نهج البلاغه کلمات قصار حکمت شماره 363 صبحي صالح(ترجمه عبدالمحمد آیتی)

363-وَ قَالَ ( عليه‏السلام )مِنَ الْخُرْقِ الْمُعَاجَلَةُ قَبْلَ الْإِمْكَانِ وَ الْأَنَاةُ بَعْدَ الْفُرْصَةِ

شماره حکمت براساس نسخه صبحی صالح

حکمت 355 دکتر آیتی

 و فرمود (ع): از حماقت است شتاب نمودن در كارى پيش از پديد آمدن امكان آن و درنگ كردن، پس از فرا رسيدن فرصت.

ترجمه عبدالمحمد آیتی

نهج البلاغه کلمات قصار حکمت شماره 285 صبحي صالح(ترجمه عبدالمحمد آیتی)

285-وَ قَالَ ( عليه‏السلام )كُلُّ مُعَاجَلٍ يَسْأَلُ الْإِنْظَارَ وَ كُلُّ مُؤَجَّلٍ يَتَعَلَّلُ بِالتَّسْوِيفِ

شماره حکمت براساس نسخه صبحی صالح

حکمت 277 دکتر آیتی

و فرمود (ع): از همه مى‏ خواهند كه شتاب كنند ولى آنها مهلت مى ‏خواهند و براى هر يك مدتى معين نهاده ‏اند و آنها بهانه آورند و كار به تأخير اندازند.

ترجمه عبدالمحمد آیتی

موضوعات نهج البلاغه(برچسب های)

برچسب ها

خطبه شماره ۱۵۰ (نسخه صبحی صالح ) ترجمه عبدالمحمد آیتی

خطبه : ۱۵۰

و من خطبه له ع یُومِىٌٍّ فِیها إ لَى اءلْمَلاحِمِ:  

وَاءَخَذُوا یَمِینا وَ شِمَالاً ظَعْنا فِی مَسَالِکِ الْغَیِّ، وَ تَرْکا لِمَذَاهِبِ الرُّشْدِ، فَلاَ تَسْتَعْجِلُوا مَا هُوَ کَائِنٌ مُرْصَدٌ، وَ لاَ تَسْتَبْطِئُوا مَا یَجِی ءُ بِهِ الْغَدُ، فَکَمْ مِنْ مُسْتَعْجِلٍ بِمَا إِنْ اءَدْرَکَهُ وَدَّ اءَنَّهُ لَمْ یُدْرِکْهُ، وَ مَا اءَقْرَبَ الْیَوْمَ مِنْ تَبَاشِیرِ غَدٍ.

یَا قَوْمِ هَذَا إِبَّانُ وُرُودِ کُلِّ مَوْعُودٍ، وَ دُنُوُّ مِنْ طَلْعَهِ مَا لاَ تَعْرِفُونَ.

اءَلاَ وَإِنَّ مَنْ اءَدْرَکَهَا مِنَّا یَسْرِی فِیهَا بِسِرَاجٍ مُنِیرٍ، وَ یَحْذُو فِیهَا عَلَى مِثَالِ الصَّالِحِینَ، لِیَحُلَّ فِیهَا رِبْقا وَ یُعْتِقَ فِیهَا رِقّا، وَ یَصْدَعَ شَعْبا، وَ یَشْعَبَ صَدْعا، فِی سُتْرَهٍ عَنِ النَّاسِ لاَ یُبْصِرُ الْقَائِفُ اءَثَرَهُ وَ لَوْ تَابَعَ نَظَرَهُ، ثُمَّ لَیُشْحَذَنَّ فِیهَا قَوْمٌ شَحْذَ الْقَیْنِ النَّصْلَ، تُجْلَى بِالتَّنْزِیلِ اءَبْصَارُهُمْ، وَ یُرْمَى بِالتَّفْسِیرِ فِی مَسَامِعِهِمْ، وَ یُغْبَقُونَ کَأْسَ الْحِکْمَهِ بَعْدَ الصَّبُوحِ.

