْنَاءِ- وَ الْقَرَابَةُ إِلَى الْمَوَدَّةِ أَحْوَجُ مِنَ الْمَوَدَّةِ إِلَى الْقَرَابَةِ

ترجمه

«دوستى پدران، خويشاوندى ميان پسران است، و خويشاوندى به دوستى نيازمندتر است تا دوستى به خويشاوندى».

شرح

لفظ «قرابة» را استعاره براى دوستى زياد ميان فرزندان آورده است، بنا بر اين دوستى همانند خويشاوندى است، به وسيله بازگو كردن محبّت بين پدران- از باب گفتن لازم و اراده ملزوم- خبر از محبّت پسران داده است، چون دوستى و محبّت‏ ما بين پدران باعث ريشه‏دار شدن محبّت و ارتباط بيشتر بين پسران مى‏ گردد.

آن گاه امام (ع) به برترى دوستى نسبت به خويشاوندى اشاره فرموده است به اين ترتيب كه خويشاوندى به دوستى در سود داشتن ميان مردمان، نياز بيشترى دارد، و دوستى در مفيد بودنش از خويشاوندى بى‏ نيازتر است«».

ترجمه‏ شرح‏ نهج‏ البلاغه(ابن‏ ميثم)، ج5 // قربانعلی  محمدی مقدم-علی اصغرنوایی یحیی زاده

 

 

نهج البلاغه کلمات قصار حکمت شماره 291 متن عربی با ترجمه فارسی (شرح ابن میثم)صبر

شرح ابن‏ ميثم

291- و قال عليه السّلام: يَنَامُ الرَّجُلُ عَلَى الثُّكْلِ وَ لَا يَنَامُ عَلَى الْحَرَبِ قال الرضى: و معنى ذلك أنه يصبر على قتل الأولاد و لا يصبر على سلب الأموال.

اللغة

و أقول: الحرب: سلب الأموال.

المعنى

و إنّما كان كذلك و إن كان المال و الولد محبوبين للطمع في استخلاص المال بالنهوض له و الحرب عنه، دون الثكل.

مطابق با حکمت 307 نسخه صبحی صالح

ترجمه فارسی شرح ابن‏ ميثم

291- امام (ع) فرمود: يَنَامُ الرَّجُلُ عَلَى الثُّكْلِ وَ لَا يَنَامُ عَلَى الْحَرَبِ

لغت

حرب: غارت و چپاول اموال

ترجمه

«مرد بر سوگ فرزند صبر مى‏ كند اما بر چپاول ثروتش صبر نمى‏ كند».

شرح

سيد رضى مى‏گويد: معناى اين سخن آن است كه مرد كشته شدن فرزند را تحمّل مى‏ كند امّا بر چپاول اموالش صبر نمى‏ كند.
توضيح آن كه هر چند فرزند و مال هر دو مورد علاقه ‏اند، با اين همه، ديگران به مال چشم دارند و مى‏خواهند آن را از چنگ صاحبش بيرون كنند و به غارت ببرند، اما مرگ فرزند چنين نيست.

ترجمه‏ شرح‏ نهج‏ البلاغه(ابن‏ ميثم)، ج5 // قربانعلی  محمدی مقدم-علی اصغرنوایی یحیی زاده

 

 

نهج البلاغه کلمات قصار حکمت شماره 290 متن عربی با ترجمه فارسی (شرح ابن میثم)اجل

شرح ابن‏ ميثم

290- و قال عليه السّلام: كَفَى بِالْأَجَلِ حَارِساً

المعنى

استعار له لفظ الحارس باعتبار أنّ الإنسان لا يهلك ما دام أجله كالحارس.

مطابق با حکمت 306 نسخه صبحی صالح

ترجمه فارسی شرح ابن‏ ميثم

290- امام (ع) فرمود: كَفَى بِالْأَجَلِ حَارِساً

ترجمه

«اجل براى نگهدارى انسان بس است».

