شرح ابن ميثم
381- و قال عليه السّلام لعمار بن ياسر، و قد سمعه يراجع المغيرة بن شعبة كلاما: دَعْهُ يَا عَمَّارُ- فَإِنَّهُ لَنْ يَأْخُذَلَمْ يَأْخُذْ مِنَ الدِّينِ إِلَّا مَا قَارَبَهُ مِنَ الدُّنْيَا- وَ عَلَى عَمْدٍ لَبَّسَلَبَسَ عَلَى نَفْسِهِ- لِيَجْعَلَ الشُّبُهَاتِ عَاذِراً لِسَقَطَاتِهِ
المعنى
أراد أنّه لا يعمل من الدين إلّا بما يستلزم دنيا و يقرب به منها كعدل أو صدق يستلزم منفعة دنيويّة دون ما ليس كذلك. و هو صغرى ضمير نفّر به عن مخاطبته، تقدير كبراه: و كلّ من كان كذلك فينبغي أن يعرض عن مراجعته و مكالمته.
مطابق با حکمت 405 نسخه صبحی صالح
ترجمه فارسی شرح ابن ميثم
381- وقتى كه امام (ع) شنيد، عمار بن ياسر، به مغيرة بن شعبه پاسخ مىدهد، به او فرمود: دَعْهُ يَا عَمَّارُ- فَإِنَّهُ لَمْ يَأْخُذْ مِنَ الدِّينِ إِلَّا مَا قَارَبَهُ مِنَ الدُّنْيَا- وَ عَلَى عَمْدٍ لَبَّسَ عَلَى نَفْسِهِ- لِيَجْعَلَ الشُّبُهَاتِ عَاذِراً لِسَقَطَاتِهِ
ترجمه
«اى عمّار مغيره را به خود واگذار، زيرا او از دين چيزى را نياموخته مگر آنچه را كه دنيا را به او نزديك كرده باشد، و از روى عمد، امر را بر خود مشتبهه ساخته تا شبهات را بهانه خطاهاى خود قرار دهد.»
شرح
مقصود امام (ع) آن است كه مغيره از دين جز آنچه را كه دنيا را به همراه آورد و او را به دنيا نزديك سازد، نياموخته است همچون عدالت و صداقتى كه باعث سود دنيوى است و بس، و اين عبارت صغراى قياس مضمرى است كه بدان وسيله عمار را از گفتگوى با مغيره بر حذر داشته و كبراى آن نيز چنين است: و هر كس چنان باشد، شايسته است تا از مراجعه و گفتگوى با او خوددارى شود.
ترجمه شرح نهج البلاغه(ابن ميثم)، ج5 // قربانعلی محمدی مقدم-علی اصغرنوایی یحیی زاده