مِنْهَا:

وَ طَالَ الْاءَمَدُ بِهِمْ لِیَسْتَکْمِلُوا الْخِزْیَ، وَ یَسْتَوْجِبُوا الْغِیَرَ، حَتَّى إِذَا اخْلَوْلَقَ الْاءَجَلُ، وَاسْتَرَاحَ قَوْمٌ إِلَى الْفِتَنِ، وَاشْتَالُوا عَنْ لَقَاحِ حَرْبِهِمْ لَمْ یَمُنُّوا عَلَى اللَّهِ بِالصَّبْرِ، وَ لَمْ یَسْتَعْظِمُوا بَذْلَ اءَنْفُسِهِمْ فِی حَقِّ، حَتَّى إِذَا وَافَقَ وَارِدُ الْقَضَاءِ انْقِطَاعَ مُدَّهِ الْبَلاَءِ، حَمَلُوا بَصَائِرَهُمْ عَلَى اءَسْیَافِهِمْ، وَ دَانُوا لِرَبِّهِمْ بِاءَمْرِ وَاعِظِهِمْ حَتَّى إِذَا قَبَضَ اللَّهُ رَسُولَهُ صَلّى اللّهُ عَلَیهِ وَ آلِه رَجَعَ قَوْمٌ عَلَى الْاءَعْقَابِ، وَغَالَتْهُمُ السُّبُلُ، وَاتَّکَلُوا عَلَى الْوَلاَئِجِ وَ وَصَلُوا غَیْرَ الرَّحِمِ وَ هَجَرُوا السَّبَبَ الَّذِی اءُمِرُوا بِمَوَدَّتِهِ، وَ نَقَلُوا الْبِنَاءَ عَنْ رَصِّ اءَسَاسِهِ، فَبَنَوْهُ فِی غَیْرِ مَوْضِعِهِ، مَعَادِنُ کُلِّ خَطِیئَهٍ، وَ اءَبْوَابُ کُلِّ ضَارِبٍ، فِی غَمْرَهٍ قَدْ مَارُوا فِی الْحَیْرَهِ، وَ ذَهَلُوا فِی السَّکْرَهِ عَلَى سُنَّهٍ مِنْ آلِ فِرْعَوْنَ مِنْ مُنْقَطِعٍ إِلَى الدُّنْیَا رَاکِنٍ، اءَوْ مُفَارِقٍ لِلدِّینِ مُبَایِنٍ.

ترجمه :

خطبه اى از آن حضرت (ع ) به حوادث بزرگ اشارت دارد:

گاه به راست رفتند و گاه به چپ ، ولى ، راهشان راه ضلالت بود و دورى از طریق هدایت . پس ، آنچه را که آمدنى است و انتظارش مى رود به شتاب مطلبید و هر چه را، که فردا خواهد آورد، آمدنش را دیر مشمارید. بسا کسى که چیزى را به شتاب مى طلبد و، چون به آن رسد، آرزو کند که اى کاش هرگز نرسیده بود. چقدر امروز به سپیده فردا نزدیک است .

اى مردم ، زمان فراز آمدن چیزهایى است که شما را وعده داده اند. و نزدیک است که فتنه اى را، که نمى دانید چیست ، دیدار نماید. بدانید، که از ما هر که آن را دریابد با چراغ روشنى که در دست دارد، آن تاریکیها را طى کند و پاى به جاى پاى صالحان نهد، تا بندهایى را که بر گردنهاست بگشاید و اسیران را آزاد کند و جمعیت باطل را پریشان سازد و پراکندگان اهل صلاح را گرد آورد و این کارها پوشیده از مردم به انجام رساند. آنکه در پى یافتن نشان اوست ، هر چه به جستجویش کوشد، از او نشانى نیابد. پس گروهى در کشاکش آن فتنه ها بصیرت خویش را چنان صیقل دهند که آهنگر تیغه شمشیر را. دیدگانش به نور قرآن جلا گیرد و تفسیر قرآن گوشهایشان را نوازش دهد و هر شامگاه و بامداد جامهاى حکمت نوشند.

از این خطبه :

زمان جاهلیشان به طول انجامید تا خوارى و عقوبت را به کمال رسانند و مستوجب حوادث سخت روزگار گردند. تا نزدیک شد که مدت پایان گیرد و گروهى به تبهکاریها دل خوش کردند و آسودگى خویش در فتنه ها یافتند. و تا آتش فتنه را برافروزند، شمشیر برکشیدند و مؤ منان در پیکارشان شکیبایى و پایدارى ورزیدند و بر خدا هم منت نگذاردند و فدا کردن جان خویش در راه خدا را کارى بزرگ نپنداشتند. تا آنگاه ، که قضاى الهى به پایان گرفتن ایام محنت موافق افتاد و از روى بصیرت شمشیر زدند و به فرمان اندرزدهنده خود، به پروردگارشان تقرب جستند.

در این هنگام ، خدا جان پیامبر خود (صلى اللّه علیه و آله ) را بستد. قومى به عقب بازگشتند و در راههاى گوناگون ، که به هلاکتشان مى انجامید گام نهادند. بر آن آراء باطل ، که در دلشان مى گذشت ، اعتماد کردند و از خویشاوند بریدند و از وسیله اى که به دوستى آن ماءمور شده بودند (یعنى اهل بیت ) دور گشتند و بنا را از بنیان محکمش برافکندند و در جاى دیگر، نه شایان آن ، برآوردند. اینان معدن هر خطا بودند و به منزله دروازه هایى ، که هر که خواهان باطل و گمراهى مى بود، از آنها داخل مى شد. در حیرت و سرگردانى راه مى سپردند و به شیوه آل فرعون در بیهوشى و گمگشتگى و غفلت سر مى کردند. برخى از ایشان از آخرت بریدند و به دنیا گرویدند و پاره اى پیوند خویش از دین گسستند.

نهج البلاغه خطبه ها//ترجمه عبدالمحمد آیتی

خطبه شماره ۴۳ (نسخه صبحی صالح ) ترجمه عبدالمحمد آیتی

کلام : ۴۳

  و من کلام له ع وَ قَدْ اءشارَ عَلَیْهِ اءَصْحابه بالاستعداد لِحَرباءَهْل الشامِ بَعْد إ رساله جَریر بْنِ عَبْدالله البَجَلی إ لى مُعاویه :  

إ نَّ اسْتِعْدادِی لِحَرْبِ اءَهْلِ الشَّامِ وَ جَرِیرٌ عِنْدَهُمْ إِغْلاقٌ لِلشَّامِ، وَ صَرْفٌ لِاءَهْلِهِ عَنْ خَیْرٍ إ نْ اءَرَادُوهُ، وَ لَکِنْ قَدْ وَقَّتُّ لِجَرِیرٍ وَقْتا لا یُقِیمُ بَعْدَهُ إ لا مَخْدُوعا اءَوْ عَاصِیا، وَ الرَّاءْیُ عِنْدِی مَعَ الْاءَنَاهِ فَاءَرْوِدُوا، وَ لا اءَکْرَهُ لَکُمُ الْإِعْدَادَ، وَ لَقَدْ ضَرَبْتُ اءَنْفَ هَذَا الْاءَمْرِ وَ عَیْنَهُ، وَ قَلَّبْتُ ظَهْرَهُ وَ بَطْنَهُ، فَلَمْ اءَرَ لِی فِیهِ إ لا الْقِتَالَ اءَوِ الْکُفْرَ بِما جَاءَ مُحَمَّدٌ ص ، إ نَّهُ قَدْ کانَ عَلَى الْاءُمَّهِ وَ الٍ اءَحْدَثَ اءَحْدَاثا، وَ اءَوْجَدَ لِلنَّاسَ مَقالاً فَقالُوا ثُمَّ نَقَمُوا فَغَیَّرُوا.

ترجمه :

سخنى از آن حضرت (ع ) پس از آنکه ، جریر ابن عبد الله البجلى را به سفارت نزد معاویه فرستاد، اصحابش اشارت کردند که براى نبرد با مردم شام مهیا شود، فرمود: 

اگر با مردم شام بسیج نبرد کنم ، در حالى که جریر نزد آنهاست ، راه آشتى را به روى آنان بستن است ، و از راه خیر اگر آهنگ آن داشته باشند باز داشتن . ولى من براى جریر زمانى معین کرده ام که بیش از آن در شام نماند، مگر آنکه ، فریبش دهند یا خود عصیان ورزد. نظر من تاءنى و پرهیز از شتابکارى است ، شما نیز راه مدارا در پیش گیرید. البته ، اگر خود را مهیاى نبرد هم داشته باشید، مخالفتى ندارم . من همه جوانب این کار را بر رسیده ام و برون و درون آن بازجسته ام . بیش از دو راه در پیش نداریم ، یا جنگ با اینان یا کافر شدن به آنچه محمد (ص ) آورده است . آن مرد(۲۱) بر امت حکومت کرد و بدعتهاى چندى نهاد که سبب شد تا مردم چیزهایى بگویند و گفتند.و از او به خشم آمدند و تغییرش دادند.

______________________________________________

۲۱-مراد، عثمان است .

نهج البلاغه خطبه ها//ترجمه عبدالمحمد آیتی

نهج البلاغه کلمات قصار حکمت شماره 35 صبحي صالح(ترجمه عبدالمحمد آیتی)

۳۵-وَ قَالَ ( علیه‏السلام )مَنْ أَسْرَعَ إِلَى النَّاسِ بِمَا یَکْرَهُونَ قَالُوا فِیهِ بِمَا لَا یَعْلَمُونَ

شماره حکمت براساس نسخه صبحی صالح

حکمت 34 دکتر آیتی:

هر كه به كارى بشتابد، كه مردمش ناخوش دارند، در باره ‏اش آن گويند كه ندانند.

ترجمه عبدالمحمد آیتی

 

نهج البلاغه موضوعی شتاب

شتاب


۱۹۰۹٫ عدم شتاب در بدى
فى وصیته لابنه الحسن علیه السلام : اخر الشر؛ فانک اذا شئت تعجلته .
امام على علیه السلام در سفارش به فرزند خود امام حسن علیه السلام مى فرماید: بدى را به تاخیر افکن ؛ زیرا هر زمان بخواهى مى توانى آن را جلو اندازى . (۱۹۰۲)

۱۹۱۰٫ پرهیزاز شتاب
من کتابه للاشتر لما ولاه مصر : لا تعجلن الى تصدیق ساع : فان الساعى غاش ، و ان تشبه بالناصحین .
امام على علیه السلام در فرمان ولایت مصر به مالک اشتر مى فرماید: در قبول کردن حرف بدگو عجله نکن ؛ زیرا سخن چین ، حیله گر است ، هر چند در قیافه اندرزگویان درآید! (۱۹۰۳)

۱۹۱۱٫ نشانه نادانى
من الخرق المعاجله قبل الامکان ، و الاناه بعد الفرصه .
از حماقت و خشونت است شتاب کردن پیش از امکان یک چیز و صبر و تحمل بعد از فرصت . (۱۹۰۴)

۱۹۱۲٫ پرهیز از شتاب
من خطبه له یومى فیها الى الملاحم : فلا تستعجلوا ما هو کائن مرصد، و لا تستبطئوا ما یجى ء به الغد. فکم من مستعجل بما ان ادرکه ود انه لم یدرکه .
در خطبه اى که طى آن به حوادث اشاره مى کند، مى فرماید: شتاب مکنید براى رسیدن به چیزى که آماده و در صدد وصول به شما است و دیر تلقى نکنید آن چه را که فردا از راه مى رسد. پس چه بسا شتابزده براى به دست آوردن چیزى مى شتابد که اگر آن را دریابد آرزو خواهد کرد که اى کاش آن را در نمى یافت !. (۱۹۰۵)



۱۹۰۲- نامه ۳۱٫
۱۹۰۳- نامه ۵۳٫
۱۹۰۴- حکمت ۳۶۳٫
۱۹۰۵- خطبه ۱۵۰٫

نهج البلاغه موضوعی//عباس عزیزی