شرح

كلمه «حارس» را به اين جهت كه انسان تا وقتى اجلش نرسيده و چون نگهبانى او را نگاه مى‏دارد، استعاره آورده است.

ترجمه‏ شرح‏ نهج‏ البلاغه(ابن‏ ميثم)، ج5 // قربانعلی  محمدی مقدم-علی اصغرنوایی یحیی زاده

 

 

نهج البلاغه کلمات قصار حکمت شماره 289 متن عربی با ترجمه فارسی (شرح ابن میثم)زنا

شرح ابن‏ ميثم

289- و قال عليه السّلام: مَا زَنَى غَيُورٌ قَطُّ

المعنى

أى ألبتّه. و ذلك أنّ الغيور الحقّ إذا همّ بالزنا تخيّل مثل ذلك في نفسه من الغير فيعارض خياله داعيه فيحجم عنه.

مطابق با حکمت 305 نسخه صبحی صالح

ترجمه فارسی شرح ابن‏ ميثم

289- امام (ع) فرمود: مَا زَنَى غَيُورٌ قَطُّ

ترجمه

«آدم غيرتمند هرگز مرتكب زنا نشود».

شرح

قطّ، يعنى به طور قطع. توضيح آن كه شخص غيرتمند واقعى، هنگامى كه تصميم به زنا مى‏گيرد، نظير آن را در باره خودش تصوّر مى‏كند، پس خيالش با انگيزه زنا معارضه مى‏كند، و در نتيجه از آن خوددارى مى‏ورزد.

ترجمه‏ شرح‏ نهج‏ البلاغه(ابن‏ ميثم)، ج5 // قربانعلی  محمدی مقدم-علی اصغرنوایی یحیی زاده

 

 

نهج البلاغه کلمات قصار حکمت شماره 288 متن عربی با ترجمه فارسی (شرح ابن میثم)کمک به مسکین

شرح ابن‏ ميثم

288- و قال عليه السّلام: إِنَّ الْمِسْكِينَ رَسُولُ اللَّهِ- فَمَنْ مَنَعَهُ فَقَدْ مَنَعَ اللَّهَ- وَ مَنْ أَعْطَاهُ فَقَدْ أَعْطَى اللَّهَ‏

المعنى

رغّب في إعطاء المسكين بضمير صغراه ما ذكر، و استعار له لفظ رسول اللّه باعتبار أنّه طالب للّه و بامر اللّه. و تقدير الكبرى: و كلّ من كان كذلك فيجب إعطاؤه و إرضاه.

مطابق با حکمت 304 نسخه صبحی صالح

ترجمه فارسی شرح ابن‏ ميثم

288- امام (ع) فرمود: إِنَّ الْمِسْكِينَ رَسُولُ اللَّهِ- فَمَنْ مَنَعَهُ فَقَدْ مَنَعَ اللَّهَ- وَ مَنْ أَعْطَاهُ فَقَدْ أَعْطَى اللَّهَ

ترجمه

«آدم تنگدست فرستاده خداست، كسى كه به او چيزى ندهد، در حقيقت حق خدا را نداده و كسى كه به او چيزى بدهد، در حقيقت به خدا داده است.»

شرح

در باره كمك به تهيدست به وسيله قياس مضمرى تشويق كرده است كه صغراى آن جمله‏اى است كه ذكر شد، كلمه رسول اللّه را استعاره براى فقير آورده است به اين جهت كه او در راه خدا و به امر خدا كمك مى‏طلبد، و كبراى مقدّر نيز چنين است: و هر كس اين طور باشد، بايد به او كمك كرد و او را راضى نمود.

ترجمه‏ شرح‏ نهج‏ البلاغه(ابن‏ ميثم)، ج5 // قربانعلی  محمدی مقدم-علی اصغرنوایی یحیی زاده

 

نهج البلاغه کلمات قصار حکمت شماره 287 متن عربی با ترجمه فارسی (شرح ابن میثم)دنیا

شرح ابن‏ ميثم

287- و قال عليه السّلام: النَّاسُ أَبْنَاءُ الدُّنْيَا- وَ لَا يُلَامُ الرَّجُلُ عَلَى حُبِّ أُمِّهِ

المعنى

و هو توبيخ للناس على حبّ الدنيا. و لفظ الأبناء مستعار لهم باعتبار تولّدهم منها و ميلهم إليها بالطبع. و قوله: و لا يلام. إلى آخره. لوم لهم. و هذا كما تقول لمن توبّخه مثلا على اللؤم: إنّ طبيعتك اللؤم و لا لوم عليك فيما جبّلت عليه.

مطابق با حکمت 303 نسخه صبحی صالح

ترجمه فارسی شرح ابن‏ ميثم

287- امام (ع) فرمود: النَّاسُ أَبْنَاءُ الدُّنْيَا- وَ لَا يُلَامُ الرَّجُلُ عَلَى حُبِّ أُمِّهِ

ترجمه

«مردمان فرزندان دنيايند، و انسان را به محبت مادر نمى‏شود ملامت كرد».

شرح

اين گفتار سرزنش مردم در مورد دلبستگى به دنياست، كلمه «أبناء» استعاره براى مردم آورده شده است، از آن جهت كه تولّد مردم از دنياست و علاقه طبيعى به دنيا دارند.

و عبارت: و لا يلام…
سرزنشى براى مردم است، چنان كه در مورد كسى كه او را سرزنش مى‏ كنى و مى‏ گويى، طبيعت تو سرزنش كردنى است و به سمت چيزى كه در سرشت تو است بر تو ملامتى نيست

ترجمه‏ شرح‏ نهج‏ البلاغه(ابن‏ ميثم)، ج5 // قربانعلی  محمدی مقدم-علی اصغرنوایی یحیی زاده

 

نهج البلاغه کلمات قصار حکمت شماره 286 متن عربی با ترجمه فارسی (شرح ابن میثم)نیاز به دعا

شرح ابن‏ ميثم

286- و قال عليه السّلام:مَا الْمُبْتَلَى الَّذِي قَدِ اشْتَدَّ بِهِ الْبَلَاءُ- بِأَحْوَجَ إِلَى الدُّعَاءِ- مِنَ الْمُعَافَى الَّذِي لَا يَأْمَنُ الْبَلَاءَ

المعنى

أى أنّهما سواء في الحاجة إلى دعاء اللّه فذاك لحاجته إلى الخلاص من بلائه و هذا لبقاء عافيته و أمنه من لحوق البلاء. و هو حث لأهل العافية على دعاء اللّه لغرض الالتفات إليه و دوام قصده.

مطابق با حکمت 302 نسخه صبحی صالح

ترجمه فارسی شرح ابن‏ ميثم

286- امام (ع) فرمود: مَا الْمُبْتَلَى الَّذِي قَدِ اشْتَدَّ بِهِ الْبَلَاءُ- بِأَحْوَجَ إِلَى الدُّعَاءِ مِنَ الْمُعَافَى الَّذِي لَا يَأْمَنُ الْبَلَاءَ

ترجمه

«آن گرفتارى كه دچار درد شديد است، به دعا نيازمندتر از آن تندرستى نيست كه از گرفتارى در امان نمى‏ باشد.»

شرح

يعنى: اين هر دو به دعا نيازمندند، آن يكى براى نجات از گرفتارى و اين يكى براى دوام عافيتش و ايمن شدن از رسيدن بلا. و اين سخن تشويق اهل عافيت به دعا و درخواست از خداست، تا خداوند به آنان توجّه كند و لطفش در باره آنان پايدار باشد.

