خطبه شماره ۱۰۱ (نسخه صبحی صالح ) ترجمه عبدالمحمد آیتی

  خطبه : ۱۰۱

و من خطبه له ع تَشْتَمِلُ عَلى ذِکُرِ الْمَلاحِمِ  

الْاءَوَّلِ قَبْلَ کُلِّ اءَوَّلٍ، وَ الْآخِرِ بَعْدَ کُلِّ آخِرٍ، وَ بِاءَوَّلِیَّتِهِ وَجَبَ اءَنْ لاَ اءَوَّلَ لَهُ، وَ بِآخِرِیَّتِهِ وَجَبَ اءَنْ لاَ آخِرَ لَهُ، وَ اءَشْهَدُ اءَنْ لا إ لهَ إِلا اللَّهُ شَهَادَهً یُوافِقُ فِیهاالسِّرُّ الْإِعْلانَ، وَ الْقَلْبُ اللِّسَانَ.

اءَیُّهَا النَّاسُ، لا یَجْرِمَنَّکُمْ شِق اقِی وَ لا یَسْتَهْوِیَنَّکُمْ عِصْیانِی ، وَ لا تَتَرَامَوْا بِالْاءَبْصَارِ عِنْدَ ما تَسْمَعُونَهُ مِنِّی .
فَوَالذِی فَلَقَ الْحَبَّهَ، وَ بَرَاءَ النَّسَمَهَ، إِنَّ الَّذِی اءُنَبِّئُکُمْ بِهِ عَنِ النَّبِیِّ الْاءُمِّیِّ صَلّى اللّهُ عَلَیهِ وَ آلِه ما کَذَبَ الْمُبَلِّغُ، وَ لا جَهِلَ السَّامِعُ لَکَاءَنِّی اءَنْظُرُ إ لى ضِلِّیلٍ قَدْ نَعَقَ بِالشّامِ، وَ فَحَصَ بِرایاتِهِ فِی ضَواحِی کُوفانَ، فَإ ذا فَغَرَتْ فَاغِرَتُهُ، وَ اشْتَدَّتْ شَکِیمَتُهُ، وَ ثَقُلَتْ فِی الْاءَرْضِ وَطْاءَتُهُ، عَضَّتِ الْفِتْنَهُ اءَبْنَاءَها بِاءَنْیابِها، وَ ماجَتِ الْحَرْبُ بِاءَمْواجِها وَ بَدا مِنَ الْاءَیَّامِ کُلُوحُها، وَ مِنَ اللَّیالِی کُدُوحُهَا.

فَإِذا اءَیْنَعَ زَرْعُهُ وَ قامَ عَلى یَنْعِهِ، وَ هَدَرَتْ شَقَاشِقُهُ، وَ بَرَقَتْ بَوَارِقُهُ، عُقِدَتْ رایاتُ الْفِتَنِ الْمُعْضِلَهِ، وَ اءَقْبَلْنَ کَاللَّیْلِ الْمُظْلِمِ، وَ الْبَحْرِ الْمُلْتَطِمِ.
هَذَا، وَ کَمْ یَخْرِقُ الْکُوفَهَ مِنْ قَاصِفٍ، وَ یَمُرُّ عَلَیْها مِنْ عَاصِفٍ، وَ عَنْ قَلِیلٍ تَلْتَفُّ الْقُرُونُ بِالْقُرُونِ، وَ یُحْصَدُ الْقَائِمُ، وَ یُحْطَمُ الْمَحْصُودُ.

ترجمه : 

خطبه اى از آن حضرت (ع ) مشتمل بر پیشگوییهایى

اوست خداوندى که اول است پیش از هر چیز که اولش پندارند، آخر است بعد از هر چیز که آخرش انگارند. از آنرو، که اول است باید که او را آغازى نباشد و از آن رو که آخر است باید که او را پایانى نبود. شهادت مى دهم ، که هیچ معبودى جز الله نیست ، شهادتى که در آن نهان و آشکار و دل و زبان هماهنگ اند.

اى مردم ، دشمنى با من شما را به گناه نکشاند و نافرمانى از من شما را به سرگشتگى دچار نسازد. چون چیزى از من شنوید به گوشه چشم ، به انکار، به یکدیگر اشارت مکنید. پس سوگند به آنکه دانه را شکافته و جانداران را آفریده ، که آنچه به شما خواهم گفت ، سخنى است از پیامبر امّى (صلى اللّه علیه و آله ) آنکه این سخن به شما مى رساند، دروغ نگوید و آنکه این سخن شنیده ، نادان نبوده است که فهم سخن نکند.

گویى مى بینم مردى را، در گمراهى سرآمد همه گمراهان ، که در شام چون زاغ بانگ مى کند. پرچمهایش را در اطراف کوفه برافراشته . چون دهان گشاید، چونان توسنى ، که لجامش را مى کشند، سرکشى آغاز کند و در زمین جاى پاى محکم سازد، دیو فتنه ، فرزندان خود را در زیر دندان خرد بساید و دریاى دمان جنگ موجها برانگیزد، روزها تیره و تار گردد و شبها با رنج و خستگى همراه .

چون کشته اش بارور شود و ثمره اش برسد، همانند اشتر مست از خشم ، پاره گوشت را از کنار دهان بیرون افکند و بسى چون صاعقه بسوزاند و براى لشکرهاى فتنه علم بربندد و به راهشان اندازد و آنان چونان شب تاریک و دریاى متلاطم پیش آیند.

اى بسا، چنین توفانهایى کوفه را در هم کوبد و گرد بادها زیر و زبرش ‍ سازد. پس از اندک زمانى جنگجویان ، شاخ در شاخ ، در هم آویزند، آنکه بر پا تواند ایستاد درو شود و آنکه دروده شده ، زیر پاها خرد و ناچیز گردد.

نهج البلاغه خطبه ها//ترجمه عبدالمحمد آیتی

بازدیدها: ۱۸

دیدگاه‌ها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *