نهج البلاغه کلمات قصار حکمت شماره 183 متن عربی با ترجمه فارسی (شرح ابن ابی الحدید)

حکمت 181 صبحی صالح

181-وَ قَالَ ( عليه‏السلام  )ثَمَرَةُ التَّفْرِيطِ النَّدَامَةُ وَ ثَمَرَةُ الْحَزْمِ السَّلَامَةُ

حکمت 183 شرح ابن ‏أبي ‏الحديد ج 18   

183: ثَمَرَةُ التَّفْرِيطِ النَّدَامَةُ وَ ثَمَرَةُ الْحَزْمِ السَّلَامَةُ قد سبق من الكلام في الحزم و التفريط ما فيه كفاية-  و كان يقال الحزم ملكة يوجبها كثرة التجارب-  و أصله قوة العقل فإن العاقل خائف أبدا-  و الأحمق لا يخاف و إن خاف كان قليل الخوف-  و من خاف أمرا توقاه فهذا هو الحزم- . و كان أبو الأسود الدؤلي من عقلاء الرجال-  و ذوي الحزم و الرأي-  و حكى أبو العباس المبرد قال-  قال زياد لأبي الأسود و قد أسن-  لو لا ضعفك لاستعملناك على بعض أعمالنا-  فقال أ للصراع يريدني الأمير-  قال زياد إن للعمل مئونة و لا أراك إلا تضعف عنه-  فقال أبو الأسود

زعم الأمير أبو المغيرة إنني
شيخ كبير قد دنوت من البلى‏

صدق الأمير لقد كبرت و إنما
نال المكارم من يدب على العصا

يا با المغيرة رب أمر مبهم
فرجته بالحزم مني و الدها

و كان يقال من الحزم و التوقي ترك الإفراط في التوقي- . لما نزل بمعاوية الموت-  و قدم عليه يزيد ابنه فرآه مسكتا لا يتكلم بكى و أنشد-

لو فات شي‏ء يرى لفات أبو
حيان لا عاجز و لا وكل‏

الحول القلب الأريب و لا
تدفع يوم المنية الحيل‏

ترجمه فارسی شرح ابن‏ ابی الحدید

حكمت (183)

ثمرة التفريط الندامة، و ثمرة الحزم السلامة. «نتيجه و ميوه كوتاهى كردن در كار، پشيمانى و ميوه دور انديشى، به سلامت ماندن است.» به اندازه كافى سخن درباره دور انديشى و كوتاهى كردن در كار گفته شده است، و گفته‏ اند: دور انديشى ملكه‏ اى است كه بر اثر تجربه‏ ها و كار آموزى‏ ها فراهم مى‏ شود و ريشه آن قوت عقل است كه شخص خردمند همواره ترسان است و احمق ترسان نيست، اگر هم بترسد، ترسش اندك است. هر كس از چيزى بترسد، از آن پرهيز مى‏ كند و اين پرهيز همان دور انديشى است.

ابو الاسود دؤلى از مردان خردمند و دور انديش و روشن رأى بود. ابو العباس مبرد مى ‏گويد: زياد بن ابيه به ابو الاسود كه سالخورده شده بود، گفت: اگر ناتوانى جسمى تو نمى ‏بود تو را به كارى از كارهاى خود مى‏ گماشتيم. ابو الاسود گفت: مگر امير مرا براى كشتى گرفتن مى‏ خواهد زياد گفت: كار را زحمت و مشقت است، و چنان مى ‏بينم كه از آن ناتوانى.

ابو الاسود ابيات زير را سرود: «امير ابو مغيره پنداشته است كه من پيرى سالخورده ‏ام و به فرتوتى نزديك شده‏ ام، امير درست مى‏ گويد كه سالخورده شده ‏ام ولى به مكارم كسى مى ‏رسد كه بر عصا تكيه مى‏ زند، اى ابو مغيره چه بسيار كارهاى پوشيده كه با دور انديشى و زيركى از آن گره گشوده ‏ام.» گفته شده است: يكى از نشانه ‏هاى دور انديشى، ترك افراط و زياده روى در پرهيز و خوددارى است.

و چون مرگ معاويه فرا رسيد پسرش يزيد آمد و او را خاموش ديد كه سخن نمى‏ گويد، گريست و اين ابيات را خواند: «… نيرومند حيله ساز با فرهنگ، ولى چه سود كه امروز مرگ را چاره انديشى‏ ها چاره نمى ‏سازد.»

جلوه تاریخ در شرح نهج البلاغه ابن ابى الحدیدجلد ۷ //دکتر محمود مهدوى دامغانى

 

 

دیدگاه‌ها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.