ترجمه‏ شرح‏ نهج‏ البلاغه(ابن‏ ميثم)، ج5 // قربانعلی  محمدی مقدم-علی اصغرنوایی یحیی زاده

 

نهج البلاغه کلمات قصار حکمت شماره 285 متن عربی با ترجمه فارسی (شرح ابن میثم)

شرح ابن‏ ميثم

285- و قال عليه السّلام:
رَسُولُكَ تَرْجُمَانُ عَقْلِكَ- وَ كِتَابُكَ أَبْلَغُ مَا يَنْطِقُ عَنْكَ
المعنى
استعار للرسول لفظ الترجمان للعقل باعتبار أنّه ينبى‏ء عنه، و أمّا أنّ الكتاب أبلغ من ينطق عن صاحبه فلضبط مراده فيه دون لسان الرسول لأنّه ربّما لم يؤدّ الرسالة على وجهها سهوا أو لغرض فيقع الخلل بسبب ذلك حتّى ربّما كان فيها هلاك المرسل‏

مطابق با حکمت 301 نسخه صبحی صالح

ترجمه فارسی شرح ابن‏ ميثم

285- امام (ع) فرمود: رَسُولُكَ تَرْجُمَانُ عَقْلِكَ- وَ كِتَابُكَ أَبْلَغُ مَا يَنْطِقُ عَنْكَ

ترجمه

«پيام رسان تو بيانگر عقل تو است، و نامه ‏ات رساترين چيزى است كه از جانب تو سخن مى گويد».

شرح

لفظ «الترجمان للعقل» را براى «رسول» استعاره آورده است براى اين كه رسول از جانب [پيام دهنده‏] خبر مى‏رساند و امّا اين كه نامه رساترين چيزى است كه از طرف صاحبش سخن مى‏ گويد، از آن جهت است كه مقصود صاحب خود را ضبط مى‏كند بر خلاف زبان پيام رسان، كه بسا از روى اشتباه يا به‏ عمد پيام را آن چنان كه بايد نمى‏رساند، و از اين رو اشكالى پيش مى‏آيد كه حتّى ممكن است باعث هلاكت فرستنده پيام شود.

ترجمه‏ شرح‏ نهج‏ البلاغه(ابن‏ ميثم)، ج5 // قربانعلی  محمدی مقدم-علی اصغرنوایی یحیی زاده

 

نهج البلاغه کلمات قصار حکمت شماره 284 متن عربی با ترجمه فارسی (شرح ابن میثم)رزق-حساب

شرح ابن‏ ميثم

284- و سئل عليه السّلام: كيف يحاسب اللّه الخلق على كثرتهم
فقال عليه السّلام: كَمَا يَرْزُقُهُمْ عَلَى كَثْرَتِهِمْ- فقيل: كيف يحاسبهم و لا يرونه فقال عليه السّلام: كَمَا يَرْزُقُهُمْ وَ لَا يَرَوْنَهُ

المعنى

شبّه كيفيّة محاسبته تعالى للخلق على كثرتهم بكيفيّة رزقه لهم على كثرتهم و جعل هذا أصلا في التشبيه لظهوره، و علم السائل به. و كذلك تشبيه كيفيّة محاسبته لهم مع عدم رؤيتهم له بكيفيّة رزقه لهم من غير رؤية. و وجه الشبه في الموضعين إمكان ذلك منه تعالى لشمول قدرته و عدم حاجته في شي‏ء إلى شي‏ء.

مطابق با حکمت 300 نسخه صبحی صالح

ترجمه فارسی شرح ابن‏ ميثم

284- از امام (ع) پرسيدند: چگونه خداوند با كثرت مردم از آنها حساب و پرسش مى‏ كند فرمود: كَمَا يَرْزُقُهُمْ عَلَى كَثْرَتِهِمْ- فَقِيلَ كَيْفَ يُحَاسِبُهُمْ وَ لَا يَرَوْنَهُ فَقَالَ ع كَمَا يَرْزُقُهُمْ وَ لَا يَرَوْنَهُ

ترجمه

«همان طورى كه با همه كثرتشان به آنان روزى مى‏ دهد» آن گاه پرسيدند: با اين كه نمى ‏بيند چگونه از حساب آنها مى‏ پرسد فرمود: «همان طورى كه به آنها روزى مى‏ دهد و او را نمى‏ بينند.»

شرح

چگونگى محاسبه خلايق را با كثرت جمعيّت، تشبيه به كيفيت روزى رسانى به آنها با كثرت جمعيّت، فرموده است، و اين مطلب را به دليل روشنى و آگاهى سائل از آن، در تشبيه، اصل [مشبه به‏] قرار داده است. و همين طور، كيفيت محاسبه آنها را با نديدن خداوند توسط آنان به كيفيّت روزى رسانى بدانها بدون رؤيت، تشبيه كرده است، و وجه شبه در هر دو مورد، ممكن بودن مطلب است با توجّه به فراگيرى قدرت او و بى‏نيازى در موردى به چيز ديگر.

ترجمه‏ شرح‏ نهج‏ البلاغه(ابن‏ ميثم)، ج5 // قربانعلی  محمدی مقدم-علی اصغرنوایی یحیی زاده

 

نهج البلاغه کلمات قصار حکمت شماره 283 متن عربی با ترجمه فارسی (شرح ابن میثم)مهلت

شرح ابن‏ ميثم

283- و قال عليه السّلام: مَا أَهَمَّنِي ذَنْبٌ أُمْهِلْتُ بَعْدَهُ- حَتَّى أُصَلِّيَ رَكْعَتَيْنِ

المعنى

أي لم أحزن من ذنب أمهلنى اللّه بعده إلى أن أصلّى ركعتين و ذلك لأنّ الصلاة تكفّر الذنب فإذا أمهل إلى أن يصلّيها لم يحزن بسببه.

مطابق با حکمت 299 نسخه صبحی صالح

ترجمه فارسی شرح ابن‏ ميثم

283- امام (ع) فرمود: مَا أَهَمَّنِي ذَنْبٌ أُمْهِلْتُ بَعْدَهُ- حَتَّى أُصَلِّيَ رَكْعَتَيْنِ

ترجمه

«آن گناهى كه پس از آن فرصت يافتم تا دو ركعت نماز بخوانم [و از خداوند عافيت بخواهم‏] مرا غمگين نساخت».

شرح

يعنى: از گناهى اندوهناك نيستم كه خداوند پس از آن به من مهلتى داده باشد تا دو ركعت نماز بخوانم. توضيح آن كه نماز باعث بخشش گناه است، وقتى كه انسان فرصتى پيدا كند تا دو ركعت نماز بخواند، به سبب گناه غمگين نخواهد شد.

ترجمه‏ شرح‏ نهج‏ البلاغه(ابن‏ ميثم)، ج5 // قربانعلی  محمدی مقدم-علی اصغرنوایی یحیی زاده

نهج البلاغه کلمات قصار حکمت شماره 282 متن عربی با ترجمه فارسی (شرح ابن میثم)

شرح ابن‏ ميثم

282- و قال عليه السّلام: مَنْ بَالَغَ فِي الْخُصُومَةِ أَثِمَ- وَ مَنْ قَصَّرَ فِيهَا ظُلِمَ- وَ لَا يَسْتَطِيعُ أَنْ يَتَّقِيَ اللَّهَ مَنْ خَاصَمَ

المعنى

نفّر عن طرفي الإفراط و التفريط في المجادلة و المخاصمة بما يلزم رذيلة الإفراط فيها و هو الظلم من الإثم و طرف التفريط فيها من رذيلة الانظلام، و أشار إلى صعوبة الوقوف فيها على حدّ العدل بقوله: و لا يستطيع. إلى آخره، و هو كالتنفير عن أصل المخاصمة لما أنّها مظنّة الرذائل.

مطابق با حکمت 298 نسخه صبحی صالح

ترجمه فارسی شرح ابن‏ ميثم

282- امام (ع) فرمود:مَنْ بَالَغَ فِي الْخُصُومَةِ أَثِمَ- وَ مَنْ قَصَّرَ فِيهَا ظُلِمَ- وَ لَا يَسْتَطِيعُ أَنْ يَتَّقِيَ اللَّهَ مَنْ خَاصَمَ

ترجمه

«هر كس در دشمنى پافشارى كند گنهكار است و هر كس كوتاه بيايد، ستمكش است و هر كه با ديگران در ستيز باشد، نمى‏ تواند پرهيزگار باشد.»

شرح

امام (ع) از دو طرف زياده روى و كوتاهى در كشمكش و ستيز، به دليل پيامد زياده روى يعنى جور و گناه، و پيامد كوتاه آمدن، يعنى ستم پذيرى، بر حذر داشته است. و بر اين مطلب كه در حدّ اعتدال ماندن كار دشوارى است با اين جمله اشاره فرموده است: و لا يستطيع… كه خود زنهارى است نسبت به اصل دشمنى و ستيز، براى آن كه دشمنى، ممكن است باعث صفات ناپسند ديگرى گردد.

ترجمه‏ شرح‏ نهج‏ البلاغه(ابن‏ ميثم)، ج5 // قربانعلی  محمدی مقدم-علی اصغرنوایی یحیی زاده

 

 

نهج البلاغه کلمات قصار حکمت شماره 281 متن عربی با ترجمه فارسی (شرح ابن میثم)عبرت

شرح ابن‏ ميثم

281- و قال عليه السّلام: مَا أَكْثَرَ الْعِبَرَ وَ أَقَلَّ الِاعْتِبَارَ

المعنى

أراد بالعبر محالّ الاعتبار و هو في معرض التوبيخ للسامعين على ترك الاعتبار.

مطابق با حکمت 297 نسخه صبحی صالح

ترجمه فارسی شرح ابن‏ ميثم

281- امام (ع) فرمود: مَا أَكْثَرَ الْعِبَرَ وَ أَقَلَّ الِاعْتِبَارَ

ترجمه

«چه قدر پند و عبرتها فراوان و پند پذيرى اندك است»

شرح

مقصود امام (ع) از عبرتها، جاى عبرت گرفتن است، در صدد سرزنش شنوندگان است كه چرا پند نمى‏گيرند.

ترجمه‏ شرح‏ نهج‏ البلاغه(ابن‏ ميثم)، ج5 // قربانعلی  محمدی مقدم-علی اصغرنوایی یحیی زاده

 

 

نهج البلاغه کلمات قصار حکمت شماره 280 متن عربی با ترجمه فارسی (شرح ابن میثم)

شرح ابن‏ ميثم

280- و قال عليه السّلام لرجل رآه يسعى على عدو له بما فيه إضرار بنفسه: إِنَّمَا أَنْتَ كَالطَّاعِنِ نَفْسَهُ لِيَقْتُلَ رِدْفَهُ

المعنى

و وجه الشبه قصده لأذى غيره بما يستلزم أذى نفسه.

مطابق با حکمت 296 نسخه صبحی صالح

ترجمه فارسی شرح ابن‏ ميثم

280- امام (ع) مردى را ديد كه براى آن كه به دشمن صدمه‏اى بزند، به خود زيان مى‏رساند، فرمود: إِنَّمَا أَنْتَ كَالطَّاعِنِ نَفْسَهُ لِيَقْتُلَ رِدْفَهُ

ترجمه

«تو مانند كسى هستى كه به خود نيزه ‏اى فرو مى‏ برد تا كسى را كه به پشت سرش سوار است بكشد».

شرح

وجه شبه همان قصد اذيت ديگرى است به وسيله‏ اى كه باعث آزردن خويشتن است.

ترجمه‏ شرح‏ نهج‏ البلاغه(ابن‏ ميثم)، ج5 // قربانعلی  محمدی مقدم-علی اصغرنوایی یحیی زاده